The first 200 lines.
هیچ کی؟
کسی رو نمیشناسی که ممکنه با نامزدت مشکل داشته باشه؟
قبلنم بهت گفت.ازش پرسیدم
آندریاس سابقه داشته
شما خودتون دارای دو سابقه بد هستید
این چه تغییری میتونه ایجاد کنه؟
فک کردم اونو کتک زدن.
نه ,از اسلحه کالیبر اسفاده کردن
محل جراحت
به من نشون میده که جنازه رو انتقال دادن
این یک کار ادم حرفه ای بوده
تویه چه نوع مسابقه های جک پاتی شرکت داشته دستینی؟
نمیدونم
این برات خیلی بد تموم میشه اگه چیزی رو بدونی و به ما نگی
معلوم هست چه مرگته داری اونو تهدید میکنی بعد از دست دادن نامزدش
اروم باش .رفیق
ببین..ما هممون میخوام هرکسی که این کارو کرده رو پیدا کنیم
اما الان ما یه مراسم خاکسپاری داریم که باید بهش برسیم
این جلسمون میمونه برای وقت دیگه
به هر حال اگه چیزی یادت اومد بهم زنگ بزن
متاسفم برای غم از دست رفتتون
ظهر ماشین میاد دنبالت.باشه؟
و منم , آم....منم یه متن برمیدارم
از همون شاعری که ازش خوشت میاد
که شاید سوفیا بتونه اونو بخونه
دستینی.....
نیک و بجرام
آره؟
اونا بهترین دوستاش بودن
چرا اونو متوقف نکردن؟
دلت برام تنگ شده؟
AHMAD.HSS ترجمه و تنظیم توسط تلگرام @a_sty
یا مقدسات
مـثل اینکه خیلی دوریم
دوباره پخشش کن دوباره.باشه باشه.
پونصد هزار بازدید.
باورم نمیشه وتو معروف میشی
من فقط افتادم-به هر حال این باحاله
ولی ما باید از این فیلم در امد داشته باشیم.اسپین اف,مصاحبه,تجارت
یه پول حسابی توشه-هی شلی.
یه اتفاقی تویه اتاقت افتاده-چی؟
نمیدونم .اما بهتره خودت بیای ببینی
تو این کارو کردی؟
دیوارش رنگ میخورد, اما ایتور بهم چندتا توپ زنگ خورده داد
منم که به اسباب بازی هیچ اهمیتی نمیدم
البته که نمیدی
خب. دوستش داری؟
عاشقشم.
کلیدارو بگیر و بعضی وقتا به قایقم سر بزن
باید ببینیش
مرسدس های دوقلو , سی صحفه, راه رفتن روی پلتفرم شنا
من یه پلیکان رو فراری دادم یه چرخ زد و برگشت
چرا؟
سابقم بهم میگه که من باید یه روانشناس رو ببینم
عادت دارم چیزای خوب تویه زندگیمو خراب کنم
وقتی به کمکم نیاز داشتی من عقب کشیدم
خب حالا چی؟
الان , من اینجام چه کاری رو باید انجام بدم؟
کافیه پول بگیرم
و قطار پول رومن پادفری از ریل خارج شد
بدهکاری باهاشون نداری؟
یا مشتری دیگه ای؟
ایتالیایی: هیچی
فک میکنم که نیازه که خونم رو به فروش بذارم
نه,نه,نه این کار دور ریختن خونته
ایساک و اولیویا لیموناد فروشی باز کنن؟
من ایده ی بهتری دارم.
ازت نخواستم که مداحی کنی
ازت میخوام مستقیم به مراسم خاکسپاری بیای
به خاطر دستینی.
لعنت بهش -امکان نداره
اون قیمت نامزدی با یه حرومزاده رو میپردازه
اگه هیچکدومتون نیاید دستینی مشکوک میشه
- خب؟ - خب؟
خودت میدونی که اون چجوریه ,چه کارای از دستش بر میاد.
اگه یکم مشکوک بشه هیچوقت دست بردار نمیشه
یه روانی که هیچ مدرکی از نامزدش نداره
که چه ادم پستو حرومزاده ای بوده
من از قدرت هاش نمیترسم
....زیاد طول نمیکشه که بفهمه اگه شما
دستای ما پاکن
پس وقتی تبدل بشه من هیچ نقشی نداشتم
باجرام؟
سوفیا و دستینی بهم نزدیکن
میخوای بزاری اون تنها به مراسم خاکسپاری بره؟
پای خانواده مارو وسط نکش پیتر
وسلام
ایتالیایی:عجب خونه بزرگی
من میدونستم تو پولداری ولی نه اینقد
درواقع,من پولدار به دنیا اومدم و بعدش فقیر شدم
دوباره پولدار شدم و بازم فقیر شدم
آره,دقیقا شبیه خودم البته بجز قسمتای پولدار شدن دوباره
خانوادم
کی اینجاست؟-هیــس
اون از اینجا مراقبت میکنه
عجب لحظه ای
ادرار کردن جلوی در خونه یکی از بهترین لحظه های اقایونه
هیـــس
اگه مارو بگیره
به پلیس زنگ میزنه
ما باید حرف بزنیم
در مورد مادرت که بهم اطلاعات میداد؟
آره ,رومن من یه عذر خواهی بهت بدهکارم
آره. اون چرا از من باج میگرفت؟
و منم رک بهت میگم که فکرم درست کار نمیکنه
یه سری مسائل عاطفی برام درست شده که باید بهشون برسم
باید بهم میگفتی
بدون شک اما رومن تو هم باید با من در میون میذاشتی
از همون اوایل من غرایزتو درک میکردم
به هر حال اون بچه ی تو هست اما از الان ما باید با هم کار کنیم
خب ما باید یکاری کنیم.اون نمیخواد متوقف بشه
در واقع.ما نیازی نیست کاری بکنیم چون داره متوقف میشه
داره LPS مادرت سرطان
مریضیش هر روز بدتر میشه
و بدتر خواهد شد
خیلیم زشت میشه
به یه هیولای واقعی تبدیل میشه یا.... از قبلش بیتشر
ما توی کالبدشکافی پلاک های عصبی رو برسی کردیم
........مغزش به شدت تخریب میشه و دردش
باید بگم که مرگ خیلی بهش کمک میکنه
چقدر وقت داره؟ یه ماه
یا کمتر
این بیماری ترا نوا برای همست
اون مشکل ما نیست
در نهایت ,اگه به اندام خودت اهمیت میدی
من بهت پیشنهاد میدم که مواظب خودت و پاکیت باشی
اون قبلا شروع به شکار کردن کرده
چرا هیچ کس اینجا نیست؟
مردم اینجان
این فقط یه مدت کوتاهه
دوستاش کجان؟
اماده ای؟
آندریاس یک رویا باف بود.
و رویای اون این بود که هر کسی که اطرافشه رو خوشحال نگه داره
.....به خصوص دستینی
کسی که اونو خیلی دوست داشت
در مدت زمان کوتاهی اونا عاشق هم شدن
و تمام چیزی که میخواست یه زندگی ارام بود
اندریاس.....تو دوست من بودی
قرار بود عضوی از خانوادم بشی
من خیلی متاسفم که اینجور نشد
پس تا وقتی دستات توان دارن مقاومت میکنی
و درست وقتی که فکر میکنی دیگه توان نداری محکم تر میشی
شیرین زبونی نکن که مزه دهنت شوره
نه تویه این دهن
اگه نظرتو عوض کنی میزارم مزشو بچشی
چون مزه خوردن نون تویه خیابان دوال رو داره
هی ,به چی خیره شدی؟
از لاس زدن یه مرد قهوه ای با یه خانوم سفید پوست مشکل داری؟
فکر نمی کنم.
برو کسه ننت
میشه اروم باشی؟ داشتی تصوراتو میگفتی
واسه چی خیره شده بود؟
از اونجا که من سینه بند نبسته بودم
چیزی شده؟
منظورم بین خودمونه .....من کاری کردم؟
نه,من یه سری مسائل برام اتفاق افتاده
ما قراره باهاش کنار بیایم
....ام
آندریاس واقعا دلش بچه میخواست اون هیچوقت از حرف زدن در مورد بچه ها خسته نمیشد
.....ولی
ولی هرچند بچه ها میتونن ناراحت کننده باشن
آندریاس مثل یه قهرمان مرد هرگز اینو فراموش نکن
منظورت چیه مثل یه قهرمان مرد؟
....همینجوری
منظورم اینه که اون خوب بود
یه مرد عالی بود..
در یه راه قهرمانانه
مرده .....خوب
قضیه قبیله نیست
قضیه در مورد تاریخه معذرت میخوام
هی همه چیز مرتبه؟
میخوام با اندریاس تنها باشم
لطفا
این کارو نکن
بهت پول میدم هرچی که بخوای بهت میدم
من و دکتر دویچ آزمایش رو تموم کردیم
بدون هیچ فرضیه اضافی
وظیفه:مکث .بازخوانی
وظیفه:جستجو در مورد دکتر دویچ
سی و سه جستجو یافت شد
همه انها را بخوانم؟ نه
وظفیه:جستجو برای ثبت صدور مجوز دولت
"دانشمند و محقق با حرف اول"ر
یه نتیجه به اسم ریچارد اسچلندر بازنشسته سال 1993 پیدا شد
ادرس فعلی Maple Drive Bloomfield Hills, Michigan
وقت داستانه
ما یه داستان میخوایم آره مرد
بزار یه داستان بشنویم
داستانی که میخواید
داستان در مورد عشقه
یه پسر که عمیقا
عاشق یه دختر شده بود
فرآیندهای طبیعی خاصی صورت گرفت ...
و اونا بچه دار شدند
و آرزوی ازدواج داشتن
اما در سال 1959 بود،
و اونا در ویرجینیا زندگی میکردن و برخلاف قانون بود چون
اون سفید بود و دختره سیاه.
پس اونا به پایتخت کشور ما اومدن
No comments yet. Be the first to leave one.