Loot

Loot

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Loot 2022 S03E01 720p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-11-18
Downloads: 25
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫وای خدای من.

‫اوه خدا.

‫نیکلاس؟

‫اوه خدا!

‫لباس سرهمی چرمی گوساله ایت خراب شد!

‫و همچنین هواپیمای ما سقوط کرد.

‫کمک!

‫نه، نه، نه. نه، نه.

‫اوه، نه، نه. اشکالی نداره.

‫من قبلاً گشتم. هیچکس دیگه ای اینجا نیست.

‫- چی؟ ‫- ما کاملاً تنهاییم.

‫حالا چیکار کنیم؟

‫به هر قیمتی که شده.

‫ما باید زنده بمونیم.

‫ببین عزیزم، من یه آتیش درست کردم.

‫و تو بهم گفتی آناناس کریستالیم رو نیارم.

‫وایسا.

‫باید درخواست کمک مینوشتیم؟

‫اوه، نه. این خیلی بیشتر شبیه خودمونه.

‫میفهمن.

‫به خودمون افتخار میکنم، نیکلاس.

‫این ماهی سرخو عالیه.

‫فقط داشتم فکر میکردم، وقتی بیرون بودی ‫و همه کارها رو برای هر دومون انجام میدادی،

‫میگو هم دیدی؟

‫اوه، آره بابا. اینجا پر از میگوعه.

‫الان برمیگردم.

اوه، و ‫یه چند تا از این نارگیل‌ های ‫مرطوب‌ کننده هم برام میاری؟

‫یه نگاهی میندازم.

‫عالیه.

‫من همینجا میشینم و تمرین شیپور صدفی میکنم.

‫خیلی خب، همتون گوش کنید.

‫هشتاد و شیش اسنپر ‫حالا میگو میخواد

‫و، ماریسول، لطفاً نارگیل ها رو با لا مر پر کن، باشه؟

‫داره سریع تمومشون میکنه. ‫اینجا خسیس بازی در نیار.

‫یادتون باشه، همه، ما توی یه جزیره متروکه ایم.

‫باید همیشه شیکِ تبعیدی باشه، باشه؟

‫هی، هی. میتونی بفهمی یه مام زیر بغل ‫توی یه جزیره متروکه چه شکلی میتونه باشه؟

‫بوی بدن این پیرزن دیگه خیلی داره تند میشه.

‫عجله کنید، عجله کنید، عجله کنید، مردم.

‫زود باشید. چرا هیچکس نمیترسه؟

‫گوش کن، نیکلاس.

‫من خودم نواختن آهنگ "در جریان آزادی" رو ‫با شیپور صدفی یاد گرفتم.

‫دور شو، دور شو، دور شو،

‫آفرین عزیزم.

‫میشه یه چیزی بگم؟

‫میدونم زندگی‌مون اینجا سخته، ‫ولی یه جورایی خوشم میاد.

‫راستش از اینکه توی اقیانوس برینم لذت می‌برم.

‫این توالت خداست.

‫شاید همه اینا به نفع‌مون باشه.

‫منظورم اینه، من با آرتور خیلی گند زدم.

‫من آدم بدی ام.

‫هی. هی، هی. نه.

‫لازم نیست بهش فکر کنی. باشه؟ ‫هیچکدوم از اینا اینجا مهم نیست.

‫حق با توئه.

‫اینجا خیلی خالصه. هیچ درگیری‌ ای نیست.

‫هیچ میلیاردر نقاب‌ داری روان من رو به هم نمیریزه.

‫اینجا دقیقاً همون چیزیه که تو بهش نیاز داری.

‫روان تو اینجا به هم نمیریزه.

‫میخوای آهنگ "کوکومو" رو بشنوی؟

‫اونجاست که میخوایم بریم،

‫خیلی پایین توی کوکومو،

‫هی، کسی میتونه یه تیغ زنانه شیک بهم بده؟

‫میخوام وقتی خوابه پاهاش رو اصلاح کنم.

‫اوه، لعنتی. نه!

‫- نه! نه! نه! نه! نه! نه! نه! نه. ‫- اینجا چه خبره؟

‫شماها اینجا چیکار میکنید؟ ‫چطوری پیدامون کردید؟

‫ماری‌ سول بهم زنگ زد.

‫اون گفت نمیخواد توی یه جزیره خصوصی ‫توی اقیانوس هند گیر بیفته.

‫دخترم هفته دیگه از دانشکده پزشکی ‫فارغ التحصیل میشه.

کی اهمیت میده، ماری سول؟

‫این برای مالیه.

‫مالی کجاست؟ اینجا چه خبره؟

‫و کسی میتونه یه پینا کولادای ‫دبل ویرجین برام درست کنه؟

‫خیلی خب، ببینید، بعد از اون همه ماجرا با آرتور،

‫و اون محفل نقاب‌ دار میلیاردرها،

‫اون توی بدترین وضعیت روحی کل زندگیش بود.

‫اون به یه بازنشانی کامل نیاز داشت.

‫پس من یه سقوط هواپیما رو جعل کردم،

‫یه جزیره بهشتی خیالی توی صحرا اختراع کردم،

‫جایی که اون میتونه از واقعیت فرار کنه، ‫خودش رو شارژ کنه و التیام پیدا کنه.

‫من اسمش رو گذاشتم "حالت خداحافظی".

‫و این کاملاً کار میکنه.

‫این مزخرف‌ ترین چیزیه که توی عمرم شنیدم.

‫واقعاً اینطوره، سوفیا؟

‫منظورم اینه، مگه همه ما به واقعیت‌ های جعلی ‫احتیاج نداریم که گاهی بهشون فرار کنیم؟

‫منظورم اینه، هاوارد، چرا تو هر سال مثل اسکویرتل ‫لباس میپوشی و توی کامیک-کان شرکت میکنی؟

‫من لباس نمیپوشم. من تبدیل میشم.

‫و، سوفیا، مگه تو بخشی از جنبش ‫تسخیر وال استریت نبودی؟

‫ما یه گفتگو رو شروع کردیم.

‫و، راندا، در مورد کریستال‌ های ‫کوچیک و کارت‌ های تاروتت چی؟

‫نمیدونم.

‫سه شمشیر به طور دقیق پیش‌ بینی کرد که ‫من قراره با شوهر خواهرم رابطه داشته باشم.

‫ببینید، به محض اینکه حس کنم ‫که اون به حالت عادی برگشته،

‫- بهتون خبر میدم. ‫- نه.

‫ما شغل‌ های واقعی داریم که ‫به آدم‌ های واقعی کمک میکنیم.

‫ما مسئولیت‌ هایی داریم.

‫- میرم باهاش حرف بزنم. ‫- نه. نمیتونی این کار رو بکنی.

‫باید خیلی باهاش ملایم باشی.

‫اون مثل یه خواب‌ روه. ‫مغزش الان خیلی شکننده‌ست.

‫وای، تینا لاک‌ پشت، این صدف‌ ها ‫واقعاً بالا می‌برن و جدا میکنن.

‫سلام، دختر عمو.

‫من از خونه کوچیک احمقانه‌ت خوشم میاد.

‫چی؟

‫چه خبره؟

‫این اولین سراب منه.

‫و خیلی قشنگه.

‫و خیلی واقعی.

‫و من میتونم بوی جین و سکه ها رو حس کنم.

‫و، سوفیا، تخیل من برات موی چتری گذاشته.

‫خیلی هم خوب شده. ‫باید توی زندگی واقعی هم این مدلی کنی.

‫این زندگی واقعیه. ‫آخر هفته کوتاه‌شون کردم.

‫نه، نکردی.

‫دارم خواب می‌بینم.

‫وقتی خواب می‌بینی باید ‫خودت رو نیشگون بگیری، دیوونه.

‫خدایا، حتی سرابت هم باید خونسرد باشه.

‫مالی، به حرفم گوش کن.

‫من واقعی ام.

‫ما واقعاً اینجاییم. ‫تو توی یه جزیره متروکه گیر نیفتادی.

‫- چی؟ ‫- نیکلاس همه اینا رو صحنه سازی کرده.

‫تو داری دستکاری میشی.

‫نیکلاس؟ اون چی داره میگه؟

‫خیلی خب، مالی، بیا اینجا بشینیم.

‫خب، وقتی توی هواپیما بودیم،

‫من یه تصمیم مهم در مورد سلامت روانت گرفتم،

‫و ممکنه مقداری پوست لیمو ترش ‫آمبین رو روی پاناکوتای تو رنده کرده باشم.

‫- این جرمه؟ ‫- آره.

‫قبلاً جرم نبود.

‫به هر حال، ما واقعاً سرگردان نشدیم.

‫ما توی یه جزیره ایم که تو ‫توی طلاق از جان به دست آوردی.

‫اسمش سنت نوواکه.

‫در واقع یه عمارت درست همونجاست.

‫منظورت اینه که همش الکیه؟

‫دقیقاً. عالیه.

‫همه ما قضیه رو میدونیم. بیاید جمعش کنیم، ‫اون پینا کولاداها رو بگیریم و برگردیم لس آنجلس.

‫وایسا.

‫آرتور کجاست؟

‫نمیدونیم، دختر عمو.

‫درست بعد از اینکه تو فرار کردی، ناپدید شد.

‫و به تلفنش هم جواب نمیده.

‫- من اینجا میمونم. ‫- چی؟

‫نه. داری چی میگی؟

‫چه فایده ای داره که من با شماها برگردم؟

‫مهم نیست چیکار کنم، همیشه آخرش ‫به یکی دیگه یا خودم آسیب میزنم، و...

‫دیگه نمیخوام باهاش کنار بیام.

‫پس داری از همه چیزهایی که ‫انجام دادیم دست میکشی؟

‫باورم نمیشه اینقدر خودخواه شدی.

‫خب، شاید وقتشه که من خودخواه باشم.

‫داری فرار میکنی. تو یه ترسویی.

‫اوه، حتماً.

‫شاید من یه ترسو باشم.

‫ولی من یه ترسوئم که صاحب یه جزیره‌ست.

‫و من هیچ وقت اینجا رو ترک نمیکنم.

‫پس نکن.

‫بنیاد قبل از توئم خوب بود، ‫و بدون توئم خوب میمونه.

‫اینجا خوش بگذرون، نقش بازی کن.

‫بیاید بریم، بچه ها.

‫و واقعاً باید عجله کنیم.

‫احتمالاً نباید مسئولیت رو به عهده اینزلی میذاشتم.

.امروز کارتون عالی بود، تیم

‫همه واقعاً بهترین عملکردشون رو نشون دادن.

‫شما بهترین تیم حقوقی هستید ‫که تا حالا باهاش کار کردم.

‫چرا هنوز پرواز نکردیم؟

.خبر خوب

‫هواپیما حسابی داغونه. هیچ جا نمیریم.

‫نه. چقدر طول میکشه درستش کنید؟

‫خب، ما به یه موتور جدید نیاز داریم، ‫ولی باید با هواپیما بیارنش.

‫و ما وسط باند گیر کردیم ‫و مسدودش کردیم، پس...

‫میخوام یکم جنس بزنم ‫و به چند تا مدل پیام بدم.

‫به هیچ وجه.

‫حتی یه ثانیه دیگه هم نمیتونم توی این جزیره بمونم.

‫اگه مجبور بشم تا سریلانکا شنا میکنم.

‫خب، این ایده جالبیه.

‫پسر بالغ من اونجا زندانیه.

.نه، نه. وایسید

‫یه خونه دیگه اون طرف جزیره هست ‫و به نظر میاد یه کشتی مسافربری دارن.

‫عالیه. ما با کشتی میریم.

‫همه وسایلتون رو بردارید و بریم.

‫این حس خیلی خوبیه.

‫از خدایان جزیره به خاطر این نعمت سپاسگزاریم.

‫ممنون، کوکومو!

‫میدونی، این بهترین ایده ای بود ‫که تا حالا داشتی، نیکلاس.

‫تو، من، تینا لاکپشته.

‫- این همه چیزیه که برای بقیه عمرم نیاز دارم. ‫- بقیه عمرت؟

‫عجیبه، چون فکر میکردم این یکم موقتی‌ تر باشه.

‫- اوه، نه، ما هیچ‌ وقت نمیریم. ‫- باشه.

‫فقط... من برای دیدن ونسا هاجنز ‫و اشلی تیسدیل در انتظار گودو بلیط داشتم.

‫ولی میدونی چیه؟ ‫حس میکنم جواب منفیه.

‫- کاملاً خوبه. من… ‫- خانم مالی.

‫- خانم مالی، یه مشکل بزرگ داریم. ‫- چی شده؟

‫اونا رفتن اون طرف جزیره.

‫- کیا رفتن؟ ‫- سوفیا و بقیه گروه.

‫باید بهشون کمک کنی.

‫چرا؟ اون طرف جزیره چیه؟

‫ما اینجا تنها نیستیم.

‫چقدر دیگه مونده؟

‫نمیدونم. آنتنم داره قطع و وصل میشه.

‫باید یه جایی همین دور و بر باشه.

‫این خیلی کلافه کننده‌ست.

‫شماها هم اون صدا رو میشنوید؟

More Farsi Persian subtitles for Loot

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left