The first 200 lines.
خب، بذار ببینم
آقای مارتین، همه هستن؟
فکر کنم باشن
خب، فکر نکن، مطمئن شو. بله قربان
باربرها؟ حاضر
آشپزها؟ حاضر
خدمتکارها؟ حاضر
مسئولای آسانسور؟ حاضر
پادوها؟ حاضر
مدیرای طبقات؟ حاضر
مسئولای بار؟ حاضر
اپراتورهای تلفن؟ حاضر
بله قربان، تمام پرسنل جمع شدن
خانمها و آقایان، خطابم به شماست
به عنوان کارکنان این هتل بزرگ
فصل کوتاه تابستونیمون از فردا شروع میشه
شما اینجایید تا به سختگیرترین مشتریها خدمت کنید
بین کل هتلهای آمریکا
تو کل دنیا
هتل ونتوورث پلازا، همونطور که میدونید
فقط پذیرای خاصترین و ثروتمندترین مهمونهاست
شما خدمتکارهای موقتِ
کسایی هستید که بیشترین توقع رو از خدمهشون دارن
و با این حال
بعضی از شما حقوقی نمیگیرید
دلیلش اینه که من هیچوقت نمیتونم اونقدری بهتون بدم
که با حقالزحمههاتون به دست میارید
منظورم انعامهاست
بعضی مدیرها با دیدن مبالغ این انعامها
ازتون میخوان بابت جایگاه شغلیتون پول بدید
اما من
دوست دارم تکتک شما از تمام مزایای
پشتکار خودتون بهرهمند بشید
حالا، شعارمون رو یادتون نره
حق همیشه با مشتریه
این رو آویزه گوشتون کنید
حتی اگه اشتباه کنه، باز هم حق با مشتریه
چون پولش رو میده
همین بود، ممنونم
یادتون باشه بچهها، هر چی مهمونها بهتون دادن، ۵۰ درصدش مال منه
اگه چیزی رو ازم مخفی کنید، همهش رو ازتون میگیرم
قمار و این حرفا هم ممنوعه مگه اینکه خودم باشم، چون
پارسال یکی از گارسونهام اونقدر پول گیرش اومد
که الان واسه خودش یه هتل داره
ولی یادتون نره، سهم من محفوظه
و اینم یادتون باشه
شما مستقیم با مهمونها در تماسید
من نیستم
پس، من انتظار دارم یه مبلغی بهم بدید
در ازای این امتیازهای نون و آبداری که دارید
و یادتون نره
همه انعامها میره اینجا
و یادتون هم باشه که من پشت سرم هم چشم دارم
کلید هم دست منه
انعامها مساوی تقسیم میشه
جز تو موارد خاص که دو-سومش رو خودم برمیدارم
لابد اگه یه مهمون بهم توهین هم بکنه، حق با اونه؟
عزیزم، تو دو فصل با من بودی
اینقدر وقت داشتی که بفهمی به یه مهماندار هتل نمیشه توهین کرد
من مثل همیشه به درایت فوقالعادهت تکیه میکنم
بعضی وقتا فکر میکنم نکنه این درایت من زیر این همه فشار کم بیاره
کرتیس، خوشحالم که دوباره پیش مایی
ممنون، آقای لمسون
اوه، مارتین، رزرو خانوادهی پرنتیس رو ردیف کردی؟
بله قربان، همین امروز صبح. عالیه
درس و مشق چطوره؟
هنوز دانشکده پزشکی میری؟
بله قربان، فکر کنم تا یه سال دیگه مدرکم رو بگیرم
این واسه من خبر بدیه
شاید جامعهی پزشکی یه دکتر ببره، ولی من یه کارمند هتل درجه یک رو از دست میدم
اوه، شما خیلی لطف دارید قربان
و لابد وقتی دکتر کرتیس شد، من شما رو هم از دست میدم؟
خب
بله قربان. آخه خانمِ کرتیس بودن خودش یه کارِ تماموقته
خب پس
تبریک میگم
اسم اولی رو به یاد من بذارید
آقای بیکر رو پیج کنید. آقای بیکر، لطفاً
پیج کردنِ آقای بیکر
پسر
خب، رسیدیم. بیا مامان
بیا ان. زود باش دیگه
یه لحظه صبر کن. کیفم رو جا گذاشتم
این همون خانوادهی پرنتیسه. پیرزنه ۱۰ میلیون دلار میارزه
فقط واسه اینکه نشون بدم چقدر دلرحمم، میذارم هر چی بهت داد رو واسه خودت برداری
ایول! ممنون رئیس. واو
حالتون چطوره خانم پرنتیس؟ اوه، سلام، حال شما؟
خوشآمد میگم. فصل ما بدون شما اصلاً صفا نداره
همون سوئیت رو واسهمون رزرو کردید؟ البته
امیدوارم با همون قیمت سرسامآور قبلی نباشه؟
قیمتش کاملاً منصفانهست
شماها انگار فکر میکنید پول علف خرسه
بله خانم، یعنی
یه وقت دیگه در موردش گپ میزنیم. میدونم الان میخواید استراحت کنید
استراحت؟ با این قیمتها مگه خوابم میبره؟ حالتون چطوره خانم پرنتیس؟
اوه، چطوری جوون؟ خوبم، ممنون
و شما چطورید دوشیزه پرنتیس؟ اونقدر خوشحالم که تو پوستم نمیگنجم
خب
من تو رو میشناسم. تو همون مهمانداری، نه؟
از تابستون پارسال یادمه. واقعاً؟
بله، کاملاً
هامبولت
زنگ پایان راند اول خورد
بعداً میبینمت. این مبارزه رو تا آخرش ادامه میدیم
هامبولت، کجایی؟
ببین مامان
فصل پیش این خانم کوچولو بهم گفت شنا بلد نیست
و منم داشتم میرفتم بهش یاد بدم که... وقتی که بردمت خونه
من همیشه میدونم دارم چیکار میکنم. بله مامان
بله، اون دو تا برن تو اون اتاق و اون سه تا هم تو این اتاق، بله
و بله، اونها هم برن تو اون اتاق
هامبولت، تا اینجا چند گالن بنزین سوزوندیم؟
بیست تا. بیست تا؟
چیز دیگهای هم هست؟ اوه، بله، بله. اگه لطف کنید این رو بگیرید
و خردش کنید و بین خودتون تقسیم کنید
مامان، واقعاً باید بهت ایول گفت
خیلی جرئت میخواد که به چهار تا پیشخدمت یه سکه ۲۵ سنتی بدی
واسه بالا آوردن ۱۶ تیکه چمدون
چند بار بهت گفتم؟
صرفاً چون پولدارم، دلیل نمیشه بذارم کسی ازم سواستفاده کنه
یه دلار هم زیاد نبود
چی؟ ۷۵ سنت بیشتر؟
اصلاً میدونی سودِ ۷۵ سنت
با نرخ ۳.۵ درصد چقدر میشه؟ میدونی؟ نه مامان، نمیدونم
خب، این قلم و کاغذ رو بردار و همونجا بشین حسابش کن
میدونی که من تو کسرها افتضاحم
نه، ولی متوجه شدم که تو آمار و ارقام خیلی واردی
بله، میشه گفت من یه متخصصم
هامبولت، چطور میتونی با همچین چیزی شوخی کنی؟
شوخی میکنم چون بهم کیف میده. خب من کیف نمیکنم
وقتی به غصههایی که با اون سه تا ازدواجت به خورد من دادی فکر میکنم
چهار تا مامان، چهار تا. چهار تا؟
تصور اینکه چهار تا دخترِ گروه کرِ افتضاح ول میچرخن
و اسم پرافتخار پرنتیس رو یدک میکشن
خب باید اسم خونوادگی رو زنده نگه داریم دیگه
و به این فکر کن که مجبور شدم واسه هر کدومشون ۱۰۰ هزار دلار مهریه بدم
حالا ۴۰۰ هزار دلارِ ناچیز این وسط چی میگه؟
اوه
میدونی سودِ اون پول با نرخ ۴.۵ درصد چقدر میشه
ای پسر بدِ شرور؟ میدونی؟
نه، معلومه که نمیدونی. خب، الان بهت نشون میدم
هزار دلار ۴۰۰
۴.۵ درصد. مامان
وقتی مامان داره سود حساب میکنه، مزاحمش نشو عزیزم
مامان، من چند تا لباس درست و حسابی میخوام
چی میخوای؟ لباسهای درست و حسابی
خب، یه نگاه به من بنداز. تعجبی داره که هیچکس باهام حرف نمیزنه یا بهم محل نمیذاره؟
خب، مگه میخوای کی بهت محل بذاره؟
مردها، پسرها. میخوام یه کم خوش بگذرونم
حق با اونه مامان. هامبولت، تو به اندازهی کافی گند زدی
ان، وقتی نامزد داری، حتی نمیتونم تصور کنم به مردهای دیگه فکر کنی
نامزدِ تی. موزلی تورپ، شایستهترین مجردِ کل آمریکا
شایسته واسه چی؟
اوه فرزند عزیزم، تو لابد دیوونه شدی
آخه اون ۵ میلیون دلار بیشتر از ما پول داره
من سهمم از اون رو با ۱۰ سنت بهت میفروشم
بسه دیگه ان
بیخیال مامان. دست به جیب شو و چند تا لباس شیک واسهش بخر
خواهش میکنم مامان
هر دوتاتون برید بخوابید و اینقدر اذیتم نکنید
دلار میدم اگه شما بچهها آدم بشید ۱۰۰
دلار؟ خب، ۳۵ دلار ۱۰۰
چطوری وستبروک؟
چطوری مکمانوس؟ حال آقای تورپ چطوره؟
آقای تورپ هیچوقت به این خوبی نبودن. واقعاً از شنیدنش خوشحالم
پسر، چمدونهای آقای تورپ رو بیار. بله قربان
به هتل خوش اومدید، آقای تورپ
وستبروک، آقای تورپ کجاست؟
میگم که، آقای تورپ تو ماشین نیست
کجاست؟ منم دارم همینو از تو میپرسم، وستبروک
حتماً من رو گم کرده
اوه، آقای تورپ الان اینجاست
حالتون چطوره قربان؟
بگو ببینم، چه بلایی سر من اومد؟
لابد وقتی واسه بنزین وایستادیم، پیاده شدید قربان
وقتی من تو ماشینم، هیچوقت نگه ندار
این واست درس عبرت بشه. بله قربان
من دیشب اخراجت کردم؟ تا جایی که یادمه نه، قربان
اوه، ببخشید
سلام
اوه، ای پسرِ بد
چطوری آقای تورپ؟
حال شما؟ اتاقهاتون کاملاً آمادهست قربان
عالیه. جعبههام چی، رسیدن؟
گذاشتیمشون تو اتاقتون قربان. اوه، یه تندنویس هم میخوام
دارم یه تکنگاشت دربارهی قوطیهای انفیه مینویسم
یه متن خیلی مهم واسه املا گفتن دارم
همین چند دقیقه دیگه یکی رو میفرستم بالا، آقای تورپ
بله، یه تندنویس و یه ساندویچ پنیر با نون چاودار
اگه لطف کنید دنبال من بیاید قربان
چی میل دارید قربان؟
یه اتاق با حمام میخوام. قربان اینجا پیشخوانِ سیگاره
متاسفم
اشکالی نداره دوشیزه. عذرخواهی نکن. هر کسی ممکنه اشتباه کنه
آقای تورپ، آسانسورها از این طرفه. اونا اونجا چیکار میکنن؟
از این طرف، آقای تورپ
خوبه، بذارشون اینجا
میتونم کمکتون کنم قربان؟ نه، نه، خودم حواسم به اینا هست
قشنگ نیستن؟
خب، اینا چی هستن؟ قوطیهای انفیه
No comments yet. Be the first to leave one.