Change (Badal)

Change (Badal)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

dvdrip
A Commentary by zoro_shomali
worldsubtitle

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2014-04-14
Downloads: 22
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

worldsubtitle با افتخار تقديم مي کند

مترجم zoro_shomali

بيست و چهارم دسامبر 1984 خمکاران پنجاب

هيچي نخوريد

پسر قهرمان من

کيه؟

کيه؟

چرا جواب نميدي؟

اگه سر و صدا کني شليک مي کنم

شليک مي کنم

مي خواي شليک کني

اگه اين آرومت مي کنه به من شليک کن

اينجا چه خبره؟ اون کيه؟

هيچي نشده ايشون از خودمونه

ازشون بپرسيد اگه گرسنه هستند براشون غذا آماده کنم

چرا بپرسم؟

من نميزارم بدون اينکه سير بشه از اينجا بره

يه چيزي براشون ميارم

يه چيزي رو به من بگو

مادرت مي دونه که بخاطر يه چيز کوچيک خونت رو هدر ميدي؟

برادر! وقتي تو رو اينجوري ببينه حتما مي زنه زير گريه

دست از اين کارها بردار داداش

دست بردارم؟

من اين سلاح رو براي محافظت از مردم به دست گرفتم

براي آزادي آفرين

گاندي هم اول نرم شروع کرد بعد اسلحه برداشت

صبر کن

لازمه شليک نکني

اول يه چيزي بخور

حالا برو

توجه کنيد

يکي از شما يک تروريست زخمي رو تو خو نه اش مخفي کرده

بايد اونو به ما تحويل بديد

به شما 10 دقيقه وقت ميدم

اگر شما اونو برام پيدا کنيد از مجازات شما صرفنظر مي کنم

قربان

من خيلي وقته تو اين روستا هستم

اينجا هيچ مجرمي وجود نداره

اگر قبول نداريد خودتون همه خونه ها رو بگرديد

خفه شو

مي خواي من برم و همه جا رو دنبالش بگردم

يا خودتون اونو برام ميارين يا اينکه همتون ميميرين

براي چي؟ مگه اينجا قانون جنگل حاکمه

يادت باشه که اين مقام هميشگي نيست

فکر کردي هر کاري ميتوني بکني و کسي هم از قانون چيزي سرش نمي شه

تو چابلوسي و بايد بفهمي که من خود قانونم

دهنت رو ببند

اين يک اشتباه بزرگه

از اينجا ميري يا من جسدت رو بفرستم براي اداره پليس

برين. همه برين خونه هاتون

قربان ماهندر

اين روستا رو بسوزونيد

تا مثل موش از سوراخش بياد بيرون

و يا اينکه خاکستر بشه

اما قربان خيلي از آدمهاي بي گناه مي ميرن

به درک که مي ميرند

هدف من در زندگي يه يونيفورم با چند تا ستاره نيست

براي رسيدن به هدفهم بايد يک کار بزرگ انجام بدم

حتي اگه مجبور بشم روي جسد همشون لگد مي کنم تا به هدفم برسم

روستا رو به آتش بکشيد و هر کسي هم که خواست فرار کنه بکشيد

قتل عام در باغ جاليان والا رو فراموش کرديد

بچه ها رو نجات بده

خداوند ما رو مورد رحمت خودش قرار بده

تغيير

امروز صبح يک گروه از تروريستها بانکي را در فريدآباد غارت کردند

پليس نيروهاي خود را درشهر براي مراقبت بيشتر افزايش داد

پسر قهرمان

بيا نگاه کن. حرف نزن جرزن کوچولو

امروز چقدر سرده

بيا اين چايي رو بخور ممنون دوست عزيز

بيا اين هم مال تو

نه داداش من مي ترسم

بونتي. تو هميشه هواست پرته

داداش مي افتما نه نمي افتي من مواظبتم

داداش. به چي فکر مي کني

براي توضيح بيشتر اوضاع ما دعوت کرديم از بازرس کل پليس جي سينگ رانا

ما از ظلم و ستم پليس فعلي زياد شنيدم

مردم شاکي بودند از ظلم پليس که..

که باعث شد مردم بيگناه به تروريست تبديل بشن

اينا همش دروغه هيچ اتهامي متوجه نيروي پليس نيست

اما همونطور که مي دونيد

من توي اين 23 سال خدمتم هرگز به انسانهاي غير مسلح حمله نکردم

اين يه دروغه لعنت به تو

اون يه قاتله دروغگوي لعنتي

دروغگوي عوضي

لطفا توپ رو بدين

تروريستهايي که روز گذشته از بانک سرقت کردن اينجا مخفي شدن

دو دقيقه بهتون وقت ميدم

يا زنده مي مونيد و يا کشته ميشيد

شما نمي تونيد فرار کنيد مهماتمون خيلي کمه

نمي تونيم مدت زيادي دوم بياريم

شما بايد از در پشتي فرار کنيد

تو چي؟ نگران من نباشيد

اين آخرين فرصته

براي زنده موندن

آتش

خداوند ما رو مورد رحمت خودش قرار بده

قربان

به من کمک کنيد

دختر 4 ساله من زنده زنده سوخت

من چکار کنم

چطوري همه جا آتش گرفت

شما مي تونيد بگيد؟

چند تا تروريست تو اون خونه پنهان شده بودند

پليس تمام اين منطقه رو به آتش کشيد

تروريستها کشته شدند مردم بيگناه هم کشته شدند

کارشون ناعادلانه بود

خانه هاي ما ويران شده و بيماري زياد شده همه دارن اينجا رو ترک مي کنن

جايي رو نداريم که بريم

اين خونه اين محله اين سرزمين مال شماست

شما مي خواين زمين مادريتون رو ترک کنين

شما بايد مقاوم باشيد

اگه اين منطقه و مرزبوم مال ماست

چرا نمي گزاريد ما در آرامش باشيم؟

وقتي که مردم بي گناه رو از زمينشون بيرون مي کنيد

عزيزانمون جلوي چشم ما جون دادند

تا حالا بچه ات رو زنده تو آتيش ديدي؟

من ديدم

هيچ مادري مي تونه پسرش رو در حال سوختن ببينه؟

من پسرم رو ديدم که براي زنده موندن تلاش مي کرد

چرا من به جاش نمردم چرا؟

مادر منو ببخش من هم ناراحتم

من خوشحال ميشم غم و اندوه شما رو کم کنم

تو واقعا مي خواي به ما کمک کني

پس چرا اين کارها رو با ما مي کنيد؟

با جوانهايي که مسلح هستند تو کل اين سرزمين چکار مي خواهيد بکنيد؟

چرا خون آدمهاي بيگناه بايد ريخته بشه؟

مي تونيد اينها رو توضيح بديد؟

به حرمت کلمه مادر که صداتون کردم

عدالت رو اجرا مي کنم

من باهاشون صحبت ميکنم ببينم دليلشون از اين کار چي بوده

مجازاتشون مي کنم

تا زماني که عدالت رو اجرا نکنم

آروم نميشم و بر نمي گردم

شکي نيست که اگه با تروريستها مذاکره کنيم تاوانش رو بايد بپردازيم

اونها فرق بين يونجه و اسلحه رو نمي فهمند

خواهش مي کنم از تصميمتون منصرف بشين

من مي دونم که چجوري شکستشون بدم

من قول ميدم که اين کار رو انجام بدم

شما بايد عملکردتون رو ببينيد بازرس کل

شما کل اون منطقه رو به آتش کشيدين

مردم بيگناه بخاطر سهل انگاري پليس کشته شدند

و بسياري از اونها بي خانمان شدند

در حال حاضر همه جا وحشت حکمفرماست

آقاي ساتيا پرکاش 6 تروريست بايد مي مردند

احتمالا شما اينو نمي دونيد؟

ظاهرا شما نمي دونيد که

چه اتفاقي افتاده مي تونيد اطلاعاتي از 50 تروريست به ما بديد

بنابراين اونچه که ما انجام مي ديم

شما هيچ کاري نمي کنيد

لازمه که ما اين کار رو انجام بديم

اين درباره کشور ما و مردم ما است

آيا اين درسته که باهاشون صلح کنيد؟

بله

شما فکر مي کنيد که با اين کار اوضاع بهتر ميشه؟

بايد از يه جايي شروع کنيم

ممکنه زندگيتون به خطر بيفته

کي مي دونه؟

شما فکر مي کنيد که تروريستها باهاتون مذاکره مي کنند

آرزوي من اينه که

حتي يک تروريست مسلح هم وجود نداشته باشه بايد خوش بين بود

راجوير

فکر کردم که مردي

تا وقتي که رانا زنده است من نميميرم

مي دوني که دوستانم همه کشته شدند

اين قصاب جي سينک رانا

اونجور که فهميدم اون فرمان حمله رو صادر کرد

من اونو زنده بگور مي کنم

حالا مي خواي چکار کني راجوير

بهتره که اين مصيبت رو فراموش کني

چي؟

اين چه حرفيه کي مي زني

چطور فراموش کنم که رانا پدرم و خانواده ام رو کشت

نمي تونم مادرم رو فراموش کنم

آيا مي تونم فراموش کنم که براي حفاظت از خواهرم قسم خوردم

فراموش کنم که يه زماني شاد و خوشحال بودم؟

مي تونم فراموش کنم که چه بدبختي هايي بخاطرش کشيدم؟

نمي تونم فراموش کنم هيچکدومشون رو نمي تونم فراموش کنم

اگر واقعا مي خواي که من اينها رو فراموش کنم

گلوله رو به سمت سينه ام شليک کن

اما تا وقتي که زنده ام به فکر انتقام هستم

شليک کن شليک کن

راجوير

به کشتن عادت کردي

خدا هم نمي تونه تو رو از غرق شدن در اين منجلاب نجات بده

اين کار عواقب بدي داره

رييس امنيت فعلي بازپرس ساتيا پرکاش هست

که توسط تعداد زيادي از ماموران پليس احاطه شده

مردم بيگناه زيادي هستند

اما وقتي به راهپيمايي سوندار ناکار مي آيد

مامورين پليس و رانا کمتر مراقبش هستند

که اونجا کارت راحتتره

اين پوليه که از بانک دزديدين

اسلحه براي سوندار ناکار رو برات تامين مي کنم

با اين حال يه نامه ميدم بهت که به جناب داياشانکار بدي

ايشون جايي که بايد باشي رو برات روبراه مي کنه

چي شده آقاي راننده

اين ماشين خيلي پيچيده است نمي دونم

اوه خوب شد راحت شدم

متوجه نمي شم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left