The first 200 lines.
بیست و یکم مارس 2012
بعد از پنج سال دیروز صبح ساعت 11 مامانو دیدم
خیلی زود رسیده بودم و همونطور که تو رستوران منتظر نشسته بودم خوابم برد
مامان برای اقامت به کانادا میرفت و قصد نداشت که برگرده
میخواست با برادرم بمونه
ببخشید دنبال منطقه ی غربی میگردم
غربی ...منطقه ی غربی؟
نمیدونم ...احتمالا
.معذرت میخوام .نمیدونم
ممنونم .ممنونم
خواهش میکنم
یهو فهمیدم که منظورش از منطقه ی غربی همون سوچونه بود
اون آدم خیلی مشهوری بود
خیلی ازتون ممنونم خیلی برام با ارزشه
- شما ..شما خیلی عالی انگلیسی صحبت میکنین - خیلی ممنونم
من..من موقعی که خیلی خیلی کوچیک بودم تو انگلیسی زندگی میکردم
آه که اینطور
خب اگه...اگه روزی اومدی پاریس شمارمو بهت میدم
و شاید تونستیم همدیگه رو دوباره ببینیم و نهار بخوریم یا اینکه خواستی بیایی خونه ی من
واقعا؟خیلی ممنون
من، من واقعا دخترتونو ستایش میکنم
اوه ممنونم میدونم که اون ،اون کارش عالیه
بله بله ممنونم
بنظرم اون بازیگر بزرگ و عالیه اون یه هنرمند واقعیه
درسته اون کارش عالیه بله همینطوره
میدونی؟از لحاظ ظاهری شباهت زیادی به دخترم داری
چهره ات و چشمات
مطمئنین؟واقعا؟ ممنونم
بخاطر اینکه ، میدونین،برای اینکه مثل اون بشم حاضرم روحمو بفروشم
روحم رو روحت رو بفروشی
بله بله ...من هر کاری میکنم تا مثل اون بشم
اما تو خیلی دختر زیبایی هستی
آه شمام خیلی زیبا هستین
.واقعا میگم .شما خیلی خوشگلین
اوه مرسی
ممنون
ممنونم
مامان
این یه هدیه اس یه چیزی ناقابل
.نیازی به این کار نبود
.چای چینیه. از بهتریناشه
ممنون
با بابات خوب کنار میای؟
اره
مامان میدونی این روزا چه آرزویی میکنم؟
هر چه زودتر از این خونه برم
چی؟پولشو داری؟
پول کجا بود؟من فقط یه دانشجو ام
توی دانشگاه خوب درس میخونی؟
مامان ،بازیگری رو نمیتونی توی دانشگاه یاد بگیری
،همش مثل همه همینطوری فقط زندگیتو میکنی
که اینطور
میخوای یه کم کمکت کنم .اگرچه پول زیادی نمیتونم بدم
میدونم که خودتم پول نداری
هنوزم میتونم یکم بهت بدم
نیازی نیس
مامان هر وقت بخوام میتونم پول دربیارم
در عرض چند روز میتونم موفق شم
دختر من شگفت انگیزه
تو شگفت انگیزی مامان
کانادا ،امیدوارم جای خوبی برات باشه
قبلا هم یه بار اونجا بودم
میخوام اونجا راحت زندگی کنم
پابرهنه همه جا قدم بزنم و تو خیابونا برقصم
هر کاری که دلم بخواد بکنم
جدی میگم .هر کاری که دلم بخواد میخوام انجام بدم
درسته مامان.از زندگیت لذت ببر و هر کاری .که دلت میخواد انجام بده
تو همین طور
زندگی یعنی مرگ
روز به روز به مرگ نزدیک تر میشی
پس روزاتو هدر نده و هر جوری که دلت میخواد زندگی کن
مثل من زندگی نکن
.من همونجوری زندگی میکنم
روستای شمالی این روزا خیلی شلوغه برای همین تا روستای غربی پیاده رفتیم
اولین باری بود که با مامان همچین مدت طولانی رو پیاده رفتیم
مدرسه ای که اون زمون من میرفتم اینجاست
جدی؟
درست پایینه همین جاس
دوس داری بری؟
بریم؟
.آه،هیچی عوض نشده
جدا از اون زمان خیلی وقت گذشته- آره-
از دیدن صحنه ی جوونی مامان خیلی متحیر شدم
نمیشه بریم تو؟
میخوای بری؟
قبلنا هم ممنوع بود
اون موقع که این مدرسه رفتی؟
آره بار ها اینجا اومدم
خیلی خوشگله
آدمای اون زمان چقد اینو زیبا ساختنش
درسته .خیلی شیکه
همه چیزای قدیمی شیک ترن مگه نه؟ آره
احساس میکنم من توی دوره ی بدی به دنیا .اومدم
چرا؟کی اینطوری گفته؟
تو خیلی خوشگلی خیلی خوب زندگی میکنی
نه، مامانم خوشگله
.آره البته.تو هم بخاطر من خوشگلی
خنده داره مامان چیش خنده داره؟
ترسناکه مگه نه؟
خیلی بزرگه خیلی بزرگ ساختنش
از همون موقعی که من خیلی کوچیک بودم همونجا بود
حدسشُ میزدم
برای بانوی کره شدن ،تلاش کن
چی؟بانوی کره؟
اگه نتونی بازیگری کنی .بشی بانوی کره بهتره
اگه تو مسابقه ی بانوی کره شرکت کنم فکر میکنی میتونم برنده بشم؟
چرا نتونی؟ خوب بهش فکر کن
به حرفه ی بازیگریت کمک میکنه و بعدش میتونی بری خارج
جهانگردی میکنی و همه جا رو سیاحت میکنی
من قدم کوتاهه ولی تو قدت خوبه
خیلی بلند قواره نیستی،کاملا مناسبی
باشه، در موردش فکر میکنم
اونا اینطوری قدم میزنن.خوب نگاه کن
آره دقیقا.خیلی خوشگلی .دوباره برو
کتابخانه ی جونگ رو
اینجا یه کتابخونه اس؟- آره-
هه وون ،تو هم بزرگ تر که شدی میفهمی
هیچ چیزی لذت بخش تر از درس خوندن نیس
میدونم.منم کتابخونه رو دوس دارم
اون پسره خوش قیافه نیس؟
بنظرم خوش قیافه اس
با مامان از خیابونی رد شدیم که این متل اونجا قرار داشت اما چون یه ورودی بود از اون سمت برگشتیم
برای من ،اونجا متل مهمیه
فقط اسمِ عجیبی داره
متل معروف
یک دفعه دلم برای اون آدم تنگ شد
اوه کتابا رو
.این کتاب ارزش پول دادن رو داره
منم این کتابو خوندم
خیلی مدت پیش اینو خوندم و واقعا عالی بود
ولی فکر کنم بعدا گمش کردم
واقعا؟میخوای من اینو برات بخرم؟
ولی فکر میکنم یه جایی توی خونه باشه
جدی؟با اینحال میخوام برات بخرمش
نمیخواد.دو تا کتاب مثل همو میخوام چیکار
برای اون کتابا هر چقدر که دوس داشتین میتونین پرداخت کنین
واقعا؟
پس میتونم بابتش 10 سنت بدم؟
بله البته
بابت سیگار معذرت میخوام
مشکلی نیست.تو فضای آزادیم
حتما به سیگار علاقه داری؟
بله فکر کنم بخاطر اعتیادیه که بهش دارم
درسته بخاطر اعتیاده اعتیاد
خب ،جدا میگم شما میتونین هر چقد که .مایل بودن بابت کتابا بپردازین
.پس اینطوری نشون میده که من کی هستم
اوه...بله...همینطوره
چرا میخندیدن؟
معذرت میخوام
ریشتون خیلی بهتون میاد
مامان بریم دیگه باشه
روز خوبی داشته باشن شما هم همینطور
بهاره
آره
میخوای بری داخل مدرسه؟
هم؟ نه نمیخوام برم
پس نمیخوای
بیا اینجا یه کم قهوه بخوریم
خیلی پیاده راه رفتیم یه کم خسته شدم
باشه
قبلا هم یه بار به مدرسه سر زده بودم
که اینطور
اون موقع خوش گذشت یادآوری روزهای که مدرسه میرفتم برام قشنگ بود
اما امروز یه چیزی عجیبه الان کلا احساس خوبی ندارم
چرا؟
شاید چون فکر میکنم دوباره دیگه اینجا برنمیگردم
شاید
پرواز فرداتون ساعت چنده؟ ظهره
مراقب خودتون باشین
مراقبم.تو هم مراقب خودت باش
بعد اینکه خودم اونجا ساکن شدم تو رو هم میبرم اونجا
نیازی نیس که شما منو ببری اونجا خودم میتونم برم
مامان
من خیلی قوی ام
نسبت به یه زن حس میکنم خیلی قوی ای
معلومه که خیلی قوی هستی مامان اینو خیلی خوب میدونه
مامان مهم نیست که تو کجای دنیا باشی .همیشه مامان منی
بهت قول میدم در آینده هرطور که باشه خیلی خوب ازت مراقبت مکنم.باشه؟
کی اینقد بزرگ شدی؟
کی همچین آدم زیبایی شدی
خیلی قوی و خیلی شجاع
از الان به بعد هر روز بهت فکر میکنم
جدی میگم.هر روز فکرم پیش توئه
بهت قول میدم از این به بعد روز های خوبی خواهیم داشت
فهمیدی؟
سلامت باش مامان
چون مامان منی
اوه دخترکم
چطور میتونم ترکت کنم عزیزم
از الان به بعد دیگه،هر روز فکرم پیش توئه
قول میدم.جدی میگم
متاسفم.دخترکم
معذرت میخوام
بارون میبارید
بعد از اینکه با مامان خداحافظی کردم بهش زنگ زدم
خوشبختانه گفت که میاد
شاید هنوز همه چیز بینمون تموم نشده
چیکار داری میکنی؟
بیا زیر چتر
بعد از مدت ها ، قدم زدن زیر بارون احساس خوبی بهم میده
No comments yet. Be the first to leave one.