The first 200 lines.
... آنچه گذشت
میخوایم جای نوشته ی "گرت" رو
با یه کارت تقلبی که خودمون نوشتیم عوض کنیم
مطمئنی خودشه ؟
هیچ وقت درش نمیاورد
گفتم یه ناشناس برام فرستادتش
به نظر میومد حرفمو باور کردن
... ردی از خون روی
اون خلخال پیدا کردن ...
خون "آلیسون" و یکی دیگه
اگه فقط یادم میومد اون شب چه اتفاقی افتاد همه این قضایا تموم میشد
"فکر نکنم به این سادگیا باشه "ام
دیروز بعدالظهر "جنا" رو اینجا دیدم
میخوام بیشتر بدونم - نه ، فکر نکنم بخوای -
"مامان خوشگل از تانگو خوشش میاد ؟"
خودم "آریا" رو میکشم
میتونم توضیح بدم
"سلام "اشلی - "پاستور" -
کارآگاه "ویلدن" درسته ؟ - بله درسته -
اسم من "تد" ـه - بازم از اونا به دستت میرسه مگه نه ؟ -
پیام ها رو میگم
منظورت کدوم پیام هاست ؟
فقط داره نقش بازی میکنه که نیافته زندان
اون دیگه نمیتونه بهمون صدمه بزنه ، خیلی خوب ؟
دختره دیوونه زنجیری شده
نه ، مامان ، لازم نیست قوانین رو برام تکرار کنی
هیچ کس جز خودم حق نداره بیاد تو اتاقم
نه ، "کیلب" قرار نیست بیاد اینجا شماره ام رو گم کرده
میشه موضوع رو عوض کنیم ؟
بله ، مامان
بیدار بیدارم ، لباس پوشیدم ، صبحونه هم خوردم
خیلی خوب ، کنفرانس خوش بگذره ، دوستت دارم
سلام "هانا" ، مامانت خونه ـست ؟ - چرا ؟ -
چون نباید بدون حضور یه نفر دیگه با تو حرف بزنم
نه خیلی قبلا این حکم رو رعایت میکردی
یه لطفی بهم بکن .. به مامانت بگو ازت میخوایم
تا بیای و یه نمونه خون بهمون بدی
خون منو میخواین چیکار ؟
یه مدرک جدید توی پرونده "دیلارنتیس" پیدا کردیم
و خانواده اش جواب میخوان
و از اونایی که خون روی مدرک ... با اون کسی که تو زندانه مطابقت نداره
یعنی ، فکر میکنی خون منه ؟
خون اُ منفی ، مثل خون تو
آره ، و حدودا یک میلیارد نفر دیگه ام خونشون همینه
اون یه میلیارد آدم دیگه کاغذ
نوشته نمیزارن زیر دستبند یه مریض
نمیتونی ثابت کنی من اون کارو کردم
چند تا شاهد دیدن که تو "از اون اتاق اومدی بیرون "هانا
خب ، اشتباه میکنن
خون من روی مدرک شما نیست
پس چرا اینقدر ترسیدی ؟
ای" هم همینو میخواد" که "گرت" از زندان بیاد بیرون
تا من بتونم به جاش برم تو زندان
خیلی خوب ، اینقدر نفوس بد نزن
"این اتفاق داره میافته "امیلی
قضیه اون نوشته رو میدونه مچم رو توی کلیسا گرفت
و نوع خون روی خلخال مطابق با خون من ـه
خب که چی ؟ تو که کسی رو نکشتی
ویلدن" گفت خانواده "آلی" دارن بهش فشار میارن"
با "جیسون" حرف زدی ؟
نه ، حتی نمیتونم تو چشماش نگاه کنم
اما امروز میخوام باهاش حرف بزنم
هان" ، نگران نباش"
تا فردا که مامانت برنگشته
هیچکاری نمیتونن بکنن
خب یعنی چی ؟ یعنی 48 ساعت از آزادیم باقی مونده ؟
شاید مامان "اسپنسر" بتونه جلوی حکم دادگاه رو بگیره
بچه ها ، نکنه واقعا خون من باشه ؟
یعنی چطوری ؟
جدی میگم ، چجور یه نفر میتونه خون تو رو گیر بیاره ؟
بدون اینکه خودت بفهمی ؟
امیلی" یه شب کامل رو یادش نمیاد"
... هان" ، صبر کن ، باید"
دیگه نمیتونم راجع بهش صحبت کنم
باید برم مدرسه
شاید یکیمون باید به مامانش زنگ بزنه
فکر نکنم مامانش بتونه بیشتر از این به "ویلدن" فشار بیاره
قتله ، دزدی از مغازه که نیست
اینو جدی میگم
همیشه وقتی یه خرید خوب میکنم احساس خیلی خوبی بهم دست میده
فقط من اینجور فکر کردم
... یا به نظر شما هم این صدا خیلی شبیه
... آلیسون" بود"
چیزی شده ؟
اوه ، نه . شرمنده
واو ، حرفت و صدات خیلی شبیه یکی از دوستامون بود
امیدوارم دختر باهوش و با استعدادی باشه
اسمش چیه ؟
"آلیسون دلارنتیس"
شما دوستای "آلی" هستین
منم دوستش بودم ، اسمم "سیسی" ـه - منم "اسپنسر" ـم -
"خواهر کوچیک "ملیسا هیستینگز
آلی" راجع بهت برام گفته بود"
راجع به همتون برام گفته بود
خیلی چیزا گفته بود
شما چجور "آلی" رو میشناسین ؟
قبل از اینکه اسباب کشی کنم برم لس آنجلس
خانواده های جفتمون برای تابستون توی "کمپ می" خونه اجاره کردن
دو هفته اونجا رابطه خیلی نزدیکی با هم داشتیم
با برادرش "جیسون" قرار میذاشتم
در مورد من هیچی بهتون نگفته بود ؟
نه
خب ، از نظر من که رابطه نزدیکی با هم داشتیم
اون روزها خیلی افسرده و ناراحت بود
مثل یه عروسک خراب
خب چی شد برگشتین "رزوود" ؟
ببینین ، خیلی بدم میاد حرفمو نیمه تموم ول کنم اما همین الانشم دیرم شده
و رئیسم خیلی سخت گیره و مثل سگ پاچه میگیره
توی "بوتیک" جدید اونطرف خیابون کار میکنم
هر از گاهی یه سری بهم بزنین
اوه ، و اگه یه موقع بازم دلتون خواست
مجانی خرید کنین
خوشحال میشم روم رو برگردونم سمت دیگه که نبینم
فکر کنم منظورت "هانا" ـست
هانا" الان باهامون نیست"
اوه
خیلی خوب ، فقط من نیستم که حس کردم ، مگه نه ؟
اون دختر به شدت شبیه "آلی" ـه
یا نکنه "آلی" به شدت شبیه اون بوده ؟
منظورم اینه که ، یه سوتی جلوش بدی دودمانتو به باد میده
نگاهش جوری تو وجود آدم نفوذ میکنه
انگاری که تمام رازهات رو میدونه
آریا" ، سلام" اون ... چیه ؟
قبض
...یادت رفته به "وریتی فیر" بگی
که از خونه ی ما رفتی
مهمتر از همه ، اون دیگه چیه ؟
آه ... هیچی ، خرید هول هولکی
امشب ... یه جورایی با یه نفر قرار دارم
جانم ؟
شنیدی که چی گفتم ، با یه نفر آشنا شدم
توی همون سایتی که مجبورم کردی عضوش بشم
اوه ، عالیه
خب ، چرا بهم نگفتی ؟
چون اگه قبلا بهش اشاره میکردم
ممکن بود از این بیشتر استرس بگیرم
لازم نیست استرس داشته باشی
گفتنش واسه تو راحته
این منم که چند قرنه با کسی قرار نذاشتم
خب ، مرده کیه ؟ کجا زندگی میکنه ؟
و اوضاع موهاش چطوره ؟
یه عالمه مو داره ، همه اش هم روی سرشه
عالیه ، چشماش خوشگله ؟
آره ، یه جورایی چشماش همیشه شاده
فکر کنم ، نمیدونم ، رنگ خاکستری تیره باشه
اوه ، ایول
اون .. اون چیزیه که میخوای بپوشی ؟
خب ، تا قبل از این حرفت فکر میکردم که همینو میخوام بپوشم
برای رفتن به کافی شاپ زیادی تجملاتیه ؟
صبر کن ببینم ، چرا دارم از تو میپرسم اصلا ؟
تو که میری جای گوشواره چنگال میکنی توی گوشت
نه ، نه ، نه ، قشنگه
جدی میگم ، و خیلی بهت میاد
و لطفا ، باهاش شال نپوش
چرا فکر کردی باهاش شال میپوشم ؟
چون از توی قنداق تو رو میشناسم
خدافظ
"توبی"
اینجا چیکار میکنی ؟
نمیخواستم یه پیام بی جواب دیگه برات بذارم
چرا داری ازم فرار میکنی ؟
فرار نمیکنم که
میدونم کسی توی رقص کلیسا نبوده که "هانا" ازش بترسه
چرا دروغ گفتی ؟
من با "جیسون" بودم
خب ، چرا اینو ازم مخفی نگه داشتی ؟
خیلی خوب ، شنیدی که جیسون یه خلخال داده به پلیس ؟
خب ، جیسون خودش تنهایی اون خلخال رو پیدا نکرده
خب ، یعنی چی ؟ میخواستی یه نفر اون شب منو مشغول نگه داره؟
ببین ، یه مدرک پیدا کرده
و "جیسون" میخواد ثابت کنه "گرت" گناهکاره
آره ، اما آخرش نتیجه اش برعکس دراومد
خب ، من تسلیم نمیشم
به نظر من اون خلخال هیچی رو اثبات نمیکنه و "گرت" گناهکاره
مطمئنی ؟
چرا داری منو سوال پیچ میکنی ؟
چون یه زمانی بود که مطمئن بودی من "آلیسون" رو کشتم
یادته ؟
مدارک ممکنه تحریف بشن
و برای محکومیت بی گناه استفاده بشن
برای من خیلی بیشتر از اینا طول کشید که تبرئه بشم
بهتره بری سر کلاس
سلام
گارسون مورد علاقه ام چطوره ؟
سرش شلوغه ، اما مسئولیت کاپوچینوها ... رو از روی دوشم برداشتن ، برای همین
مگه هر کس مسئولیت نوشیدی خاصی رو داره ؟ - اینجا اینجوریه ، چه خبر ؟ -
نظرت چیه ؟
برای "جنا" گرفتمش
میدونستم ، اصلا بلد نیستم هدیه بخرم
همشون بوی اسپری مو میدادن
برای همین اونی رو گرفتم که اسمش قشنگتر از همه بود
اصلا چرا داری براش کادو میخری ؟
توی تولدش براش کادو نبردم
و قراره با هم قرار بزاریم
منظورم از اون قرارهاست
و ازت میخوام کمکم کنی خرید کنم
همین شمع که خریدی عالیه ، "جنا" عاشقش میشه
حس بویاییش هم به شدت قویه
اذیت نکن دیگه "امیلی" ، به کمکت احتیاج دارم
شما دوستای خوبی هستین - واقعا ؟ کی اینو بهت گفته ؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.