Release info

왕은 사랑한다 The King Loves EP 40 (barcode)
A Commentary by Mary_fall

Tags

other
Published on: 2017-09-20
Downloads: 26
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 118 lines.

حالت خوبه؟

خوبم

با اینحال هنوزم دلم یه کم درد میکنه

خیالم راحت شد معده ام درد میکنه

خداروشکر

به اندازه ی بی یون داری گریه میکنی

برای همینه که اومدم

معمولا گریه نمیکنم

برادرم قبلا سرگرمم میکرد

یه سوالی ازت دارم

میتونی ۱۰۰ تا بپرسی

شنیدم دستپختت خوبه

رازت چیه؟

چیز زیادی نیست فقط اینکه از بچگی عاشق آشپزی بودم

پدر رین

رین لعنت به تو بشین

پدر ، اون ایون سانو به این خونه آورده .اون نامزدم بود

بشین

چرا قبل اینکه به من بگه آوردش اینجا؟

باید اینکارو بکنی؟

منو ببخش این دفعه چکار کردی؟

آرزوشه که بیرون انداخته بشه بیرون انداخته بشه؟

از خونواده امون؟

میخواد اسمشو از دفتر خانوادگیمون پاک کنه

چی؟ تو کسیو کشتی؟

یا میخوام ازت یه خواهش بکنم

مسخره ست . نمیتونی منو درگیر قضیه بکنی

میخواستم یه فرصت بهت بدم تا به پادشاه خدمت کنی

خب میتونی ازم درخواست کنی

به هرحال

یه چیزو تو ذهنت نگه دار یه چیز؟

باید بانو سانو ببخشی

چی؟ هیچوقت نشناختیش

اگه اینکارو نکنم چی میشه؟ باید همونکاریو بکنی که من میگم

اگه نمیخوای اشتباهاتت

دوباره فاش بشه

مراقب طمع و همسرانت

باش

بهش بگو اینکارو میکنی و ازش متشکری

اینو به برادرت بگو

تابستان ۱۲۹۷ آغاز شد

میتونین از همه چیز استفاده کنین

از قبل بانو بهمون گفته بود برای همین یه چیزایی آماده کردیم

اما اگه چیزی نیاز دارین بهمون بگین

خیلی منتظر موندین؟ نه

مطمئنی؟ به هرحال

پس تو میدونی مهر طلایی کجاست؟

سونگ این بهم گفت کجاست؟

چرا؟ چون خیلی خوشگل بودم؟

سونگ این لعنتی موافقم باهاش

منم

به هرحال، خودمون باید بریم؟محافظانم چی؟

میای خودت میبینی

همیشه بدون اونا سفر میکردی بیشتر از یه روز طول میکشه

یه روز رفتنمون یه روزم برگشتنمون

و شاید یه کمم بیشتر چطوره با اسب بریم؟

بیا بدون اون بریم نه نه

حداقل بهم بگین کجا داریم میریم

ازین طرف باشه

چرا شما دو تا به خاطر من اذیت میشین؟

وقتی به چشمشون نگاه میکردم میفهمیدم که دروغ میگن

انقدر به هم نزدیک بودیم

میدونستم دارن فریبم میدن

و اونا خبر داشتن که میدونم

مراقب باش

اون تابستون

داشتیم تمرین میکردیم که ازهم خداحافظی کنیم

از دوستی که هرگز ازش جدا نشده بودم

از تو ،کسی که فکر میکردم هیچوقت ازش جدا نمیشم

و از من

فکر کنم خونه خالیه

اوه ، سرده

این صحنه رو یادمه

منم

کوه دوتا کوه دوتا

اون روزم مثل امروز بارون میومد

نمیتونستم باور کنم رفتیم که شراب استادتو بهش بدیم

بعدش باید میشناختمت

یکی مشغول جمع کردن هیزم بود

اما اون یکی انگشتشم تکون نمیداد

اینجوری نبودم

پس حتما میدونی ازش عقب تر بودی

میتونم توضیحش بدم رین الکی خودشو به زحمت میندازه

من عادی ام اون غیر طبیعیه

میرم یه کم هیزم بیارم

یه کم اینجا بشین

ببین

این صحنه تو رو یاد چیزی نمیندازه؟

بارون؟ یه کوه در بارون

یه غار

یه پل شکسته

سولجو

کوه دوتا

بارون بند اومده

رین هیزم میاره منم غذا میپزم

بدش من من انجامش میدم نترس

انجامش میدم . بدش به من میدونی چجوری غذا بپزی؟

میدونم

اگه همه شو اضافه کنی خوب میشه

فقط باید همش بزنم بذار من انجامش بدم

برو استراحت کن

بذار من انجامش بدم

انجامش میدم نه

برین کنار جفتتون

چشمام میسوزه

خیلی شوره شوره؟

همون موقع که همه ی اون نمک گرونو مصرف کردی باید میفهمیدم

واقعا مزه ی نمکو چشیدی؟ خودت بچش

خیلی خوشحالم واقعا برات خوشحالم

چت شده صبر کن

یه راهی پیدا میکنم که درستش کنم

گفتی حس چشایی شو از دست داده

حسش برگشته

بهش افتخار میکنم

ستاره ها بعد بارون میان بیرون

ماهم اومده بیرون ببین

رگبار گذری بود

نامه ت رو خوندم

More Farsi Persian subtitles for The King in Love

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left