The first 200 lines.
"داستانهاي ارواح"
"زويا اختر"
الو؟ سميرا-
خواب بودي؟
ديشب دير خوابيدم صداي آلارم رو نشنيدم. ببخشيد
اگه ديرت ميشه، تاکسي بگير
الو؟ دارم گوش ميدم-
تاکسي بگير. خودم پولش رو ميدم
امشب ميبينمت- قول ميدي؟-
آره، وقتي رسيدي آدرس رو برام بفرست
باشه
چي پوشيدي؟ يه عکس از خودت برام بفرست
خودت بيا و ببين
منتظرت ميمونم- ميام-
کسي نيست؟
کسي هست؟
کسي نيست؟
آهاي
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: سميرا
سلام خاله سميرا هستم
پرستار مامتا من رو جاي خودش فرستاده
اون بهم جاي کليدارو گفت براي همين اومدم داخل
اگه چيزي نياز داشتين، بهم بگين
...بله، خانوم مامتا
رسيدي؟- تو اتاقشم-
يه فايل خاکستري بايد اينجا باشه
ديديش؟- آره-
برو تاريخچه بيمار رو ببين
,جنون، زوال عقل ...و ديابت نوع 2 داره
همش تو پروندهـش نوشته شده
بهم گفتن که سکته کرده- دو سال پيش سکته کرده بود-
از اونموقع سمت چپ بدنش فلج شده
همه داروهاش رو علامت زدم رو ميزن
چک کن
رو ميز زير تلويزيوني؟- آره-
قند خونش رو هم مرتب چک کن
نيم ساعت قبل از غذا خوردنش بايد بهش انسولين بزني
انسولين کجاست؟- يخچال کوچيکه رو چک کن-
هر نيم ساعتي يه بار بهش 60 ميلي ليتر آب بده
وگرنه عفونت مجاري ادرار ميگيره
کيسه ادرارش عوض نشده؟
قرار بود 2 روز آخر رو پسرش پيشش باشه
حتما پوشکـش رو هم عوض نکرده
هنوز اونجاست؟- نه. نديدمش-
بهم گفت فقط آخر هفتهها ميتونه بمونه
بگذريم،مريض هميشه بيهوش ميشه و دوباره به هوش مياد
هميشه خدا هم همش يه چرت و پرتي رو تکرار ميکنه
بذار چرت و پرتاش بگه، تو کارت رو بکن
باشه؟
باشه- فعلا-
نوک انگشتتون رو سوزن ميزنم
خاله
خوب غذا نميخوري؟
ببين قند خونت چقدر اومده پايين
چيزي برات درست کنم؟ ششش-
لطفا داد نزن
پسرم خوابه، بيدار ميشه
!!اوووه
ببخشيد؟
آقا؟
"داره داستان ميگه"
چرا اينجوري بهم زل زدين؟
يکي پشت دره، مامتا
مامتا نيستم سميرام
کسي هم پشت در نيست
آرمان
پسرت؟
رفته خاله
واسه همين من اومدم اينجا
يکي پشت دره
مامتا؟؟
مامتا؟
خاله! چي شد؟
چطوري افتادي؟
نيوفتادم
کجا ميخواستي بري؟ آشپزخونه-
نيازي نيست از تخت بياين بيرون بياين
اگه چيزي ميخواين به خودم بگين
بگيرينش
اگه اتفاقي بياُفته مسئوليتش پاي منه
بذار ببينم، چيزيتون که نشد؟
اون يکي؟
*اخبار*
اين آدرس تو رو از طريق قلبم مستقيم به بهشت ميرسونه
اين آدرس تو رو از طريق قلبم مستقيم به بهشت ميرسونه
...حالا نقشه من رو گوش کن
سريع ميام اونجا يه ساعته خودم رو ميرسونم
ببخشيد عزيزم امروز زياد خوب نيستم
بايد تو خونه بمونم
فردا بهت زنگ ميزنم
خاله؟
کي اونجاست؟
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
چطوري نشستي؟
به پسرم زنگ بزن
شمارهـش رو ندارم
خونه ست، قايم شده
خاله
فردا همه دوستاش واسه ناهار ميان
بلدي پلو کشميري درست کني، مامتا؟
...و کاستارد کاراملي
تو يه ظرف بزرگ
بار قبلي زياد درست نکردي، يادته؟
آره
يادمه
الان وقت استراحته
فردا قراره مهمون بياد نه؟
خب
آروم، آروم
امروز تو حموم، حمومم کن مامتا
چرا؟ چيززي شده؟
امروز يه حموم درست و حسابي ميخوام
اين هم حموم درست و حسابيه خاله
ها؟ چطوري؟-
ديشب خوب خوابيدي؟- دستم بنده-
...ببين
چي شده؟
صبحونه خوردي؟- به تو چه-
عصباني نشو عزيزم، گير افتادم
چرا؟ پات به زمين چسبيده؟
خودت که بهتر ميدوني
نه، نميدونم. توضيح بده اون هم با جزئيات
...الان- مگه الان چشه؟-
بگو، بگو "!مجبور بودم پيش زنم بمونم"
عزيزم، ديگه به چيزي که ميخوايم داريم ميرسيم فقط يکم وقت بيشتري نياز داريم
...يکم بيشتر
يکم، يکم؟ همينجوري دو سال گذشته گودو
تا کي بايد منتظر بمونم؟
!يه تاريخ تعيين کن
باز شروع شد
اون رو بيخيال
زندگي من کي شروع ميشه؟
زمان داره همينجوري ميگذره و من دارم شاش و گُه مردم رو تميز ميکنم
کارت اينه اين وسط تقصير من چيه؟؟
,اگه ديشب ميومدي اينجا الان اين حرفارو نميزدم
من که فقط به تو فکر ميکنم- پس چرا جاي ديگه گير کردي؟-
اينارو فراموش کن ميخوام ببرمت کاندالا
حتما، بريم کاندالا
براي تو فقط سرويس اتاقم، نه؟ *منظورش اينه که فقط واسه حال کردن ميخوادش*
هي
مثل زنهاي هرزه حرف نزن
چرا اينقدر خودت رو بيارزش نشون ميدي
ميدونم چي داري ميکشي اين چيزارو سريع ميفهمم
خودت رو جاي من بذار
تو اين 2 سال گذشته جايي رفتم؟
از اونور خانوادهـم غر ميزنن يه بچه ديگه بيارين
مگه گودو ماشينه؟
اينقدرا هم آسون نيست سميرا
اين هم براي من فقط يه رابطه ساده نيست
يه سال بهم وقت بده
بعدش ميتونيم همه عمر با هم باشيم
ميتونيم امشب با هم باشيم؟
بذار چک کنم
بهت خبر ميدم
اينجا کسي نيست
خاله رو هم زود ميخوابونم
البته، ديگه يه پا حرفهاي شدي
اتاق اينجا از هتل کاندالا خيلي بهتره
داري من رو ميکشي
خب، حتما بيا
ميام، فعلا
من رو نپيچونيها
نه عزيزم
منتظرت ميمونم
منتظر کي هستي سميرا؟
پس اسمم رو ميدوني
منم يه سنجاق سينه عين اين داشتم
منم يه زماني جووون بودم
کلي هديه بهم ميدادن ولي الان ديگه مهم نيست
خيلي از چيزايي که يه زماني برام با ارزش بودن، يه گوشه افتادن
وقتي چيزي رو داري کفتنش خيلي راحته
مگه تو همه چي نداري؟
...من رو تو ايستگاه قطار ميسور ول کردن
اون هم تو يه پارچه کهنه
تو يتيم خونه بزرگ شدم
اونموقع چيزي نداشتم الان هم همينطوره
نفس که ميکشي، نه؟
دستات که کار ميکنن، نه؟
تا وقتي که جون داري دنيا مثل صدف توئه
...اگه من هم جوني داشتم، منم- چيکار ميکردين؟-
منتظر نمي موندم
بله
يکي پشت دره
چرا اينقدر زود اومدي؟
واسه اين هم ميخواي غر بزني؟ ششش-
هنوز بيداره گوشيت رو سايلنت بذار
بذار اول بخوابونمش
اين بوي گَند چيه ديگه؟
زندگي منه
آرمان اومده؟
نه خاله، بچههاي همسايه بودن ميخواستن اذيت کنن
يادتونه که آرمان اومد و رفت
باهاش ناهار خوردين
پلو کشميري و کاستارد کاراملي
يادتونه؟
دوستاش هم اينجا بودن
مگه نه؟
فقط تصور کن
...اگه همچين خونهاي داشتيم
رويات فقط خونهـست
No comments yet. Be the first to leave one.