The first 200 lines.
کـاری از ترجـمه استـار درامـا ، مـون ریـور و رویـای کـره !!!!!!هرگونه کپی برداری و حذف تگ های زیرنویس ممنوع می باشد!!!!!!
...همسرم کانگ می ری
دختر واقعی شماس
همینطوره؟
کانگ می ری و کانگ سونگ یون
...هر دوشون
یه نفرن؟
لطفا بهم بگید
واقعا اونها یک نفرن؟
...واقعا
حقیقت داره؟
مادر
بهت گفتم دنبالش نری
گفتم زیر دست یه مادری بهتر از من بزرگ شده
بهت گفتم تنهاش بذاری
...لطفا
لطفا بهم بگو که اینطور نیست
اگه اینقدر دنبالش نبودی
هیچ وقت بهش نمیرسیدی پس چرا به خودت زحمت دادی؟
چرا پیداش کردی؟
درست میگی
کانگ می ری دخترمه
می دونستم یه روزی واقعیت رو پیدا میکنی
اما انتظار نداشتم به این سرعت باشه
با اینحال
نمی خواستم تو پیداش کنی
...اما خوشحالم
تو اولین کسی که فهمیدی؟
خوشحالی؟
....داری میگی خوشحالی
با دخترت ازدواج کردم
...تو خودت تصمیم گرفتی
که با اون ازدواج کنی
باید بهم میگفتی
باید اول به من میگفتی
که چی؟
می تونستی ازش بگذری؟
این حقیقت بود که همه مارو بیچاره کرد
حتی اگه میدونستی دخترمه و ازدواج نمیکردی
یا حتی الان که میدونی اون دخترمه
باز چیزی فرقی میکنه ؟
بخاطر همین من باهاش مخالف بودم
حتی زدمت که جلوتو بگیرم
واسه چی همون موقع به حرفم گوش ندادی؟
مادر - سر من داد نکش -
...من
...دیدم شما دوتا چقدر عذاب کشیدین
احساسش خیلی بدتر از اینی بود که تو داری حس میکنی
دختری که بدنیا آوردمش و پسری که بزرگش کردم
...با یک سرنوشت باور نکردنی همو دیدین
و عاشق هم شدین
انگار واقعا خدا منو تنبیه کرده
اومدی و بهم گفتی میخواین ازدواج کنین
اگه جای من بودی تحمل میکردی؟
درسته
فقط یک دلیل داره
اونم مجازات من توسط آسمانهاس
به هر دلیلی که بود من دخترمو رها کردم
و بچه یکی دیگرو بجاش بزرگ کردم
یه زندگی پر از ریا کاری داشتم
...مادر من
شمارو باتمام قلبم دوست داشتم
می دونم
تو دوست داشتی
بخاطر همین بدتر دارم دیوونه میشم
...دردناک تر از اون
...اینکه با دخترم مخالفت میکردم
باید مثل یک مرده تا آخر عمرم زندگی میکردم
...پس
می ری در این مورد خبر داشت؟
...اون میدونست
شما مادرشی؟
اونو سرزنش نکن
...شما دوتا
همه چی رو می دونستین
اما انتخاب کردین به من چیزی نگین
مسئولیت کل این جریان با منه
اون یه بچه بیچاره است
با می ری کاری نداشته باش
گفتید مدیر هان کجا رفتن؟
صبح رفتن بیرون یه کاری بیرون داشتن
شنیدم دیشب تو دفترش خوابیده
منشیش بهم گفت
...تمام شب تو دفترشون بودن
وقتی من اومدم سر کار ایشون رفتند
چیز دیگه ای نگفت؟
نه چیز زیادی نگفت
فکر کنم خیلی کار داشته
شما می دونین سرش با چه کاری شلوغ شده؟
دقیقا نمی دونم به من که چیزی نگفتن
هیچ دستورالعملی هم به ما ندادن
متوجه شدم
...مشترک مورد نظر
تو واقعا می دونستی سر دبیرت طلاق گرفته؟
آره ، چند بار بهت بگم
هر چقدر بیشتر می شنوم بیشتر باورم نمیشه
تازه زن سابقشم دیدم
چی ...زن سابقش؟ - بله -
هی فکر کردی داری فیلم هالیوودی نگاه میکنی؟
اینجا سئوله ..که چی؟
... دوست داشتن یه مرد مطلقه کافی نبود
رفتی زن سابقشم دیدی؟
دختره خاک برسر به خودت بیا
من یادت دادم مثل دیوونه ها رفتار کنی؟
فکر کردی واسه چی یه مرد باید طلاق بگیره؟
مگه چه اشکالی داره؟ حق ندارم با یه مرد طلاق گرفته قرار بذارم؟
نه مگه از رو جنازه من رد شی
چرا نمی تونم؟
الان یعنی آدمهای طلاق گرفته رو داری کوچک میکنی؟
می دونی چقدر آدم طلاق گرفته تو کره زیاده؟
از روی خوش خوشان که نرفتن طلاق بگیرن
همه شون بخاطر شرایطی که داشتن اذیت شدن
به بچه من چه ربطی داره
به من چه بقیه طلاق میگیرن یا عروسی میکنن
دختر من حق نداره
پس من نمی خوام دختر شما باشم
چی گفتی؟ - منم دخترت نمی شم -
خب منو از شناسنامه ات پاک کن
الان چی گفتی جونمرگ شده؟
وایسا بهت نشون بدم
باشه اسمتو از شناسنامه ام پاک میکنم
من رابطه مو باهات قطع میکنم
شماسنامه تو رو تکه تکه میکنم
کارت شناسایی تم میسوزونم
تو دیگه دختر من نیستی
مامان - کاشکی تو رو نزائیده بودم -
نکن مامان - بیا برگرد سر جات -
برگرد همونجایی که بودی
مادر مادر جان - ولم کن -
مادر ...صبر کن
آروم باش مادر - خدای من -
خدای من
...این دختره ذلیل مرده
هی بانگ جه بوم
تو به مامانم گفتی آقای کیم طلاق گرفته؟
نه
دروغی نگو ، پس مامانم از کجا فهمیده؟
هی ، به جه بوم چی کار داری
خودش بهم گفت
اون سر دبیره حداقل یه وجدانی داره
خودش اومد بهم گفت
مامان آقای کیم اومده بود اینجا؟
الان فقط اون برات مهم شد؟
مادرآروم باشین - بیا اینجا ببینم جز جگر زده -
مادر - ...نه خب -
برو کنار ببینم - ببخشیدش مادر -
جه بوم امروزم نون تازه خریده
خواهر جون این شیرموز برا می هه آورده که دوست داره
ولش کن بزار از گرسنگی بمیره
جه بوم
از دیروز میخوای این نون بدی می هه؟
بله
آخه این نونیه که می هه خیلی دوست داره
هر وقت می هه دلش میگیره هوس کربوهیدرات میکنه
ای خدا ، تو دیگه چقدر خری
عصبانی نشو خواهر جان
خودمون همه شو می خوریم
مین هو زود باش تو هم بخور
چشم - میدونم تو هم نون دوست داری -
اوه بله ...دست شما درد نکنه
واااو خیلی نرم و خشمزه است
فکر کنم تازه پخته شده
خیلی خوشمزه است مگه نه؟ - بله خیلی خوبه -
کجا میری؟
خب
میرم دستشویی
زود برگرد
نری تو دستشویی گریه کنی
خواهر جون می هه خیلی از این نونها خوشش میاد
خودتم یه لقمه بخور
بکش کنار
پیش بینی کرده بودم اینطوری میشه
چیه؟
هی بانگ جه بوم
بیا بخور
پدر
فردا به امریکا پرواز دارم
می خواستم اولین نسخه رو برا شما بیارم
ولی نمی تونم اینکارو بکنم
اما به جاش
نویسنده کانگ می هه برات میارش
...ممنونم
برای معرفی همچین نویسنده عالی بهم
هیونگ واقعا میخوای بری؟
چند بار باید بهت بگم؟
برای هفته آینده بلیط گرفتم
کارها چی میشه؟
مشکل ارتباطی نداریم
اطلاحیه تقریبا تموم شده
و طراحی جلد هم انجام شد
هی جین یه طرح خوب ارائه داده
من باهاشون تماس گرفتم
کار بازاریابی هم داره خوب پیش میره
خدارو خوش نمیاد
لطف کن برو بیرون
خودت به می هی میگی
خودش میدونه من دارم میرم چی دیگه باید بگم؟
نمی دونه به این زودی قراره بری
بعد از روشن کردن مسئله با مادرش
با خودش حرف زدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.