The first 60 lines.
چرا؟ چرا؟
چرا؟!
فکر نکنم اشتباه کرده باشم
نه، امکان نداره اصلا! اصلا اینطور نیس!
چان، از لبت داره خون میاد؟
مگه مُهمه اونم وقتی که ول کردی رفتی و همه چی بهم ریخت؟
کارگردان خیلی عصبانیه، نه؟
هی، چرا دیگه نمیری؟ حس میکنم میخوام بهت علاقه ـمند بشم
انقدر آه و ناله نکن
چی؟ شما دوتا همدیگه رو میشناسین؟
اگه میخوای سرنوشت کسی رو تغییر بدی،
باید براش هزینه کنی
من دارم میرم حتما فردا بیا سر فیلمبرداری
اون چِش بود؟
حالت چطوره؟ امروز استرسات از بین رفتن؟ آره
هر جور شده ازت محافظت میکنم
چی شده؟ جریان چیه؟ یهویی؟
همینجوری دارم میگم
بیا
واووو!
به نظر میومد دلت میخواست اینو داشته باشی
واووو!
انقدر با احساس بودی؟ چه خبر شده؟
همینطوری
اما فردا چیکار کنم؟
مشکلی نیس. سونها اینجاس. سونها مدیرِ شانس
مدیر شانس؟
سونها
منظورت از مدیر شانس چیه؟ عجب آدمایی هستینا
هی، واقعا میخوای اینطوری باشی؟ ببخشید
کارگردان خیلی عصبانیه؟ معلومه که عصبانیه
آره، مطمئنم عصبانی شده
باید استعفایی چیزی بدم
حتما ازت محافظت میکنم
نرو! نه
تو ساعت کاری داری چیکار میکنی؟
چیه؟
بیا
اسناد فعلیِ IS
کمکم کن چی؟
کارتون عالی بود
خواهش میکنم. ببرینش
بیا بریم
لعنتی
حالا حرفمو باور میکنی؟
نباید به هاری بگیم؟ چی باید بگم؟
هاری، من نجاتت میدم هر طور شده نجاتت میدم. احمقی؟
خب میخوای چیکار کنی؟ چیکار باید بکنم؟ اون زنمه
باید ازش محافظت کنم
اوپا، چرا اومدی اینجا؟
منظورت چیه؟ نمیخوای بری سر فیلمبرداری؟
مگه فیلمبرداری امشب نیس؟
چی؟
واقعا؟
دوباره اومدی، اورابونی؟
واقعا فوق العاده ای یه آدم فوق العاده
چه عجیب
خب، کِی میخوای بری؟
حدود چهار ساعت بعد؟
خب...
No comments yet. Be the first to leave one.