The first 200 lines.
!شرکت تاسیس کرده؟
!اونم برای گاندام؟
.آره، این ایده میورین سان بود
اون درخواست سرمایه گذاری کرد
و برخی از تیمهای توسعه دهنده موسسه پیل .و شین سی رو خریداری کرد
.کم مونده بود از هوش برم
.دخترای پولدار همیشه عاشق سوپرایز کردن دیگرون هستن
.بدون شک نیم کاسه ای زیر کاسه اش هست
.چهار
.شک دارم
!از کجا فهمیدی؟
سولتا سنپای از بدو ورودش به اینجا .همهش داره با مشکلات دست و پنجه نرم میکنه
پیش بینی میکنم در آینده نزدیک .با پسرا به مشکل بر میخوری
!جداً؟! اینجوری که نمیشه
!خب، بهتره بذاریم هر کاری که دوست داره انجام بده
.به من ربطی نداره
.بیشتر از چیزی که فکر کنی بهت ربط داره
!میورین سان؟
!شاهزاده خانم اینجا چیکار میکنی؟
.قرار شرکتم رو اینجا تاسیس کنم
!چی؟
قرار شرکت گاند آرم رو همگی .با هم اداره کنیم
.همین. روتون حساب میکنم
!چی؟
!چـــــــــی؟
حالا که شرکتُ راه اندازی کردیم .کلی کار هست که باید انجام بدیم
!اینقدر تند نرو
... از کی قرار گذاشتیم که
.در عوض کار قرار حقوق بگیری
!سوال دیگه ندارین؟ !ندارین، مگه نه؟
.متاسفم. متاسفم
.من از طرف میورین سان ازتون معذرت میخوام
به هر حال میشه توضیح بدی که شرکتت !قرار با گاندام چیکار کنه؟
... راستش
.این چیزی که خودمم میخوام بدونم
!لعنت به اون کیهانی عوضی
.چوچو، ما هنوز سر کلاسیم
!نیکا، تو با این موضوع مشکلی نداری؟
!دوست داری از دستوراتش پیروی کنی؟
!هووم؟
خب، تا وقتی بتونم با اریال ور برم
،و شرکت با موفقیت روبرو بشه
میتونیم به کیهانیها نشون بدیم که زمینها .ازشون دست کمی ندارن
ولی هنوزم دوست ندارم با یه کیهانی .بوگندو سر و کار داشته باشم
!نابودش کردی
!نئنو، تو با این وضعیت مشکلی نداری؟
.... خب
.بستگی به دستمزدش داره
اگه پول خوبی بده هستم، پایه ام .در غیر این صورت باید روم خط بکشه
!نه، نه، نه، نه
!طرف حسابمون گاندام و جادوگره
!همهشون نفرین شده اند
!مگه تو علاقه ای به مدیریت نداشتی؟
!این کاملاً برازنده توئه
!به گرو بابام خندیده ام
... کارفرماهای این گروه
!مارتین آپمونت
!بله
!اگه میخوای سر و صدا کنی برو بیرون
!خیلی متاسفم
.دور من یکی خط بکشید
!خب، نظر تو چیه؟
.بستگی به این داره که قرار چیکار کنیم
!آلیا سنپای! تیل سنپای
!میدونین میورین سنپای کجاست؟
!میخوای در مورد اریال بیشتر بدونی؟
از اونجایی که شرکتم قرار با گاندام سروکار داشته .باشه، دوست دارم دانشم رو در موردش بیشتر کنم
!اریال واقعاً چیز بی خطریه؟
!اصلاً میشه به تولید انبوه رسوندش؟
و چرا در طول توسعه پنهان کردی !که اون گاندامه؟
من تمام اطلاعات مربوط به گذشته اریال .رو برات ارسال کردم
افرادی که مایل به خرید گاندام هستن
!بیشتر از کلمات من و تو به اعداد و ارقام اعتماد دارن
.ممنون
و در مرحله فعلی تولید انبوه .اریال غیر ممکنه
ما حتی نمیدونیم چجوری دادههای .فرمت گاند رو جمع آوری کنیم
بنابراین اولین قدم برای شما .تجزیه و تحلیل دادههاست
!نفرین گاندام سنگین تر از چیزی که تصور میکنی
.پس منظورش این بود
!مامان؟
!چیه؟
... خب، میدونی
... چرا
... تو گاندام بودن
!اریال رو ازم مخفی کردی؟
!اریال عضوی از خانوادهمونه، مگه نه؟
!اون واقعاً نفرین نشده، مگه نه؟
!از این میترسی؟
.نه
.این همون بازوی همیشگی توئه
،ممنون، ولی با این حال
،مردم همیشه از ناشناختهها میترسن
.و سعی میکنن از این ترس فرار کنن
.حتی شده نابودش میکنن
بعید بتونیم بر این افسانه که گاندامها .نفرین شده اند غلبه کنیم
با این حال، من همیشه میخواستم ازتون در مقابل
.شعلههای نفرت انگیز دروغ محافظت کنم
... مامان
.همینطوره
!تو این کارها رو بخاطر ما انجام دادی، مگه نه؟
!شک نکن
.شما دختران محبوبم هستید
!از بابت سوالات احمقانه ام متاسفم
.از این به بعد منم از اریال محافظت میکنم
!اونم فقط بخاطر تو
،لطفاً به همه بگید
.که بودن گاندام هیچ تهدیدی براشون نداره
!باشه
به هر حال ... سوالات مهمتری نداشتی !که بخوای از مادرت بپرسی؟
!چی؟
مثل اینکه چطوری بدون آسیب دیدن !میتونی اریال رو هدایت کنی؟
...حالا که متوجه شدی اون گاندامه
!تو رو نمیترسونه؟
اصلاً! اریال از همون اول برام حکم .خواهر کوچیکه رو داشت
.تا وقتی که ازش راضی هستی، مشکلی نیست
.سلام، سویسه چان
!با مامانت آشتی کردی؟
.بله
... در واقع
.سولتا
.چیزی بهش نگو
!دوبار عصبانی هستی؟
از اینکه یکی به نامزدت نزدیک !بشه حسودیت میشه؟
تو فقط بخاطر شرکت خودتون دوست داری !بیشتر در مورد اریال بدونی
!خب حالا اوضاع شرکت خودتون در چه حاله؟
.فکر نمی کنم وقت سر خاروندن داشته باشید
درسته که بر بحران اول غلبه کردی .ولی سرمایه گذارهای آدم دست و دلبازی نیستن
متناسب با میزان پیشرفتتون .ممکن همه چی از هم بپاشه
!منظورت از این حرفا چیه؟
!اگه بخوای میتونم شرکتت رو بخرم
!چی؟
!به چه شرطی؟
!چی؟
.ازدواج با تو
.... چی؟! تو
.خفه شو
!ازدواج؟
مسافران گرامی
.بذار سر موقع مناسب در این مورد بحث میکنیم
.سفینه در حال پهلوگیری ـه
.فعلا خداحافظ، سویسه چان
... آه ... من
لطفاً کمربندهای ایمنی خود رو ببندید
تازه متوجه شدم. شادیق سان
تکرار میکنم: لطفاً
کمربندهای ایمنی خود رو ببندید
... تو رو
.و آماده پهلوگیری بشید
.خیلی دوست داره
.چرت نگو
!چی؟
... اون
.یتیمی که توی یتیم خونه گراسلی بزرگ شده
!چی؟
اون برای رسیدن به اهدافش .هر کاری لازم باشه انجام میده
.پس حواست رو جمع کن
.باشه
،همونطور که رئیس میورین دستور دادن
.اطلاعات سرمایه گذاران رو سازماندهی کردم
!پس با این موضوع کنار اومدی؟
،با کنار گذاشتن سوابق جزئی
هنوز کارهای زیادی هست که باید .در موردشون تصمیم گیری بشه
.مثل حقوق، کارمزد، پاداش و اضافه کاری
!به طور کلی فقط داری در مورد پول حرف میزنی
... این مواردم خیلی مهمه، ولی
.اول باید با اساس نامه شروع کنیم
!اساس نامه؟
به عبارت ساده، توافقنامه ای که مشخص .میکنه چجور شرکتی هستیم
،اسم شرکت، بنیانگذاران
.و تعداد سهام موجود برای خرید و فروش
تمام جزئیاتُ توی طرح تجاری شرکت .... اضافه میشه، ولی
به طور کلی باید تصمیم بگیریم که این !شرکت قرار چیکار کنه، مگه نه؟
.هر چی که هست، باید سودآور باشه
،طبق گفتههای مادر سولتا سان
تا وقتی نتونیم ایمنی فرمت گاندُ ثابت کنیم .هیچ وقت اجازه ساخت گاندام رو ندارم
!نظرتون در مورد گاندام موسسه پیل چیه؟
... اگه درست یادم بیاد اسمش
.پاراکت
!تکنولوژی اون با اریال متفاوته؟
!گفتنش بدون بررسی دقیق کار سختیه
،طبق اسناد ارسال شده از طرف پیل
... هزینه ساخت یکی از پاراکتها
.اینقدر میشه
!شوخیت گرفته؟
با این مقدار چندتا از موبیل سوتهای هم نوع !ما رو میشه خرید؟
،پس از خرید تیمهای توسعه دهنده شین سی و پیل
!چقدر پول برامون باقی مونده؟
.اینقدر
!بازم شوخیت گرفته؟
با این مقدار حتی نمیشه از پس هزینههای !خورد و خوراک گیکو و بقیه بر اومد
با این وضعیت، شروع تولید یه رویای .دور از دسترسه
فقط با ارائه یه طرح تجاری عالی ،و تحریک انتظارات و علایق دیگرون
.افرادی پیدا میشن که بخوان روش سرمایه گذاری کنن
!خب، حالا قرار چی بهشون بفروشیم؟
... درسته
واقع بینانه ترین گزینه فروش گاندام .به عنوان سلاحه
.آره، این کار طبیعی ـه
!ها؟
!چیه؟! اینجوری باعث درآمدزایی میشه، مگه نه؟
!مگه تو خانواده ات رو توی جنگ از دست ندادی؟
No comments yet. Be the first to leave one.