The first 175 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
شکارچی شیطان
شکارچی شیطان
آنچه گذشت
مغز استخون تو
باید خیلی مغذی باشه
این مرک حس
خطرناکی داره
قربان
من سنگینم؟
ممنون بابت نجات جونم
چیزی ندارم بهت پیشنهاد بدم
میتونم خودمو پیشنهاد بدم
تو حروم زاده
چی یو
دیدم راحت خوابیدی،
پس سعی کردم بیشتر احساس راحتی کنی
بالاخره بیدار شدی
خیلی به خودت فشار آوردی و از تموم قدرت فرشته استفاده کردی
با زور وارد حالت پایه شدی
با اینکه موفق گائو لائوسان بکشی،
ولی از شدت خستگی بیهوش شدی
یادت میاد؟
اره
بعد از کشتن شدن گائولائوسان چی شد؟
ولم کن عوضی!
خوب نگاه کن که من کی ام
من بای شان یه هستم
ارباب سوم از خانواده بای
اگه واسه من اتفاقی بیفته
به فنا میرید
دخترا، فرار نکنید
چند روز دیگه میام دنبالتون
چرا اون اینجاست؟
چون
او کسیه که با قبلیه شیطان تبانی کرده
او نه تنها جایی واسه تمرین کیمیاگری به اونا داد،
بلکه دخترای جوون رو هم از این عبارت دزدیده،
تا مرگ شکنجه شون کرد
بعدش اونا رو می انداخت سیاه چاله
منگ چوان
منگ چوان
خودتو مرده حساب کن
این بار شکست رو قبول دارم
ولی به زودی برمیگردم
از این اینجا
به عنوان شهربازی واسه هوسش استفاده کرد
اون یه شیطان توی پوست انسانه
واسه پاک کردن این آشغالا،
باید به کوه یوانچو بریم
و فرشه بشیم
چطوری غار کیمیا می تونه نایب رئیس داشته باشه؟
حیف که نمرده
اگه این تو بودی که اونو ملاقات کردی
چطوری نمیدونستی که بای «شان یه» با
قبیله شیطان تبانی میکنه؟
شما سه نفر
واقعاً شایسته استعدادهای جوانی هستید
که من از بین هزاران نماینده در عمارت دانگنینگ انتخاب کردم
انگار تصمیم من واسه فرستادن شما به کوه یوانچو
تصمیم درستی بوده
سال آینده، زمان انتخاب ورودی به کوه یوانچو هست
تا اون موقع، اگه در یادگیری خودتون با مشکلی روبهرو شدید،
میخواد درباره گنجیه ها باشه چه کتاب های مبهم
یا تحقیقات پیچیده
با خیال راحت بیاین از من بپرسید
روی تمریناتتون تمرکز کنید
باید همتون به زودی توانایی های پنهاتون رو درک کنید
سعی کنید
از چیزهای
بی اهمیت دیگه دوری کنید
قربان
میدونید کی شیاطین رو توی مسابقه شیطان کشی
آزاد کرد؟
اره
چرا؟
بای سان یه بود؟
من بهت گفتم که
چیزهای بی اهمیت دوری کن
اوضاع داره سر سامون پیدا میکنه
بالاخره میتونم استراحت کنم
استراحت؟
ما فقط صلاحیت
آزمون انتخابی کوه یوانچو رو گرفتیم
یه سال دیگه، ما در برابر بعضی از
نابغه های با استعداد جدی از سراسر قلمرو،
مخصوصا اون گروه از نسل خونی فرشته در پایتخت، قرار میگیریم
تا اونجایی که من می دونم،
این افراد دوست دارن
تا در سن 15 سالگی به توانایی پنهان خودشون پی ببرن
ما حتی
نزدیکشون هم نیستیم
مو سفید
خیلی چیزا میدونی
اهل کجایی؟
چیزی نیست که تو باید بدونی
پس چرا ماسک میزنی؟
قیافه ات تو دیواره؟
این یه رازه
چه رازی؟
بهم نشون بده
چیکار میکنی؟
ظاهر واقعی تو بهم نشون بده
حتی اگه زشت باشی
رام مهم نیست
برو اونور
نزدیکم نشو
بزار ببینم
چه تصادفی!
تو...
غیرممکنه
تو چرا...؟
دوباره همو ملاقات کردیم
ارباب جوان چوان
قسمت 17 می کشمت...
این بار بخاطر تو
خیلی شرمسار شدم
ولی این مهم نیست
بعدا وقت زیادی
واسه تفریح خواهیم داشت
امشب،
من با نامزدت ازدواج میکنم
فردا شب،
من با معشوقه زمان کودکی تو لذت می برم
منگ چوان
منگ چوان
وقتی دیدی من از عمارت یویانگ بیرون رفتم
باید می فهمیدی که تصمیم کی بوده
خوبه
خوبه
پس این فرشته است
ارشد
چرا؟
اگه اون پیرزن خانواده منگ هنوز زنده نبود،
فوراً تو رو
می کشتم
بزار برم
تو نمیتونی تصمیم شو عوض کنی
عمارت دانگنینگ به فرشته خانواده بای نیاز داره
این دید کلی شه
امشب،
می روم از کل شهر لذت ببرم (کنایه از کل دخترا)
من واسه دفع بدشانسی ازدواج می کنم
فرشته ها مزخرفن
همه چیز مزخرفه
ترسو
دید کلی؟
بای گوان مرده
بای سان یه تنها نسل خونی خانواده بای در عمارت دانگنینگ هست
اگه اون بمیره،
توضیح دادن به خانواده فرشته بای که از «گذرگاه آنهای» محافظت می کنه، سخته
به همین دلیله که بای سان یه نمی تونه بمیره
اگه می خوای همه چیز رو تغییر بدی،
به کوه یوانچو برو
ارزش اینو نداشت که
امکان فرشته شدن تو به خاطر بای سان یه
از بین بره
مرد جوان
مرد جوان
ممنون آقا
وقتی کسی رو به دوش کشیدی
چطوری می تونی حواست پرت بشه؟
به اندازه کافی طولانی زندگی کردی؟
دختر پشت سرت چطور؟
متاسفم، قربان، من...
آقا، دست و پات
دست و پام توی میدون جنگ از دست رفت
پس شما یه کهنه سربازید؟
منگ چوان بی ادب است
منگ چوان؟
پس، تو نابغه برتر عمارت دانگنینگ هستی؟
سخت تلاش کن
تو یه فرشته
و باعث افتخار ما میشی
فرشته
No comments yet. Be the first to leave one.