Gabriel

Gabriel

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Gabriel (2007) 720p WEB-Rip YiFY
Gabriel (2007) 1080p WEB-Rip YiFY
Gabriel (2007) 720p WEB-Rip RARBG
Gabriel (2007) 1080p WEB-Rip RARBG
A Commentary by morteza_gh
مترجم سیروس.هماهنگ با نسخه های وب

Tags

web-rip
web
720p
720
1080
Published on: 2021-01-28
Downloads: 54
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

وقتي که يک روح زندگي پس از مرگ را مي گذارند

آن زندگي سفري است ميان دو جهان مخالف هم

يک عبادتي که منبع خوبي و توازن است

توسط خوب و بد تصرف ميشود

نيمي از جهان مطلق به ارواح است

کسي هنوز به عقيده خود پايبند و مصمم است

و اين چيزي است که در جهنم به آن مراجعه ميشود

در يک قرن

هفت فرشته محافظ روشنايي و هفت شکست خورده محافظ تاريکي شدند

خاموشي توازن را برهم زد و روح اين فرشتگان را به قدرت طلبي کشاند

هر ناحيه به يکي از اين فرشتگان طعلق گرفت

و فقط يک جنگجو ميتوانست در آنجا قدرت داشته باشد

و آنها براي مقابله با يکديگر ميبايست خود را مثل انسان نشان ميدادند

و قواننين تاريکي اين بود که فقط يک نفر ميتوانست قدرت همه چيز را در اختيار داشته باشد

سقوط اولين چيزي بود که من احساس کردم

.از دور صداها به طرف گوش من انعکاس ميشد

و هنوز تنها کاري که من ميکردم .اين بود که به چيزهاي ديگه فکر کنم

."رميئل"

."يوريئول"

."آماتيئل"

."ايتس يوريئول"

."رافائل"

."مايکل"

.هر کدام رهسپار مسيري مشابه شده اند

سرنوشت آنها چي بود؟

چه چيزي در جاي ديگه منتظر من است؟

آنها رفتند به جايي که با ارواح تاريک .و خبيث نفرين شده است

اينجا جايي است که حتي فرشتگان هم .از راه رفتن در آن ميترسند

"گابريل" محصول 2007 آمريکا

.منو ببخش

آزادي

اينکه با درون خودت بجنگي

و بعلاوه به رسوم آن طرف هم لطمه نزني

.ما از خودمون نيرو گرفتيم

.ما اين آرزو را داريم

حتي دشمني ميتونه تبديل به دوستي بشه وقتي که ما مقابل يک دشمن ديگه قرار ميگيريم

و هنوز,ما داريم درباره استعدادهاي خودمون حرف ميزنيم

احساسات,احساس

.که ما را به انسان تبديل کرده

.صداي تو مثل منبع اشتباهاته

ميخواستي بلند بشي,حالا,نميخواي؟

تو خيلي هم مثل من نيستي تو "باليل"هستي؟

.من يه بيگانه هستم .چون شنيدم که از ديگران شکايتي نداري

اين چيزيه که من انجام ميدم؟

.بيشتر شبيه چيزي که مي گي نيستي

.پس اجازه بده تو مغزت نفوذي کنم

.تو کار خوبي کردي آورديش اينجا

.من مطمئن نيستم که ديگران هم موافقند .اه,ميشند

و با آواز از من تقدير ميکنند .واسه تو يه هديه دارم

آيا "آرک" "آماتيئل" يادت مياد؟

.من ميدونم که اينجايي

"گابريل" .اگه تو اينو خوندي,پس من موفق نمي شوم

ما از بخشندگي به دور هستيم

.آينده اي که من مي پنداشتم

.تو اين چيزها را احساس ميکني

اين دشمن قوي و غيرقابل پيشبيني است

کنترل احساسات آنها .يا جنگي که ما نميتونيم در آن پيروز بشيم

.بقيه موفق نشدند .از آنها ياد ميگيريم,ولي به آنها عمل نمي کنيم

.تو آخريش هستي ."مايکل"

"ملگ"

.ساکت شو "گابريل"

.به چيزي فکر نکن

.خودت را ساکت کن .صدامو ميشنوي

.به چيزي فکر نکن

.آنها به خاطر تو دارن ميان ..."گابريل"

.صدامو ميشنوي

!حالا به چيزي فکر نکن !حالا به چيزي فکر نکن

دنبال چيزي ميگردي؟

.خوب بود

تو چي ميخواي؟

.من دنبال يک دوست قديمي تو ذهنم ميگردم

.که اسمش "يوريئول"هست

.اينجا نيست

.مطلب مهمي است که بايد باهاش صحبت کنم

.اون جونش ممکنه در خطر باشه

.تنها خطري که اينجا است تو هستي

حداقل ميتوني بهم بگي که اون زنده است؟

.زنده است

.همه چيزي که ميدونم بهت ميگم پس بهم بگو اون کجاست؟

.همه چيزي که ميدونم بهت ميگم .حالا وقت رفتنه

اون کجاست؟

.حالا,دروغ نمي گي

.تو نميتوني ماشه را بکشي .تو اجازه اين کار را نداري

چرا؟

دستورات تو اينجا را نابود ميکنه .و روشني را به اينجا برميگردونه

.تو نميتوني يک آدم بي گناه را بکشي

.به خاطر قانون خودت

پس اين لعنتي را از جلوي صورتم بکش کنار

.اول اينکه "يوريئول" يک مرده نه زن

.دوم اينکه اينجا هيچ شانسي نداري که برگردي

اون کجا رفته؟

اينجا

جايي که صداي لعنت خدا يا احساس يا هر چيز لعنتي ديگه اي ميتونه بره

چرا اين کار را کرد؟

.تو دومي هستي که وارد ميشي

.اين گنجايش يک انسان واقعي است

.انسان فاني است

.آنها چيزي به ما نمي گند چون اينطور ميخوان

.آنها به ما نمي گند چطور ما ميتونيم از اين لعنتي بريم

اگه تو "يوريئول"هستي,پس چرا من نميتونم احساست کنم؟

چون من راهه ديگه اي براي خودم پيدا کردم

.خودم را ساکت کردم

.پس تو از جامعه ات دور شدي .تو به سوگنده خودت خيانت کردي

.آره,من فقط يک انسانم,نه فرشته

...تو يک مستخدم براي ريئس روشنايي

.يک انساني را تجسم کن که توي يک خيابان پياده ميره

اصلا هرگز وحشت را احساس کردي "گابريل" ؟

.چون من کردم

.من همه ي اين لحظات لعنتي را احساس کردم

.از اينجا متنفرم

.از خودم متنفرم

قبل از اينکه من برسم .حتي نميدونستم که چه احساسي ميده

.تو نميتوني تسليم بشي

.تو عشق و زيبايي زندگي را احساس کردي؟

.اين چيزيه که به تو قدرت ميده

پس کجاست؟ تو ميتوني ببينيش؟

همه ي اون چيزي که من مي بينم .فقط يک دنياي مرده است

و تو ميدوني چيه؟ .مردم مثل تو وانمود ميکنند که اينجا هستند

.آنها فعلا وانمود ميکنند که از زندگي لذت ميبرند پس,چرا من بايد باهاش مبارزه کنم؟

چرا من بايد به خاطر آنها بميرم؟ .چون آنها کسي بهتر از تو نمي شناسند

.اينجا کنار ما هيچ راهه ديگه اي نيست

.اين ارزش جنگه

.دو هفته بهت مهلت ميدم

.بعد ميبينيم که تو چي ميگي

حالا,چطوره که صورت لعنتي ات را از جلوي من بکشي کنار

.چون مدتيه که زياد حرف ميزني .من ديگه نيستم

ميدوني که بقيه فراموش ميکنند که به تو چيزي بگند؟

اگه تو اينجا بميري آنها حتي به جسدت هم نگاه نمي کنند

.حتي وجدانت هم ميميره و من اينو نمي خوام

.هيچ يک نبايد اتفاق بيافته

.اين محل توسط تاريکي محاصره شده

روشنايي تنها راهي نيست که ميتوني بفهمي .چه اتفاقي اينجا ميافته

.تو نميتوني آنها را سرزنش کني

.اينجا يه کاري هست که فراموش کردم

.متاسفم"يوريئول",بايد اين کار را ميکردم

.من به تو براي روشن کردنت احتياج داشتم .شفا دادن به زخم

.گم شو عوضي

.خواهش ميکنم "يوريئول",اين زخمت را خوب ميکنه

.تو نميتوني بذاري اين بدن بميره

!تو قسم خوردي,حالا,انجامش بده

يوريئول"؟"

.مواظب در باش

.آنها ممکنه بيان

تپش اين شهر با ريختن خون . از رگ هاي شما درست ميشه

.تو بايد خيلي مغرور باشي

.اگه فقط ما ميتونستيم بخوابيم

.تو فقط به خاطر طلسم اينجا هستي .من فکر ميکنيم "ملاچ"مرده

.به نظر ميرسه آنها يکي ديگه را فرستاده اند

ما قبلا شنيده بوديم که به ."آرک" طعلق داره,"گابريل"

.به تو همه چيز درباره آنها را ميگم

مايکل"مرده و همه آنها اميدوارند که" .بتونند او را دفن کنند

متاسفانه براي آنها .مايکل"هميشه قويتر از دو نفر به حساب ميومد"

.خب,همه ما ميدونيم چه اتفاقي واسه اون افتاده

من هنوز يک روح قوي فرشته را در اين .محل احساس ميکنم

. ما چرا هنوز منتظريم

بهش اجازه بدين روح هاي خوب اين شهر .را شکار کنه

و اگر دراين موقع هنوز ميخواد که مبارزه کنه

.بعد ما به طور کامل حسابش را ميرسيم

!صبر کن عوضي

.اين شهر ماست

!ما اين "آرک"را مي کشيم و ميريم خونه

."شکيبا باش"اهريمن

.سعي کن بفهمي که اين يک بازي است

.آنها حرکت ميکنند,ما حرکت ميکنيم

.تا زماني که هر قسمت تو مکان خودش نيافته

.من بازيه لعنتي را بازي نميکنم

تو بايد اين حقيقت را که اختيار دست .همه ماست را قبول کني

.اين بي خطره

.و اين

خب, تو ميدوني که چه چيزي باعث شده که اين کار براي تو بي خطر باشه؟

بشين

.و دهان لعنتي را ببند

.امشب شما خوب مست کرديد,ريئس

.من فقط به گذشته اين هستي نگاه ميکنم

.سازگاري خوبي نبود

.يکي از آنها را بده من مطمئني که يکي ميخواي؟

چون فقط من يک فرشته هستم معنيش .اين نيست که نميتونم اين کارکنم

وقتي برشگتم به شهر .تو پس اش بده

چطور فهميدي که من آنجا بودم؟

.از همون جايي که تو فهميدي من اينجا هستم

.اين نوع ارتباط تو است

.تو قدرتي بيشتر از آنچه فکر مي کني داري

مشکل اينکه تو خودت را در معرض خطر قرار ميدي

.و ميدوني که راهي براي مخفي شدن وجود داره

کساني که شکست خورده اند در صورتي ميتوانند ما را احساس کنند که در نزديک ما باشند

.پس چرا ما بيرون و دور از اينجا زندگي کنيم

اگر تو از قدرت ات استفاده کني ميتوني منبع اش را رسم کني

.تو براي آنها مثل يک چراغ عمل ميکني

و شانس کمي داري که بتوني دوباره بياي .به اين پايين

پس تو بايد حقيقت خودت را دور از آنها پنهان نگه داري تا جايي که آنها نتونند به آن پي ببرند

.ولي نه آنقدر دور که ديگه نتوني برگردي

اين اتفاقي است که واسه تو افتاده؟

.دقيقا نه

.اما شبيه اونه

.مي خوام که چشمات را ببندي

.حالا,دوباره باز کن

.حالا,تو يک فرشته هستي درون يک انسان

.در حقيقت ما سعي ميکنيم که اين را پنهان کنيم

پس, هر کسي بيرون از اينجا .سرتاسر يک انسان ميشه

من ازت ميخوام که در درون خودت مرکز فکري و شخصيت ات را بگردي

More Farsi Persian subtitles for Gabriel

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left