The first 200 lines.
این برنامه حاوی کلمات بسیار نامناسب است
تشویق و کف زدن
سلام!
سلام به همگی
عصر بخیر. سلام
به برنامهی خودتون خیلی خوش اومدید، تکتکتون
لباسمو دوست دارین؟
تشویق تماشاگران
امروز خیلی سریع یه سر به اون "خیاط" زدم
خنده
مردم حسابی از این کت و شلوار من هیجانزده شدن
خب، ببینید، امشب کلی هیجان تو استودیو داریم
یه لاینآپ در سطح جهانی براتون تدارک دیدیم
کی قراره برامون بخونه؟ اونجا رو نگاه کنید – اون...
لوئیس کاپالدی فوقالعادهست!
تشویق و کف زدن
خوش برگشتی لوئیس، که قراره تکآهنگ جدیدش رو اجرا کنه.
"چیزی در آسمانها"
اما – خدایا! امشب کی روی مبل منه؟
خب، نفر اول، این بازیگر ایرلندی با فیلم «درباره زمان» دل ما رو برد.
رنج بیابان و فیلم از گور برگشته رو تحمل کرد و
و تو مجموعه جنگ ستارگان هم در برابر مقاومت ایستاد.
حالا یه سیتکام جدید برامون آورده، "روزنامه".
ایشون دامنل گلیسن هستن، همه!
تشویق و دست زدن
اوهان. خیلی شیک و ترتمیز به نظر میآی.
بفرمایید بشینید.
شما اونجا هستید. شما اون ته هستید.
آره!
دو تا ستارهی فوقالعاده از فیلم علمی-تخیلی جدید "آرس" داریم.
یکی آیکون مد و فشنه که همه فرشهای قرمز رو میترکونه و اولین حضور بزرگش
تو سینما با فیلم مستقل موفق "کوئین و اسلیم" بود.
اون یکی هم ستارهایه که تو فیلمای عروسک روسی، برنامهی صبحگاهی
و فیلم دلخراش "زندگیهای گذشته" همه نگاهها رو به خودش جلب میکنه.
جودی ترنر-اسمیت و گرتا لی هستن!
تشویق و دست زدن
وای خدا!
خیلی شبیه ترونِه، خیلی شبیه ترونِه.
سلام. اینم خیلی ترونِیه.
بشینید، خواهش میکنم.
این بازیگر اول با فیلم پساآخرالزمانیِ "۲۸ روز بعد"
حسابی سر و صدا کرد، قبل از اینکه بره ستاره سریال پرطرفدار "پیکی بلایندرز" بشه
و برای بازی تو "اوپنهایمر" اسکار بگیره.
حالا هم ستاره درامای جدیِ کلاسیِ "استیو"ـه.
برای اولین بار، خوشآمد میگیم به کیلین مورفیِ فوقالعاده!
تشویق و کف زدن
هی! سلام آقا.
خوشحالم میبینمت. بفرمایید بشینید. اینجاست!
آها! بله!
و
و یه نفر دیگه هم داریم.
این خواننده و ترانهسرا با تور "اِراز"ـش
که همه بلیطاش فروخته شد، همه رکوردهای ممکن رو زد.
و حالا با دوازدهمین آلبومش، "زندگی یک شومن"، برگشته.
اون بزرگترین ستاره پاپ روی کره زمینه!
لطفاً به تیلور سویفت خوشآمد بگید!
تشویق و کف زدن
دیدنت عالیه. بفرمایید.
بیایید و بشینید. ممنون.
وای، چقدر خوبه که همهتون رو میبینم.
و کلی چیز برای تبریک گفتن به تیلور سوئیفت هست، ولی اونی که
احساس میکنم باید به خاطرش تبریک بگم، اون جواهر انگشتی جدیده است.
ارتقاء سختافزار؟ آره.
ببینش!
هورا کشیدن و دست زدن
من فقط دوست دارم نگاش کنم، انگار که تلویزیونه.
آره.
فکر کردم گرتا میخواد یکی از اون چیزا رو دربیاره.
آره.
برنامهی مورد علاقهی من به غیر از «پیپر».
اینم یه یادآوری خیلی سریع از اعلام نامزدی
که اینترنت رو ترکوند.
چی بود، ۳۵ میلیون لایک یا همچین چیزی اون عکس گرفت؟
و اون، لحظهی واقعی پیشنهاد ازدواجه؟ آره، در واقع همینطوره.
پس واقعاً کارش رو خوب انجام داد که تونست منو سوپرایز کنه، چون ما
در واقع یه قسمت پادکست رو فیلمبرداری کرده بودیم.
اون یه پادکست به اسم «ارتفاعات جدید» داره.
صدای تشویق جمعیت
اوه، آره.
عالیه! چندتا آمریکایی اینجا داریم.
بله، فوقالعادهست.
خلاصه ما پادکست رو برای حدود سه چهار ساعت یا همچین چیزی فیلم گرفتیم.
و در همین حین، پشت خونهاش کل باغ پشتی رو داشت
تبدیل میکرد به این .
وای!
و یکی از چیزایی که خیلی استراتژیک گذاشت اونجا
یه دیوار از بوتههای شمشاد بود که قبلاً اونجا نبودن.
و داخل اون شمشادها، عکاس تور من قایم شده بود تو بوتههایی که
قبلاً اصلاً وجود نداشتن.
واقعاً... سنگ تموم گذاشت. بیست از بیست.
آه، مردم الان دارن میگن، وای، خدایا...
من میخواستم همین آخر هفته خواستگاری کنم. دیگه چه فایدهای داره؟
این محشره. آقایون، درس بگیرین.
آره، خیلی باحاله که ما واقعاً خودِ اون لحظه رو داریم.
آره، خب، به شما تبریک میگم.
و سیلیان مورفی، به شما هم تبریک میگم.
دفعه پیش اومدی و یه اسکار بردی.
هورا کشیدن و کف زدن
سال قبل.
به سلامتی. چقدر خوب ریخته شده.
خودت خوب میدونی من چطوریم. به سلامتی!
به شما تبریک میگم. به سلامتی همه!
به سلامتی. تبریک میگم.
این دیگه یه لیوان جدیه!
آیا بعد از بردن اون اسکار بود که تیلور سویفت رو دیدی؟
آره، تو یه مهمونی بودیم.
من همه گروهم، خانوادهام و بچههام رو همراهم داشتم.
فکر نکنم بچههام قانوناً اجازه داشتن اونجا باشن.
نمیدونم، ولی خیلی دوستداشتنی بودن، پسرای شما.
اونها آینده دنیای ما هستن.
اوه!
اونا چقدر خوب اهل صحبت بودن.
هم خودشون جالب بودن هم کنجکاو.
مثلاً، این دستاورد واقعی هستش.
اونا اینجا هستن، مگه نه؟
آره، یکیشون اینجاست، آره، آره.
آران، آره.
فقط یه کف زدن بود!
میخوام دوربین روش زوم کنه. کجاست؟
شاید اصلاً اینجا نیست.
دارن قایم میشن. آها - میشه فهمید.
اوه خدای من، چقدر شبیه بچه سیلیان مورفیه!
هورا و کف زدن
اگه این یه مسابقه تلویزیونی بود، الان همهمون یه جایزه بردیم.
چه آسون بود.
و جودی ترنر-اسمیت، به نظرم تو از این جهت خاصی که...
تو میدونی که تیلور سویفت رو دیدی، ولی یادت نمیاد...
نمیدونم چرا همه میگن که من یادم نمیاد.
یادم نمیاد کجا دیدمش.
چون مست بودیم. اوه، باشه.
توی مهمونی گلد بود. و من اون رو یادمه.
نه، نه، مهمونی مدونا بود. مهمونی مدونا بود؟
مهمونی مدونا بود. من فکر میکنم مهمونی بیانسه بود.
من مهمونی بیانسه بودم. شما رو اونجا ندیدم.
باید با هم در ارتباط باشیم. باید گروه چت رو راه بندازیم.
من میدونم که مهمونی مدونا بود.
من به هیچ کدوم از این مهمونیا دعوت نشدم.
هورا و کف زدن
یادمه که حرفای پشت سرش فوقالعاده بود، ولی من...
یادم نمیاد چی بود.
شب خیلی خوبی داشتیم. فوقالعاده بود.
و دامنال... سلام گراهام.
نه، نه، نه.
ممنونم که دعوتم کردید.
هورا و کف زدن
شرط میبندم سیلیان مورفی رو میشناسی.
اوم... نه واقعاً، نه. نه، نه!
بله، آره، آره. یکی از...
منظورم اینه که، شاید سومین یا چهارمین کار فیلمی من، توی فیلمی بود
که سیلیان نقش اصلیش بود.
و من تو رو وقتی ۱۹ سالم بود، سر اولین کارم دیدم.
و اون همیشه فوقالعاده بوده.
آره، یه بازیگر شگفتانگیز، یه آدم شگفتانگیز.
آره، من دامنال رو وقتی دیدم که داشت توی یک نمایشنامه مارتین مکدونا
تو وست اند و برادوی بازی میکرد، و اون واقعاً جذاب بود.
اون موقع، و هنوزم هست.
"اون موقع"؟!
خنده
این خیلی ظالمانه بود. «باید اون موقع میدیدیش.»
ببینید، امشب حرفای زیادی برای گفتن داریم.
ولی بیاین با مورد بزرگ شروع کنیم.
آلبوم جدید تیلور سویفت، دوازدهمین آلبومش، «زندگی یک شوگرل» هست.
هورا و کف زدن
این هیجانانگیزه. بفرمایید.
این خود آلبومه.
و شما سنگ تموم گذاشتید. ببینید، بازشوئه.
آره.
همه جور چیزایی توش هست. و این جالبه.
رنگ آلبوم با این اکلیلیها یکیه.
ممنون که بهش توجه کردید.
همه نسخهها این شکلی هستن یا این یه نسخه کلکسیونیه؟
همهشون این شکلی هستن.
من عاشق اینم که صفحات وینیل رو کاملاً
از داخل منحصر به فرد بسازم و کارهای متفاوتی انجام بدم.
همچنین یه شعر هم داخلش هست.
دیدمش، دیدمش. ... فلپ وینیل.
و روی هر نسخه متفاوتی، شعرهای متفاوتی وجود داره.
و اگه...
نه، در مورد اون نمیخوام حرفی بزنم، ولی خودشون متوجه میشن.
یه چیزی در مورد این شعرا هست که بامزهست.
باشه! لطفاً نگه دارید.
نه، آخه من تازه اینو گرفتم، هنوز شعر رو نخوندم.
خب، این امروز منتشر شده و یه جورایی...
منظورم اینه که شما این آهنگها رو وقتی تور ارا در حال برگزاری بود، مینوشتید.
بله، من در بخش اروپایی تور داشتم مینوشتمش.
که تابستون گذشته بود و در واقع...
دیوانهوارترین برنامهای بود که توی تور اروپایی داشتیم.
بنابراین من از حد معمول بیشتر خسته بودم.
چون نمایش ۳.۵ ساعت بود.
همهاش هم با کفش پاشنه بلنده. بود...
کمکم داشتم مریض میشدم و از پا میافتادم.
و برای همین با خودم فکر کردم، واقعاً به چیزی نیاز دارم که جرقهای بزنه و...
تخیل و خلاقیت من رو روشن کنه.
و امیدوارم که این، خستگی جسمی من رو تقویت کنه.
و همینطور شد، چون من مثلاً سه تا اجرا میکردم، و بعد...
پرواز میکردم سوئد و سه تا آهنگ میساختم و بعد دوباره سه تا اجرا میکردم.
و داشتن اون پروژه کوچک و مخفیانه که عاشقش بودم، پشت صحنه،
واقعاً کمکم کرد که هیچوقت توی اون تور از پا نیفتم.
وای!
ببینید، یه پیشنمایش کوچیک از اولین تکآهنگ آلبوم براتون داریم.
No comments yet. Be the first to leave one.