The first 200 lines.
.تب نداری
.نبضت هم عادیه
...نگو که
شرکتت ورشکسته شده؟
.نشده
آدم کشتی؟
.نکشتم
پس چرا همچین کاری داری میکنی؟
منظورت همین دعوت کردنتون به خونمه؟
.باید یه دلیلی پشتش باشه
.همینجوری دلم خواست
!دروغگو -
پس همینجوری دلت خواست که جمع شیم دورهم؟ - !دروغگو -
پس همینجوری دلت خواست که جمع شیم دورهم؟ - !تو هیچوقت هیچ کاری رو همینجوری محض دل خواستنت انجام نمیدی -
.آره راستش - !تو هیچوقت هیچ کاری رو همینجوری محض دل خواستنت انجام نمیدی -
.خوبه. بریم - !تو هیچوقت هیچ کاری رو همینجوری محض دل خواستنت انجام نمیدی -
اوهوم. کی باشه خوبه؟
یکشنبه چطوره؟
!باشه
!حالا که اوکی شد، وقت نقشه کشیدن واسشه
.قراره خوش بگذره
آه. چطوره خوراکی بیارم یه کم؟
چی دوست داری؟
.بله! من یه چیز گرون می خوام
.از نِیرو پرسیدم
.شاید من تاکویاکی پز بیارم
.فعلا بیخیال این چیزا شو
این چیزا؟
.گوش بده
آه، یکشنبه واست اوکیه؟ -
!آه، خوب میشه - آه، یکشنبه واست اوکیه؟ -
.آره - !خوب میشه -
هی شما دوتا چی؟
.معلومه که خوبه
.من که حتما هستم
ا ر جـ حـ یـ ت تـ خـ م عـ جـ ـا یـ ـب
ارجحیت تخم عجایب
رنگ گل
سایه ی ابر
خاطرات آشنای قدیمی
می رم و می ذارمشون
کنار قاب پنجره ی روز های گذشته
می رم
امروز وقت رفتنمه
بدرود
معلم هام
بدرود
دوستام
به خاطر فردایی زیبا
.این خواب ضبط شده ی رئیس آئونوماست
...با استفاده از تکنولوژی توسعه یافته ی اینجا
قسمت 9 داستانی که هیچکس نمی داند
.میشه امواج مغزی رو آنالیز و موضوع و مشخصه ی خواب رو تبدیل به ویدیو کرد -
.اوه - .میشه امواج مغزی رو آنالیز و موضوع و مشخصه ی خواب رو تبدیل به ویدیو کرد -
سرور و سالار تاکویاکی
.ولی اونا خواب نیستن
.اما واقعیت هم نیستن
.علم خیلی باحاله - ...تصویرها هنوز روان نیستن و سیاه سفیدن -
.آیی، بهش بگو خوابتو ضبط کنه - ...تصویرها هنوز روان نیستن و سیاه سفیدن -
.یه خیال جذاب و شهوتی ازش درمیاد - .اما با تحقیقات بیشتر می تونیم در آینده تصویر واضح و رنگی ازش داشته باشیم -
.منو با خودت یکی نکن ریکا - .اما با تحقیقات بیشتر می تونیم در آینده تصویر واضح و رنگی ازش داشته باشیم -
.باورم نمیشه توی شرکتت زندگی می کنی
.شبیه گردش علمی می مونه
نِیرو اصلا تو کی ای؟
اگزیستانسیالیسم یا همون هستی گرایی یه تئوری فلسفیه که میگه انسان ها آزادن که انتخاب کنن و روی انتخاب هایی که توی زندگی می کنن کنترل دارن یعنی خود انسان هستش که معنا و مفهوم زندگی رو میسازه نه نیروی دیگه ای و به هرچی تبدیل بشی دلیلش انتخاب خودت بوده نه کس دیگه ای
.چه سوال هستی گرایانه ای پرسیدی
چی هست؟
با گروهی به اسم پِلَتی آشنایی دارین؟
.بله. من شنیدم کسایی که آی کیو خیلی خیلی بالایی دارن عضو اونجان
.نِیروساما از اعضای جپن پلتی(پلتی ژاپن) هستن
.اوه، می دونستم خیلی باهوشی
.من فقط توی منطقی فکر کردن خوبم
.چه فروتن هستین
.من از طریق تلقیح مصنوعی اعضای اونجا، به دنیا اومدم
.پس برای همین بود گفتی که تا حالا مادر پدر نداشتی
واقعا؟ بهت نمیگن مامان بابات کی هستن؟
.دلیلی نداره. اونا فقط واسه تلقیح مصنوعی، زوج شده بودن
.حالا نگرانی هام چندتا شدن
.به طبقه ی ب9 رسیدیم
.اینجا واحد پزشکی ماست
تو هم دکتری نیرو؟
.نه. من مسئول این واحد نیستم
.فعلا فقط جانشین موقت اینجام
هی هنوز نرسیدیم؟
.اینجاست - .اوووه -
.پس با اجازه من برم
.بله. ممنونم
.خیلی ممنونم
خیله خب! اینجا اتاق توئه نِیرو؟ - .خیلی ممنونم -
.اوه کلی کتاب
...هی نیرو
اسمش چیه؟
.آدام
میشه بهش دست بزنم؟
.آره
.این کاغذا رو جمع و جور کن
.بیا بیا
کجا غذا بخوریم؟
.آه صبر کن
.من هفته ی بعد امتحان دارم
.هیچی درس نخوندم
.منم
.خوش به حالت نِیرو
.این شرکت گنده رو می چرخونی
.مثل این میمونه که توی دنیاهای متفاوتی داریم زندگی میکنیم
...من
راستی ریکا، وقتش نشد؟
!خیله خب. وقت شروعه
دیروز من و ریکا کلی شوق کردیم .از بس درباره ی کارهایی که میشه بکنیم، حرف زدیم
.رنگش خوشگله
خب؟
بالغ شیم، هان؟
.گفتیم که میشه ناخونامونو درست کنیم و اینجور چیزا
تا حالا لاک زدی؟
.من برای نِیرو رو میزنم - .نه -
.دستتو بده ببینم - .نه -
!نترس. تِر نمیزنم توش - .ناخونات خوشگلن -
!نترس. تِر نمیزنم توش - ها؟ واقعا؟ -
.موموچان چه خوب میزنی
.میتونی تخصصی ادامه ش بدی
.نمی دونم
.ولی فکر کنم متخصص تغذیه بشم
.تو فکرشم برم دانشگاه اینو بخونم
.عه، چه خوب که درباره ش فکر کردی
.من می خوام برم خارج
با زبون انگلیسی کار کردن باحال نیست؟
.بعدشم با یه پسر خوشتیپ خارجی ازدواج کنم
.چه غافلگیری ای
.من نمی دونم کجا برم
.وایسا، هنوز تعطیلاتمو نگفتم
.ولی من دلم می خواد مستقل زندگی کنم
.آره می فهمم
.آرزوی منم هست
.بفرما. تموم شد
.رنگ یکیش فرق داره
.ست کردیم
تو چی نِیرو؟
آرزوت چیه؟
.آره. هنوز بهمون نگفتی
.آخه داریم آرزوهامونو بهمدیگه میگیم
.فکر کنم احتمالا همین جوری بمونم همیشه
ها؟
.بیخیال. منظور حرفم اون موقع که این نبود
.مجبور نیستی تا آخر عمرت شرکت رو بچرخونی که
آهان. کتاب که دوست داری پس چرا نویسنده نمیشی؟
.میخوام به یه دوست معرفیتون کنم
.می خوام ببینینش
دوستت؟
.یکی اون توئه
.مثل من توی جپن پلتی به دنیا اومد .آوانو کوتوبوکی
.کوتوبوکی چان
.آدام، حیوون خونگی اونه درواقع
...رنگ موهاش
.زاله
.خیلی خوشگله
.میگن زال ها برای اطرافیانشون مایه سعادت و خوشبختین
.کوتوبوکی همیشه شاد و خوش بین بود
.بهم می گفت که با خودم خوش بگرونم
می گفت؟
مگه نخوابیده؟
.(تو حالت نباتیه (اغما
ها؟
.کوتوبوکی روانپزشک بود
.به طور علمی اسرار زندگی رو آنالیز و بررسی میکرد
.مخصوصا مرگ رو
آزمایشِ نزدیکی به مرگ رو انجام داد .و بعدش هم دیگه به زندگی برنگشت
...آزمایش نزدیکی به مرگ
.دانشمندا همیشه سعی میکنن که مسائل سخت رو حل کنن .تو ذاتشونه
دوستت بود، نه؟
.اوهوم. توی خوابم کوتوبوکی رو دیدم
خوابت؟
.خواب تخم
.این عالیه
انگشت کوچیکه ی دست، خانومای دوست داشتنی ولی شرّ :Pinky
.پینکی
از گونه ی مار ذرته؟
.نمی دونم
.خیلی وقته همو ندیده بودیم، نیرو
...کوتوبوکی
آدام حالش خوبه؟
.آره. تو هم حالت خوبه
.آره انگار. حوصله م سر نمیره
.بازم، خوشحالم
.فرصت خداحافظی باهات رو دارم حالا
.باید از خدا تشکر کنم
ما که بچه های خدایی نیستیم، یادت رفته؟
دانشمندایی که به خدا اعتقاد ندارن .فاقد صلاحیتن
.من که اصلا دانشمند نیستم
.خودتم میدونی
.معلومه، فقط داشتم اذیتت می کردم
ازم محافظت می کنی، مگه نه؟
یا از من می خوای که ازت محافظت کنم؟
.اِوا خیلی هم عالی. چه اسلحه ی نازی
.بیا با خودمون خوش باشیم و خوش بگذرونیم
!پیدات کردم
!پینکی
!اون چیه؟ چه مسخره ست
!تندتر! تندتر
.اگه زودتر نریم مارو میگیره ها
کوتوبوکی چرا مردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.