The first 200 lines.
...تصادفِ فاجعهآمیز یک کشتی ظاهراً یک کشتی
با نهایت سرعت در نزدیکی یک نیروگاه برق
با ساحل برخورد کرده تلفات و جراحات متعددی
در این ساعت گزارش شده است
واقعاً ناراحتکننده است چطور میشه که
کنترل یک کشتی رو از دست بدی؟ اونا خیلی سرعتشون کمه
احتمالاً یارو مست بوده - آره -
هیو! نوشتهی جدیدِ رو لباسمو نگاه کنید
اینا رو از فرودگاه گرفتم - فرودگاه چیکار میکردی؟ -
نمیدونم، همینجوری داشتم واسه خودم میگشتم
یه مغازه پیدا کردم
پر از این چیزا بود !نگاه کن
برای همهتون یه چیزی گرفتم
زندگی شاد است"؟"
این دیگه چه کوفتیه؟
خب، این لباسیه
که یک پیام مثبت رو میرسونه
یعنی، وقتی که اینو میپوشی
شاد بودن زندگی رو جشن میگیری، عزیزم
خبر دیگر اینکه، یک مَرد به جرم قتلِ بیرحمانهی کسی که با پلیس همکاری کرده، دستگیر شده
"قاتل، توسط یک تابلوی "ایست سر مقتول را از بدنش جدا کرده است
یه دیوونهی زنجیری سرِ کسی که در جستجوی عدالت بوده رو
با تابلوی ایست قطع کرده حق با توئه فرانک، زندگی شاده
مظنونِ دستگیر شده
یک مجرم سابقه دار 59 ساله به نام لوتر مکدونالد است
!یاخدا... اون بابامه اگر مکدونالد محکوم شود
ممکن است با مجازات مرگ روبرو شود - باورتون میشه که اینا -
،در مورد پدرم چی دارن میگن که اون یارو رو کُشته؟
آره - ... آره، چرا -
چرا باور نکنیم؟ - امکان نداره -
حتماً چرنده اون بیگناهه
من نمیذارم دولت اون رو بکُشه من جون پدرم رو نجات میدم
«وقتی مک پدرش رو میکُشه »
« تـي وـي وُرلـد با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
ترجمه از: سعيد Ozymandias
ممنون که باهام اومدی پسر
خب تو منو مجبور کردی
... آره خب
واسه همین من اینجام
البته، البته
باید حمایتمون رو از بابای من
نشون بدیم، درسته؟
باید بهش بگیم که ما میدونیم
که اون این کارو نکرده
میدونم، ولی من فکر میکنم که
... کار اون بوده، پس
خب، خونسردی خودتو حفظ میکنی؟
خونسردی خودمو حفظ میکنم، میدونی
اگر دوباره ازمون نخواد
که هروئین بذاریم توی کونمون
خونسردی خودمو حفظ میکنم
ممکنه ازمون بخواد و ممکنه من این کارو بکنم
خب، تو بیشتر از من از این کار لذت میبری
اوه، اومد اوه اومد
اوه، بابا! قیافهاش عالیه، هان؟ بابا! بابا! سلام! چطوری؟
خیلی وقته ندیدمت
عکس مامان رو آوردم
تا احساس کنی اینجا
خونهاست
قیافهاش خوبه، درسته؟
و ... من چطور؟
قیافهام چطوره؟ قیافهام باحاله؟ - یه کم آرومتر -
چی میخوای؟
ما فقط میخواستیم بیایم اینجا و بهت بگیم که
ما فکر میکنیم که اصلاً امکان نداره تو این کارو کرده باشی
تو اون کارو نکردی، درسته بابا؟ - نه -
!درسته، میدونستم! میدونستم سیستم برای یک مرد بیگناهِ دیگه
!پاپوش درست کرده تازه، اصلاً امکان نداره که
تو تونسته باشی این کارو بکنی تو کتفت درد میکنه
و واسه همین بود که نمیتونستی با من توپبازی کنی یادت میآد؟
درسته - آره آره -
خب، من و چارلی میخواستیم بهت بگیم که
ما تا وقتی بیگناهی تو ثابت نشه، آروم نمیشینیم
ببین، من با یه وکیل قرار دارم
مشکلی نیست نه ... ببخشید آقای مک
شما واقعاً نباید جونتون رو بدید دستِ
یک وکیل مدافع عمومی منظورم اینه که، اونا واقعاً دلقکند
من بهتون میگم که
من مایلم یه نگاهی به پروندهتون بندازم ... میدونید، اگر
اگر از بیرون کمک میخواید البته تخصص من بیشتر در قانونِ پرندهایه است
... ولی میدونم که روش من - پاتون رو از این قضیه بکشید بیرون -
!دوتاتون من نمیخوام که شما
!گند قضیه رو دربیارید شنیدید؟
آره، شنیدم بابا
ولی یه چیز دیگه ... عاشقتم و
!اوه، عاشقتم !عاشقتم بابا
عاشقتم ... اون صدامو نمیشنوه بخاطر این
اون قطعاً صدات رو شنید
این شیشه خیلی ضخیمه ... فکر کنم که
این یه مشکلی داره - آره، خیلیخب -
اکنون بهمون اطلاع دادند که
کاپیتان کشتی عمداً کشتی رو به سمت
نیروگاه برق هدایت کرده آزمایشِ الکل و مواد مخدرِ ناخدای کشتی
منفی بوده !یارو حتی مست هم نبوده
این یک مرد هشیار بوده که عمداً یک کشتی رو زده به
نیروگاه برق اوه، خدا، دنیا واقعاً جای
غمانگیزیه - شماها غمانگیزید -
من که دارم اینجا از بستنی قیفیام لذت میبرم
!اون آشغال رو خاموشش کن
!آره، عزیزم !اینا که اینجان! مظنونین همیشگی
پاندی! همونی هستی که دلم میخوام ببینم
!این مرد عاشق زندگیه
من عاشق اینم که چند پیک مشروب بخورم
!ردیفشون کن،فرانکی !ردیفشون کن
حالا اینجا انرژی مثبت داریم
تو پشتیبانِ ترک الکل اونی، درسته؟
هیچ وقت عوض نمیشی، دی !عاشق این اخلاقتم! بیا
یه پیک باهام بخور !یالا ... پیک، پیک، پیک
باید بگم که یک پیک مشروب احتمالاً حالم رو بهتر میکنه
من که فکر کنم در این لحظه به یک پیک مشروب نیاز دارم
بریز فرانک تا لب پُرش کن
آره، امروز خیلی خوشتیپ شدی، بیل
داری میترکونی یا نه؟ - من دارم امروز رو جشن میگیرم عزیزم -
به چه مناسبتی؟ - میخوام خودم رو بکُشم -
چی؟ - آره، نه نه، میخوام انقدر مشروب -
بخورم تا بمیرم آره، من گند زدم
تو زندگی، میدونید؟ گرچه بیل پاندیِ پیر زندگی موفقی داشت
میدونید؟ انگار یه روح کوچیک
توی بدن منه که من رو به حرکت وامیداره
اون روح کوچولو الآن آماده است که بیلِ پیر رو بکُشه
و بره تو بدن یه هیولای دیگه بابا بیخیال، شما صاحب یک بار هستید
درسته؟ شما هرروز آدمایی رو میبینید
که آروم آروم خودشون رو میکشند درست میگم؟
بذار حسابم باز باشه
چارلی، این کاملاً وقت تلف کردنه
نه نه نه روش استانداردش همینه
این کارو برای هر جُرمی انجام میدن
میدونی، پلیسهای جنایی میان به صحنهی جرم
و یک کارگر ساده پیدا میکنند و در حال کار کردن
باهاش حرف میزنند بذار با این یارو که اینجاست حرف بزنیم
این ممکنه یه چیزی بدونه، درسته؟
چرا اون باید چیزی بدونه؟ - ... اون داره جعبه ها رو جابجا میکنه -
میشه فقط به حرفم گوش کنی؟ باشه؟
ببخشید قربان شما اینجا کار میکنید؟
بله - خواهش میکنم به کارتون ادامه بدید -
تو تلویزیون همیشه همین کارو میکنند
ادامه بده و اون کیسه رو بذارش زمین
در مورد بریده شدن سر که هفتهی پیش اینجا اتفاق افتاد
چیزی میدونید؟ - شما پلیسید؟ -
خیر. ولی برای متهم کار میکنم
من دنبال احقاق حقوق اون هستم
ایشون پسرشون هستند، رونالد - شما بچهی لوتر هستید؟ -
آره. درسته احمق و هر کاری از دستم بر بیاد انجام میدم
تا مطمئن بشم پدرم اعدام نمیشه فهمیدی؟
این یه تهدیده؟
چرا بهمون نمیگی که چی دیدی؟
من هیچ کدوم از اون آدما رو ندیدم، خب؟ - اونا بیشتر از یک نفر بودند؟ -
زیادی حرف زدم من دنبال دردسر نمیگردم
پس دردسر واسه خودت درست نکن
و بهمون بگو کس دیگهای هم بود یا نه
لبهای من بسته است بچهها - پس بازشون کن، یا خودم برات بازشون میکنم -
هی هی هی چه غلطی داری میکنی؟
تو نمیتونی این یارو رو تهدید کنی
تهدید؟ من که تهدیدش نمیکردم
چطور نمیدونی تهدید کردن چطوریه؟
اوه، منظورت چیزیه که در مورد لبهاش گفتم؟
آره، همون قضیهی لبهاش - چارلی اون یه حرفایی توی لبهاش داره -
میخواستم اون حرفا رو بکشم بیرون - خودم میدونم که حرفا توی لبهاشه -
خودم دیدم .... فقط بذار
بذار با چرب زبونی ازش حرف بکشم
وگرنه اونو میترسونی، خیلیخب؟
بذار خودم درستش میکنم، باشه؟ ... قربان، لبهای شما مشکلی نداره، من
عالی شد این اتفاق خیلی واسه ما میافته
آره
من اونقدرهام به "بیل" اهمیت نمیدم
من فقط نمیخوام اون توی بار بمیره ... ما زیادی مرگ و میر داشتیم
احتمالاً باید تلاش کنیم که دیگه کسی نمیره
ما باید به پاندی نشون بدیم که زندگی ارزشمنده
درسته، من واقعاً خوشحال نیستم که مورین" هم به این قضیه ربط داره"
ولی آره، این کارو انجام میدیم
سلام دنیس
اوه، خدا. مورین، صورتت چی شده؟
چی کار کردی؟ من چند تا عمل جراحی داشتم
تا زیبایی طبیعی خودم رو افزایش بدم
شبیه گربه شدی - آره دقیقاً -
گربه ها زیبا هستند - سینههات کجان؟ -
اوه، توی صورتم هستند - عالیه، من واقعاً واسه این مزخرفات -
وقت ندارم خانوادهی بیل رو برای ما دور هم جمع کردی؟
مَله
بچهها، عمو دنیس رو یادتون میآد؟
اون اومده تا در مورد یه موضوع مهم باهامون حرف بزنه
بگو عزیزم
شما دوتا دارید برمیگردید پیش هم؟
اوه، نه - فکر کنم همینطوره -
اوه، هرگز - خیلیخب،گوش کنید بچهها -
باباتون الآن به کمک شما احتیاج داره ... اون
در شرایط سختی قرار داره "من به اون نمیگم "بابا
من بهش میگم آقای کـ*رخور چونکه اون خیلی خیلی کـ*ر میخوره
عجیبه
من اینجوری صداش نمیکنم، باشه؟
"من فقط بهش میگم "بیل
خب، گوش کنید قضیه اینه
اون الآن توی بار ماست و میخواد انقدر مشروب بخوره که بمیره
اوه، عالیه
نه، این عالی نیست
اون مرد داره خودش رو میکشه اگه اون بمیره، ما به پول میرسیم -
وقتی من پولم رو بگیرم میخوام یه موبایل جدید بگیرم
من میخوام یه تفنگ بگیرم چونکه
من مرد خونه هستم - ... ای ریدم توش، نه -
... این بچه نباید نه نه، خواهش میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.