Story of Yanxi Palace

Story of Yanxi Palace (延禧攻略)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Story of Yanxi Palace 2018 E01
The Story of Yanxi Palace 2018 E02
The Story of Yanxi Palace 2018 E03
The Story of Yanxi Palace 2018 E04
The Story of Yanxi Palace 2018 E05
A Commentary by Rahpooyan
ادامه ترجمه:http://everything-for-everyone.mihanblog.com

Tags

other
Published on: 2019-07-30
Downloads: 41
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

داستان قصر ين شی قسمت اول

اینقدر به همه چی زل نزن

اینجا شهر ممنوعه ست - چه بزرگه -

در این دنیا ، اینجا قابل احترام ترین و شایسته ترین مکانه

چطور میتونی به خودت اجازه بدی سرسری تماشاش کنی ؟

خواهی وویا امروز خیلی خوشگل به نظر میرسی

خواهر وویا ... گیره ی موهاتم واقعا قشنگه

این گیره ی مو هم خیلی قشنگه

همه نگاه کنین . اون طرف رو نگاه کنین

اونا کی هستن ؟

... اونا کسایی هستن که به دور نهایی

انتخاب در سالن سلطنتی راه پیدا کردن . اونا کاندیدهای مقام صیغه ی سلطنتی هستن

چه لباسای خوشگلی پوشیدن

اگه میتونستم همچین لباسای - زیبایی بپوشم خیلی قشنگ میشدم چقدر زیبا -

اینا ... همه اشون دخترای باارزش خانواده های معتبرن که به عنوان معشوقه دارن وارد کاخ امپراتوری میشن

هیچ کدوم از ما از همچین خانواده ای نیومدیم

هرچند ما به عنوان افراد با استعداد انتخاب شدیم و تعلیم دیدیم هنوزم انتخابی نداریم جز اینکه خدمتکار قصر باشیم

اینا فقط آرزوهای دور و درازه

پَست ... خدمتکار دون پایه

این ابریشم کاد هندی که پوشیدم مخصوصا از جیانگ نان خریده بودم

دقیقا برای اینکه برای انتخاب امروز در سالن قصر حاضر بشم

تو کثیفش کردی . پس الان چطوری میتونم در حضور اعلیحضرت حاضر بشم ؟

همه اش تقصیر منه

این رو براتون تمیز میکنم

برو گم شو

بانوی جوان لطفا از زندگیم چشم پوشی کنین بانوی جوان لطفا از زندگیم چشم پوشی کنین

بهم بگو . باید ازش چشم پوشی کنم ؟

خواهر وویا اون این کار رو از قصد نکرد

شما باید ببخشیدش

از تو نپرسیدم

بانو وویا این دخترای خدمتکار همه اشون تازه به عنوان خدمتکار قصر وارد کاخ شدن

اونا مثل خوک احمقن

شما میتونین هر چقدر دلتون میخواد کتک اشون بزنین یا سرزنش اشون کنین

اما لطفا اجازه ندید عصبانیت اتون به سلامتی اتون صدمه بزنه

... از اونجایی که لباس هام رو کثیف کردی

پس مجبوری با دستت جبرانش کنی

درد داره

نه

نه

ممکنه بانو وویا پای گرانبهاشون رو بلند کنن ؟

یه خدمتکار قصر حقیر مثل تو جرات میکنه برای رحم و شفقت من فریبکاری کنه ؟

حرف های محقرانه ی خدمتکار ناچیزتون ارزشی نداره

اما امروز شما برای انتخاب شدن اینجا حاضر شدین و این یه افتخار بزرگ برای شماست

بهتره اجازه ندید خون حال خوب و بخت مساعدتون رو لکه دار کنه

تو مطمئنا خوب حرف میزنی

اما حالا کفش هام هم کثیف شدن

و من خوشحال نیستم

شما باهوش هستین بانوی من

یه گل نیلوفر آبی کف کفش شما حک شده

اما یه چیزی هنوز کمه و من جرات میکنم درباره اش بهتون پیشنهاد کمک کنم

چطوری بهم کمک کنی ؟

لینگ لونگ کیسه ی عطرت رو بده من

... من

زودباش بیارش بده به من

ممکنه بانوی من پای باارزش اشون رو بلند کنن ؟

این خدمتکار قصر زیبا به نظر میرسه

اگه خوشگل باشه چی میشه مثلا ؟ هنوز تو یه خانواده ی متوسط متولد شده . متولد شده یه خدمتکار باشه

مقدر شده کفش خواهر وویا رو نگه داره

ممکنه بانوی من چند قدم بردارن ؟

خواهر وویا نقش گل نیلوفر آبی کفشت داره میفته رو زمین . چه زیبا

چه خاص

... من چیز زیادی نخوندم

اما وقتی استاد کتاب این رو میگفت شنیدمش

صیغه ی سلطنتی " پان " از سلسله ی " ژی " جنوبی . نیلوفرآبی طلایی روی زمین نقش میزد مابین قدم هاش نیلوفر آبی شکوفه میکرد

بنابراین فراتر از کلمات رفت و اینطوری توجه امپراتور رو به دست آورد

امروز با مالیدن پودر گل سرخ به کف کفش شما یه حقه ی ساده به شما ارائه کردم

براتون آرزو میکنم با هر قدم ترقی کنین و به هدف اتون برسید

بسیارخوب

حالا که اینطوری به خاک افتادی زندگیش رو بهش میبخشم

جی ژیانگ چرا اینقدر احمقی ؟

تقریبا ما رو تو خطر بزرگی قرار دادی

تو هم برای گفتن این حرف خجالت نمیکشی ؟

اگه به خاطر تو نبود همچین اشتباهی نمیکردم

ببین

بسیارخوب . خدمتکارای قصر فقط بعد از گذروندن امتحان رفت و روب و گلدوزی انتخاب و نگه داشته میشن

مهارت وراجی کردن به تنهایی کاری از پیش نمیبره . شما مهارت های واقعی لازم دارین

همه اتون بیاید

زود باشین

یینگ لو ... اون دختره وویا خیلی بدجنسه

چرا کمکش کردی در انتخاب برنده بشه ؟

اغلب شنیدم مسائل مربوط به قصر همیشه همراه با خوشبختی و بدبختیه

... اینکه واقعا خوشبخت میشه یا بدبخت

هنوز تعیین نشده

والاحضرت ... سالن انتخاب در حال شروع به کاره

شما باید عجله کنید و حاضر بشید

والاحضرت ؟

امروز روز مبارزه ی نامزدهای انتخاب ، سر زیبائیه . چی هست که بخوام براش حاضر بشم ؟

بهتره اینجا بمونم و گل ها رو هرس کنم

اگه والاحضرت تشریف نبرن انگار فرصتش رو به قصر چوژیو تقدیم کردن

مینگ یو

والاحضرت سالن انتخاب یه مراسم بزرگ و مهمه

... شما باید حداقل برید یه نگاهی بندازید وگرنه

ملکه ی مادر دوباره شما رو به خاطر نادیده گرفتن وظیفه ی سلطنتی اتون سرزنش میکنه

شما خیلی جوون هستین ولی همه اتون خیلی نق میزنین

بسیارخوب . پس بیاید بریم

خوبه . همین الان لباس و جواهراتتون رو حاضر میکنم

همسر نجیب زاده مقام سوم حرمسراست ) ( در حالی که ملکه رتبه ی اول رو داره

به والاحضرت ملکه سلام عرض میکنم

تشریفات بیشتر رو کنار بذارید

ملکه ... این دوره انتخاب دختران کیفیت بالایی داره . یه تعدادشون خیلی زیبا هستن

انتخاب دوشیزگان سلسله ی ژینگِ بزرگ با سلسله ی قبلی فرق داره

ما باید اونها رو از خانواده های نجیب و پرافتخار انتخاب کنیم

دخترایی با شخصیت و رفتار ممتاز که به امپراتور خدمت کنن

این به ظاهرشون ربطی نداره

اما بازم نمیتونیم یه سری خربزه ی کج و کوله یا چوب عناب خورد و خمیر انتخاب کنیم

همچین منظره ای امپراتور رو خفه میکنه

و این روی ظاهر وارثان سلطنتی هم تاثیر میذاره

مهم نیست کاندیداهای انتخاب چقدر زیبا هستن . قابل قیاس با زیبندگی صیغه ی سلطنتی که بالاتر از همه اشونه نیستن

جرات ندارم تعریف مهربانانه ی شما رو قبول کنم

به هرحال گل صد تومانی زیبا و معطر پادشاه تمام گل هاست

مطمئنا این چیزی نیست که هر کسی بتونه بهش برسه

امپراتور وارد میشوند

مودبانه به امپراتور سلام عرض میکنم و براتون آرزوی سلامتی دارم

نیازی به تشریفات نیست

انتخاب معشوقه ی سلطنتی شروع میشه

دختر سوسولو دائو جین وزیر دادگستری

سوسولو یولی . پانزده ساله

باد امروز خیلی قدرتمنده

اونجا ایستادن باید خیلی براش سخت باشه

امپراتور

ملکه ... این دختر خیلی لاغره

انگار یه باد بیاد اون رو با خودش میبره

نشان اون رو حذف کنین . یه گل بهش هدیه بدین

دختر گان تان لین وزیر نیروی سلطنتی . گان رویو

شانزده ساله

اون باید در روز 5 وعده غذا بخوره ؟

نشان اون رو حذف کنین . یه گل بهش هدیه بدین

دختر جانگ گیا سی خوان دادرس اداره ی شون تیان

جانگ گیا روهونگ . شانزده ساله

اون هر روز سس سویا میخوره و حموم آفتاب میگیره ؟

اعلیحضرت دارن میگن تو خیلی برنزه ای

چرا اون روی صورتش این همه لکه داره ؟

نشان اون رو حذف کنین . یه گل بهش هدیه بدین

دختر وویا ژیونگ شان وزیر صلح امپراتوری

وویا چینگ دای

هفده ساله

اون چیه روی زمین ؟

پاهات چه مشکلی دارن ؟

در جواب امپراتور باید بگم اینها به عنوان " قدم های نیلوفر آبی " شناخته میشن

کفش هاش رو در بیارین و بذارین یه نگاهی بهش بندازم

بله

پس این کفش ها نقش گل نیلوفر آبی کف اشون حک شده

کف کفش ها حتی به پودر آغشته شدن

اون کلی فکر پشت این کارش داره

بندازیدش بیرون

... امپراتور ... امپراتور ... من ... من فقط

من فقط قدم های نیلوفر آبی رو برای برجسته کردن خودم جعل کردم

ممکنه امپراتور لطفا گناه من رو ببخشن ؟

اعلاحضرت ملکه لطفا نجاتم بدین . لطفا نجاتم بدین

امپراتور اشکالی نداره یه معشوقه ی سلطنتی همچین تلاش هایی برای پیشروی خودش بکنه

اگه از این کار خوشتون نمیاد فقط بهش یه گل ببخشید و تمومش کنید

... اگه به این شیوه از قصر بیرونش کنید

چطور میتونه در آینده با دیگران رو به رو بشه ؟

من برای انتخاب وارد قصر شدم

... اگه اینطوری بیرون انداخته بشم

نه تنها باعث سرافکندگی خانواده ام میشم ، در آینده چطور میتونم زندگی کنم ؟

... من قبلا این حکم رو صادر کردم

تا اتصال پا بین معشوقه های سلطنتی وجود نداشته باشه

اما در پیش نویس انتخاب امروز بیشتر از یک یا دو مورد محدودیت وجود داره

این فقط در مورد نشونه های سرزمین هان نیست قبل از سلسله ی ژینگ ، شکستن پا برای کوچیک کردن ) ( سایز معمول بود . آخر این قسمت توضیح بیشتری میدم

حتی قبیله ی وویا همچین کار منسوخ و بیخودی رو یاد میگیرن ؟

پان یونو یه صیغه ی سلطنتی افسونگر بود

ژیائو بائو جون شاه بی کفایتی بود

این کار رو از پان یونو یاد گرفتی تا آشفتگی ایجاد کنی ؟

... اگه همچین زنی برای ورود به قصر انتخاب بشه

حتما باعث مشکلات زیادی میشه

... نه تنها خودش رو از قصر میندازم بیرون پدرش رو هم

تنبیه میکنم تا برای دیگران درس عبرت بشه

بیا بریم - امپراتور . امپراتور . اشتباه کردم -

اون خدمتکار زن پست بود که این کار رو باهام کرد

امپراتور . امپراتور . اون خدمتکار زن پست بود که این کار رو باهام کرد

امپراتور . امپراتور من رو عفو کنید

امپراتور . امپراتور . من رو عفو کنید . امپراتور

این خیلی ترسناکه

میدونم اشتباه کردم

امپراتور این کار اون خدمتکار زن پست بود

اون چه اشتباهی کرد ؟

امپراتور . امپراتور . من رو عفو کنید

رئیس پیشکاران " وو " شما اینجا هستین

اومدم اینجا یه نگاهی به خدمه ی جدید قصر بندازم

سر پیشکار " وو " ... تا اتمام زمان امتحان هنوز نصف چوب بخور دیگه مونده

چرا فعلا یه مقدار چای میل نمیکنین ؟

من رو ببرید تا یه نگاهی به انبار بندازم

باشه . از این طرف لطفا

... یه خدمتکار قصر

باید باهوش و زرنگ باشه . ببین تو چقدر احمقی

حتی اگه وارد قصر بشی خیلی زود با تیپا پرتت میکنن بیرون

اگه میخوای این رو بهم بگی بیخودی انرژیت رو هدر نده

چه تاسف آور

لینگ لونگ ما با همدیگه بزرگ شدیم

کمکم کن فورا یه راه حل پیدا کنم . باشه ؟

چه راه حلی پیدا کنم ؟

منم هنوز گلدوزیم رو تموم نکردم

اشک هات رو پاک کن . نذار ژانگ مومو این رو ببینه

دیوونه ای ؟

اون قراره یه ماهی کپور طلایی بدوزه . اون قسمت آغشته به خونه

مهم نیست چیکار کنی . برای درست کردنش خیلی دیر شده

تا تموم شدن وقت امون فقط به اندازه ی سوختن نصف چوب بخور باقی مونده

برای دوباره دوختن گلدوزی وقت کافی نداری

فقط دو تا کوک مونده تا گل صد تومانی تموم بشه . کمک کن تمومش کنم

More Farsi Persian subtitles for Story of Yanxi Palace

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left