The first 200 lines.
... آنچه در "هاوایی" گذشت
How much does Steve McGarrett know
about what his father was investigating
before you killed him?
How close is he to the truth?
Too close.
- You, what's your name? - Wo Fat.
You're not going to kill me. Are you?
- Brother? - You're not my brother.
These aren't the guys you want to tangle with.
Your actions have placed my daughter in great danger,
when I have already arranged for her return.
These are not honorable men.
- How can you take them at their word? - Because I'm
giving them exactly what they want.
You're transferring power?
It's a father's sacrifice.
Daddy, no.
Daddy, please, please, no!
You abducted this man, brought him here.
I will make sure the authorities find out about your role
in everything that took place tonight.
And your career with Five-O will be over.
Kenji, don't, don't, don't, don't! No!
Hey.
- Steve. - Hey, Adam.
If you're up for it, I'd actually like to see you at HQ now.
I'm on my way.
"هی، " آدام
ممنون که اومدی
. آره، البته
ببخشید که زودتر نتونستم بیام
چی شده؟
این ساعت توئه؟
یه نوشته روی پشتش نوشته کونو شده، پس
ممنون
حتما خیالت راحت شد که پسش گرفتی، ها؟
آ ره.. خودشه
خب، ببین، من مطمئنم که یه توضیح کاملاً خوب داری،
اما پلیس
اونا اون ساعت امروز توی صحنه جرم پیدا کردن
یه سرقت مسلحانه بوده
یه بازی غیر قانونی توی کلیحی
... پس من فقط باید ازت بپرسم
تو چیزی در این مورد می دونی؟
هی ، آدام ، ببین ، اون بازی
توسط یک باند فیلیپینی
که با یاکوزا درحال نزاع هستن اداره می شوده
و دزدی فقط چند ساعت بعد از اینکه
تو زنگ زدی و گفتی مریضی اتفاق افتاده پس من فقط
ازت میخوام بهم بگی که تو هیچ وجه دخالت نداشتی
درسته
این دیگه چیه؟
این دیگه چیه؟
"متاسفم" استیو
ادام
متاسفی؟ یعنی چی میخوای همینجوری از دفتر من بری بیرون؟
صبر کن آدام
"هی، " آدام
هی! دارم با تو حرف میزنم
من از روز اول هواتو داشتم
وقتی اف. بی. آی دنبالت بود، اونا میخواستن تو رو به جرم قتل متهم کنن
وقتی اون اتفاق با نوریکو افتاد؟
و حالا، تو حتی لطف نمیکنی
که توضیح بدی که چه اتفاقی دارد میافته
"حق با توئه، " استیو
، بعد از همه کارایی که برای من کردی. تو لایق دونستن حقیقت هستی
اما من نمیتونم بهت بگم
شاید منظور اونو اشتباه فهمیده باشی.
او نشان و تفنگش را در اورد
و روی میز من گذاشت و از در بیرون رفت، دنی
معنی این کار کاملا واضحه ، نه؟
اون ایمانش رو به مهارت های رهبری تو از دست داده
. احمقانه - ست . نمیدونم، حتما باید
توضیح منطقی داشته باشه
این چیزی بود که من گفتم، و این چیزی بود که من ازش خواستم
و موضوع اینه که
از نظر تاریخی ، هر وقت آدم تو دردسر میفتاد
بدون توجه به ماهیت دردسر پیش من میومد
برام همه چیز رو به من میگفت
اما این دفعه، هیچی
من … من درک میکنم
پس، یه فرصت بهم بده که باهاش حرف بزنم
همین بفرما
دارم بهت میگم برای این دزدی خیلی خوب به نظر میرسه
دوک " قراره بره دنبالش"
و صادقانه بگم، نمیتونم سرزنشش کنم
درک میکنم
بذار باهاش حرف بزنم... منظورم اینه که
من کسی هستم که نشان رو بهش دادم
بذار ببینم که چرا میخواد اون رو دور بندازه، همین
. خیلی خب
یه لطفی بهم بکن, باشه؟
... تا وقتی که به ته این قضیه برسیم
شاید باید این بین من و تو بمونه می تونی از پسش بر بیای؟
من میتونم …؟من نماد رازداری هستم
مطمئنم که میتونم از پسش بر بیام
تو نماد بیخانمانها هستی
چی شده؟ دیشب نرفتی خونه؟
. ادامه بده . صبر کن
خب من رفتم خونه
و یه بویی میومد
یه بویی میومد؟
فاضلاب تو خونم بالا زده بود
و، آه، خیلی حال بهم زن بود
تمام آخر شب رو صرف تمیز کردن اونجا کردم
سعی کردم تمیزش کنم بزار رک بهت بگم
تو یه داستان من در اوردی جعلی از این که خونه ت کپک زده سرهم کردی
تا بتونی تو خونه من بمونی
در عین حال فاضلاب توی خونه ت منفجر میشه؟ اره
اره میفهمم داری کنایه میزنی
اما می خوام بدونی که
دلیل اصلی این که به خونه ی تو اومدم
و اون داستان کپک رو سر هم کردم این بود که
اگه بهم نیاز پیدا کردی پیشت باشم بله
و من خیلی تحتتاثیر قرار گرفتم. ممنون
... پس تو
وسایلتم از خونه بیرون اوردی
تا از اون بوی تهاجمی نجاتشون بدی
تو حتی گیاه بنسای- تم اوردی
نمی دونستم تو بونسای نگه میداری
... اینو
آره، اینو چند ماه پیش گرفتم
. در واقع، امم، برای اهداف درمانی
هفتهای دو بار اون رو مرتب میکنی
و این قراره رشد جدیدی رو گسترش بده
من برنامهریزی نداشتم که این رو با تو
یا هر کس دیگهای درمیون بزارم
... اما اگه می خوای منو مسخره کنی
"من تو رو مسخره نمیکنم آقای" میاجی
به نظر من خیلی قشنگه این چیز بسیار ذنی است
خیلی از مردم این کار رو میکنن و صراحتاً بگم من خوشحالم که
تو یه سرگرمی داری که من رو آزار نمیده
می دونی؟ درس ته.. موضوع اینه
درست کردن فاضلاب
کار آسونی نیست
این واقعاً یک مساله بزرگه
باید کف اتاق رو بکنن
و اونجا یه عالمه آسیب و اینجور چیزاست
خب، من الان، آه، تو این مدت
، به یه … مکان برای موندن نیاز دارم
اینبار واقعا
بله، تو می تونی یکی دو هفته دیگه
تو خانه ی من بمونی، مشکلی نیست
پیمانکار گفت: شش تا هشت هفته
حالا هر چی واو، خیلی سریع
راه اومدی
... آره، خب
منظورم اینه که، تو از همه حوله تمیزای من
استفاده میکنی دیگه قراره چکاری بدتر از این
انجام بدی
مکگرت
اه، فهمیدم . بهش رسیدگی میکنیم
خب، اینجا چه اتفاقی افتاده؟
صبح امروز ، یک بالگرد که به شرکتی بنام
Oahu Sunrise Tours ثبت شده بود
در وسط یکی از پروازاش
طبق گفتههای شاهدان حادثه منفجر شده
ما تلفات رو هفت نفرتایید کردیم
شش مسافر و خلبان خیلی خب
خب چرا ما بجای ستاد ملی ایمنی حمل و نقل اینجاییم؟
میخوای بهم بگی تصادف نبوده؟
ظاهراً، یه جرقه در خط سوخت باعث
ایجاد انفجار شده
اما طبق نوشتهها و کاغذ بازیهای اداره هوانوردی فدرال
اونا گفتن كه این هلی کوپتر از یك هفته قبل مورد بازرسی قرار گرفته
و هیچ مشکلی نداشته و اینم از این
خب، این صدایی بوده که توسط
شرکت تور بهمون داده شده خوش به حال ما
همه ی مکالمات پرواز ضبط شده اره
و اگه شما از پنجره سمت راست نگاه کنید
کوکو هد رو میبینید
اینجا 1,048پله است که به بالای دهانه آتشفشان ختم میشه
اگه عکس برداری رو از دست دادین نگران نباشید ، من
ببین، هیچ هشداری توی کابین خلبان نیست
هیچ نشونه ای وجود نداره که خلبان حتی میدونسته
که مشکلی پیش اومده
باشه خب، تو چی فکر میکنی؟
یه بمب اونجا بوده یا چی؟
توضیح قابل قبولیه
ولی سوال اینه که
چرا اون هلیکوپتر خاص رو هدف قرار دادن؟
آ ره.... خب، یه بمب توی
هر هوا گَردی
معمولاً تروریسم، ولی من نمی دونم که این
یه هدف کوچیک بوده یا نه
نه، تو هلیکوپتربمب نبوده
اینو ببینید این سوراخ رو اینجا میبینید؟
این ناشی از انفجاره با این تفاوت که
از بیرون اومده
مثل این که یکی بهش شلیک کرده
بهترین حدس من … یه راکت موشکیه
پس یه نفر از آسمون به هلیکوپتر شلیک کرده
خیلی متاسفم، عمه جون
دوست دارم. بعداً می بینمتون
هی، چطور پیش میره؟
افتضاح
منظورم اینه که همش افتضاحه، مگه نه؟
... من نباید کسی باشم که بهش میگه برادرش
هی
No comments yet. Be the first to leave one.