The first 200 lines.
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
.منُ ببخش پدر روحاني که گناه کردم
از آخرين اعتراف ـم يه .هفته ميگذره
.باشه پسرم
،به نام پدر، پسر و روح القدوس به چي اعتراف ميکني؟
.چاقم
.: مک چطور چاق شد :.
.: هميشه در فيلادلفيا آفتابي است :.
تــرجــمــه از: اشــکــان Chandler Bing
،اوه، خداي بزرگ و خشمگين !بهت فرمان ميدم که دوستانم رو نابود کني
.آروم باش پسرم
.آروم باش
.سعي که آروم باشي
.باشه پدر
سعي ميکنم، اما قولي نميدم .آخه خيلي زود کنترلم رو از دست ميدم
خيلي هم عصباني هستم .به خاطر اينکه دوستام چاقم کردند
دوستات چطوري چاقت کردن؟
بهت با زور غذا ميدادند؟
.خب، نه، دقيقا اينطوري نبود
قضيه اينجوري شروع شد که ،ما خيلي موفق بوديم در کارمون
،و به خاطر همين تبديل به هيولا شدن .که در نتيجه منُ چاق کردند
،پس، راستش، ميخوان اونا رو لو بدم .به خاطر اينکه عوضي و گناه کار اند
.پسرم، فکر نميکنم هدف اعتراف رو فهميده باشي
.درسته
.خيلي خب
.ببخشيد پدر
.به زمينه احتياج داري
.بذار از اول شروع کنم
خب، من و دوستام يه بار تو .جنوب فيلي داريم
چند هفته پيش، بيشتر از هر وقت ديگه اي .در کار خودمون موفق بوديم
.ديوونه کننده بود
!ببين کي برگشته
.کلي ترقه خريدم
."برو کنار "فرانک
...کارولاينا شمالي .عجب ايالت معرکه ايه
."الان نه "فرانک
.سرمون شلوغه
چه خبره اينجا؟
.واقعا نميفهمم
.نميدونم چرا يه دفعه معروف شديم
.بچه ها، احتمالا کج شديم
.نه، چيز خوبيه
اين کج شدن همراه با .موفقيت در کاره
خيلي خب، اگه در طول زمان ،همه اش تصميمات درست بگيري
در نهايت به جايي ميرسي که .به سمت بالا کج ميشي، و به سوي موفقيت ميري
.مثل اون کتابه، نقطه ي کج شدن
.کاملا موافقم
.کاملا... اين تصميم رو داشته باش
هر روز بار رو خيلي تميز .و پاکيزه نگه ميدارم
.فکر ميکنم مردم درک ميکنند
ميگن، "اون بار تميزي که "هفته پيش رفته بوديم کدوم بود؟
.و دوباره ميان اينجا
،و بع يکي ميگه، "هي اون بار تميز رو ديدي؟
".بيا بريم اونجا
.اوه، آره، آره، آره
.و طنز من، ميدوني چي ميگم
ميدوني، مثل، تمام جک هاي .خنده داري که براشون تعريف ميکنم
ميدوني، من پيشخدمت خوشگل و بامزه ام که تمام
اين جک ها و شوخي هاي خنده داره ،رو بلده و تعريف ميکنه
.اصن به بار يه زيبايي خاصي دادم
.احتمالا همينه
،آره، آدم خوشتيپي مثل من که به ظاهرش
اهميت ميده، به بهداشتش اهميت ميده، موهاي خوشگلي
.داره
ميدوني، يه همچين آدمي پشت بار بذاري، بلاخره مردم
.دورش جمع ميشن
.منظورت همين بود، آره
.حرفت اين بود
.يه جورايي
..."من فکر نميکنم "دي - نه، نکته اينجاست که -
.به همين کارمون ادامه بديم
.آره
...مهم نيست چقدر از خود راضي باشي - .درسته -
يا نيازمند و رقت انگيز يا... .خب، واقعا غم انگيز
،خب، بيا روش اسم نذاريم به خاطر اينکه نميدونيم کدومشه
...که بيشترين تاثير
...اگه به همين کار ادامه بديم
.به صعود کردن ادامه ميديم
.آره
.ايول
،براي ادامه ي موفقيت فکر ميکنم که بايد
.استراحت کنيم
بيايد براي اولين بار در عمرمون کار درست رو کنيم، و بريم
.خونه و يه شب درست بخوابيم
اما اون شب هيچکس نخوابيد پدر روحاني، به خاطر اينکه موفقيت
.همه چيز رو تغيير ميده
هي "چارلي" خوابي؟
چارلي"، خوابيدي؟"
.نه. نه
.يه ايده معرکه دارم
.نميخوام بشنوم
فرانک"، من الان يه آدم" موفق هستم، خب؟
بايد به سطح مشخصي از خوب بودن ادامه بدم، پس نميتونم
تمام شب به ايده هاي افتضاحت گوش بدم، به خاطر اينکه
،منُ از سطح مورد نظر پايين ميکشه فهميدي؟
.باشه، اما اين ايده خوبيه
...نميخوام - ترقه هايي که خريدم رو -
برميداريم، و ميکنيمش تو يه بره .و... ميترکونيمش
ميخواي چيکار کني؟
ميخواي با آتيش ساندويچ رست بيف درست کني؟
.آره
.ايده خوبيه
.با آتيش ساندويچ درست کني
...اوه، خداي من .گوشت رو در جا بپزي
چيزي که داري ميگي يه بمب گوشتيه، و اين
.باعث هدر رفتن يه بره ي خوب ميشه
پس اگه اين ايده هاي مسخره ات تموم شده، ميخوام
.که بگيرم بخوابم
.بمب گوشت
!ميترکونيش
منظورم اينکهف فقط ميگيريش ...و ترقه ها رو
.ميرم به شکاف
!نه، نه، نه، نه
،چارلي، چارلي، چارلي .به شکاف نرو
.چارلي"، به شکاف نرو"
.ميرم به شکاف
.بيخيال، نرو اونجا
.اوه، بيخيال پسر
!اوه، خداي من
.بله
.سلام
.مک ـه
چه خبر؟
.سلام
چه خـــــبر؟
آره، ميخوام برم بيرون و ديوونه .بازي دربيارم
چارلي اونجاست؟
.هي، مک ـه
.ميخوام ديوونه بازي دربياره
.برام مهم نيست
.من تو شکاف ام
.تو شکاف ـه
تو روحش، تو شکافه؟
.من باهات ميام
.باهم ديگه ميريم بيرون
.منُ و تو، باهمديگه
...توپ بازي
الو؟
نميفهمم اين چطور به افزايش .وزنت مربوطه
.دارم داستان ميگم ديگه پدر
فرانک" اصولا کسي نيست که" .نقشه هاي خوبي بکشه
منظورم اينکه، ميخواي کسايي که نقش کليدي داشتند و تاثير موفقيت بر اونها
.رو بدوني ديگه
خب، فکر ميکنم اگه بيشتر روي خودت تمرکز کني استفاده بهتري
.از زمان کردي
.اما من کار اشتباه نکردم
خيلي خب، ميدوني چيه پدر؟
،من الان مثل گاو ادامه ميدم به خاطر اينکه مقاومت
.احساس ميکنم
و "دنيس" هميشه بهم ميگه که هيچ وقت اجازه نده مقاومت کسي
.جلوي رسيدن به خواسته ات رو بگيره
.پس، موفقيت بار ادامه پيدا کرد
"اما نفس طنز پرداز مغرور "دي نميذاشت کارش رو
.انجام بده
بچه هاي اين دوره زمونه، انتخاب هاي بيشتري نسبت به وقتي که
.ما بچه بوديم دارن
مگه نه؟
ببخشيد؟ ببخشيد؟
منظورم اينکه، مثلا ميخواي
کونگ فو پاندا رو روي بلو-ري - ببيني... - ببخشيد؟
اوه، خداي من. چيه؟
.هنوز منتظر اون آبجو ها هستيم
.آره، ميدونم
.وسط جک
و خب کجاش بودم؟
ميشه اون مارگاريتا هايي که چند وقت پيش سفارش داديم رو بگيريم؟
.عالي ميشه
.آره
ميشه جک ـم رو تموم کنم؟
به خاطر اينکه قسمت خنده دارش اخرش مياد، و اون وقت
...از دستش ميدي اگه - ...نه، همه اش سعي ميکني جک بگي و -
،خب، همه اش وسط حرفم ميپرسي ...به خاطر همينکه
خب، منم دارم بهت ميگم که ...اصن خنده دار نيستن
اوه، به خاطر اينکه نميذاري قسمت خنده دارش رو بگم
خنده دار نيستن، پس اگه صبر کن و .بذار تمومش کنم
...بچه هاي اين دوره زمونه انتخاب هاي - نه، نکن، سعي نکن -
.که جکت رو تموم کني
.سعي نکن جکت رو تموم کني
.من اصن گوش نميدم
،من فقط مارگاريتام رو ميخوام ،من فقط مارگاريتام رو ميخوام
.من فقط مارگاريتام رو ميخوام
ميدوني چيه، اصن بهت .مارگاريتا نميدم
.مرسي
چرا اينُ داريم؟
اين چيه؟
رفيق، کدوم گوري بودي؟
.اه، خواب بودم
خوابيدي؟
.نصفه شب الان پسر
چرا خواب بودي؟
.اوه، خدا
خب، به خاطر اينکه سه شيشه شامپاين خوردم و
،با يه سگ ولگرد تمام شب زير پل بودم فهميدي حالا؟
.خوش گذشت
ميشه لطفا 20تا ماگاريتا بهم بدي تا اون جنده
خفه بشه و به جکم گوش بده؟
خيلي خب، اول از همه، جک هات هيچ وقت جواب نميدن، خب؟
،پس لطفا ديگه روي طنزت تمرکز نکن به خاطر اينکه
افتضاحه، باشه؟
.ببخشيد، گفتم ديگه
No comments yet. Be the first to leave one.