The first 200 lines.
قسمت 38
حالت خوبه؟
اشکالي نداره.گريه نکن!
عالي جناب شما بايد بفهميد چه کسي شاهزاده سوهيون را مسموم کرده.
و راز مرگشون را کشف کنيد
منظورت از سم چيه؟
عالي جناب لطفا خودتون از لي کيونگ ايک بازپرسي کنيد.
اين طوري مي تونين بي گناهيتون را ثابت کنيد.
بايد با مرگش چي کارکنم؟
به همين خاطر ميگم از خودتون سوال بپرسيد.
مي خواين چيکار کنيد،عالي جناب؟
مي خواين من را اينجا زنداني کنيد؟
دستور جو گوي اين بود.
شما هم خيلي خوب اين را مي دونين.
منظورت از دستور جو گوي اين چيه؟
ايشون در راس کساني بودن که مي خواستن شاهزاده سوک چول وليعهد بشه.
منظورت چيه که جو گوي اين شاهزاده سوهيون را مسموم کرده؟
داري ميگي کيم جا جئون بود؟
دارم ميگم نمي دونم!
سعي ميکنم خودم از لي هيون ايک سوال کنم.
لطفا همه چيز را به من بسپاريد عالي جناب.
اشکالي که نداره جناب مشاور؟
شما بخش مهمي براي ممکن کردن اون بودين.
امنيت قصر اون قدر زياده
که يک مورچه هم نميتونه بدون اجازه وارد بشه!
متوجه ايد؟
ميگم هرگز نذارين جوگوي اين عالي جناب را از قصر بيرون ببرند.
بله جناب مشاور.
- بانو کيم. - بله عالي جناب.
تا زماني که وقتش برسه من اينجا ميمونم.
اينجا ميمونم و از عالي جناب مراقبت ميکنم.
مي فهمي؟
بله عالي جناب.
فعلا ميرم.
اون؟چرا اون؟
چيکار کنيم؟
تنها مشکلمون قبل از فاش شدن همه چيز زمانه.
نگران نباشيد بانوي من هيچ چيزي نمي تونن پيدا کنن
همين؟
مطمئن شو که به خوبي پنهانش ميکني.
اگر يه مقدار از دارو را پيدا کنند بانو گوي اين را فورا ميکشند.
براي اين کارا وقت نداريم.
بايد پيش جناب کيم بريم.
خپل شلخته!خودت جمعش کن.
چي؟ چطور ميتوني اين طور حرف بزني؟
به من ربطي نداره، منو وارد اين قضيه نکن.
فکر ميکني در اماني؟
يادت باشه پدر بانو گوي اين چه کسيه.
شما برديد.
يک زن صيغه چيزي را که من مستحقش بودم را گرفت
با اين حال
خيلي تلاش کردم تا بچه هات را نجات بدم.
پس لطفا از بچه ي من به خوبي مراقبت کن.
خواهش مي کنم.
از امروز ديگه بچه هات را نخواهي ديد.
فقط بزار زندگي کنند.
فقط يه خواهش ديگه
من بچه ي پادشاه را باردارم
شايد بخواي فورا منو بکشي
ولي اين بچه چه گناهي کرده؟
حداقل بايد بتونه نور خورشيد را ببينه
لطفا بزار تا موقعي که بچه به دنيا بياد زنده بمونم.
و اگر منو بکشي اصلا از دستت ناراحت نميشم.
درک مي کنيد؟
ازت خواهش ميکنم.
پدر.
لي هيون ايک و جو گوي اين بايد يک بار ديگه
کاملا ازشون بازپرسي بشه.
اون ها فکر مي کنند شما مقصريد.
شورشي ترتيب ميدن و از اين قضيه عليه شما استفاده مي کنند
منظورتون چيه که از اون بر عليه من استفاده مي کنند؟
بزاريد يک سوال بپرسم.
شما از لي کيونگ ايک خواستيد شاهزاده سوهيون را مسموم کنند.
چي؟تو چطور؟
اگر اين طور نيست چرا با جو گوي اين بحث مي کنيد؟
احمق ،من...
لازم نيست جواب بدين.
اگر هر گز همچين چيزهايي را به لي هيونگ ايک و جو گوي اين نگفتير
پس هيچکي نمي تونه شما را مقصر بدونه
لطفا دستور رسمي بدهيد
تا من کاملا درباره ي مرگ شاهزاده يحقيق کنم تا حقيقت کشف بشه.
و تمام جزئيات را درباره مرگشون اشکار کنم.
حتي اگر اسمون هم به زمين بياد هميشه يه راهي است
مادر نگران نباشيد
هيونگ ايک را گرفتن!
فکر ميکني براي نجات خودش دهانش رو باز ميکنه؟
خوب گوش کنين.
اگر بگيم ما شاهزاده رو مسوم کرديد يا نکرديم
به هر حال ما ميميريم
پس بهتره ساکت بمونيم و يک مقدار وقت به دست بياريم
بعدش جو گوي اين مياد و ما را نجات ميده.
ترجيح ميدم اعتراف کنم و بميرم.
نبايد به راحتي از زندگي دست بکشي.
اگر نتونستي تحملش کني اون وقت اين کارو بکن.
بگو از پادشاه دستور گرفتي.
-چي؟ -اين جوري ميتوني زنده بموني.
بايد به پادشاه ضربه بزني.
فهميدي؟
چرا بايد تو کار يه نفر ديگه دخالت کنم؟
من فقط نگاه ميکنم در اخر هرچي بخوام را بدست ميارم.
فکر ميکن شاهدخت ميزاره زنده بموني؟
اگر شاهدخت نزاره زنده بمونم شاهزاده بونگ ريم نجاتم ميده.
اگر ايشون پادشاه بشن
من خيلي کمکشون ميکنم
براي همينه که با شاهزاده بونگ ريم موندم.
به هر حال مشکل خودته.
زنت خودش رو کشت.
داري ميگا عالي جناب به اين موضوع ربط دارن؟
پس ميگي عالي جناب هيچي از اين موضوع نمي دونن؟
نميدونند.امکان نداره بدونن.
وقتي حقيقت فاش بشه
عالي جناب ممکنه متهم بشون
دارين ميگين از بچه اي که تو شکمشه استفاده کرد؟
يعني داره ميگه اگر خودش بميره مثل اينه که بچه پاشاه هم مرده
پس باهاش چيکار کنيم؟
هرزه جسور!
هنوز به نظر نمياد به خاطر کارش پشيمون باشه.
نظرتون چيه همه چيز را همين جا تموم کنيم؟
منظورت چيه؟
اگر ما همه ي کارهاي جو گوي اين را فاش کنيم
اشتباهات پادشاه هم فاش ميشه
اين يه احتماله.
و اگر اين اتفاق بيافته
عالي جناب بايد مسئوليتش را بپذيرند.
بايد همه چيز را از ريشه نابود کنيم.
همه جزئيات را.براي اين کار
بايد مطمئن بشيم جوگوي مورد قضاوت قرار ميگيره
براي جوگوي اين ناراحتي؟
او شاهزاده سوهيون را کشت.
در ضمن مطمئنم عالي جناب پشتشه.
حالا که عالي جناب به قصر اصلي برگشتند
جوگوي اين نميتونه هر کاري که ميخواد را انجام بده.
پس اگر بزاريم تا موقع زايمان زنده بمونه
نميشه.
اگر بزاريم زنده بمونه نميدونيم بعدش چيکار ميکنه
بايد بميره.
چه ادم ضعيفي!
درباره شاهدخت اشتباه کردم
فکرم ميکردم به اندازه اهن قويه
احمق!
اين احمق!
گفتم داروم را بيار!
قفسه سينه ام!
ديگه نميتونم تحمل کنم.
احمق بايد اون دارو را بخورم تا حالم بهتر بشه
عالي جناب!
جو گوي اين.جوگوي اين را فورا پيشم بيارين.
من بايد دارو را بخورم تا درد سينه ام از بين بره جوگوي اين
عالي جناب!بايد صبر کنيد.
نمي دونم جوگوي اين بهتون چه دارويي داد
مي خواي مرگ منو ببيني؟
گفتم داروم را بيار!
بييا اينجا
نجاتم بده!
-عالي جناب! -گفتم داروم را بيار!
ميخواي مرگم را ببيني؟
سريع داروم را بيار!
جوگوي اين را بيار!
عالي جناب!
برام احساس تاسف نميکني؟
نميتونم نفس بکشم...فکر کنم دارم ميميرم.
جوگوي اين.جوگوي اين
برو جوگوي اين را بيار
-يا منو ببرپيشش -عالي جناب بايد تحمل کنيد
دارويي که جوگوي اين به شما داد فرقي با زهر نداره.
ميخوام بميرم.چرا جلوم را ميگيرين؟
احمق...احمق...اين احمق
گفتم..برو داروم را بيار!
به جاش من را بکشيد
عالي جناب!عالي جناب!
ولم کن!بزار برم!
عالي جناب!
عالي جناب!عالي جناب! عالي جناب!عالي جناب!
بيدار شيد عالي جناب.
عالي جناب!
عالي جناب!
عالي جناب!عالي جناب!
منظورتون چيه شاهدخت؟
ملکه خطرناکترين فرده؟
ملکه سعي دارن شاهزاده بونگ ريم را وليعهد کنن.
البته من يه حسي دارم
عالي جناب به نظر شما معني ميده؟
چطور ممکنه ملکه بخوان شاهزاده بونگ ريم را وليعهد بعدي کنن؟
جايي نداريم که بريم.
عالي جناب!
فکر کرده بودم تازه از جوگوي اين راحت شدم
ولي الان ملکه جلوي من ايستاده
هيچ حرفي نميزنن.
بس کنيد
من بي گناهم!
براي اين مردا وسايل نوشتن بيارين.
منظورتون از وسايل نوشتن چيه؟
جزئيات کاري که کردين را بنويسيد.
اگر حقيقت را بنويسيد جونتون را بهتون ميبخشم.
و اگر اين کار را نکنيد تک تک اعضاي خانوادتون
کشته ميشن.فهميدين؟
بله شاهزاده بونگ ريم.
اون يون
بله بانو گوي اين
هر کاري ميتوني بکن و بانو کيم را اينجا بيار.
No comments yet. Be the first to leave one.