The first 200 lines.
"جونگا" ترجمه اي از وبسايت باليوود وان
افسر مانيماران گزارش ميده قربان
افسر مانيماران - بله قربان -
قرار ـه راجع به يه مأموريت محرمانه صحبت کنيم - بله قربان -
چرا انقدر بلند حرف ميزني ؟ اين مأموريت محرمانه ست
ما ميخوايم رئيس جونگا رو فراري بديم
و تو رو براي اين مأموريت در نظر گرفتيم
چه انقدر شوکه شدي ؟
اين کاري نيست که به تنهايي بشه انجام داد دورايسينگام هم با تو همکاري ميکنه
اون خيلي حرف ميزنه قربان
تو يه فکري به حال پرحرفي خودت بکن
جونگا رو از زندان بيار بيرون و بذار فرار کنه
بعد به پليس محلي گزارش بده
متوجه شدي ؟
اسلحه ـتُ بردار و برو
اگه اون بلايي سرت بياره چي ؟
چرا دستتُ اينجوري گرفتي ؟ مگه اينجا عبادتگاه ـه؟
اول صبح تبرک گرفتن خوبه قربان
انقدر چرند نگو ، اسلحه رو بگير
وقتي کارت تموم شد به من خبر بده - چشم قربان -
مواظب باش مطبوعات چيزي منعکس نکنن
داري به چي نگاه ميکني ؟ برو - ميرم قربان -
بيا اينجا
داري چيکار ميکني ؟
اون خوابيده قربان
چطوره تو هم بري کنارش بخوابي ؟
اين چه حرفي ـه به من ميزني ؟
برو بيدارش کن
قربان ... خواهش ميکنم
من يار وفادار شما دورايسينگام هستم
لطفاً بيدار بشيد
برو يه لگد بهش بزن بيدار بشه
من تجربه داشتم ، اينجوري بيدار کردنش خطرناک ـه
يه کاري کن بيدار بشه
اين اولين مأمورين کشتن ـه که به من دادن
همه جا وطن من ـه و همه قوم و خويش من هستن
قربان يه راه حل خوب پيدا کردم
با اون راه حلت ، مگه دستم بهت نرسه
قربان اين که نشسته خوابيده
دارم مديتيشين انجام ميدم
قرار ـه به يه زندان ديگه منتقل بشي
مگه اينجا چه ايرادي داره ؟
اينجا خيلي آرامش بخش ـه
انرژي مثبت داره
از طرف من از بازرس تشکر کن
بازرس خودش دستور انتقال داده
دستور بازرس ـه ؟ - بله -
اون پليسي که اومده اينجا بنظر خيلي عصبي مياد
يعني ميتونم بهش اعتماد کنم ؟
ميشه بهش اعتماد کرد ؟ - بله قربان -
اگه تو ميگي پس بهش اعتماد ميکنم
پس بريم ؟ - بله ، لطفاً -
هندوستان جديدي در حال متولد شدن ـه
بله قربان - بريم -
عجله نکن ، صبر کن اون هم بياد
چرا دارين جلوي من راه ميريد ؟
قهرمان منم نه شما
کي قرار ـه منُ بکشه ؟ تو يا اون ؟
بنظر خيلي حرفه اي مياد
توي چشمهاش ترديد ـه
قطعاً اسلحه ـش هم همينطور ـه
اگه درست شليک نکنه و فقط منُ زخمي کنه ميتونم فرار کنم
تو يه کاري کن تيرش به خطا بره ، من هم هواي تو رو دارم
من دارم براي خودت ميگم ، ببين
من بهش اعتماد کرده بودم
قربان ، چشمهات داره دو دو ميزنه ، خودتُ کنترل کن
ساخت چين ـه ؟ قفل اتوماتيک داره ؟
بذار ببينم ، ساخت چين ـه
من هم با همين اسلحه يه نفرُ زدم
اوضاع بهم ريخت ، اونها منُ محاصره کردن
بازي برده رو باختم
اگه همچين اتفاقي براي تو بيوفته
و گلوله به اين بخوره چي ؟
خواهش ميکنم ببرش کنارش
نميشه به محصولات چيني اعتماد کرد خودتُ کنترل کن
آروم باش
ما اومديم اينجا تا اونُ بکشيم
اما اون هيچ اهميتي نميده
با ما حرف هم ميزنه
اين ديگه کيه بابا ؟ - بريم ازش بپرسيم -
اون يه مانيکام ـه
منظورت اينه يه مثل راجنيکال ـه ؟
هي ، دوستان عزيز
اشتباه متوجه شدين
من نميتونم جاي اونُ بگيرم
من فقط يه قهرمان هستم
اون يه سوپر قهرمان ـه
همه بليط گرفتن ؟
نميتوني بياي بليط ما رو بدي ؟
نميتوني خودت بياي بگيري ؟ خار پاشنه داري ؟
هي پيراهن صورتي ، پيراهن آبي ، کچل ، سر سطلي
بليط ندادين
اون چه چشمهاي تيزي داره
با يه نظر دقيقاً ميدونه کي بليط نداده
هي پيراهن سفيد ، تو هم بليط ندادي
تو هم گير انداخت
با پيراهن سفيد ميخواد سر منُ کلاه بذاره
بگير
چرا بجاي اينکه اتوبوس مستقيم بره از سمت چپ ميره ؟
اولين بار ـه مياي ؟ اتوبوس داره ميره دم خونه ي اون دخترـه
اون بدون بليط ما رو سوار نميکنه
اما ميره دم خونه دنبال اون و سوارش ميکنه
بدجوري بهت دلبسته شدم
چرا انقدر زندگي رو براي من سخت ميکني ؟
تو شرق و غرب مني
اگه بتونم دل تو رو به دست بيارم ديگه آرزيي ندارم
به من نگاه کن عزيزم
به من نگاه کن شيرين من
من به تو نياز دارم ، بايد با من همراه باشي
من يه پسر دهاتي هستم و تو يه دختر با کلاس
ميخوام ازت خواستگاري کنم ، بگو که قبول ميکني
به من نگاه کن عزيزم
به من نگاه کن شيرين من
من به تو نياز دارم ، بايد با من همراه باشي
هروقت تو رو ميبينم سوت ميزنم
وقتي تو سوار اتوبوس ميشي براي من مثل هواپيما لذت بخش ميشه
من سيگار نميکشم مشروب نميخورم
نوشابه نميخورم ، اما يه عادت بد دارم
هر روز توي روياهام با تو خوش ميگذرونم
تو رو به پدرت قسم تو رو به مادرت قسم
تو رو به پدربزرگت قسم تو رو به مادربزرگت قسم
تو رو به عمت قسم تو رو به عموت قسم
تو رو به خواهرت قسم تو رو به برادرت قسم
تو رو به مادرت قسم تو رو به پدرت قسم
تو رو به پدربزرگت قسم تو رو به مادربزرگت قسم
تو رو به عموت قسم تو رو به عمت قسم
تو رو به خواهرت قسم بذار من همسرت بشم
چرا انقدر خوشحالي ؟
چرا با من اينجوري حرف ميزني ؟
تو صاحب قلب من هستي
با خيال راحت از زندگيت لذت ببر
من زبان تلگو رو بلد نيستم من زبان کانادُ بلدي نيستم
به جز هندي زبان ديگه اي بلد نيستم
من جکهاي بد بلد نيستم حرفهاي زشت بلد نيستم
من فقط يه چيزي رو خوب بلدم عزيزم
من تو رو خوب ميشناسم
تو رو به مادرت قسم تو رو به پدرت قسم
تو رو به پدربزرگت قسم تو رو به مادربزرگت قسم
تو رو به عموت قسم تو رو به عمت قسم
تو رو به خواهرت قسم تو رو به برادرت قسم
تو رو به مادرت قسم تو رو به پدرت قسم
تو رو به پدربزرگت قسم تو رو به مادربزرگت قسم
تو رو به عموت قسم تو رو به عموت قسم
تو رو به خواهرت قسم بذار من همسرت بشم
من و تو يک روح در دو بدن هستيم
چرا اينجوري ـه ؟ اتوبوس داره ميره
بيا اينجا دوست پسر عزيز من
از شور و اشتياق لبريز شو
مشروب خوردن فقط يه عادت ـه سکس کار حيوانهاست
يه جشن حيواني ـه ، من اونجوري نيستم
بخاطر بيماري رواني ـه ، من اونجوري نيستم
اما يه جرمي هست که من مرتکب ميشم
يواشکي از همه چيز لذت ميبرم
تو رو به مادرت قسم تو رو به پدرت قسم
تو رو به پدربزرگت قسم تو رو به مادربزرگت قسم
تو رو به عموت قسم تو رو به عمت قسم
تو رو به خواهرت قسم تو رو به برادرت قسم
تو رو به مادرت قسم تو رو به پدرت قسم
تو رو به پدربزرگت قسم تو رو به مادربزرگت قسم
تو رو به خواهرت قسم تو رو به برادرت قسم
تو رو به عروستون قسم تو رو به مادرت قسم
اون شکل قورباغه ست
سلام ، بگو منُ دوست داري
چي گفتي ؟
همون که شنيدي - خل و چلي ؟ -
لطفاً
اعتراف کن ، بگو منُ دوست داري
انقدر روز مزخرفي نداشتم که بخوام به تو بگم دوست دارم
عزيزم اگه نگي دوستم داري اين اتوبوس راه نمي افته
گفتن دوست دارم چه ربطي به راه افتادن اتوبوس داره ؟
چون موتور من جلوي اتوبوس ـه
حالا ديدي ، تا نگي چجوري اتوبوس راه بيوفته ؟
هي ، ديوونه اي ؟
فکر کردي اينجوري تهديد کني من هم تو رو قبول ميکنم ؟
مثل اينکه عقلت سرجاش نيست
بلند شو از اينجا برو
پاشو برو پي کارت
انقدر فيلم ديدي فکر کردي همينجوريه ؟
لباس شيک بپوشي بياي شعر بخوني اون هم قبول کنه ؟
فکر کردي موتورتُ پارک کردي نميتونم حرکت کنم ؟
موتورت اون پشته
براي اينکه بيام خواستگاري کنم رفتم کلي فيلم ديدم
حالا ميرم 5 تا فيلم اکشن ميبينم و ميام ازت انتقام ميگيرم
هي ، براي انتقام هم بايد فيلم ببيني ؟
بله . بليط هم بهت نميدم
نگران نباش ، من اينجام
هي وايسا
اينُ بگير
اين هم بگير
اينجا چه خبر ـه ؟ - بيا جلو -
اين ديگه چه مدل قهرماني ـه ؟
يعني فقط وايساد نگاه کرد ؟
اون کي بود ؟ - من که 4 بار برا توضيح دادم -
کي ، کجا و چند نفر بودن ؟ مگه نميدونن اگه به تو دست بزنن من ميام به حسابشون ميرسم ؟
هي ، چرا انقدر قيافه گرفتي ؟
مگه نگفتي يه گانگستر ميشناسي ؟ اون کجاست ؟
آره گفتم
مگه نگفتي اگه من توي دردسر بيوفتم به اون ميگي بياد ؟
قيافه ي اون 4 نفر توي ذهنم حک شده
حالا بايد بريم سراغ اون قهرمان و حساب اون اراذلُ بذاريم کف دستشون
No comments yet. Be the first to leave one.