Goblin Slayer II (Goblin Slayer 2nd Season)

Goblin Slayer II (Goblin Slayer 2nd Season)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Goblin slayer season 02-E02 720
A Commentary by OSONEREZAHALO
مترجم رضا انتظاری دوست با افتخار تقدیم میکند

Tags

720
Published on: 2023-10-22
Downloads: 24
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 172 lines.

هشدار: این انیمه‌ دارای صحنه‌های خشونت‌آمیز و .جنسی بوده و برای افراد زیر 13 سال توصیه نمی‌شود

‫واقعاً... چرا باید اینجا باشم؟

چیزه... خیلی‌خب پس.

‫بریم، گابلین‌کُش-سان؟

‫آره.

‫آها، پس می‌خوایم بریم گابلین‌ها رو بکشیم.

‫نه، دقیقاً.

‫می‌خوایم بریم اطلاعات جمع کنیم.

‫می‌خوایم بریم کارفرما رو ببینیم.

‫هاه؟

OSONE REZA HALO با افتخار تقدیم میکند

گابلین کش

‫پسر جادوگر مو قرمز

‫چی؟ فقط شراب قرمز داری؟

عرق سگی نداری، داداش؟

‫فقط ما کوتوله‌ها می‌تونیم بعد از ‫سر صبح نوشیدن، کارهامون رو انجام بدیم.

‫اینجا آدم هم کار میکنه برادر.

‫به‌هرحال...

چند روز پیش، یه گروه معروف‫ مأموریت ما رو قبول کرد...

‫ولی اون‌ها برنگشتن.

‫درسته.

‫تو همونی هستی که بهت می‌گن ریش‌تراش؟

‫آره. بعضی‌ها اینطوری صدام می‌کنن.

‫گابلین‌کُش، نه؟

‫خب درمورد چی می‌خوای سوال بپرسی؟

‫گابلین‌.

‫خب، نمی‌شه راحت گفت گابلین‌، ‫چون موجودات دیگری هم هستن.

‫اینطوری بگم که تازگی ها دارن ابزارهامون رو می‌دزدن،

‫ولی نمی‌تونم هم بذارم که درآینده به ‫کار من هم آسیب بزنن.

‫پس گابلین‌ان.

‫کارگر ها بحثشون جداست، ولی فاحشه‌ها ‫و دست‌فروش‌ها بحث‌شون کاملاً جداست.

‫نمی‌تونم هزینه‌ی زیادی برای کُشتن گابلین‌ها بدم.

‫گابلین کُشتن همینطوری‌ـه.

‫هی، اورکبولگ. یادت رفته که باید ‫بذاری اون دستور بده، مگه نه؟

‫نه.

‫واقعاً؟

‫ولی شرایط اضطراری فرق داره.

‫چشم. اگر به مشکلی خوردیم روت حساب می‌کنم.

‫پس، چیز...

‫چند تا سوال ازتون داریم.

‫پس، این گابلین‌ها...

‫نه، می‌دونین خرابه‌ای که این هیولاها ‫داخلش ظاهر می‌شن، کجاست؟

‫‫آره. بدبختی که ابزارهاش دزدیده شد بود، ‫گابلین‌ها رو تعقیب کرد.

نمی‌تونیم وقتی که چندتا جونور وسایلمون‌رو انگول می‌کنن، بی توجه باشیم.

‫‫پس دراین‌صورت، اگر اون ابزارها رو پیدا کردیم ‫باید برشون گردونیم.

‫‫آره،خیلی ممنونم.

‫‫بزا ببینم. باید به سمت شمال برید. یه نقشه براتون آماده میکنم.

‫‫فکر کنم که یه...

‫‫مقبره بوده.

‫‫جایی که پُر راهرو و مردهشور خونست.

‫‫شنیده‌ام که یه طراحی متداول برای قبرهاست.

‫‫آه، پس درموردش شنیدی.

‫‫خیلی وقت پیش. ‫بهم گفته بودن که هیچ‌وقت نزدیکش نشم.

‫‫چیزه...

‫‫چیز عجیب غریبی جلوی ورودی اون قبر بوده؟

‫‫مثلاً استخونی، نقاشی‌ای چیزی؟

‫‫کسی چیزی نگفت.

‫‫پس توتمی درکار نیست...

‫‫و اینکه، سطح و ترکیب گروهی که قبلاً ‫رفته بود رو می‌دونین؟

‫‫تقریباً مطمئنم که پورسلین و آبسدین بودن.

‫‫یه دونه جنگجوی لیزاردمن و یه دونه هم جنگجوی کشیش داشتن.

‫‫یه کشیش و جادوگر هم بودن.

‫‫و یه دیده بانی، پیشاهنگی چیزی هم داشتن...

‫‫زنی هم توی گروه‌شون بوده؟

‫‫دوتا. جنگوجوی کشیش و کشیش... ‫نه، شایدم یه دستیار کشیش بود؟

‫‫نظرت چیه؟

‫‫اگر خوش شانس باشن، دوتاشون، ‫ولی یحتمل همه‌شون کُشته شدن.

‫‫احتمالاً می‌تونیم تصور کنیم که چیزدیگه‌ای ‫جز گابلین هم اونجا بوده.

‫‫اگر توتمی درکار نبوده، ‫پس شامنی هم نباید باشه.

‫‫هوبوگابلین‌ها کاری ندارن، ‫ولی باید حواس‌مون به تله‌ها هم باشه.

‫‫حدس می‌زنم باید سی‌تایی باشن.

‫‫ولی مطمئنم که تعدادشون باید ‫یکم کم شده باشه.

‫‫شک دارم که یه گروه پنج نفره حتی ‫نتونسته باشه یکی‌شون رو بُکُشه.

‫‫نمی‌خوای کاری انجام بدی؟

‫‫هرکسی وظیفه خودش رو داره.

‫‫کار من این‌ـه که تیرانداز و دیده‌بان باشم.

‫‫بقیه‌اش با خودشون‌ـه.

‫‫درسته، پسر جون.

‫‫فکر کنم حتی گوش‌دراز ها هم می‌تونن هرازگاهی ‫یه چیز معقول و منطقی بگن.

.‫برای اجرا کننده‌های طلسم، سرعت مهم‌ـه

‫‫من همیشه فقط چیزهای منطقی و معقول می‌گم.

‫‫اینطوری‌ـه؟

‫‫آره اینطوری‌ـه.

‫‫به‌هرحال، نکته این‌ـه که هرکسی کاری برای انجام داره.

‫‫کار؟ منظورت چیزی جز مثلاً جادوگر و جنگجو بودن‌ـه؟

‫‫چیزه، می‌شه همه جمع بشین؟

‫‫چی شده؟

‫‫تنها کاری که باید بکنیم این‌ـه که چندتا گابلین ‫بُکُشیم. دیگه چی اهمیت داره؟

‫‫که اینطور.

‫‫آره، قشنگ می‌تونم تصور کنم که ‫بچه‌ها بخوان اینجا بازی کنن.

‫‫بخاطر همین‌ بهم می‌گفتن از اینجا دور بمونم.

‫‫خب پس آخر نزدیک یکی‌شون رفتی یا نه؟

نه. ولی شنیده‌ام که اون‌جا پُر گور و راهرو هستش.

‫‫چیزی‌ـه که خواهر بهم می‌گفت.

‫‫به‌هرحال، گذشته‌ها گذشته.

‫‫بیاین سریع بریم داخل دیگه.

‫‫ماجراجوهای العان اونجا اسیر شدن،‌ مگه نه؟

‫باید سریع بریم و نجات‌شون بدیم.

‫‫از قدیم‌ می‌گفتن که «عجله کار شیطون‌ـه».

‫‫درسته.

‫‫بچه‌ها.

‫‫همه آماده‌این؟

‫‫آرایش‌مون چطور باید باشه، فرمانده-دونو؟

‫‫اوه، اینطوری نگو. خیلی بااین‌کار حال می‌کنی‌ها، مگه نه؟

‫‫برای آرایش‌مون...

‫‫این‌بار گروه‌مون شیش نفره‌ست، ‫پس بیاین دو ردیف سهتایی بشیم.

‫‫اینطوری راحت‌‌تر می‌تونیم جامون رو عوض کنیم.

‫‫گرفتم. فکر کنم چون فرمانده‌مون می‌گه، ‫پس باید انجامش بدیم.

‫‫لطفاً اینطوری نگو.

‫‫اوه، و...

‫‫چـ - چیه؟

‫‫باید از شر بومون خلاص بشیم.

‫‫هاه؟

‫‫گابلین‌. پنج‌تا.

‫‫این یکی.

‫‫این دوتا!

‫‫لعنتی!

‫کاروبونکولوس...کرسکونتو...

‫‫الان از جادوت استفاده نکن!

‫‫دَر ها رو ببند!

‫باشه!

‫‫بنظر میاد فعلاً مشکلی نداریم.

‫‫خب، امیدوارم بتونم یه کاری کنم.

‫‫هنوز تعدادشون زیاده.

‫‫خب، پس... فکر کنم که تردید جایز نیست.

‫‫واقعاً باید انقدر آروم حرکت کنیم؟

‫‫خیلی خطرناک‌ـه، بخاطر همین باید هر بار یک اتاق رو بگردیم.

‫‫آره، اما...

‫‫کسایی هم که اسیر شدن درخطرن.

‫‫بقیه اتاق ها چطورن؟

‫‫قفلن و دشمنی هم داخل‌اش نیست.

‫‫ولی اونجا رو ببین.

‫‫یه تله؟

‫‫احتمالاً.

‫‫دردسره.

‫‫حالا که بهش فکر می‌کنم، اون‌ها گفتن ‫که گابلین‌ها ابزارهاشون رو می‌دزدیدن.

‫‫خب، حتی نمی‌خوام بهش فکر کنم که اون گابلین‌ها...

‫‫می‌خواستن با اون ابزارها چی‌کار کنن.

‫‫خیلی چیز سنگینی روش نیست، ‫پس فکر نکنم که تله‌ی پیچیده‌ای باشه.

‫‫و اینکه ما راه دیگه‌ای هم برای رفتن نداریم.

‫‫بنظر میاد که بقیه‌ی گابلین‌ها متوجه نشدن که اینجاییم.

‫‫لعنتی! تا ابد قراره طول بکشه!

‫‫گابلین‌ها اینجا زندگی‌ می‌کنن، مگه نه؟!

‫‫پس تله‌ای چیزی اینجا ندارن.

‫‫برو کنار!

‫‫هی، وایسا ببینم!

‫‫داری چه غلطی می‌کنی—

‫‫دارم بازش می‌کنم.

‫‫هاه؟ و - وایسا—

‫‫باید جلوش رو بگیرم! چی بگم؟ ‫چطور راضی‌اش کنم؟

‫‫گابلین‌کُش-سان!

‫‫چی‌کار کنم؟ چی‌کار کنم؟ ‫چی‌کار کنم؟ چی‌کار کنم؟

‫‫چـ - چـ - چـ - چـ - چـ - چـ - این چیه...

‫‫گابلین‌ها دارن بازی میکنن.

‫‫این بده.

‫‫دادی که زد حتماً به عنوان هشدار عمل می‌کنه.

‫‫بخاطر همین کار گذاشته شده.

‫‫هرلحظه ممکن‌ـه که بیان اینجا.

‫‫یه داد؟

‫‫این‌طرف‌ـه!

‫‫تنهایی نرو!

‫‫همین‌ـه؟

‫‫اینجایی؟ اومدم که نجاتت—

‫‫کـ - کاروبونکولوس...کـ - کرسکونتو...

‫‫هی، حالت خوبه؟!

‫‫الان بازت می‌کنم!

‫‫برگردین عقب! این یه تله‌ست!

‫‫تعداد، بیست‌تا.

‫‫شونزده‌تا مونده. زنده‌ای؟

‫‫آ - آره.

‫‫تو رو نمیگه.

‫‫داره به اون دختره می‌گه.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left