Specials

Release info

[AnimWorld] Re Zero kara Hajimeru Isekai Seikatsu - 10 (35)
A Commentary by AnimeKhor
Anime Khor

Tags

TS
Published on: 2020-09-09
Downloads: 51
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

!داریم میریم سمت عمارت؟

!می‌دونم چه اتفاق قراره بیفته و باید جلوش رو بگیرم

...اون به سمت من جذب میشه که یعنی

،اگه بگی ازت به عنوان طعمه استفاده کنم

!یکی از انگشت‌هات رو می‌کنم

!پیری و رام بقیه... همه‌شون جلوش چشم‌هام بلعیده شدن

!اگه بذارم دستش به تو هم برسه برای مایه‌ی ننگ میشه

سایه... همه‌شون رو بلعید؟

.آره

.قبل از اینکه متوجه بشم کل زمین رو قورت داده بود

.اگه رام منو با بادش به هوا پرت نمی‌کرد، منم می‌گرفت

...پس رام و ریوزو سان

...و اوتو

و امیلیا هم؟

!لعنتی! آخه چرا الآن؟

!کی اونجاست؟

این دیگه چه شوخی‌ایه؟

.امیدوار بودم لازم نباشه این رو ببینی

همه‌شون کلون ریوزو سان هستن؟

.لازم نیست نگرانشون باشی

.اونا مثل اون نیستن

.داخلشون خالی خالیه

می‌خوای چی‌کار کنی؟

مگه معلوم نیست؟

!با تعداد بالا بهش حمله می‌کنیم و دهنش رو سرویس می‌کنیم

MOMAN_M111 & Anime Khor

@AWforum کانال گروه @AWsub کانال زیرنویس

.عاشقتم

!بالاخره پیدات شد

!وایسا

!برین

.عاشقتم

...خفه شو

.عاشقتم. عاشقتم. عاشقتم

!خفه شو

.عاشقتم. عاشقتم. عاشقتم

...سوبارو کون

!منو اونجوری صدا نزن

.عاشقتم. عاشقتم. عاشقتم

!بس کن

.عاشقتم. عاشقتم. عاشقتم

اولین عاشقتمی که توی این دنیا شنیدم انقدر قدرتمند بود که

.عاشقتم. عاشقتم. عاشقتم

!باعث شد فکر کنم بدبختی مثل من واقعاً می‌تونه قهرمان باشه

.عاشقتم. عاشقتم. عاشقتم

!شماره یک و شماره‌ی دو قلبم قبلاً پر شدن

.عاشقتم. عاشقتم. عاشقتم

!دیگه جایی برای تو نیست

.عاشقتم. عاشقتم. عاشقتم

،در مقایسه با تو

!عاشق اکیدونا و بقیه‌ی ساحره‌ها شدن برام آسون‌ترـه

.عاشقتم. عاشقتم. عاشقتم

.عاشقم باش. عاشقم باش

.عاشقم باش

.عاشقم باش. عاشقم باش. عاشقم باش

.عاشقم باش. عاشقم باش. عاشقم باش

.عاشقم باش. عاشقم باش

.این... مرگ نیست

.عاشقم باش. عاشقم باش. عاشقم باش

...سایه داره منو در بر می‌گیره ...منو می‌بلعه

.عاشقم باش. عاشقم باش. عاشقم باش

می‌خواد... تا ابد... بهم عشق بورزه؟

.عاشقم باش. عاشقم باش. عاشقم باش. عاشقم باش. عاشقم باش

...دستمال پترا

.عاشقم باش. عاشقم باش. عاشقم باش

.عاشقم باش. عاشقم باش. عاشقم باش

اکیدونا... می‌دونست این اتفاق میفته؟

.عاشقم باش. عاشقم باش. عاشقم باش. عاشقم باش. عاشقم باش

.عاشقم باش. عاشقم باش. عاشقم باش. عاشقم باش

!ساحره‌ی لعنتی

.عاشقم باش. عاشقم باش. عاشقم باش. عاشقم باش

.عاشقم باش

...من... حتماً

.تو رو نجات میدم...

.برگشتم

!امیلیا

چی؟

چرا دارم می‌لرزم؟

...امکان نداره که... من واقعاً

...امیـ... ـلیا

سوبارو؟

...اینجا

...تازه من داشتم

سوبارو؟

...چرا

صورتت یه جوریه انگار خیلی درد داری؟

.چیزی نیست. چیزی نیست، سوبارو

.من اینجا پیشتم

.من همین‌جام

...پس

.قرار بود به امیلیا ساما کمک کنی ولی به‌جاش فقط براشون دردسر درست کردی

اصلاً چرا زنده‌ای؟

،با اینکه اومدی تا به من کمک کنی

.واقعا‌ً حیف شد انقدر نگران شدی که زدی زیر گریه

.امیلیا تان، داری اشکم رو درمیاری

.ولی همیشه تویی که به من کمک می‌کنی

پس خیالم راحت شدی که اجازه دادی

.اون روی ضعیفت رو ببینم

.ولی شخصاً ترجیح میدم اون روم رو بهت نشون ندم

ها؟ چرا؟

.چون می‌خوام فقط اون بخش از من که خوب به نظر میاد رو ببینی

.می‌خوام فراموش کنی که من در حقیقت یه آدم بدبخت بازنده‌م

!هی! فقط چون یه لحظه ضعف نشون دادی ازت بدم نمیاد

.ها. اون غرور بعد از اینکه عین چی زار زدی زیاد قانع‌کننده نیست

!میشه هردفعه اینجوری نزنی تو برجکم؟

.با اینکه رام سان اینجوری رفتار می‌کنه ولی واقعاً نگرانت بود

،آره، یه لحظه نمی‌دونستم چه اتفاقی قراره بیفته

.ولی خوش‌حالم تونستی سالم برگردی

،گمونم یه نسیم کوچیک برای انداختن میوه‌ی گافگالون از درخت کافی نیست

!بادمجون بم آفت نداره

!آخ

وایسا... فقط همین؟

ها؟

.خب، فعلاً که گارفیل متخاصم نیست

،آزمون روحیه‌ی امیلیا رو نشکست

.و گارفیل هم هنوز بی‌طرفی خودش رو حفظ کرده

.این بهترین شروعیه که تا الآن داشتم

.الآن فقط باید روی چیزهایی که می‌تونم امتحان کنم و برگردونم کار کنم

.باید بهترین استفاده رو ازش ببرم

.رام، می‌خوام درباره‌ی چیزی باهات حرف بزنم

.منحرف

!داری زود قضاوت می‌کنی و دلمو می‌شکنی

.همف

!بعدشم، من هیچوقت اون جوری بهت نگاه نکردم

.درسته. معمولا‌ً سربسته‌تر ای این‌هایی

از من چی می‌خواستی؟

.در مورد گارفیله

،می‌خوام پشت سرش یه کاری کنم

.و احتمالش هست که بخواد مزاحمت ایجاد کنه

.پس ازت می‌خوام اینجا نگهش داری

.از نگاه توی چشم‌هات خوشم نمیاد، باروسو

میشه این شک‌های عجیبت رو بذاری کنار؟

.چاره‌ای نیست پس

.ممنون. مدیونتم

.ده برابرش رو جبران کنی بی‌حساب میشیم

!این که خیلیه

.وقتی داخل سایه بودم با آگاهی‌های زیادی ادغام شدم

.احتمالاً خاطرات قربانی‌هاش بودن

،همه‌ش تکه‌های پراکنده بودن

.ولی تونستم چیزی بیشتر از جون خودم رو برگردونم

.حالا فقط مونده اون خاطرات رو تایید کنم

.پیداش کردم

این... ریوزو سانه؟

انتظار نداشتم فقط بعد از یه نصف روز که به اینجا اومدی .اینجا رو پیدا کنی، سوی جوان

.به لطف خاطرات بود

،خاطرات کسی که ساحره‌ی حسود بلعیده بودش

.کسی که اینجا رو می‌شناخت

دختری که سمت چپ ایستاده همونیه که بعد از ظهر به اینجا راهنماییم کرد؟

.احتمالاً نه

.این دختر یکی از نگهبان‌های این مکانه

.اونی که توی جنگل دیدی یکی دیگه بود

.یکی از چشم‌های محراب، نه چیزی بیشتر

.می‌خوام چیزی ازت بپرسم

.بعدش اگه ممکن باشه ازت کمک می‌خوام

،من نمی‌تونم درخواستت رو رد کنم، سوی جوان

.نماینده‌ی طمع

...اون

.این جز قراردادیه که ما، کپی‌های ریوزو میر رو در بند می‌کنه

...خیلی خودمونی شده

می‌دونی کی مسئولیت ساخت این مکان به عهده‌ی کی بود، درسته؟

فکر کنم ساحره‌ی طمع، اکیدونا، بود درسته؟

،بله، این مکان به دست ساحره ساخته شده

.یک آزمایشگاه برای برآورده کردن رویای ساحره

روی چی داشت آزمایش می‌کرد؟

نمی‌تونی درست روبه‌روت ببینیش؟

دختری درست شبیه من توی کریستال جادویی نبود؟

.اون ریزو میر اول و واقعی بود

.تمام ریزوهای دیگه، از جمله من، کپی‌های اون هستیم

.ما ساختگی هستیم

اینکه می‌دونی من ساختگی هستم دیدت رو نسبت من تغییر میده؟

.نمی‌دونم

.واقعاً دوست دارم بگم نمیده

...دوست دارم ولی

.سوی جوان، خیلی مهربونی

بدن‌های ساختگی ما با استفاده از هسته‌ی اود‌های مسنوعی .که با استفاده از جادو تولید شده‌ن ساخته شده

،اون هسته‌ها با مانا پوشیده شدن و شکل فیزیکی گرفتن

.نتیجه‌ش شد این بدن

!وایسا، رسماً داری درباره‌ی خلق زندگی حرف می‌زنی

اصلاً برای چی همچین آزمایشی رو راه انداخت؟

.معلومه، تا چیزی رو به اون بدن‌ها اضافه کنه

...دقیق‌تر بخوام بگم شخصیت، خاطرات و دانش

.به عبارت دیگه، روح

،با وجود خودش بدن ریوزو میر رو پر کرد

،و هردفعه که بدنی نابود می‌شد

،یه بدن جدید برای به ارث بردن روحش می‌ساخت

...که اون رو

.اساساً نامیرا می‌کنه...

!پس این بود

!برای همین انقدر با من پسرخاله شده بود

.برگشت از مرگ منم اساساً من رو نامیرا می‌کنه

از اینکه قوم و خویش پیدا کرده خوش‌حال بود؟

پس آزمایش اکیدونا موفقیت‌آمیز بود؟

.نه، روح اکیدونا به ارث نرسید

.نقشه‌ی ساحره فقط یه شکل ناقص ختم شد

شکل ناقص؟

.ریوزو میر ظرف نامناسبی برای ساکن شدن ساحره‌ی طمع بود

و نمی‌تونست همچین چیزی رو زودتر بفهمه؟

،بعد از مرگ ساحره، این مکان باقی موند

.و کپی‌های بیشتری تولید شدن

،از اونجایی که بدنمون از مانا درست شده

More Farsi Persian subtitles for Re:ZERO -Starting Life in Another World-

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left