I Belong (Som du ser meg)

I Belong (Som du ser meg) (Som du ser meg)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Som-Du-Ser-Meg-2012-720p-BluRay-x264-WASTE
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian I belong (2012) زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2025-11-21
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

من تعلق دارم

نمی‌دونم. این همون چیزیه که... ماشین تو رو هم زده بودن؟

نه

خوش شانس بودی.

لاستیک‌های بقیه رو پنچر کردن.

باید به پلیس خبر بدیم.

سلام

من استاینار هستم.

ایوا سسیلی.

سلام. بفرمایید تو، بفرمایید.

برای پیدا کردن راه مشکلی نداشتید؟

نه، خوب بود.

برای پارک کردن دردسری نداشتید؟

نه، من اتوبوس سوار شدم.

خب، رسیدیم. بفرمایید، روی مبل راحت باشید.

چیزی میل دارید بنوشید؟ چای؟

بله، ممنون.

چه جور چایی میل دارید؟ سیاه، سبز، یا انرژی زنانه ارگانیک؟

چای بابونه چی؟

من بابونه می‌خورم.

با عسل میل دارید؟

بله، ممنون.

ممنون.

زبان جالبیه.

اولین کتاب شماست؟

مجموعه داستان کوتاه؟

یه رمانه.

خب، دیشب ورقش زدم. خیلی ظریفه.

فروشش خوب بوده؟

آره، فکر کنم.

ببخشید، گلوم یه کم گرفته. امیدوارم مشکلی نباشه؟

بستگی داره صداتون عوض شده باشه یا نه.

خب، خودم که نمی‌تونم تشخیص بدم، ولی...

فکر کنم باید فقط امتحان کنیم و ببینیم چطور پیش می‌ره.

اولین باریه که کتاب صوتی درست می‌کنید؟

خیلی‌ها ترجیح می‌دن از بازیگر استفاده کنن.

خب، باید امتحان کنیم ببینیم چی میشه.

بفرمایید دنبالم.

باشه.

بفرمایید.

«وقتی اصلاً انتظارش رو نداری.»

چی؟

این عنوانشه. «وقتی اصلاً انتظارش رو نداری.»

دوباره شروع کنم؟

بله.

«وقتی اصلاً انتظارش رو نداری.»

«این داستان با پیام سال نو سالانهٔ پادشاه آغاز شد.»

«طبق معمول، سرشار از خوبی و امید برای بشریت بود.»

در دوره‌ای که اغلب به ظواهر اهمیت داده می‌شود،

راحت است که ارزش فردی انسان گم شود.

این همان ارزشی است که هر یک از ما صرفاً به واسطه انسان بودن داریم.

این شهاب آفرینش،

این پیوند قوانین طبیعت و اسرار روح.

فقط یکی از هر کدام ما وجود دارد، و همهٔ ما بی‌نظیریم.

اغلب ما می‌دانیم که چنین سخنرانی‌هایی صرفاً ذرات طلایی هستند

که به مناسبت‌های جشنی، یک حس انسانیت اضافه می‌کنند.

«و وقتی آن لحظه تمام می‌شود، این آگاهی بازخواهد گشت»

«که واقعیت پیچیده‌تر است.»

حرف‌های پادشاه در دل بسیاری از مردم طنین انداخت،

در آن زمستان و بهار، از جمله سه زن در گرانلیوین.

آن‌ها یک روز از خواب بیدار شدند به این امید که همه چیز سوءتفاهم باشد

و اینکه به هر حال کارها درست می‌شود.

اما حقارت‌های آزاردهنده زندگی دم در منتظرشان بود.

چی شده؟

اینو ببین!

تمام لاستیک‌ها رو پنچر کردن.

ماشین تو رو هم زدن؟

نه.

خوش‌شانس بودی. اه، این دیگه نوبره. حالا دیرم می‌شه برای کار.

اگه بخوای، می‌تونم تو رو برسونم.

شما کجا می‌رید؟

بیمارستان آکِر.

مشکلی نیست.

شما هم می‌خوای سوار شی؟

واقعاً میشه؟

خیلی ممنونم.

خیلی کار سطح پایینیه.

می‌دونم شاید مردم نیاز داشته باشن عصبانیتشون رو تخلیه کنن، اما

پنچر کردن لاستیک‌ها کاملاً بی‌معنی به نظر می‌رسه.

اما شاید کل هدف همین باشه.

کاری کنی که به اندازه خود زندگی بی‌معنی باشه.

آن روز، روز لیز گوندرسن نبود.

او داشت به سمت محل کار می‌رفت، همراه با یک درگیری کاری

که ناخواسته درگیرش شده بود.

سلام، لیز.

ماجرا سه هفته پیش شروع شده بود

وقتی لیز با بی‌میلی قبول کرد که راهنمای یک دانشجو بشه.

هی، هفته دیگه کارآموز جدید می‌آد. دوست داری راهنمای یکی‌شون باشی؟

من؟

خب... من تا حالا راهنمای کارآموز نبودم.

پس وقتشه که باشی.

متوجه‌ام.

آهان.

مطمئن نیستم که من آدم مناسبی باشم.

از قبل بهت آموزش می‌دن.

بقیه همه مربی بوده‌اند. فکر می‌کنم نوبت شماست.

نمی‌دونستم نوبتیه.

در تئوری نه. ولی در عمل چرا.

موافق نیستید که هر کسی باید نوبتش رو انجام بده؟

سهم خودشون رو انجام بدن؟

این منصفانه‌ترین کار نیست؟

صد در صد. منظورم این حرفا نبود.

خیلی دوست دارم انجامش بدم، ولی نمی‌دونم باید این کارو بکنم یا نه.

چرا که نه؟ فقط باید عملکردشو ارزیابی کنی. تو خیلی ماهری.

فکر کنم چاره‌ای ندارم.

من که نمی‌تونم مجبورت کنم.

منظورم این نبود.

آروم باش. باشه؟

خیلی خوبه.

لیز مشکلی با انجام سهمش نداشت. برعکس.

همیشه کمک می‌کرد. اما این فرق داشت.

اون شغلشو همین‌طور که بود دوست داشت، و نیازی به کار بیشتر نداشت.

می‌دونست که باید پذیراى چالش‌های جدید باشه.

این می‌تونست یه فرصت پیشرفت براش باشه.

لیز با خودش فکر کرد: "اما برای چی؟"

ازم خواستن مربی یا پرستار رابط برای یک دانشجو باشم.

مربی؟

اون چطور کار می‌کنه؟

باید توی کارآموزی پیگیرش باشم و عملکردشو ارزیابی کنم.

صلاحیت این کارو داری؟

من یه پرستارم.

یه دوره آموزشی می‌بینم.

چقدر هیجان‌انگیز!

یه چالش.

نمی‌دونم.

حقوق اضافی می‌گیری؟

نمی‌دونم، ولی بعید می‌دونم.

ولی باید بگیری.

موافقم.

باید یه چیزی بخوای.

این کار اضافیه.

تو حق جبران داری.

فکر نکنم اینطوری کار کنه. ما نوبتی انجام می‌دیم.

تازه، یه دوره رایگان هم می‌بینم.

باید بهت پول بدن که بری اون کلاس.

اینجوری نیست که پیشرفت مهارت یه مزیت حاشیه‌ای باشه.

به نظر میاد یه جور طرز فکر توی بخش درمانی هست.

که باید مجانی کار کنی.

این ذات زن‌هاست که اصرار دارن کار صادقانه و دستمزد مناسب با هم جور درنمیان.

نه اینجوری نیست. سلام؟ یه دفعه همه چی شد افزایش حقوق من.

ولی این نیست...

خب، مشکل.

موضوع این نیست.

چی شده؟

نمی‌دونم.

مطمئن نیستم از چالش‌ها خوشم بیاد.

من هیچ مهارت مدیریتی ندارم.

می‌ترسم حرف اشتباهی بزنم.

شوهر لیز واقعاً یه غنیمت بود. می‌تونست هر چیزی رو باهاش در میون بذاره.

انگار یه استعدادی داشت که به لیز نشون بده چقدر می‌تونه به آینده امیدوار باشه.

عزیز کوچولوی من.

تو خیلی نگران می‌شی.

اگه نمی‌خوای، انجامش نده.

ولی اگه انجامش بدی، کارت عالی می‌شه.

اینطور فکر می‌کنی؟

مطمئنم.

اغلب وقتی فیلم غمگین می‌دید به این فکر می‌کرد...

یا وقتی از یه بیمار شدیداً مجروح مراقبت می‌کرد، چقدر خوش‌شانسه که اون رو داره.

هی؟ می‌تونم یه چیزی برات بخونم؟

حتماً.

رویاهایش را به باد آویزان کرد

ما این‌جا در اهتزازیم

بیا ای دنیا، یک نامه باش

نه زندگی

بلکه جای چنگال‌های یک زندگی

تو که زیاد اهل شعر نیستی.

نه؟

واقعاً اینقدر برات جذاب نیست.

از من راضی نیستی؟

من از همه چیز راضی‌ام به جز این مورد.

که نمی‌شه همه چیز رو با هم داشت.

تو از من راضی هستی؟

معلوم نیست؟

لیز، داروشو خورده؟

بله، حتماً.

ایشون سیری هلن کورنلند هستن.

فقط بهم بگید سیری.

لیز گوندرسن مربی شما خواهد بود.

خوبه، اول مصاحبه انتظارات رو بگیرید.

من بخش رو بهش نشون دادم.

خوبه. خوش اومدید.

برای اومدن اینجا مشکلی پیش نیومد؟

نه، با اتوبوس اومدم.

آها. دقیقاً.

بشینیم و با مرور رویه‌ها شروع کنیم.

می‌تونیم از اینجا شروع کنیم.

تمام رویه‌های ما توی این کتابچه توضیح داده شده.

کار کردن باهاش آسونه. اگه شک داشتی، می‌تونی به سادگی بهش مراجعه کنی.

هرچیزی که باید بدونی اینجا نوشته شده. این خوبه. ببین.

عالیه. قبلاً چند تا کتابچه رویه دیده‌ام.

منظورم اینه، توی اینترنت هستن.

ولی این خوبه.

شروع می‌کنم به ورق زدنش.

آره، نگاه کن.

و کار خوب پیش رفت.

بالاخره، این تخصص لیز بود.

به راحتی می‌تونست منتقل کنه.

و سیری یک دانشجوی باهوش بود.

سلام. اوضاع چطوره؟

خوبه.

I Belong (Som du ser meg) subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left