The first 200 lines.
آنچه گذشت
میدونی چند نفر روی کره ی زمین جونشون رو از دست میدن
اگر که محتوای این فریزر به بیرون راه پیدا کنه؟
همه ما؟
سلام به میمون O53
سلول هایی که تو اون محیط مشت دیده بودم
فقط نمیره بودن، منفجر شده بودن
فقط چند تا چیز تو دنبا میتونه این کار روکنه
این ویروسی که میگی
همینطوری ظاهر شده روی خاک آمریکا؟
هر چیزی از یه جایی شروع میشه دیگه
ببخشید، اما چرا تو؟
کسی دیگه ای هم میتونه انجامش بده - پیتر متقاعد شده -
که من اشتباه می کنم سرهنگ هم فکر میکنه
که احتمالش خیلی کمه خب دیگه کی میمونه؟
من باشم زیاد به جوگیر شدن نانسی اهمیت نمی دم
مرادش، شبیه پتاژونِ که افتاده دنبالت
این یارو رفت قسمت عمیق
همیشه دنبال یه چیز خفنه
ابولا زئیر - نمیتونه ابولا باشه -
هر که لباس مخصوصش آلوده شده باشه
سه هفته قرنطینه میشه
ابولا به راحتی از طریق مستخدم ها منتقل میشه
هر کس که با خون، استفراغ و مدفوع سر و کار داشته باشه
چند نفر تو واحد شما کارشون اینه؟
باید بذاری امروز برم اون تو
و مطمئن بشم که محفوظه و
به بقیه حیون ها سرایت نکنه
من بهت افتخار میکنم
تا زمانی که برگردم دووم بیار، باشه؟
تو هم همینطور
یه میمون مریض توی یه سلول دیگه پیدا کردم - چی؟ -
راهرو رو تخلیه کنید من سرهنگ ژکس هستم از ارتش آمریکا
شما باید از اینجا برید بیرون
ترویس رودز مرکز کنترل بیماری
از اینحا به بعد با منه
بچه بازی نیست
نمیدونم بین شما دو تا چی گذشته
اما نمیتونم اجازه بدم که روی کارم تاثیر بذاره
تو نمیدونی داری قاطی چی میشی
شاید قربانی بعدی ما باشیم
خوشتون بیاد یا نه، ویروس الان اینجاست
ما با دشمنی رو در رو شدیم که میتونه یه شهر رو داغون کنه
و شما بین مردم و این ویروس ایستادید
تو اون ساختمونه
داره یاد میگیره، تکامل پیدا کرده
سوپر ابولای زیرک تو
سوپر ابولا هم میشه
و کار همه ی ما رو تموم میکنه
اگر که ازش جلو نزنیم
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
جری - چه خبره؟ -
حال سرهنگ خراب شده خانم
جری میشنوی؟
سلام
نباید اینجا باشی
تیم خسته شدن کس دیگه ای نیست
باید چند ساعت پیش میومدن بیرون
جری
جری، عزیزم به من نگاه کن
سرهنگ، الان چه کار کنیم؟
الان نمی تونیم عملیات رو لغو کنیم، میتونیم؟
میتونید با ما بیاید تا بیمارستان
«: مـتـرجـمـیـن: شاهین و محمد نجفی :» .:: GgwKr, Mohammad_Na ::.
به تیم بگو دارم میام
بله خانم
مراقبش باشید
کسی کارتر رو دیده؟
دیدمش داشت میرفت سمت راهروی پشتی
تو دیگه بُرش ها رو انجام میدی؟
دکتر کارتر گفت که از پسش برمیایم
دو سال آموزش دامپزشکی دیدم
حس میکنم دست هام خیسن - اما میدونی که تمیزن و -
و داخل دستکش جاشون امنه، درسته؟
عادت میکنه آدم؟ - نه -
کارت تمیزه
یه اتفاقی داره میوفته
فشار هوا دراه کم میشه نمیتونم نفس بکشم
باتری اضافی رو بده به من
یادم رفت بردارم - از مال من استفاده کن -
فرق میکنن
لعنت، به من نگاه کن
باتری لازم دارم تو اتاق تشریح
بگو یکی بره پیچ کنه
آرام بخش داره تموم میشه
- 267? بله قربان
گرفتمش
تقریبا تمومه
اعضای تیم
به باتری BP-15 در اتاق تشریح نیاز داریم
شنیدی که، بریم
به من نگاه کن
همزمان با من نفس بکش
کاری که میکنم انجام بده، به من نگاه کن
نفس عمیق نه، فقط دم بازدم
باید هوای داخل لباس رو ذخیره کنی
نه، باید برم بیرون
نه - باتری آوردم -
درستش کردم
خیلی خب، روشنه
نفس بکش، آروم
چیزی نیست
فکر کردم که مدل درست رو برداشتم
فقط نفس بکش
می خوام که ضد عفونی کنی و بیری بیرون
خانم؟
فکر نکنم فکر خوبی باشه
مهمون داریم
شوخی می کنی
منطقه خطر
چارلستون، ویریجینیای غربی
اینجوری نمیشه
باهاش تماس میگیرم
نه
اون باید به کارش برسه
شما دو تا
نمیتونم برم بیرون
همینطوریش هم دست تنهام
کی میرسی اینجا؟
با این وضعیت هوا، 20 دقیقه - مرسی -
دست بجنبونید
میرم دنبال کارتر
بله خانم
کارتر؟
لباس رو پاره میکنی اینجوری چی کار داری میکنی؟
میمون هایی که آوردی برای هیزلتن
از این فریزر اومدن - به اون ها هم میرسیم -
الان میخوام که همون حرفه ای باشی
که آوردم بالا سر بچه ها باشی
ما مشکل بزرگتری داریم - مشکلی بززرگ تر از اینکه -
یه تیم رهبرش رو از دست بده؟
حالا که جری نیست اونا به ما احتیاج دارن
چی؟ - نمی دونستی؟ -
حالش خوبه؟ - هنوز مشخص نیست -
انقدر ها هم دور نبودم که - چند ساعت از ایستگاه -
دور بودی - گوش کن -
چند تا میمون گذاشتی تو صندوق عقب؟
چهار تا، چطور؟
باید 9 تا باشه تو فریزر
فقط 8 تاست
فیلیپین اعلام کرده بود که از هواپیما 94 تا میمون
از دولس بار زده شدن
فقط 93 تا رسیدن اینجا
پس یه میمون نیست؟ - بین دولس و -
این خرابشده، حالا کجاست؟
ممکنه یه میمون اون بیرون باشه که
که داره یه ویروس جهش یافته رو تو شهر پخش میکنه
تا خبرنگار ها رفتن، میخوام که بری بیرون
یه تیم پشتیبانی نیاز دارم - ارتش خارج از اینجا -
هیچ حوضه ی استحفاظی نداره
میدونی که کی داره
یارو از من متنفره
نمیتونم راضیش کنم که کمکم کنه
باید هر چی که بین شما اتفاق افتاده رو بذارید کنار
چاره ای نداری
گوش کن
همه رفتن
نمیدونم برای چی اینجاییم
باید صدای میمون ها رو بشنویم
اما چیزی به گوش نمیرسه
کُل خانوادهشون مردن
روح ما حیوانات رو طلسم نمیکنه
همونطور که گفتی، روستای ما گرفتاری بیماری تَن شده
بله، درسته
خوبه
بوسا، تو میتونی به من کمک کنی که نجات..
تو نمیتونی جلوش رو بگیری
از من و تو باهوش تره
تصمیم های سختی گرفتی
مردم رو از هم جدا کردی که برن بقیه رو نجات بدن
اجداد ما نسل ها این کار رو میکردن تا مردم رو
از بیماری دور نگه دارن - آره، دقیقا -
و با کمک تو، ما میتونیم
بقیه رو نجات بدیم - حالا فهمیدم -
ما نمیتونیم متوقفش کنیم
مردم رو جدا از هم نگه داریم؟
طبیعت انسان اینگونه نیست
پس صبر میکنم
بعضی ها از پیش ما میرن
اما بعضی ها هم باقی میمونن
همیشه یک نفر دووم میاره
برای همین ما هنوز اینجاییم
همیشه یک نفر دووم میاره
هیچوقت همچین چیزی ندیدم
وحشتناکه
کارتر کجاست؟
گفت که پیش بالگرد می بینتمون
باید یک ساعت پیش میومد
بالگرد که دیر کرد، توام که دیر اومدی - نمیاد -
گفتم که چند روز نیاد
چی کار کردی؟ زده به سرت؟
نمیدونم چرا از اول متوجه نشدم
بوسا چشم هام رو باز کرد - تو بودی که میگفتی داعاگر و اینا خرافاته -
چون دقیق ویروس رو متوجه نشده بودم
اون میبینه اما
کار زیادی از دستمون بر نمیاد اما یکی باید از این بیماری دووم بیاره
باید صبر کنیم تا یکی این بیماری رو شکست بده
حالا چقدر میخواد طول بکشه؟
گذاشتی که این جا ذهنت رو بهم بریزه
باید برگردیم و یه راهی پیدا کنیم که دوباره همچین چیزی اتفاق نیوفته
No comments yet. Be the first to leave one.