The Gray House

The Gray House

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Gray House S01E07 Babcock 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 7 The Gray House 2026 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2026-02-27
Downloads: 50
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 188 lines.

آنچه در "خانه خاکستری" گذشت

همپتون؟

تمومش کن، جاسپر! همه‌تون! بس کنید

اون پسر منه

داری بهم می‌گی فرار کنم؟

تا وقتی برگردی، ما مراقب بچه‌هات هستیم

نه! باید قسم بخوری که دخترا رو می‌فرستی

به محض اینکه جابه‌جا شدم، وگرنه نمی‌رم

اگه مدرک این نشان رو نداشته باشه

از طرف من نیست

اون عوضیِ شورشی

"موز" کیه؟

اون خدمتکار همسایه‌مونه

قصد داره به شمال فرار کنه

نیروهای ژنرال مک‌کللن یه رمز طراحی کردن

برای فرستادن پیام‌های محرمانه. کلیدش اینجاست

یکی از قاصدهاشون رو گرفتیم

اطلاعاتی که به خوردشون دادیم

ما رو رسوند به یه فاحشه توی سالن شاکو

یه زن مو مشکی به اسم میبل

رئیس‌جمهور داره براتون تله می‌ذاره

زود باش. بجنب

هی زود باش دیگه

شلیک به زن‌های ناامید و مردم گرسنه؟

برای تهدید. مجبورشون کنید متفرق بشن

الان صدها نفر شورشی اونجان

فرماندار داره گارد عمومی رو فرا می‌خونه

اگه مجبور بشیم، ارتش رو می‌آرم وسط

«قرار ملاقات...»

«ساعت ۱۱ امشب»

«انبار راگلز.»

این رو برسون به نونوا

نه، نه. ببین، من نمی‌خوام قاطی این قضایا بشم. نمی‌خوام

چاره دیگه‌ای نداری

کسی اونجا نیست؟

کسی هست؟

کسی اونجا نیست؟

اراسموس. آروم باش

آروم. منم

جریان چیه؟

نمی‌دونم

چه خبره؟

فکر کردم تو این قرار رو گذاشتی

نه. خب اگه کار تو نبوده، کار کیه؟

چرا همه‌مون اینجاییم؟

حواست بهش باشه

پیتر! خدای من

ترسوندیم

دوشیزه کلارا

اون توئه

نه

بوی تله می‌آد

من رفتم

صبر کن! نه. فکر کنم به دردسر افتادیم

چی شده؟

از وقتی محموله طلاشون توقیف شد

دیویس و ویندر دارن گزارش‌های دروغ پخش می‌کنن

تا ما رو پیدا کنن

وای مسیح. برامون تله گذاشتن

به هیچ‌کس اعتماد نکن

ارتش لی داره به سمت شمال حرکت می‌کنه

گزارش ویکزبورگ جعلی بود

جعلی؟ این همون چیزیه که به میبل گفتن

اگه بهش شک کرده باشن، معنیش اینه که

لعنتی. اون‌ها

نمی‌دونن که ما باخبریم

می‌تونیم از این به نفع خودمون استفاده کنیم

خیلی خطرناکه

من میبل رو از اینجا می‌برم

قرار نیست اونم مثل کیتی بمیره

نه

این یه فرصته

پیتر؟

وای خدای من

اونجا

باید جنازه پیتر رو از اینجا ببریم

باید به گوش ژنرال مید و ارتش اتحادیه برسونی

می‌رسونم

دوشیزه لیزی؟ باید بریم. باید... باید بریم

بگیریدشون بچه‌ها

بهش شلیک کن

می‌خوامشون

اون‌ها رو می‌خوام

همه‌شون رو می‌خوام

هر جا که فرار کنن

نوبت تو هم می‌رسه، پسر جان

استوکلی

خانم ون‌لو

استوکلی

خیلی دیره

دخترتون کجاست؟

تو تختشه. راستش، خیلی هم تب داره

حالش بده؟ داری به قانون دروغ می‌گی؟

مدرک می‌خوای؟

بیا. بیا تا نشونت بدم

خیالت راحت شد؟

عجب... استوکلی، چقدر وقیح

هوم. بقیه‌اش رو بذار برای بعد

می‌دونی که نمی‌تونی زیاد به این کار ادامه بدی، نه؟

شما خانم‌ها اون‌قدری که فکر می‌کنید باهوش نیستید

نه

خودم راه خروج رو بلدم

فعلاً استراحت کنید

هوم

بدون اجازه بیرون بودی؟

خانم لاوینیا

چیزی نگو

می‌دونم کجا بودی

یواشکی جیم می‌زنی که تن‌فروشی کنی

درست مثل یه آشغالِ کثیف و پست و بوگندو که هستی

کاچی

همه بیرون

وقتی بدرفتاری می‌کنید

و برام مشکل درست می‌کنید

عاقبتتون همین می‌شه

مری جین؟

برو بیرون! تنهام بذار

دست از سرم بردار

پیتر بیچاره

همه چی داره از هم می‌پاشه؟

فقط به چشم یه مانع بهش نگاه کن، نه شکست

وگرنه پیتر بیخودی کشته شده

استوکلی تمام حرکاتمون رو زیر نظر داره

فقط یه لغزش دیگه کافیه تا

دارمون بزنه

همه‌مون رو

بله

منابعمون تموم شده، درست مثل ایمان من

خدای من، مادر

تو همیشه می‌گی هیچ‌وقت ایمان تو از دست نده. ما نباید تو این نبرد ببازیم

عزیزم... نه عزیزم

من هیچ‌وقت ایمانم رو به تو از دست نمی‌دم

هیچ‌وقت. هیچ‌وقت. مشکل از منه

انگار دیگه

اون توانِ سابق رو ندارم

هیچ‌کس قوی‌تر از تو نیست

خب

مری جین هست

به خاطر اون هم که شده نباید ناامید بشیم

ببین چی از خانه خاکستری یواشکی آورده بیرون

اینجا رو ببین

آره

مُهرِ دیویس

می‌تونم از روش یه قالب بسازم

کار می‌کنه؟

انگار که خودِ انگشتر رئیس‌جمهور رو داشته باشیم

ممنونم... آیشام

آیشامِ عزیز

امیدوارم بدونی که قدر تمام کارهایی که برامون می‌کنی رو می‌دونیم

حالا دیگه شروع نکن به هندونه زیر بغلم گذاشتن

همه‌اش هم فقط به خاطر شما نیست، می‌دونی که

فعلاً، خانم‌ها

تو باعث شدی "ون‌لو" بودن

یه مسئولیت باشه

هیچ‌وقت نمی‌خواستم برات بارِ اضافی باشم

این یه هدیه بود

تو بهم یاد دادی که مستقل فکر کنم

اما نیاز دارم

که قدرت تو پشتم باشه تا بتونم ادامه بدم

عزیزم، گوش کن. گوش کن

شک ندارم که تا تهش می‌ری

مادر، ما طاقت می‌آریم

من و تو

آره

حالا برو. برو

برو بخواب. منم چند دقیقه دیگه می‌آم

برو دیگه

همون‌طور که همیشه می‌گی، بذار خوابش رو ببینیم

و صبح که بشه ابرها کنار می‌رن

و از نو شروع می‌کنیم

میبل، عجله کن

زود باش. بریم

بپر بالا. خیلی خب

دوشیزه الیزابت

دوشیزه الیزابت! باید همین الان بیاید

همین الان

من به عنوان همسر قانونیِ جان، باید ارثیه‌اش رو بگیرم

حداقل تا وقتی که به خونه برگرده

هر وقت برگشت، اون موقع تصمیم قانونی با خودِ آقای ون‌لوئه

بعد از اون همه تلگرافی که زدیم

اون بزدل حتی برنگشته که مادرش رو دفن کنه

از کجا بدونیم اصلاً هنوز زنده‌ست؟

آقای ون‌لو داره از یه فامیلِ مریض پرستاری می‌کنه

در اولین فرصت به ریچموند برمی‌گرده

تا اون موقع

دخترهام با من، پیشِ عمه‌ام زندگی می‌کنن

اون‌ها پیش من می‌مونن

تو هیچ حقی نداری

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left