The first 200 lines.
...آنچه گذشت
پشمام، اون خانم فریدمنه
پس دیلن بعد از یکی از بازیهاش توی لیگ کوچیک ناپدید شد
پس اون باید یه چیزایی بدونه، درسته؟
آره
هی، شاید اون کسی بود
که اون رو پیش دکتر کنت برد
این رستوران جدید منه
کن نظرش چیه؟
امروز قراردادی دو ساله امضا کردم
چیکار کردی؟
برو درت رو بذار
...یا خدا
اِما؟
انجلیکا وایت توی خونه شما چیکار میکنه؟
پس انجلیکا وایت مامانته؟
آره
من قبل از اینکه بفهمم مامانت کیه ،ازت خوشم میومد
و الان هم همونقدر ازت خوشم میاد
پشمام
انجلیکا وایت مامان ایماست
خالکوبی پروانه رو دیدم
ایجنت اون رو برام زد
گفت پروانه
یه ابیونا تیسی یه چیزیه
اون اسم خیریهایه که پدر و مادرم براش کار میکردن
اینجا آخرین استراحتگاه پدرمه
احساس میکنم اون اصلا اینجا نیست
پس بابات هشتپا رو رو میشناخته
،ما باید درباره اون شماره پلاک تحقیق کنیم
هشتپا رو رو پیدا کنیم و چندتا جواب کوفتی ازش بگیریم
فکر میکنی بتونی درباره این شماره پلاک برام تحقیق کنی؟
نوشته که ماشین
،به اسم انتوان لمر ثبت شده
که حدس میزنم اسم هشتپا رو باشه
ما باید راهی برای داخل رفتن پیدا کنیم
مکان نداره که بدون یه نقشه بریم داخل
پس منتظر میمونیم تا اون بیاد بیرون
« پـنـاهـگـاه »
میکی، الان باید به کسلتون برگردیم
،حدود یک ساعت فاصله داره
و عمهت خوشحال نمیشه
اگر وقتی از خواب بیدار میشه روی تختت نباشی
اوه، بیخیال
فقط... چند دقیقه دیگه بمونیم
به زودی میاد بیرون
...آره، ولی ممکنه
نمیدونم
،شاید اون از در پشتی رفته باشه
یا شاید داخل از حال رفته باشه
اما اون میدونه اشلی کجاست
آره. اما ما این رو نمیدونیم
ممکنه حال اشلی خوب باشه
،ممکنه فرار کرده باشه تا جایی که ما میدونیم
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
چه غلطی میکنید؟
من اینجا خیلی پول خرج میکنم
!تا به باشگاه کوفتی برم
گمشو
میکی
وای خدای من. وای خدای من
!بزنید به چاک
لعنتی. باشه. بزن بریم
«A_R_Z_110» ترجمه از @ARZ_110_SUB
اوه، گندش بزنن. تف
گندش بزنن - چیه؟ -
میکی اینجاست. تو باید بری
اوه. باشه
روال کار رو بلدم
درست مثل قدیما
اوه، آره
زمان باحالی بود
اوه، من و ریچل من مشغول انجام
،یه پروژه تاریخ مدرسه بودیم
و من اونجا خوابم برد
آره. اشکالی نداره
اوه. باشه
آره. نه، میدونی چیه؟ ببخشید
اشکال داره
باید زنگ میزدی - صحیح -
و خونه دوست دخترت نمیخوابی
هنوزم دوست دخترم نیست
و آه، آره
گفتم دفعه بعد زنگ میزنم
باشه
کمی عجیب رفتار میکنی
نه، نمیکنم
قطعا عجیب رفتار میکنی
خب، کم خوابی یه مشکل واقعیه
صبحونه میخوای؟
آره، دارم از گرسنگی میمیرم
اوه
من امروز میرم به مراسم یادبود دیلن شیکس
میخوای باهام بیایی؟
اوه، آره
عالیه
من، آم، بعد از مدرسه بیام سراغت؟
آره
باشه
...من، آه
باید یه خواهشی بکنم
گوش میدم
...من، آه
میخوام جسد پدرم رو از قبر بیرون بیارم
چی؟
چرا میخوای اون کار رو انجام بدی؟
برای پذیرفتن مصیبت
پذیرفتن مصیبت؟
آره
کندن قبر
یه راه خیلی غیرعادی برای پذیرفتن مصیبته، میکی
چی رو بهم نمیگی؟
...این دیوونهوار به نظر میرسه
همینالانش هم به نظر میرسه، پس ادامه بده
اما باید بدونم که بابام توی اون قبره
چه چیزی باعث میشه فکر کنی که اونجا نیست؟
نمیدونم
آه، یه احساسه
،مثلا... سر قبرش میمونم
و هیچ احساسی ندارم
احساس نمیکنم اون اونجاست
و مسائل دیگهای که منطقی نیستن
چه مسائلی؟
میتونی، توی این مورد فقط بهم اعتماد کنی، لطفا؟
صبحبخیر
شب رو خونه شیرا بودم
به نظرت پسرمون چه فکری میکنه؟
فکر میکنی تروی نمیتونه احساس کنه
که مشکلی توی ازدواج ما وجود داره؟
نه
چون تا هفته پیش من هم نمیدونستم
خب، پس توجه نمیکردی
نمیخوام دعوا کنم، هانا
،وقتی دیشب خونه نیومدی
تمام عصبانیت از من خارج شد
من فقط بیشتر... ناراحتم
من باید از فکر رستورانت حمایت میکردم
.و از اون بابت متاسفم من یه شوهر مزخرف بودم
بگو چطور درستش کنم
پس هشتپا رو اصلا از در جلویی باشگاه بیرون نیومد
شاید از پشت بیرون رفته یا شاید هنوز داخله
پس این فعلاً یه بنبسته
پس فقط ما رو با دکتر خوب تنها میذاره
پس، دکتر کنت به عنوان پدر اشلی قرار میگرفته
اما همچنین پزشک دیلن شیکس بوده
و شبی که دیلن ناپدید شد، اون رو دیده
همهی این بچههای گم شده به دکتر کنت متصلن
آره
ما واقعا باید باهاش صحبت کنیم
آره، درسته
به جز اینکه اصلا نمیدونیم ،مرد سیاهپوشِ عجوزه اون رو کجا برده
پس این هم یه بنبسته
پس هنوز داریم میگیم همون آدمی
که حدود ۲۷ سال پیش دیلن رو برده، اشلی رو هم گرفته؟
مراسم یادبود دیلن شیکس
شاید آدمربا اونجا پیداش بشه
اینطور فکر میکنی؟ - از این اتفاقها میافته -
مجرمها از دیدن درد و رنجی که که باعثش شدن لذت میبرن
خیلی داغونه
من با شیرا میرم، پس همه میتونیم با هم بریم
آره، من هستم - منم همینطور -
سلام - سلام -
چه خبر شترهای من؟
من باک رنا هستم
که با اطلاعیههای صبحگاه در خدمتتونم
،و قبل از اینکه وارد هر موضوعی چیزی شیم
فقط میخواستم یه تبریک بزرگ به ایما وینزلو بگم
برای دریافت نقش اصلی در نمایش پاییز کسلتون
یعنی شبح اپرا
تبریک میگم، ایما
میدونی، فکر میکنم خیلی عالیه که ما داریم
موانع جنسیتی رو برای این نسخه جدید
از شخصیت کلاسیک شبح از بین میبریم
برو برای جایزه تونی، ایما
بهش میگن استعداد ذاتی
جدی، تبریک میگم، ایما
،خیلی برات خوشحالم
به خصوص از اونجایی که میتونی با مامانت کار کنی
درسته، شترها
مامان ایما وینزلو کسی نیست جز
!فوقستاره صحنه و پرده، انجلیکا وایت
اینو میدونستید؟
چون من نمیدونستم
کجا میری، آقای بولیتار؟
با آزوی موفقیت
قراره بترکونی
،همچنین، یه اخبار دیگه امروز میفهمیم که چه کسی
در تیم اصلی آقایون پذیرفته شده
...باید بگم، من روی تراک شرط میبندم
اوه. چه غلطا؟
میتونم کمکتون کنم؟
پسر عموت راب هنوز توی
شورای بهداشت شهرستان اسکس کار میکنه؟
آره
آم، بهش علاقه داری؟
چون طلاق گرفته
اومم. خیلی وسوسهانگیزه
اوم
...در واقع، من
امیدوار بودم که اون بتونه بهم کمک کنه تا یه جسد رو نبش قبر کنم
No comments yet. Be the first to leave one.