Sweet Home

Sweet Home (스위트홈)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Sweet Home S02E02 KOREAN 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-EDITH
A Commentary by KiarashNg

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
Published on: 2023-12-01
Downloads: 69
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫هیون‌سو چطوره؟

‫هیچی یادش نمیاد.

‫ولی مطمئنی؟

‫نه، کاملا مطمئن نیستم.

‫اگه هیچ‌کدوم از وقایع رو ‫به خاطر نداشته باشه،

‫امیدوارم کل خاطرات بدش رو ‫هم از یاد برده باشه.

‫راستش، گمون نکنم خودش ‫دلش بخواد فراموش کنه.

‫اگه خاطرات گذشته‌اش رو از یاد برده باشه،

‫احتمالش هست به یه پا هیولا بدل بشه.

‫جی‌سو.

‫ازت درخواستی دارم.

‫چی می‌خوای؟

‫گمون نکنم دیگه بتونم زیاد پیشت بمونم.

‫ازت می‌خوام وقتی دیگه نبودم...

‫از اینجا محافظت کنی.

‫از یون‌یو و بقیه...

‫محافظت کن.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫FilmKio@

‫کانال زیرنویس‌های فیلمکیو: ‫SubKio@

‫[داستان «خانه شیرین» اقتباسی از وب‌تونی ‫به قلم کارنبی کیم و یونگ‌چان هوانگ است.]

‫«خانه شیرین» ‫«فصل دوم، قسمت دوم»

‫اینجا بپیچ سمت چپ.

‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» ‫در تلگرام: realKiarashNg@

‫ای بابا! ‫واسه چی داریم برمی‌گردیم اینجا؟

‫خیلی مسخره است! ‫مگه روانی شدی؟

‫می‌خوای اینجا چیکار کنی؟ ‫بیا برگردیم دیگه.

‫کجا بریم؟

‫چی؟

‫خودت که دیدی.

‫به نظرت اونجا امن بود؟

‫اصلا واقعا پناهگاهی هست؟

‫اگه هست، پس چرا بهمون نمی‌گی کجاست؟

‫آخه نمی‌دونم خطرناکی یا نه.

‫احتمال ابتلای هر کسی هست.

‫شما که مصون نیستین، ‫شما هم ممکنه هیولا بشین.

‫آدم اصلا نمی‌دونه کی، ‫کی و کجا ممکنه...

‫به هیولا بدل بشه.

‫پنچر شدیم.

‫نمی‌تونیم جلوتر بریم.

‫همین‌جا منتظرم بمونین. ‫کارم زیاد طول نمی‌کشه.

‫زود برمی‌گردم.

‫لی یون‌هیوک ممکنه ‫با خاطراتی...

‫که ازش داری فرق کرده باشه.

‫اشتباه می‌کنی.

‫بهم قول داده بود برمی‌گرده، در نتیجه...

‫گفته بود تحت هر ظرایطی برمی‌گرده.

‫پس تا با چشم خودم نبینمش، به هیچ وجه...

‫حرف هیچ کسی رو باور نمی‌کنم.

‫وای، پشم‌هام. پشم‌هام!

‫خوب فکرهات رو بکن.

‫اشتباه می‌کنی که باهامون چنین کاری می‌کنی.

‫داری تهدید می‌کنی؟

‫من چیزی واسه از دست دادن ندارم.

‫ضمنا، تفنگ دست خودمه.

‫امان از دستت.

‫ ‫

‫برمی‌گردم.

‫نگران من نباش.

‫صحیح و سالم برمی‌گردم.

‫بکششون دیگه.

‫اگه خودشون نباشن، ‫بازماندگانی بیگناه محسوب می‌شیم.

‫پس بیا جفتشون رو بکشیم و برگردیم.

‫به همین سادگیه!

‫عاقلانه تصمیم بگیر.

‫مگه نمی‌خواین واکسن بزنین؟

‫یعنی واقعا واکسنش هست؟

‫درست می‌گه. ‫اینجا نوشته دارن واکسن تولید می‌کنن.

‫شما هیون‌سو رو ازمون گرفتین.

‫یعنی الان می‌تونین واکسن تولید کنین.

‫واکسن به همه نمی‌رسه؛

‫ولی شاید به نجات‌دهنده سربازان تزریقش کنن.

‫عه! عه! با خودت چه خیالی کردی ‫که این‌جوری می‌کنی؟

‫من این‌جوری عین سگ نمی‌میرم!

‫تفنگت رو بنداز!

‫بندازش!

‫ای زنیکه کثافت!

‫ببین من رو! بیا ببینم، بیا ببینم!

‫ای زنیکه کثافت عوضی.

‫بلند شو! بلند شو! ‫بلند شو ببینم زنیکه عوضی!

‫بیا ببینم.

‫دنبالم بیا. بیا ببینم زنیکه آشغال!

‫ریدم دهنت! ریدم دهنت! ‫ریدم دهنت زنیکه کثافت!

‫بیا ببینم. بیا ببینم. زنیکه عوضی!

‫- چیکار می‌کنی حرومزاده؟ ‫- به نظرم بهتره این رو ببینین قربان.

‫چی رو ببینم؟ همه‌شون عین سگ مرده‌ان.

‫این آدم‌ها...

‫عضو دسته کلاغ بودن.

‫اجسادشون هنوز گرمه قربان.

‫مدت زیادی از مرگشون نگذشته.

‫ظاهرا هیولایی...

‫همین حوالیه.

‫همه‌شون رو ببندین.

‫برمی‌گردیم اردوگاه.

‫حتی بازماندگان رو هم ببندیم قربان؟

‫به نظرت این آشغال‌های عوضی بازمانده‌ان؟

‫می‌خوام همه‌شون رو بکشم، ‫ولی دارم جلوی خودم رو می‌گیرم.

‫اگه شانس بیارن، زنده می‌مونن؛

‫ولی اگه بمیرن، ‫سرنوشتشون از همین قرار بوده، مگه نه؟

‫من کمکتون کردم قربان. ‫خودتون که می‌دونین.

‫- خواهش می‌کنم من رو ببرین. ‫- دست کثیفت رو بکش!

‫به پاتون می‌افتم!

‫خواهش می‌کنم!

‫شنیدی که چی گفتم!

‫ببندشون و سوار شو!

‫داری چه غلطی می‌کنی؟

‫می‌خوای خودت هم باهاشون بمیری؟

‫به احتمال زیاد گرهش راحت باز بشه.

‫باید همین که رفتیم، ‫مخفیگاهی پیدا کنین.

‫اِم، خانم ایم؟

‫خانم ایم چش شده، ها؟

‫گمون کنم هیولا شده.

‫اون دیگه چه کوفتیه؟

‫پشم‌هام، دیگه حالم از این هیولاها ‫به هم می‌خوره.

‫تو جهنم می‌بینمت زنیکه کثافت.

‫وای، پشم‌هام.

‫چرا چنین کاری کردین قربان؟

‫صرفا دارم انجام وظیفه می‌کنم.

‫اون که آدم بود.

‫همین که گفتم.

‫من گفتم هیولا بود، ‫پس هیولا بود.

‫ختم کلام.

‫هیولا، هیولا، هیولا، هیولا...

‫هیولاست. هیولاست.

‫بجنبین.

‫حالا مثلا انسان باشی، خب که چی؟

‫مگه برام اهمیتی داره؟

‫بی‌خیال گروهبان.

‫ما اینجا تو جنگیم.

‫انسان‌ها باید پیروز این نبرد باشن. ‫ما هم تک‌تکشون رو می‌کشیم.

‫برو به جهنم. ‫حقته بمیری!

‫بذار برم. خب؟ ‫می‌خوای همه‌مون رو به قتل برسونی؟

‫- از گروه کلاغ یک هستم. یه تلفات داشتیم. ‫- بیاین، از این طرف. بجنبین.

‫- دکتر لازم داریم. ‫- تکون بخورین!

‫بجنبین!

‫حال بیمار خیلی وخیمه. ‫باید سریعا کمکمون کنین.

‫طبقه سوم امنه. ‫داریم وارد طبقه چهارم می‌شیم.

‫اصلا پخش نشین. ‫دسته سوم رو نجات داده و خارج بشین.

‫پشت سرت رو بپا! هیولاست!

‫شلیک کنین! شلیک کنین!

‫از گروه کلاغ چهارم هستم.

‫هیولائه مرده، ولی پنج مجروح داریم ‫و دو تلفات دادیم.

‫دسته سوم، گروه ورودی رو نجات بدین.

‫با مجروحان به گروه اصلی ملحق بشین.

‫دیدبانی، می‌دونیم دسته دوم کجان؟

‫چیزی می‌بینی؟

‫ساختمونه جلوی دیدم رو گرفته.

‫هدف رو رؤیت نمی‌کنم قربان.

‫بیاین پایین.

‫می‌ریم سمتشون.

‫ما نمیایم قربان.

‫آهای، اعضای یگان نیروهای ویژه ‫سریعا وسایلشون رو جمع کنن.

‫برمی‌گردیم پایگاه.

‫داری چه غلطی می‌کنی؟

‫همه‌شون بدجوری خسته و داغون بابا.

‫مجروح شدن، دلشون ضعف رفته ‫و داره خوابشون می‌بره.

‫وسایل نقلیه‌مون خراب شدن...

‫و مهماتمون کمه. ‫مگه نشنیدی؟

‫پس چیکار کنیم؟

‫دسته دوم رو تنها بذاریم؟

‫آره، من دیگه نیستم.

‫باید همین الان بریم.

‫کل اعضای دسته دوم مرده‌ان.

‫بیا حداقل این سربازان رو نجات بدیم.

‫آهای سئوک‌چان.

‫بله گروهبان. کانگ سئوک‌چان در خدمتم.

‫شش ساعت پیش از مرکز فرماندهی ‫بهمون چی گفته بودن؟

‫بهمون گفتن فورا برگردیم پایگاه.

‫قربان، دارین از دستور مستقیم ‫سرپیچی می‌کنین.

‫هر کی عضو یگان نیروهای ویژه نیست ‫هم می‌تونه بیاد.

‫وقتی برگشتم پایگاه، مسئولیت کامل ‫مخالفتم رو قبول می‌کنم.

‫سوال اصلی از این قراره...

‫که تو مسئولیت کارت رو ‫قبول می‌کنی یا نه گروهبان؟

‫بهم شلیک کنین قربان.

‫در هر صورت با از خود گذشتگی افزاطیتون ‫ما رو به کشتن می‌دین.

‫بهم شلیک کنین.

‫شما که به خانواده خودتون شلیک کردین.

‫اعضای یگان نیروهای ویژه و مجروحان...

‫با گروهبان کیم به پایگاه برگردن.

‫بریم.

‫آهای، کمکم کنین.

‫واقعا خانم ایم بود، مگه نه؟

‫آره، گمون کنم خودش بود.

‫اون خانمه همون مادر ساکن ‫اتاق ۱۵۰۴ بود، مگه نه؟

‫آره.

‫ولی مگه نگفته بودی ‫به هیولا تبدیل شده بود؟

‫خودت اونجا گفته بودی.

‫آره، شده بود.

‫به نظرت داشت عین هیون‌سو مقاومت می‌کرد؟

‫آهاف درست می‌گی.

‫چشمش رو دیدین؟ ‫اصلا سیاه نشده بود.

‫عین چشم انسان عادی بود.

‫شاید متوجه نشده باشین، ‫ولی لخت مادرزاد هم بود.

‫به نظرتون آدم بود؟ ‫هیولا بود دیگه.

‫خب، خانم ایم هیولای مهربونیه!

More Farsi Persian subtitles for Sweet Home

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left