The first 200 lines.
تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند
ديگسي
اوه، رفيق اون تنها دختر دنيا نيست
فقط احساس مي کنم تمام زندگيمو تلف کردم
نه،نه،نه،نه بهش به عنوان يک تخته تميز فکر کن
به عنوان يک شروع تازه
خيلي خوب . من ديگه بايد برم
بهتره توي مهموني ببينمت، باشه؟
اگر سر و کله ات پيدا نشه دل سوزت ميشکنه
نوشيدني هاي مجاني اونجا هست
سوزت و شوهر جديدش
نه
نسخه ديگري از تو
سلام من سوزت هستم لطفا پيغام بگذاريد
سلام سوزت، دگسي ام
پسري که امروز روي قلبش ريدي
متاسفم.... که
....پيغامتون دکمه يک را فشار دهيد ...در غير اين صورت دکمه
... بايد خيلي وقت پيش بيرون ميومدم
نه بيرون اومدن، مي تونستم ازت تقاضا کنم به مجلس رقص دبيرستان بياي
مي دونم ازت تقاضاي اومدن به رقص دبيرستان کردم
...سه بار اما
اما تو... خورشيدي هستي که
که اين پرتوهاي سوزان رو متشعشع ميکني ...به
بدن گربه اي
و من فقط شيرتو مي خورم
نه، نداري تو شير نداري
...هي فقط مي توني
حتي به آخرين پيغام گوش هم نده
چون...فقط شب سختي داري
چيزي که واقعا مي خوام بگم اينجاست
تنها چيزي که برات مي خوام خوشحال بودنه
هميشه همينو مي خواستم و اگر تو
چيزي که دنبالش بوديو پيدا کردي
پس من خوشحالم
باشه، خداحافظ
...چي؟- باشه، نگران نباش-
اونو اين دور و اطراف پيدا نمي کني
مورتايمر
ديگسي
...تو توي مراسم عروسي بودي؟
نه
قبلنا با يک خانم قرار مي گذاشتم
اسمش کنديس بود
استعداد ويژه اش خوابيدن با بهترين دوستم بود
من متوجه اين استعداد نبودم
تا روز بعد از اين که کمي گرد فلفل خوردم
که توي مرغ فلفلي قايم شده بود و مجبور شدم از سرکار تا خونه رو بدوم
از دستشويي استفاده کنم
اونوقت کنديسو روي دوستم، کنت ديدم
آخر شب بود
و داشتم براي خودم يک ودکا پارتي ارزون راه مي انداختم
توي پياده روي يک خيابان شلوغ نشسته بودم
فقط بگذار بگم سرم از
تک شاخ و نور خورشيد پر نشده بود
بعد اون متوقف شد
آدم مرموزي که لباس چيتي و چکمه نظامي پوشيده بود
و اينو بهم داد
مي خوام بدمش به تو
مجبور نيستي مجبور نيستي نگهش داري
مي توني به يکي ديگه بديش
اما به نظر مياد مي توني ازش استفاده کني
موفق باشي
اين کليد درهايي به دنياهاي موازي باز مي کنه
وقتي ميري داخل و دري رو مي بندي هيچ بازگشتي وجود نداره
هي- سلام-
ببخشيد،انگار صف دستشويي تا ابد ادامه داره
اما يک غذاي کوچولو برات آوردم
نه از دستشويي از سيني اي که توش غذا بود
ممنونم
خوب، باشه تو گفتي مي خواستي بهم
يک چيز خيلي مهم بگي
دارم يک کتاب مي نويسم
ديگسي، اين عاليه
آره- درباره چيه؟-
اوه، روبات توش هست؟
اين بار رباتي نيست- لعنت-
..بيشتر شبيه يک
عاشقانه... مي دوني- اوه-
مثل.... يک پسر يا پسري که عاشق يک دختر شده
و اين عشق اولشه و
يک داستان عاشقانه، آره
آره
عاليه
واقعا عاليه
تو درباره نوشتن يک کتاب حرف زدي
از وقتي که توي مدرسه راهنمايي بوديم- مدرسه راهنمايي، آره-
و الان واقعا داري اين کارو مي کني
من واقعا بهت افتخار مي کنم
ممنونم- نمي تونم براي خوندنش صبر کنم-
اما بايد ربات هايي توي اين کتاب باشن
... خوب مي تونستم بگذارم- متاسفم-
ميشه شما دوتا از سرراه بريد کنار لطفا؟
چون اينجا يک ياروئه که سعي مي کنه منو به چالش
مسابقه مچ انداري بندازه
و واقعا دوست دارم جلوي چشم همه شرمنده اش کنم
خانم ها و آقايان
لطفا يک دقيقه وقت بگذاريد و و شاهد حماقت يک مرد باشيد
چون مي خوام به آرومي دستشو
از اين بدن شکننده جدا کنم، حرکت کنيد
!بيا
تو همراه مورد علاقه مني
چيز ديگه اي مي خواي؟- نه-
خوب، خوبه، ممنونم
باشه، به من بگو- باشه-
اوه، خوبه، تو نمردي. چرا گوشيتو جواب نميدي؟
اوه، شبو توي سردخونه گذرونده از اون موقع تا حالا داره خنده دار رفتار مي کنه
سوزي خيلي ناراحت شد که ديشب به مهموني نيومدي
بيشتر ازت انتظار داشتم
آره، خوب- احتمالا بايد به پيغام هاي صوتي گوش بدي-
من ترکت کردم چون وقتي شب جلو رفت
همه چيز رنگارنگ شد
اين چيه؟- هيچي، ممنونم-
نه، چيزي نيست
يک سوزت ديگه؟ جهان هاي موازي؟
ترک کردن دافنه؟ ديگسي، اين چيه؟
بيا بنشينيم و گپ بزنيم
خوبه
خوب، مي دونم ديوانگي به نظر ميرسه
اما اين کليد مي تونه هر دري رو باز کنه
و وقتي اون درو باز کني
به جهان هاي موازي ميري
دافنه- مي خواي بري يک چيزي بياريم بخوريم-
يا يک فيلم ببينيم يا آروم باشيم يا هرچي؟
فقط بگذار توضيح بدم، ديروز بعد از عروسي سوزت
يک مرد به من نزديک شد
اون اين کليدو بهم داد به نظر ميومد فکر مي کنه بهش نياز دارم
مي دونم احمقانه به نظر ميرسه
آره، ديگس به طور بدي رواني بازي به نظر ميرسه
يک غربيه خطرناک بهت نزديک ميشه
يک کليد جادوئي بهت ميده و تو حرفشو باور مي کني؟
تو اين طوري نيستي، ديگسي
بيا اينجا، بيا اينجا
... نمي دونم داف فقط بايد يک کاري کنم
مي دونم
امروز صبح از خواب بيدار شدم و داشتم فکر مي کردم
اگر سوزت هاي ديگه اي هم وجود داشته باشند؟
باشه، باشه، بيا بيا انجامش بديم
بيا امتحانش کنيم آره و مي دوني چيه؟
اگر کار نکنه مي خنديم و فراموشش مي کنيم
و امي رو برات جور مي کنم که دختر واقعا نازيه
با اون کون قلمبه و اون چشمهاش؟- امي کون قلمبه-
آره- آره-
حالا تنها چيزي که مي خواي يک شلاقه
آره
يعني بايد با مامان و بابا تماس بگيرم و
يک جورايي رها کردن همه چيز تصميم بزرگيه درسته؟
فقط کليد جادوئيتو بيرون بيار و اون جهانو بهم نشون بده
جهان ها هرچي
آوه، آره فکر نمي کنم کار کرده باشه
با امي کون قلمبه تماس مي گيرم- نه، نه-
شايد اين طوري کار مي کنه
...خيلي نااميدکننده بود
مي توني باهام بياي- يا مي توني اول بري-
باشه، سفر عالي اي داشته باشي دوستت دارم، باي
خيلي خوب، دافنه
اين جالب نيست، يعني يک جورايي جالبه
اما براي من جالب نيست
بله؟
دافنه؟
دافنه؟ نه
آدرست اشتباهه حالا برو پي کارت
...خوب
باهات صحبت مي کنم، اين چيه؟
به نظر مياد همه چيز مرتبه نيست
چرا تو دفتر مني؟
هنوز هم واقعا از دستت عصباني ام
خوب؟ کجا بودي؟
کجا، کجا، کجا بودم؟
.....مي خواستيم نه، من نيستم
چي؟ با تو که همين طوري سر و کله ات توي دفترم پيدا ميشه
داشتم يک جورايي توضيح مي دادم يک جورايي مثل اوه، هي، سوزت
اولين جشن تولد بچه ات چطور بود که کاملا پيچوندمش؟
که ميگم کاملا جادوئي بود
يک قصر بادي داشتم دو تا آدم بادکنکي داشتم
اون بستني مکزيکي خيالي هم بود
من متوجه نميشم اما کلي مي ارزه
و مي دوني چي اونجا نبود؟ تو
زيبا، باسليقه بود
که اگر شرکت کرده بودي مي دونستي
...من
من نمي دونم الان چي بگم
تو يک بچه اي، نمي تونم برو، فقط برو
خوب- فقط برو، همين حالا برو-
از اون طرف- هوم-
هي، اوه، هي رفيق تو اينجا چي کار مي کني؟
سلام آره... من خوب، فقط داشتم به سوزي -
مي گفتم که چطوري بچه ها رو به ساحل بردي
و چقدر اسکات زيبا به سمت اقيانوس مي دويد
خداي من شرط مي بندم خيلي بزرگ شده خيلي وقته نديدمش
و اون پسر کوچولو؟ اونو هنوز نديدمش
خيلي نازه، آره پنلوپه چطوره؟-
اون يکي از اون زنهاييه که دو ماه پيش فکرشم نمي کردي بچه داره
اما عالي به نظر ميرسه- آره، اينو باور دارم-
البته که ميرسه- !اوه-
اوه، پنلوپه- هي عزيزم-
اسکات کجاست؟- اوه، مامانت بردتش
پس مي تونم يک فنجون قهوه بخورم
سوزت، از وقتي که ديديمت خيلي وقت گذشته
مي دونم داشتيم همين الان در همين مورد حرف ميزديم
No comments yet. Be the first to leave one.