The first 200 lines.
سالها پیش دختر و پسر کوچولویی
وجود داشتن
که تو یه روستای کوچیک تو مکزیک زندگی میکردن
اونا بهترین دوستای همدیگه بودن
یه روز پدر و مادر دختر کوچولو
تو یه اتفاق وحشتناک کشته شدن
دختر کوچولو بدون پدر و مادرش
هیچ جایی برای زندگی نداشت
بنابراین پدر و مادر پسرک اون دختر رو آوردن تا
با اونا تو قلعه اشون روی تپه زندگی کنه
هر شب قبل از خواب
دختر و پسر کوچولو با هم دعا میکردن
اما دختر کوچولو هنوزم بخاطر پدر و مادرش غمگین بود
و میترسید که با خانواده جدیدش تو اون قلعه بزرگ زندگی کنه
بنابراین پسر کوچولو
یکی از اسباب بازیهاش رو که خیلی هم دوسش داشت به دختر داد
تا حال اونو بهتر کنه
این باعث شد حال دختر کوچولو بهتر شه
اما یه روز یه پسر بدجنس اسباب بازی رو از دختر دزدید
و به دختر که از این کار ناراحت شده بود خندید
بنابراین پسر کوچولو به پسرک بدجنس حمله کرد
و اسباب بازی رو ازش پس گرفت
و اونو به دختر کوچولو برگردوند
دختر احساس امنیت میکرد و خودش رو مورد حمایت پسر کوچولو میدید
وقتی دخترک بزرگتر شد
فکر کرد که زمان اون رسیده تا قلعه بزرگ رو ترک کنه
و به لس آنجلس بره
و اون اسباب بازی رو هم با خودش برد
تا همیشه پسر کوچولو رو به یاد داشته باشه
تا امروز فقط همون اسباب بازی بوده که تونسته
مایه آرامش دختر رو فراهم کنه
شهرفيلم تقديم ميکند بزرگترين آرشيو فيلم و سريال و مستند فروش جديدترين عناوين با بهترين کيفيت
مترجم شیما مشاور ترجمه @rebin339
خیلی خوب
یا خدا لعنتی اینجا
چیکار میکنی؟
فکر کردم شاید هوله ای چیزی لازم داشته باشی
برای چی، مچ پاهام؟
چرا هنوز
منتظر
منتظر انعامی؟
اینجا اینجوریه؟
تو یه...چون...تو
باشه، خب تو آدم محترمی هستی، من اینطور فکر میکنم
مطمئنم اینجا یه چیزی برات دارم
اوه همه پول خردامو تو اون یکی شلوارم جا گذاشتم
خب حسابی وقتمو تلف کردی
فقط پنج دقیقه دیگه صبر کن
فکر کنم داری سعی میکنی بازیم بدی
لعنتی باید بیاد
فقط پنج دقیقه وقت بده باشه؟
مثل همیشه مزخرف میگی مکبراید
مزخرفات همیشگی
ببین این یارو میخواد بهت بگه
خولیو قاتل نیست
میدونی این پرونده تمومه
خودتم ناامید شدی
باید یه راهی باشه که بتونیم امتحانش کنیم
منظورم اینه که اگر شاهدمونو از دست بدیم تو تنها چیزی هستی که داریم
پیچیده اس، میفهمی؟
مورد تیتو گارسیا بخشی از یه بازجویی بزرگتره
که من نمیتونم دربارش حرف بزنم
بیخیال جف کشش نده ببین کلی
آدم هستن که الان درگیر این جریانن
کارتل لامانو؟
میدونی نمیتونم چیزی بگم
میدونم این اولویت اصلیت نیس
اما برای ما هست
بهت اطمینان میدم
شاهد ما بخشی از بازجویی بزرگتر شماس
باشه ببین
ما داریم درمورد اخراج تیتو از کشور تحقیق میکنیم
خب؟ اگر به چیزی برسم که بتونه کمکتون کنه
پس کمکمون کن
ببینم چیکار میکنم
هیچ قولی نمیدم
بسیار خوب
ممنون
خوبه
خوبه
میای؟
آره دارم میام
ممنون
چیزای عجیب غریبی تو صندوق پستمونه
مردم چیزای پخته میفرستن اما به من اعتماد کن
هرچیزی که پستی میرسه رو نخور
چیزای پستی رو نخورم، فهمیدم
میتونی با تلفن کار کنی؟
سوال انحرافیه؟
کلی داوطلب به سن و سال تو عمرا از تلفن ثابت استفاده نکردن
اگر سوالی داشتی من اونجام
عالیه ممنون
خواهش میکنم
سلام
میتونم کمکتون کنم؟ برای دیدن ماریسول سیلوا
اومدم
بله البته
قرار ملاقات دارید؟
باید داشته باشم؟
فکر کنم بله
اسمتون؟
میگوئل تورس از
میگوئل انجمن کهنه سربازان معلول
فقط، باشه، خب بزارید
یه لحظه، متاسفم
نه شما باید وقت ملاقات بگیرید
من اینجام تا با تو حرف بزنم
تنها راهی که میتونی با من حرف بزنی
طی روال مناسبه
رئیسم گفت
باید امروز باهات حرف بزنم
بله اما همچین اتفاقی نمیافته
دفعه بعد وقت ملاقات بگیر
متاسفم
نه من متاسفم
کارم اشتباه بود یا ...؟
نه عالی بود
ممنون دنیس
خواهش
اون کی بود؟
گفت از انجمن کهنه سربازان معلول اومده
مطمئنی؟
چیزیه که اون گفت
شرم آوره
خب به یه بچه ای که همچین حرفی
بهت میزنه چی میگی؟
میدونم، میدونم
در کل هیچی بهش نگفتم
آره متوجه ام
تا بچه دار نشی نمیدونی
منظورمو متوجه میشی؟
اوه آره، نه میدونم سلام
میدونم...سلام سلام چه خبره؟
به مری گفتم کمی دیر میرسی بنابراین گفتیم
یه گپ کوتاه اینجا بزنیم
عجب
متاسفم باید زنگ میزدم
مشکلی نیست
خب کیت و من داریم رو این پرونده کار میکنیم
یه بچه بیگناه که در زمان نامناسب در مکان نامناسب بوده
و با همه این اتفاقات ما یکی رو گرفتیم
اگر اون پا پیش بزاره میتونه بیگناهی بچه رو ثابت کنه، اما
بیخیال بیلی
نیازی نیست مری رو با این حرفا اذیت کنی
فقط کنجکاوم بدونم چی فکر میکنه شاید اون
براش مهم نیس مطمئنم یه نظری داره
منظورم اینه که چی فکر میکنی؟
روراست بگم منظورم اینه که اون یارو باید پا پیش بزاره
حتی اگر مجبور شه اقرار کنه
که خودش مرتکب خطایی شده؟ اون بچه بیگناهه؟
آره منظورم اینه که خب باید آدم نجیبی باشه که این کارو بکنه
آره آره، مشکل اینه که
ما مطمئن نیستیم اون آدم نجیبی باشه
حتی ممکنه آدم بی معرفتی ام باشه، خب
تو چی فکر میکنی کیت؟
من فکر میکنم باید بیرون حرف بزنیم
آره
آره ما که نمیخوایم حوصله مری رو با این حرفا سر ببریم
بعدا میبینیمت عزیزم
حتما
امیدوارم اون یارو کار درست رو انجام بده
آره منم امیدوارم
بگو بای بای
بای بای خداحافظ
هیچ میفهمی داری چه غلطی میکنی، ها؟
فقط دارم سعی میکنم یه فرصت دیگه بهت بدم
فقط فاصله لعنتیتو ازم حفظ کن
باشه؟ دست از سر خانوادم بردار
میدونی میتونستم باهات چیکار کنم
هرچی که هست باعث نمیشه مشکلت حل شه
دارم سعی میکنم به تو و خانوادت کمک کنم
لعنت بهت
من هیچ اهمیتی برات ندارم
فرض کنیم حرفت درسته
زن و بچه ات که گناهی ندارن
میخوای از خانوادم برای بدست آوردن من استفاده کنی، درسته؟
من این کلک کوفتی رو میشناسم
کلکی در کار نیست
گوش کن همه اینا به خودت برمیگرده
من جریان رو تحت کنترل اف بی آی گذاشتم
باید همین الان بهم بگی تصمیمت چیه
گند زدم مرد
زندگیمونو نابود کردم
به کمکت احتیاج دارم بیل
آره میدونم
و این کاریه که سعی دارم بکنم
خب بریم سوار ماشین شیم بریم دیدن حکیم
باشه؟ نه
من فکر نمیکنم بتونم تو
چشماش نگاه کنم و حرفی در این باره بزنم
باید این کارو بکنی مرد
شاید بهتر باشه اسلحه ات رو نیاری
اوه لعنتی اینم از این
چیه؟ خاویار مال تو؟ چیپس سیب زمینی و گندم مال من؟
خیلی خوب میدونی چیه؟
همین الان دهنتو میبندی و یه گاز از این میزنی
زندگیتو همین الان تغییر میده
اینم از این
اوه خدای من
فوق العاده اس
No comments yet. Be the first to leave one.