The first 200 lines.
، (دون فیلیپه)
مهاجما، مسیر گاوا رو قطع کردن – مارلو)ها هستن) -
گاوچرونا کجان؟ - بقیه گله رو تا شهر همراهی میکنن -
دارن اونا رو با عجله بطرف (ترینیتی) میبرن
فیلیپه روبلِس) پیر) سهم خوبی بالا کشیده
این کار، اونو خوب نمی کنه
چطوری میخواد به ما پول بده؟ اون به ما مدیونه که گلّه شو از هم جدا کردیم
گرو روهنو برای اینکه پسش بدم نمی خرم اونا رو برای این میخرم که مِلک رهنی رو تصرف کنم
(خاک سیاه شهر (دالاس ما رو ثروتمند می کنه
خون اون لاشخور پیر رو میریزیم مگه نه (کالِن)؟
اونطوری که من میگم. اینجا مث (جورجیا)، خون و خونریزی نداریم
کارمون توی (جورجیا) بد نبود – از من ممنون باشین –
هر تیراندازی که اینجا بکنی انگشت ماشه کشیدنت رو خرد می کنم
(روی صحبتم با تو هم هس (بِرایانت دست به اسلحت سریعه
واسه کسب و کار من خوب نیس پس دور (دالاس) رو خط بکش. مفهوم شد؟
هر ملاقاتی که لازم باشه من این کارو می کنم
شما بچه ها سریع عقب بکشین اونا با من
(مهاجما، مسیر گله تونو قطع کردن، آقای (روبلِس سعی کردم جلوشونو بگیرم
(اونا افراد تو بودن، (ویل مارلو
افراد من؟ شما دارین منو بخاطر تفاله هایی که توی جنگ در(تِگزاس) تربیت شدن، منو سرزنش می کنید؟
(تقصیر من نیس که (تِگزاس به اتحادیه برنمی گرده
و تا این وضعه، هرج و مرج هم خواهد بود
برادران (مارلو) و دردسر باهم اومدن اینجا
هنوزم مایلم زمین شما رو بخرم و شانس خودمو در برابر مهاجما امتحان کنم
اگه صاحب مِلک اربابی شمال بودی هیچ تهاجمی در کار نبود
ویل) فقط سعی داشت بهت بگه) که از این کارا نکنی
آره. آره. ضمنا گفت که ...از (دالاس) بیرون بمونم
اما من قصد ندارم اینکارو بکنم...
...قوی، شجاع
درست مث مارمولک در گوشه تاریک...
اما دوران غارت کردن شما تقریبا تمومه
یه مارشال ایالات متحده توی راهه
(حدودا ده دقیقه دیگه وارد (اِسپرینگ فیلد ایالت (میسوری) میشیم
افرادی که میخوان به غرب یا جنوب مسافرت کنن، کالسکه دیگه ای سوار شن
مارشال (یانکی) هستی؟ مترجم: یانکی، به سرباز دولت فدرال یا ایالت های شمالی آمریکا در جنگهای داخلی اطلاق می شود
مارشال ایالت متحده
ایالات متحده؟
همه کسایی که فکر می کنن متحدیم بگن: آره – آره -
دارم از یه خانم دعوت میکنم که مابین تازه به دوران رسیده های هم نسل خودش بشینه
با کمال میل
مث جاروی جادوگرا سرده
من...من (باتِرفیلد) هستم (از (سَن لوییز
توی کار پارچه های خشک کن جورابها و تصورات زنونه هستم
هستم از (بوستون
توی (اِسپرینگ فیلد) توقف میکنه؟ - بطور موقت –
من با یکی به نام (ویلیام هیکاک) کار دارم – بیل) وحشی؟) –
بزرگترین مارشالی که تا حالا وجود داشته – درسته، شنیدم که (بیل) داره بازنشسته میشه –
هیچ رقابتی در کار نیس – تو اینطوری میگی –
دیدم که موقع مواجهه با رِب هالیستِر) ترسیده بود)
اون یاغی بی پروا؟ - شما بهش میگی یاغی بی پروا – من بهش میگم وطن پرست
شاید (لی) تسلیم شد اما نه (رِب)ِ پیر (جورجیا). نه، آقا
اون تنها مرد جنگیه که هنوز به راهش ادامه میده
"تحت تعقیب" بِلاید هالیستِر) که ضمنا به اسمِ) رِب هالیستِر) شناخته میشود) سرهنگ دوم ارتش جنوبی ها به خاطر اقدام به اعمال تبهکارانه پس از توقف جنگ بین ایالت ها تحت تعقیب می باشد
کالسکه بطرف غرب تا 30 دقیقه دیگه حرکت می کنه اونایی که خوراکی میخوان بهتره عجله کنن
چه صبح عالیی
صبح مطبوعیه
بفرما اوناهاش، پسر (غرور (ویکس بورگ
(مایه وحشت (دالاس اون (بِلاید هالیستِر)ه
منظورت اینه که یه یاغی معمولی میتونه توی خیابونا راه بره؟
هیچ قانونی اینجا نیس؟ - قانون هست، (بیل هیکاک) وحشی –
...آقای (هیکاک)، نامه ای دارم که باید تقدیمتون کنم – -
مهمونی رو برای شما بچه ها خراب کردم
فکر کنم کسی که این شهرو میچرخوند آروم گرفت
اینو میبرم
آقا، اسبشو بیارین
شلیک خوبی بود مارشال – درسته آقا. به کشتنش داد –
خب، اگه بخواین گونی پیچش می کنیم
بفرما. لاشه رو از شهر ببر بیرون
خب ادامه بده. هاج و واج اونجا واینستا – یه لحظه صبر کنید -
من با این کاری نداشتم – برو -
همه مون شنیدیم که سر اون شورشی داد زدی – کاملا اشتباه می کنید -
...داشتم معرفینامه رو – ...بچه ها، یه مراسم دارزدن میخواستین –
...یه دونه داغش اینجاس
از شرش خلاص شدیم – فقط شاید حالا شهر آروم بگیره -
کلاه ملاقات روز یکشنبه ام به فنا رفت
به راهت ادامه بده، کت آبی وگرنه واسه صبحونه سرخت می کنم مترجم: کت آبی، عنوانی بوده که در جنگهای داخلی آمریکا جنوبی ها به سربازان شمالی می گفتند
...این ممکنه منطقه رسمی من نباشه
اما تو به چنگ یه مارشال ایالات متحده افتادی
دوست داری گوشت خوک، چرب باشه یا کم چرب؟
به محضی که غذا رو خوردم، قصد دارم برت گردونم به (اِسپرینگ فیلد) و تحویل مقامات بدمت
موضوع چیه؟ - که گفت: (داک –
جونور موذی. اینجوری لطفمو جبران می کنی؟ دزدیدن کلاهم؟
خودتو به خاطر نمایشی که برپا کردی سرزنش کن هزینه شش تا از بهترین تیراندازامو باید بهم بدی
(حالا، دست نگهدار (رِب
من با چنین کارای کثیفی تسلیم نمیشم ...از بین بردن بقایای آثار تو
تبلیغاتی که تیراندازی من به... رِب هالیستِر) به اونا داد)
حالا بگو کلاهم کجاس؟
(خب، بهت میگم (بیل ...یه پسر کوچولویی رو میشناسم
که افتخار میکنه کلاه... بیل هیکاک) وحشی رو داشته باشه)
خب حالا (فکر خوبی بود (رِب
میخوای اونو برای بچه هه امضاء کنم؟ - اسمت توشه. به اندازه کافی خوبه –
یه خرده غذا بخور – نه. باید برگردم به شهر -
مبارزه مون متقاعد کننده بود؟ - کل شهر داره در موردش حرف میزنه -
مث یه گُلمیخ مُردی - (مطمئنا دست و بالمو باز کردی، (بیل -
از این به بعد زندگی واسم کلی راحتتر میشه راب هالیستِر) مرده)
نمیخواید دستگیرش کنید؟ - اُه، تو رو فراموش کرده بودم -
متاسفم که مجبور شدم ضایعت کنم، آقا
مجبور بودم (رِب) رو قبل از اینکه اون عوضیا متوجه بازیمون بشن، از شهر خارج کنم
از این گذشته می ترسیدم با این لباسی که تو پوشیده بودی، باعث تیراندازی بیشتری بشی
مسخره اس – مطمئنا همینطوره -
من دارم درمورد سرپیچی شما از وظیفه تون حرف میزنم ...مطلع شدم که
مطلع شدی؟ اون وقت شما ممکنه کی یا چی باشی؟
هستش از (بوستون – مارشال ایالات متحده هس -
امکان نداره – برعکس، من یه...دارم -
یه چیزی باهاش بزن – وا...؟ واسه چی؟ -
خب، (بیل) مردیه که باید متقاعد بشه
مارشال، از آشنایی باهات مشعوف شدم با وجود اینکه هنوز با ما بودی
قراره رکوردت بعنوان کوتاهترین عمر یه مارشال ثبت بشه
همونطور که بعدازظهری سعی کردم توضیح بدم نامه ای از ژنرال دادستانی کل دارم
(شما باید همراه من به (دالاس کانتی در (تگراس) بیاین
راهزن ها در ناحیه، وحشت آفرینی میکنن
برادرها – اسمشون چیه؟ -
برادران مارلو نیستن؟
خب بله. درسته، خودشه از قرار معلوم یه خونواده شاعرانه
هس، یه (ویلیام مارلو (و یه (لانگ فِلو
کالِن)؟) – بله خودشه -
میشناسیشون؟
هیچوقت ندیدمشون
برای اینا دستور داده شده ...وظیفه میهن پرستانه شما
پسرجون، جای زخمای وظیفه سرتاسر بدنم هس
از این به بعد، مردم قراره بلیط بخرن ...تا بتونن اونا رو نیگا کنن
روی صحنه تئاتر...
منظورتون اینه قصد دارین هنرپیشه بشین؟
چرا که نه؟
تو مارشالی هستی که با خیال راحت کنار میاد
مردم خوشحال میشن که واسه دیدن نمونه اصیل و پرمو پول بدن
شکارت مبارک مارشال قانون در دستان معصوم توئه
مارشال، این...این یاغیه
اگه شما دستگیرش نکنید خودم مجبور میشم
یاغی؟
بذار یه چیزی بهت بگم، پسر
اینجا (بوستون) نیس
ما اینجا یه جنگ داشتیم. توی اداره آدمایی رو پیدا می کنی که دزدن، قاتلن
آدمای دیگه ای پیدا می کنی که انگ یاغیگری خوردن صرفا بخاطر چیزی که مال خودشون بوده جنگیدن
کسایی هستن که بعنوان آدم بدا میشناسنشون و کسایی هم هستن که واقعا بدن
بهتره یاد بگیری تا فرقشونو بگی
هی، کجا داری میری؟ - با تو –
چی؟ به (دالاس)؟
خب، (هیکاک) از جریان خارج شده. مگه نه؟
منظورت اینه که جای آقای (هیکاک) رو میگیری؟
چرا که نه؟ - (چرا؟ من که نمیشناسمت، آقای (هالیستِر –
بعنوان یه یاغی برچسب خوردی یه چریک جنوبی
هرچند من شایستگی اونچه که آقای (هیکاک) گفت رو دارم
...خدا میدونه که تو نسبت به من باعرضه تری اما
اُه، برای اینکه تو رو معاون خودم بکنم - تو هنوزم دستت بهش نمیرسه -
معذرت میخوام؟
قرار نیس معاونت بشم تو باید معاونم بشی
توی (دالاس) نه تو رو میشناسن نه منو (بنابراین من میشم مارشال (وِذِربی
هیچ چیز جدیدی توی این فکر نیس یه رسم معمول توی شماله، میدونم
استخدام آدمای دیگه تا بجات بجنگن
آقای (هالیستِر)، من توی (چیکاماگا) بودم برادرم توی (گِتیسبِرگ) بوده
خب، پس تو یه نوع کاملا جدید از تازه به دوران رسیده ها هستی
خب به هرحال، می تونی (مارلو)ها رو فراموش کنی به هر حال، یکی از اونا
فقط برام قسم بخور و من ...بِرایانت) رو واست میکشم)
همشون رو... به نام دولت ایالات متحده
خونریزی در کار نیس صِرفا میخوام اونا دستگیر بشن
دستگیر؟ اونم (بِرایانت مارلو)؟ – درسته -
در مورد اون پسر کوچولوهه یادته که داشتم به (بیل) وحشی می گفتم؟
(اون توئی، (باب
(لوبیای (بوستون
ظاهرم شبیه یه کیسه یانکی شده اما امیدوارم بوی یکی به مشامم نخوره
(شاید نسبت به (جانی رِب پیشرفت حساب بشه
سخت نگیر، کت آبی شانس آوردی که این طرفا دیدمت
اما این روشیه که باید باشه
تو منی اما من ، تو نیستم
و...و وقتی داری با من حرف میزنی در واقع داری با خودت حرف میزنی
...وقتی من دارم باهات صحبت می کنم
اون من نیستم... دارم صحبت می کنم با، اون...اون تو هستی
خب، به هرحال، قضیه رو گرفتی
(به هر حال امیدوارم بتونم نجاتت بدم (وِذِربی
تو بیشتر از اونی که شبیه بیل هیکاک) هستم به نظر میای)
فقط یه خیاط یانکی باید این راهو برای سواری به طرف (تِگزاس) انتخاب کنه
می تونم بهت بگم که من وارد این قضیه شدم فقط برای اینکه نامزدم رو تحتتاثیر قرار بدم
خب، میتونی دوباره به (بوستون) نامه بنویسی و همه چیو دربارش بهش بگی
نامزدم اینجا زندگی می کنه – چرا؟ -
فقط اومد به (بوستون) تا منو ببینه
اسمش (آنتونیا روبلِس) هستش خیلی دوست داشتنیه
تو که همه (بوستون) نیستی – منظورت از این حرف چیه؟ -
آدمای ساحل شرقی به خونگرمی معروف نیستن
هنوز خونواده شو ملاقات نکردم اونا توکار دام هستن
به نظر میرسه سرِ زمین،درگیر جنگن ...بنابراین صحبت کردن
از اون دزدای (مارلو) آزارم میده
دستتو از روی اون تفنگ بردار داریم دنبال محل (روبلِس) می گردیم
روبلِس)؟) – کجاس؟ من مارشال جدیدم –
شما اونجایی
دنبالم بیاین آقایون
این پذیرایی نیس که انتظارشو داشتم – شماها غریبه این -
امیدوارم (تونیا) از دیدن من بیشتر از پدرش خوشحال بشه
...حالا یه لحظه صبر کن – آنتونیا)؟ پس شما...شما (مارتین) هستید؟) -
جدا منو ببخشید. تحت هر شرایطی بهتون خوشامد میگم
اما با وجود اومدن شما مارشال ایالات متحده
آنتونیا) خیلی به ما گفته)
التماس میکنم منو عفو کنید و به (هَسیِندا دِل نورته) خوش آمدید
(بذارین پسرمو معرفی کنم، (لوئیس
بخاطر پسرم عذرخواهی می کنم
شمالیا، افرادی از شمال بودن که فلجش کردن
اُه، درک می کنم پسرتون در مورد شمالیا اونجوری که شما خطابشون میکنید، چه احساسی داره
ما بهشون میگیم تازه به دوران رسیده
(اُه، فراموش کردم (دون فیلیپه (برادرم، (دَنیِل وِذِربی
دَنیِل)؟) – از تو دهن شیر اومده بیرون -
No comments yet. Be the first to leave one.