The first 200 lines.
« ترجمـه از عـرفان و مهدي » .:: Notion & Mehdi_Salimi ::.
مونتنگرو، سال 2008
بايد برگردم سر کار
نگران نباش سابقهاش رو چک کردم
:جريان اينطوري ميشه
مامور عاشق يه دختر ميشه
بعدش يه عمليات رو شروع ميکنه
دختره رو گروگان ميگيرن
گروگان گيرها ميخوان بدونن رئيس ماموريت کيه
اون چيکار ميکنه؟
اونا با دختره چيکار ميکنن؟ هان؟
منظوري از اين حرفا داري؟ - آره -
از شونهي راستت نگاه کن
نيروهاي خوديه يا دشمن؟ - من از کجا بدونم -
واقعا مهمه؟
اگه احساس ميکني به يه رابطهي عاطفي احتياج داري...يه سگ بگير
شبکهي شمارهي چهار
اوه، لعنتي
ميسون، ميشه يه کمکي بکني، رفيق؟
ميخواي سوتينت رو هم ببندم، شاهدخت؟
.آره، آره، آره اينو بکن توي کونت
خيلي بامزهاي
هنلي هستم
باشه
شما بچهها 20دقيقه وقت داريد
حاظري؟
ميسون، آمادهاي؟
آره. آمادهام
.در حال چک کردن يک، دو
شکار خوبي داشته باشي - دريافت شد -
سلام
آقاي سفير، ازتون ميخوام لباساتونو بدين به من
ما فکر ميکنيم ممکنه امروز به جان شما سوءقصد بشه
.هدف مذکره سفيدپوست، بين 35 تا 40 سال
ميخواي روي جونت شرط بندي کني؟
.نه روي تو شرط بندي ميکنم
همينجاست، پيتر
.من توي يه ساختمون زرد رنگ هستم با پنجرههاي سبز و هموني که سمت چپش يه برج ساعتـه
چندتا مشکوک رو پيدا کردي؟
خيليا
احساس خوبي ندارم
.عمليات رو لغو کن ما نميتونيم اين موضوع رو پوشش بديم
قرار نيست اين عمليات رو لغو کنيم
اگه بخوان به سرت شليک کنن جليقه هيچ کمکي بهت نميکنه
به هر حال از شر اين سردردها خلاص ميشم
کتشلوار آبي، موقعيت ساعت دو
.ديدمش داره راه ميوفته
.شليک نکن شليک نکن
.حواست به شليکت باشه شليک نکن
نه، داره مياد سمتت - !شليک نکن -
ديورو؟
...آه! خدايا
داشت بهت شليک ميکرد. مجبور بودم بزنمش
چه غلط ديگهاي بايد ميکردم؟
!ياد بگير از دستورات اطلاعت کني
!نه، نه، نه نه، مايکل، نه
لوزان، سوئيس. 5 سال بعد
.پيتر، يه مردي پيش درياچه نشسته ميگه تو رو ميشناسه
همين؟
.سلام هنلي از ديدنت خوشحالم؟
خيلي وقته گذشته - هنوز درگير کارهات توي برليني؟ -
برلين؟ معلومه که نه
ديگه اوضاع فرق ميکنه، دوست من
حالا خط مقدم توي بلگرادـه
به نظر سرحال مياي
حداقل بهتر از اوني
کارگن؟ - بازنشستگي چاقش کرد -
ولي اون دختره رو نه - اوه، خداي من -
کريگ
.اونا خطر اينکارو ميدونستن هممون ميدونستيم
ما قاتل رو شناسايي کرديم
الکسا دمويستريا
يه قاتل اجير شده، اهل مسکو
دختره بيشتر آدمايي رو ميکشه که توي کارشون دارن پيشرفت ميکنن
سازمان فکر ميکنه کار آرکادي فيديروفـه که داره تمام آدما و هر چيزي که اونو ياد گذشتهاش ميندازه رو، از بين ميبره
اين يارو قراره رئيس جمهور بعدي روسيه بشه
اين موضوع چه ربطي به من داره؟
ناتاليا
ما بهش افتخار ميکنيم، پيتر
بعد از اينکه تو رفتي اون خيلي به گير انداختن فيديروف نزديک شد
ولي اون ميخواد برگرده به سازمان
يه مدرک ازش داره
چيزي که حتي خود اون رو هم ميترسونه
چي؟ - يه اسم -
ادعا ميکنه همهچيز با گفتن اين اسم تغيير ميکنه
...و اگر درست بگه
فکر ميکني چقدر طول بکشه اون رو هم مثل اينا بکشن؟
ميري اونجا و مياريش بيرون
.از مسکو تا سنتپيترزبورگ ...از مرز هلسينکي بيا
من اونجا ميبينمت
اون تو رو خواسته
فقط تو
تا نياريش بيرون اسم رو بهت نميده، درسته؟
اون هميشه آب زير کاه بوده
دوما، مسکو
.با پرادا قرار مصاحبه داري اون خبرنگار منتظره شماست
اون صبر کيکنه
پهباد آمادهاس
تيم خروج در آماده است و در حال ديدباني
اينا رو نميخواي؟
بدون من ميخواي چيکار کني؟ هان؟
.سفارت ايلات متحده بلگراد، صربستان
تصويرِ پهپاد رو داريم؟ - بله داريم -
...زمان رسيدن تيم خارج کنندهي هدف
4دقيقه است
هدف توي ديدمونـه
داره به سمت شمال ميره، به سمت خيابان توارسکيا در حرکته
5دقيقه
،از هدف پيام دريافت کرديم 5دقيقه تا محل خارج کردن هدف فاصله داريم
تماس تصويري از لنگلي
اونجا ساعت چنده، پري؟ نيازي نيست وارد اين موضوع بشي
اگر اين دختر واقعا چيزي عليه فدروف داشته باشه، توجه خيلي ها جلب ميشه
هدف داره به محل نزديک ميشه
قربان، يه مشکلي داريم
کيه؟ - بنظر ميرسه سرويس امنيتي روسيه هستن -
!بيا تو ماشين
پيتر، اينجا چيکار ميکني؟
اون ماشين کيه که اون سوارش شد؟
هر کي که هست از نيرويهاي ما نيست
لوسي چطوره؟ هان؟
دلش واست تنگ شده
منم دلم واسش تنگ شده
واسه هردوتون
داريم توي خيابون پاراليل تعقيبشون ميکنيم
...به سمت محل مورد نظر در حرکت هستن
در بلوار تورسکوي
.مرکز بلگراد، عمليات 42 رو شروع کنيد ميسون بايد کار رو تموم کنه
!نه پري، نميتوني اينکارو بکني
.مرکز بلگراد، عمليات 42 رو شروع کنيد ميسون بايد کار رو تموم کنه
واحد يک - بله -
کد42. مفهوم بود؟
کد42. مفهوم بود
.تو يه اسم داشتي بهش احتياج دارم
!همين الآن! من اون اسم رو لازم دارم
ميرا فيليپووا
بله؟ - ميرا فيليپووا -
ميرا فيليپووا
پيتر، شما قراره بميرين
انجام کد 42 کامل شد
اوه، لعنتي
پيتر
اون از افراد ما بود، واينستين
همون موقع که روسها فهميدن جاسوسه کارش تموم شده بود. ما بهش لطف کرديم که بدون زجر کشتيمش
!برو! برو! برو بيرون
...وارد دوربين امنيتي ترافيک شهري شديم
چه خبره؟ - واحد يک، اينجا مرکزه. گزارش بده -
چي شد؟
واحد دو، گزارش بده
ديورو بود
.ديورو بود اون اينجا چيکار ميکنه؟
ديورو کيه؟
پيتر ديورو، يکي از نيروهاي خودمون
از سال 1977 تا2008
قبلا با هنلي کار ميکرد
.من با پرواز بعدي ميام اونجا ميسون رو بيارين
فرودگاه
بلگراد، صربستان
ميرا فيليپووا
!برو! برو! برو
!جلوشو بگيرين
اوه، اسموکي - فکر کنم اين مال شماست -
بيا اينجا، گربهي خنگ اوه، واقعا متاسفم
بيشتر اوقات توي آپارتمان منه، بايد کرايه بده
اون از تو بيشتر از من خوشش مياد
دوست داري واسه يه فنجون قهوه بياي تو؟
خودم درست کردم
مزهي خونگي ميده
ببخشيد، از سر کاره
بله؟
مرکز پناهندگان سياسي بلگراد
سلام، دنبال کسي به اسم آليس فورنير ميگردم
!آليس
ميتونم کمکتون کنم؟
بله. سلام، من ادگار سيمسون ...هستم، خبرنگارِ تحقيقاتي
و کارمند روزنامهي نيويورک تايمز هستم
ميخواستم در مورد اين آقا باهاتون حرف بزنم
آرکادي فدروف
اون يه سياستمدارِ روسه
دارم درموردش تحقيق ميکنم
فرودگاه بين المللي بلگراد
سلام، من يه اتاق رزرو کردم
نه
سفارت ايالات متحده، بلگراد، صربستان
چرا شليک نکردي؟
اينجا
چرا شليک نکردي؟
درسته، آقاي ميسون. چرا شليک نکردي؟
تهديدي در کار نبود، قربان
يه مرد کل تيمت رو کشته بود ...و به سمتت اسلحه گرفته بود
و بعد تو ميگي تهديد نبود؟
ديورو بخاطر کشته شدن اون زن عصبي شده بود
انتظار نداشت منو اونجا ببينه
اون دقيقا کاري رو کرد که اگه منم جاش بود ميکردم
ما سعي کرديم بکشيمش
اونم ما رو کشت
همهي اينا رو توي همون 2 ثانيه فهميدي؟
بله، قربان
...اما به سوال جواب ندادي
چرا شليک نکردي؟
چرا اون شليک نکرد؟
No comments yet. Be the first to leave one.