The first 194 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
nankai datte naitatte ii yo azamukenai kara
هرچقدرم که گریه کنی نمیتونی گولم بزنی
kono mune ni himeta monogatari ga sekai to tsunagarun da
قصهای که توی قلبمه به گوش دنیا میرسه
somosomo kizu wo ou kurai no yuukan na ningen janai tte koto
من اصلاً اونقدری قوی نیستم که بتونم دردی رو تحمل کنم
jibun demo itai kurai wakatteru dakara waratte yarisugoshita
با اینکه میدونستم دردناکه، بازم لبخند زدم و پذیرفتمش
hiiroo wa kitto yatte kite kureru
قهرمان حتماً میاد
dou demo ii yo datte douse boku wa
مهم نیست، چون اون قهرمانم
?kore wa dare no sutoorii nan da
این قصه در مورد کیه؟
damatte hitogomi ni magireta
بی سر و صدا سُر خوردم وسط جمعیت
uwanosora hakidasu koe damasenai na kono honne
اون صدای گم، نمیتونه احساسات واقعی رو گول بزنه
iwakan darake no kuraimakkusu
یه اوج، پر از ناراحتی
nattoku dekinai endo rooru
پردهی آخرِی که رضایت بخش نیست
happii endo nara sore de ii nante uso
!میگن "اشکال نداره تهش خوب تموم میشه" ولی اینطور نیست
bokura jiyuu jizai jibun shidai dakara monogatari wo hajimeyou
ما آزادیم! به من بستگی داره، پس بیا داستانو شروع کنیم
!aa nariyamanai kokoro no sakebi tokihanatsu sono toki da
آه، وقت فریاد زدن قلبته، فریادهایی که ساکت نمی شن
tayori nai kotoba dake ja kawaranai kono mirai wa
حرف خالی که نمیتونه آینده رو عوض کنه
!!!aa dakishimetai shoudou ni makasete miyou yo
آه، بیا به وسوسه ی در آغوش گرفتنِ هم تن بدیم
nankai datte maketatte ii yo
مهم نیست چندبار باختی
warawarete ii yo
اشکالی نداره که بهش بخندی
kankei nai yo datte oikaketeru no wa asu no jibun da
مهم نیست، چون چیزی که دنبالشم، فردای خودمه
اینهمه راه اومدی اینجا واسه تعطیلات
شوالیه بزرگ هاوزر؟
بالاخره اومدی هان؟
شایعات حقیقت داشتن. رئیس راهزن ها شدی نه؟
اون کیه؟
ادلینه، شاگردم
اون ارشد دانیه
غرشِ نابودی
کی حرفشونو شنیدم؟
راهزن هایی که به مسافرای دالفلیر رنج حمله میکنن؟
انتظار نداشتم که یه شهر رو لخت کنن
اینطوری میتونیم قبل از اینکه شوالیه های مقدس به راهزنا حمله کنن سلاح هاشونو بدزدیم
و البته سلاح ها و اسب هاتونو از توی مهمون خونه برداشتیم
هاه! چه احمق هایی
فکر کردی برداشتنِ سلاح شوالیه بزرگ هاوزر براش کشتنش کافیه؟
...حتی الانم نم پس نداده
واقعاً بزرگترین شوالیه مقدسِ شیرهاست
!چه قدرتی
استاد هاوزر
تو همین الانشم باختی، میدونی
هان؟
میدونم دقیقاً چه قدر میتونی بنوشی
اینقدر از میخونه بردمت بیرون که بفهمم
پیکارمون میکنی؟
بچه احمق! چه فکری میکنی؟
شما بچه ها رو به عنوان برده می فروشیم
که اینطور
خب نه مرسی
مه؟
باران مهی
بلادونیا
بارانِ مِهی
بلادونیا
!اوهه...حس خوبی داره
...چیکار
تو... تو جادو بلدی؟
خب، صرفاً رفیقامو می برم
کیت؟
در مورد این پسر حرف میزنی؟
هوم؟
پرسیوال؟
...تو کی
....خر و پف
هان؟
...دوباره دارم ازش فرار میکنم
الان دیگه عادت شده نه؟
مطمئنم که مادرت داره تو بهشت گریه میکنه
آره میدونم
...یادم ننداز
چیکار میکنی دانی؟
عه؟
خیلی وقته ندیده بودمت
هان؟ ادلین؟
توی میخونه دیدمت
داری با یه مشت بازیگر سفر میکنی هان؟
...اوه، یه جورایی
تو چی ادلین؟
با داییم توی سفر تمرینی هستی؟
نه من باهاش تسویه حساب کردم
منم نمیخوام شوالیه مقدس باشم
هان؟ شوخی میکنی؟
چرا ادلین؟
..تو خیلی به اون رویا دل بسته بودی
..در این مورد، دانی میخوای با من تیم شی؟
هان؟
من شغل راحتی که درآمد خوبی داشته باشه ندارم
وایسا ببینم
راحت؟ درآمد خوب؟؟ این چیزا به تو نمیاد
شوالیه های مقدس نباید برده ی پول باشن
کی به شوالیه های مقدس اهمیت میده؟
گوش کن
اینجا میتونی یه دزد محلی باشی و مسافرا رو لخت کنی و پول و مالشونو برداری
!نمیدونی چه خوب کار میکنه
این دیگه چه جور کاریه؟
!شبیه چاله میدونیا حرف میزنی
یه متحد قدرتمند دارم
پس توام هستی، دانی؟
گوش کن پسر، خوبه که باز دیدمت
ولی میخوام برم دوستامو پیدا کنم
همه رفقاتو گرفتیم
منظورت چیه؟
من تنها کسی ام !که واقعاً درکت میکنه
اگه دست بهشون بزنی !پشیمون میشی
خیلی تغییر کردی دابش
نه نکردم
...تنها چیزی که فرق کرده اینه که
سرنوشتم رو پیدا کردم
اووو... هی، درد داشت
بهتره پولامونو پس بدید بچه ها
این چه کوفتیه؟
...هوم
...هوم
نه، آشغاله
!ای نافهم
خب عالی شد
به نظر میاد هیچچیز به دردبخوری اینجا نیست
...یاره یاره
باید سریع بچه ها رو به پول تبدیل کنیم
امیدوارم دانی و بقیه بفهمن ...که یه اشتباهی شده
نه، اون ترسو هیچوقت بهمون کمک نمیکنه
تنها کسی که بهش اهمیت میده، خودشه
هی! داداشا حالتون خوبه؟
!میارمتون بیرون
تو صاحب میخونه ای؟
اصلی جنسی بچه
بعد از اونهمه مشروب هنوز هشیار نشدی؟
...یه بار از شراب بابابزرگم خرودم
و دیگه هر سمی که بخورم بدنم میتونه هضمش کنه
تف! پس الکل سمه هان؟
!بیخیال، هاوزر! بکش بیرون
اسممو از کجا میدونی؟
یه نگاه دقیق تر بنداز
اون موقع، توی فستیوال مبارزه دهنمو صاف کردی
هان؟
!آه! آهه... تایزو
پسر، پیر شدی؟
!الان وقت خنده نیست
تو این وضعیت کل شهر !تیز شدن
به خاطر ادلین؟
نه اون نه
اژدهای باستانی ای که رام کرده
غافلگیر شدی؟
با این دیگه شکست ناپذیر میشه
آو؛ اینقدر به من زل نزن
همه مون تو یه قایقیم مگه نه؟
هی! کجا داری میری؟
!هرجفتمون نخاله ایم باید هوای همو داشته باشیم
!چشماتو باز کن
!اوه خوبه
من کجام؟
مگه تو میخونه نبودیم؟
خب، مثل اینکه توی وضعیت بدی گیر افتادیم
بد؟
!آه! اصلاً تو چرا همراهمونی
آه! یا اینکه میدونی من کالدنم و میخواستی مستم کنی و منو بفروشی؟
آه! یا شایدم خواسته هات مسیر ...منو تغییر دادن
.شرمنده داش من تو نخ چیزایی مثل تو نیستم
چطور جرئت میکنی به یه بانو توهین کنی؟
!اوه پرسیوال
،اول به دانی مشت میزنی حالا هم آنه رو گریه می اندازی
هرکسی که به دوستان صدمه بزنه !تاوانشو پس میده
...نه، پرسیوال اون
گریه اش انداخت؟
!من حقیقتو بهش گفتم بچه
...به علاوه، دانی باید انتظار
!این به خاطر دانی
...و این یکی به خاطر
!لطفاً صبر کن
!سر راهش واینستا
!بعدش به خاطر من میخواد بزنه
!اون بزرگترین شوالیه مقدس شیرهاست
!دایی دانیه
هان؟
!چه چندش
یکی کمکم کنه! اون مرد موقرمزی که !میاد سمتتون رو بگیرید
No comments yet. Be the first to leave one.