The first 200 lines.
بذار يه نگاهي بندازم
... متاسفم که
ناديده ـت گرفتم
...ميدونم به خاطر محافظت از من
اينکارو کردي
...اينقدر دلم ميخواست بيام پيشت که فکر ميکردم
دارم ديوونه ميشم
....نميدونم
...توي همچين زمانهايي
چي بايد بگم
عاشقتم
عاشقتم
...من
! شاه شيلام
! شاه شيلام
منظورت چيه که از يه آدم مجرد ميخواي از يه بچه مراقبت کنه؟
مجردي ؟
پاکِ پاکم. از سر تا پا
! هيچ وقت عروسي نگرفتم
اوه خدايا . نميدونم چي بگم
اما خواهش ميکنم
برو پيشش
چي کار ميکني ؟
....فکر ميکني اينکار باعث ميشه بذارم بياي
داخل ؟
... دنيا
هنوزم خيلي جاي خوشگليه نه ؟
چطور ؟
دنيا کسل کننده و افسرده کننده ست
نميدونم براي چي زنده ايم
خيلي خسته م
ترسونديم
هي
مشکلت چيه ؟ برادرت و بن ريو که سالم برگشتن
... از وقتي از باکجه برگشتن
چيزي از بن ريو نشنيدم
احساساتش نسبت به من از بين رفته
حقيقت رو بهم بگو
توي باکجه با يه زن ديگه آشنا شده ؟
ببين . ما وقت همچين کارايي رو نداشتيم باشه ؟
پس چرا اينجوري شده ؟
وقتي بحث رابطه ي بين يه زن و مرد ميشه
هم اوقات خوش وجود داره و هم اوقات بد
بعضي مواقع آفتابيه و بعضي مواقع بارونيه
اينطوريه
بهم اعتماد کن و منتظر بمون
همه چي خوب ميشه
واقعا ؟
حرف ارباب يونگ شيل رو نشنيدي؟
يا نميتوني بشنوي ؟
گم شو
قبلا هيچ وقت اين حسو نداشتم
اما الان برات متاسفم
منظورت چيه ؟
يه نگاه بنداز . منم ميخوام ببينم
ببينش
"سخت تلاش کردي اما بي فايده بود "
به نظر ميرسه پدرت دور انداختت
دهنت رو ببند
ديگه تموم شدي
... ارباب يونگ شيل ديگه هيچ انتظاري
ازت نداره . به هيچ وجه
! گفتم خفه شو
تا حالا هيچوقت اينجوري نديده بودمتا
خيلي ترسناک شدي
خانم آه رو
حالت چطوره ؟
به لطف تو خوبم
بيا داخل . بذار يه نگاهي به زخمت بندازم
الان فصل علفهاي هرزه ؟
اون عوضي بي مصرف
بفرما
اين تيري بود که به شونه ـت خورده بود
واو . خيلي درد داشتا
شنيدم به خاطر برادرم تير خوردي
خوب
من فقط کارمو انجام دادم
حتي اگه دوست هم باشيد
انجام اين کار آسون نيست
ممنونم
... نميدونستم تير خوردن اينقدر درد داره
اما ما واقعا قبلا هيچ وقت قرار نذاشتيم ؟
نذاشتيم
خيلي عجيبه
فکر ميکردم با همه ي دوستاي سو يون قرار گذاشتم
خب ، تو تيپ مورد علاقه م نيستي
اما بدک هم نيستي
من اومدم
تشريف... آوردين
حالت چطوره ؟
خوب ...هستم
چرا اينجوري صحبت ميکني ؟
من ؟ منظورت چيه ؟
بذار يه نگاه بندازم
خيلي بيشتر از قبل درد دارم
خوب ازت مراقبت کرده . خيلي ني ني کوچولويي
شايد ضعيف شدم
بايد بيشتر ورزش کنم
ممنون
براي چي ؟
براي اين و اون
حالا حس ميکنم بالاخره برگشتيم شيلا
نکنه فکر ميکردي قرار نيست ديگه برگرديم ؟
نه
در واقع
فکر ميکردم تا زماني که تو حال خوب باشه اشکالي نداره
کسي رو دارم که زندگيش رو به خاطر من توي خطر ميندازه
به اندازه ي کافي از داشتن کسي که ...بهم احترام ميذاره
خوشحال بودم
فکر ميکردم اگه الان بميرم هيچ پشيموني اي ندارم
"پس خواهشا "
سالم بمون "اين اميد رو داشتم "
اگه تو بميري
منم ميميرم
اگه تو خوب نباشي ، منم خوب نيستم
هر اتفاقيَم که بيفته
قبل از خودم در اولويت هستي
پس اگه واقعا بهم اهميت ميدي
لطفا مراقب خودت باش
بهم قول بده
چه دختر خوبي
دختر خوبي هستي
ولي تو که اصلا به چشماي من برادر خوبي نيستي
درست ميگي . خوب نيستم
بيا بريم
چي کار ميکني بچه ؟
اون دو تا ديگه خواهر و برادر نيستن درسته ؟
در مورد چي صحبت ميکني ؟
از کي تا حالا اينقدر خوب شدي ؟
اون چطوري رفتار کردن با خواهر رو از سو هو ياد گرفته
ولي اونا خواهر برادر نيستن
بااينحال اگه سون وو شاه باشه
يعني خواهر و برادر نيستن
...خب
اينطوري کار ميکنه ؟
پس چي هستن ؟
ميتوني درستش کني ؟
چي کار کنيم ؟
وايسا . وايسا . يه چيزي
توي چشماته
پسر استاد آن جي ادعا کرده شاهه ؟
... زندگيش رو گذاشت وسط
و مردم رو براي برگشتن به خونه نجات داد ؟
نظرت راجع به اون هوارانگ چيه ؟
مهم نيست چه نظري راجع بهش دارم
اينکه مهم هست يا نه رو من تعيين ميکنم
اون شجاع و نترسه
عرضه رهبري بقيه رو داره
... تو
نکنه اونو دوست داري ؟
امکان نداره
... خيلي بهم رفتي
و اين منو ميترسونه
قبل از هوارانگ ون هوا وجود داشت
(درسيستم ون هوا دو دوشيزه رهبري يه گروه جوان رو برعهده داشت)
هوارانگ خيلي قوي شده
مردم هوارانگ رو ستايش ميکنن و دنباله روشون هستن
اما من نميتونم درکشون کنم
با اين حال
ميخوام تو رو ون هوايي کنم
...ميدوني ون هواها با چي
روبرو ميشن ؟
...هردوشون
آخرش با مرگ روبرو ميشن
نميترسي ؟
نه
چون دنباله روي توئم
درس امروز در مورد کتاب قصايده
... کتاب قصايد شامل آهنگهاييه
که سالها پيش تا به امروز دهان به دهان چرخيده
و مضمونش اظهار تاسف از زندگي سخت مردم
و نگرش مثبت مردم با وجود سختي هاست
همچنين ، نفرت و ترحم نسبت به شاه ضعيف وجود داره
امروز يه قصيده رو بهتون معرفي ميکنم
اسمش موش بزرگه
کي دوست داره بخونش ؟
ارباب جي دووي
بيا بخونش
"موش ، موش، موش بزرگ عزيز "
"جوي منو نخور "
"براي مدتي طولاني از تو مراقبت کردم "
"اما تو به من اهميت نميدي "
"...قطعا روزي بخاطر سرزميني بهتر "
"ولت ميکنم و ميرم "
"به يه سرزمين شاد "
"اونجا عدالت رو پيدا ميکنم "
اينجا موش به حاکم اشاره داره
توي اين شعر حاکم نقش منفي داره و با هدر دادن غذا
به مردمش اهميت نميده
اون شبيه کسيه که ما ميشناسيم
اگه موش همينجوري به خوردن غذاي مردم ادامه بده
همشون آخرش ولش ميکنن
يه شاه بدون مردم ديگه شاه نيست
... معني و مفهوم اين قصيده
رو درک کرديد ؟
بله استاد - بله استاد -
چي اينجا کشوندتت فرمانده ؟
... ملکه ميخواد به نمايندگاني که از
باکجه برگشتن پاداش بده
فقط به نماينده ها ؟
No comments yet. Be the first to leave one.