The first 200 lines.
آنچه گذشت در استار ترک: دنیاهای جدید عجیب...
میخوایم درباره ستوان اورتگاس صحبت کنیم؟
اون ارزیابی روانشناختیش رو قبول شد.
ممکنه خیلی زود برگشته باشه سر شیفتش؟
مانورت جانِ
همه افراد سفینه رو بیدلیل به خطر انداخت.
متاسفم واسه اتفاقی که برات افتاد، اریکا.
اما نمیتونم بذارم روی قضاوتت تاثیر بذاره.
اینجا بیرون، میتونم نشون بدم چند مرده حلاجم.
هیچی نمیتونست بهم آسیب بزنه تا اینکه این اتفاق افتاد، و حالا روزهایی هست
که به همون اندازه اون موقع میترسم.
گزارش شخصی. تاریخ ستارهای ۲۱۹۸.۷.
انترپرایز مشغول بررسی
منطقهای عجیب و ناشناخته از فضاست.
مثل داستانهایی که ملوانهای قدیمی زمین تعریف میکردند،
این منطقه به خاطر داستانهای پدیدههای عجیب و غریبش افسانهایه.
داستان ارواح توی دریا.
هرمانیتو.
خوبه.
چیزی که پیدا کردیم یک پارسک فضاییه
با امواج گرانشی اونقدر عجیب که حتی اسپاک هم نمیتونه سر از کارش دربیاره.
سنسورها دارن دادههای متناقضی نشون میدن.
کاوشگرهامون دارن توی منطقه اینور و اونور پرتاب میشن
مثل توپهای ساحلی.
همونطور که گفتم، تنها راه
برای به دست آوردن جواب، فرستادن یه شاتله
با یه خلبان ماهر که کنترلهای دستی رو به دست بگیره.
مواظب باش، من هرگز این سطح
از ناپایداری گرانشی رو بدون یک منبع قابل تشخیص ندیدم.
تو داری فقط جذابترش میکنی.
از این مطمئنی؟
دکتر امبنگا برای ماموریتهای انفرادی بهم مجوز داده. من آمادهام.
من سعی کردم یک نقشه پیشبینیکننده بسازم که متمرکز شده
روی یک منطقه خاص و بالاترین سطح
نوسانات گرانشی رو نشون میده.
این ماژول سنسورهای شاتل رو تقویت میکنه
تا به جمعآوری دادههای حین پرواز کمک کنه.
فهمیدم. نگران نباش.
انقدر داده برات میارم،
که از گوشات بزنه بیرون.
این یه اصطلاحه.
میدونی که، مگه نه؟
باید اعتراف کنم، ناامید شدم
که نمیتونم تو این ماموریت بهت ملحق بشم.
اما امواج گرانشی هیولایی، یادته؟
ما شاتل رو به طور خاص بازسازی کردیم،
تمام تجهیزات غیرضروری رو درآوردیم.
همونطور که میگن، هر اونس مهمه.
و تو، آقای اسپاک،
خیلی سنگینی.
من وزنم رو در حد نوسان ۱.۸ کیلوگرم حفظ میکنم.
مگه واضح نیست؟
ضمناً، بهت اینجا توی آزمایشگاه علمی نیاز داریم،
تا اسکنهای ورودی رو نظارت کنی.
توی یک میدان گرانشی با این چگالی، احتمال از دست رفتن دادهها وجود داره.
ارتباطات تحت تاثیر قرار میگیرن، پس در تماس دائمی باش.
دریافت شد. - وقتی بررسیت کامل شد،
شناور نظارتی زیرفضایی رو مستقر کن.
به جز تعدادی سیگنال تاییدنشده،
ما خیلی کم درباره این منطقه از فضا میدونیم.
به عبارت دیگه، استارفلیت داره یه ماهواره جاسوسی قرار میده
تا ببینه کی داره سرک میکشه.
خب، پس من تو جریانم.
حالا، اینم یه جمله قدیمی از خلبانهاست --
بیا این شمع رو روشن کنیم.
قیافه اسپاک رو دیدی؟
آره، میدونم. تقریباً دلم براش سوخت.
مثل بچهای شده بود که بهش گفته بودن
نمیتونه سوار ترن هوایی بشه.
ولی اگه بخوام روراست باشم،
ماموریت تکنفره یه جورایی امتیازه.
یه فرصت برای خالی کردن ذهنم.
اون بیرون برای یکی دو ساعت تنهایی حالت خوبه؟
به من اعتماد کن،
پرواز کردن بهترین حس دنیا رو بهم میده.
میدونم، پس خوش بگذرون اما مراقب باش.
«مواظبت» اسم وسط منه. - وایسا.
تو بهم گفتی «خطر» اسم وسطت بوده.
انترپرایز،
شاتل آرکیمیدس داره سپر انفجاریش رو پایین میاره
و از خلیج شاتل خارج میشه.
باشه. نشونم بده...
چی داری.
حسگرها برای کنترل غیردیداری فعال شدن.
مانیتور برای تصویربرداری گرانشی تنظیم شده.
وضعیت چیه، شماره یک؟
در حداقل فاصله ایمن توقف کردهایم.
۲.۴ میلیون کیلومتر.
اوهورا، حالش چطوره؟
اورتگاس گزارش میده که همه چی عالیه، قربان.
اون عملیات بررسیش رو شروع کرده.
من اینجا هستم، کاپیتان.
این منو یاد اون داستانهای قدیمی روی زمین میاندازه
در مورد خلبانهایی که هواپیماهاشون رو وارد طوفانها میکردن.
همیشه کنجکاو بودم که اون تجربه چطور بوده.
حالا میدونم.
آزمایشگاه علمی به پل.
جمعآوری دادهها تموم شد.
میدونم داری خوش میگذرونی، اریکا،
اما وقت بازی تموم شد.
بویه رو مستقر کن و برگرد خونه.
یکم حسودی، کاپیتان؟
نه بابا، این صندلی خیلی بهم میاد.
اورتگاس به اینترپرایز.
کنترل سکان رو از دست دادم.
یه چیزی منو گرفته!
دارم سعی میکنم یه دید پیدا کنم!
اوه. یه کرمچاله همین الان از ناکجاآباد ظاهر شد.
هشدار قرمز.
اون کوفتی از کجا اومد؟
حسگرها حتماً نمیدونم چطور از دستش دادن.
حسگرها یه کرمچاله رو ندیدن؟ - و اون دقیقاً
بالای سر موقعیت اورتگاسه.
اوهورا، با شاتل تماس بگیر.
به اورتگاس بگو از اونجا بره.
آرشمیدس، جواب بده.
اریکا، جواب بده.
اون کرمچاله داره ارتباطات رو مختل میکنه.
صبر کن، یه چیزی پیدا کردم.
سلامت بدنه شصت درصد.
پنجاه و پنج درصد.
پنجاه درصد. - آره، فهمیدم! دارم کنترلش میکنم.
کاپیتان، اون خیلی نزدیکه.
داره مستقیم میره تو چشم طوفان.
یالا. از پسش برمیای.
از پسش برمیای.
تو...
قربان.
ارتباطم رو با اورتگاس از دست دادم.
ردیابش رو نمیگیرم.
هیچ اثری از شاتل نیست.
اون رفت.
فضا.
مرز نهایی.
اینها سفرهای سفینه فضایی اینترپرایز است.
مأموریت پنجسالهاش:
کاوش دنیاهای جدید و عجیب...
...به دنبال یافتن زندگیهای جدید
و تمدنهای جدید...
...تا شجاعانه به جایی برود که هیچکس قبلاً نرفته است.
سپرها یازده درصد. - سیستمهای ناوبری از کار افتادن!
کنترلهای سکان از کار افتادن!
سلامت بدنه نُه درصد.
موتورها جواب نمیدن.
سیستمهای اصلی دارن از کار میفتن. - حسگرها...
بهزور کار میکنن.
دارن بهم میگن تو چاه گرانشی گیر افتادم
یک غول گازی درست روبروم.
اینترپرایز، آرشمیدس صحبت میکنه. صدامو میشنوی؟
من دارم چه غلطی میکنم؟
من اون طرف یه کرمچاله لعنتیام.
کامپیوتر، هنوز قدرت کافی داریم
تا رله زیرفضایی رو مستقر کنیم؟
مثبت.
باشه. اینو ضبط کن تا بازپخش بشه و پخشش کن.
میدی، میدی.
ستوان اریکا اورتگاس هستم
از سفینه فضایی فدراسیون اینترپرایز.
همین الان از یه کرمچاله پرت شدم بیرون.
نمیدونم کجام،
ولی دارم سقوط میکنم.
هر کس اینو میشنوه،
بیاین تو این مختصات پیدام کنین.
و خوراکی بیارین.
همون جیرهها.
نه، نه، نه، نه، نه، نه.
لعنتی.
یادداشت شخصی. تاریخ ستارهای نامعلوم.
سقوط کردم...
معلوم نیست کجا؟
حسگرها برای پیدا کردن موقعیت، خیلی آسیب دیدن.
سیستم پشتیبانی حیات با باتری کار میکنه.
ولی زندهام، پس...
...این یه برده.
شاتل روزهای بهتری رو دیده.
بویه رله فانتزی استارفلیت رو مستقر کردم.
امیدوارم بتونه میدی منو ارسال کنه
به اون طرف کرمچاله.
آه.
تازه داشتم به قسمت خوبش میرسیدم.
بیخیال یادداشت. مهم نیست.
فقط یه لیست از چیزایی که باید درست بشن درست کن.
هوم.
اوه.
با خودم شروع کنم.
اصول مقدماتی بقا در آکادمی استارفلیت.
تو یه سیاره بیگانه گیر افتادی.
چی لازم داری؟
آب.
غذا.
سرپناه.
یکیشو دارم.
دوتای دیگه رو لازم دارم.
تو الان یه چگالنده آبی.
لطفاً چگالش کن.
و شگفتانگیزه!
آب درست کردم!
بتو، اگه الان منو میدیدی.
من آب درست کردم!
اولین مشکل بقا حل شد.
No comments yet. Be the first to leave one.