The first 200 lines.
پلیس اومد دمِ خونهم
جانین گفت پیش اون بودم
تو به تینا خیانت کردی
من یه سوارکار کارآموزم
تو وجودم میبینم که بهترین باشم
تو کال رو میشناختی. چه اتفاقی براش افتاد؟
برگرد
کیفت رو جا گذاشتی
سعی میکنم تصمیمهای درستی بگیرم
داری آمار کل اداره پلیس رو درمیاری؟
یه نفر رو اون تو دارم
در موردم اشتباه میکنی، روث
آآه
ایست! پلیس
هی دام، دهنم سرویس شد از بس راه رفتم پسر
صبح بخیر
ردیفی؟ ردیفی؟
ورزش اصلاً با من سازگار نیست
اینقدر سوسولبازی درنیار
باید نگران سیاتیکم باشم
تو سیاتیک نداری. من ممکنه سیاتیک داشته باشم
تو حتی نمیدونی سیاتیک یعنی چی
شاید بدونم سیاتیک یعنی چی
فقط چکش کن
آره، همهش همینجاست
وقتی نزدیک شدیم بیدارم کن
یا خدا
این چه کوفتیه؟
لعنتی. تکون نخور
آروم باش! عقبه
دام، چه خبره آخه؟
جانینه
دیشب جانین رایلی
معروف به الیزابت مارشال، مورد حمله قرار گرفت
ضارب با اورژانس تماس گرفته
که نشون میده از قبل برنامهریزی نشده بوده
ماشینی که کارآگاه روزن در حال ترک صحنه شناسایی کرد
یه سیتروئن ساکسوی زرد مثل همین بود
میخوام این ماشین پیدا بشه
یه گردنبند هم نزدیک صحنه جرم پیدا شده
که برای آزمایش دیانای فرستاده شده
همه چشمشون به ماست
پس نباید هیچ چیزی رو از قلم بندازیم
خیلی خب، بریم
روث، لازمه بری خونه؟
چون بعضی وقتا پیدا کردن این چیزا
دیدن این صحنهها آدم رو به هم میریزه
فقط باعث شد بخوام کارم رو بهتر انجام بدم
میخوام حواست به دومینیک ریچاردز باشه
برای این یکی دیگه به مدرک بیگناهی نیاز داره
راستی، امروز صبح یه چیزی خوندم
درباره اینکه مریضهای توی کما چطوری با مغزشون حرف میزنن
بهشون حسگر وصل میکنن
من... من واقعاً سر در نمیارم
ولی واکنش مغز به "نه" با "آره" فرق داره
من که زیاد سر در نمیارم
داری چیکار میکنی؟
دوباره دارم به راب زنگ میزنم
جواب نمیده
خب، خودش دلش میخواد اینجا باشه
لابد هنوز پیام رو نگرفته
شاید آمادگی دیدن این وضعیت رو نداره
یعنی چی؟
هیچی
یه چیز دیگه هم شنیدم
درباره اینکه اگه واقعاً میخوای یه مریض توی کما صدات رو بشنوه
باید براش آواز بخونی
واقعاً باید گوگل کردن درباره "مریضهای کما" رو تموم کنی
ما حتی اسم واقعیش رو نمیدونستیم
و فکر میکردیم کار اون بوده، پس
دیروز ازش متنفر بودم
واقعاً حالم ازش به هم میخورد
و حالا امروز اون اینجاست
داشتم سعی میکردم بفهمم
هنوز درد میکشه یا نه
فکر نکنم درد بکشه، آنی
همهچیز خیلی بزرگ و وحشتناک به نظر میاد
چرا این اتفاقها برای ما میافته؟
دنیا همینه دیگه آنی
حالش چطور بود؟
فعلاً وضعیتش ثابته
و، اه، خودت چطوری؟
جیمز
میترسم
دوتا از دوستهات
آره، میدونم مامان
میخواستم بعداً بهت بگم
ولی با واسطه تماس گرفتم
امروز روز مسابقه بزرگه. میذاریم "بلکاوت" کارش رو بکنه
و بعدش فکر کنم وقتشه بفروشیمش
داری بلکاوت رو میفروشی؟
از نگرانی برای فردا خسته شدم
فکر کنم باید بفروشیمش
و سر و سامونی به اوضاع بدیم
اونا چه خری بودن دام؟
فکر میکنی کی آمار رو بهشون داده؟
از تامینکنندهها چه خبر؟
چیزی ازشون شنیدی؟
آره
خب؟
چقدر؟
پنجاه هزار تا
پوند؟
نه راب، شکلات مریخ
ولی تقصیر ما نبود. ما کاری نکردیم
ما یه کامیون بار رو پروندیم
مسئولیتش با ماست
اونا خسارتش رو میخوان
دام، این
بلایی سر کال نیاوردن؟
اگه میکشتنش، هیچکس جنازهش رو پیدا نمیکرد
چیکار کنیم؟
تینا چیزی که لازم داریم رو جور میکنه
و تو باید راضیش کنی که بهمون کمک کنه
او رفیق، تینا نه. نمیتونم این کار رو باهاش بکنم
یه راهی پیدا میشه
من ردیفش میکنم
لعنتی
فکر کردم بیمارستان باشی
بیرونم کردن
گفتم بیام پایین، تو آمادهسازی مسابقه کمک کنم
دیشب منتظرت بودم
میبینم که سوارکار جدیدت اومده
اومد و مستقر شد
لیوان چاییش رو هم درآورد. انگار خونه خودشه
جوونه. ۱۹ سالشه
همسن خودته
باباش عشق اسبه
با یه مربی توافق کرده
پول چندتا مسابقه اولش رو دادن
چی، یعنی کارش افتضاحه؟
نه، پولداره. ولی کارش درسته
دام تو مسیره
تینا
نوبت توئه
با تونی هماهنگ کردم
ساعت ۳:۵۰ تو نیوبری. مسابقات کلاسیک دورو
فکر میکنی از پسش برمیای؟
منظورت با "بلک"ـه؟ فکر کردم قرار بود اون پسره
فکر کنم آمادهای. تو چی فکر میکنی؟
جدی میگی؟
آره. آره
ردیفه؟
اونجا میبینمت
اوه
ها
اوه
این یه بازجویی رسمیه؟
نه، فقط باید چندتا سوال ازت بپرسیم
فقط برای اینکه معلوم بشه کجا بودی
۴ بین ساعت ۱۰ تا
فکر میکنید من به جانین حمله کردم؟
کردی؟
فعلاً هیچ فرضیهای نداریم
فقط باید بدونیم کجا بودی
پیش بابام بودم. داشتیم ورقبازی میکردیم
کریبیج
و پدرت...؟
دنی ریچاردز
تو اصطبلهای کارور کار میکنه. اونجا سرپرسته
و اون میتونه حرفت رو تایید کنه؟
لابد آره. چون حقیقته
میتونی بهم اعتماد کنی
اینو باید بدونی
ممنون بابت وقتی که گذاشتید آقای ریچاردز
روث
"میتونی بهم اعتماد کنی." واقعاً؟
"اینو باید بدونی."
اصلاً لازم نیست زیاد تلاش کنه
تا شبیه یه روانی به نظر بیاد
سلام. سلام
عجب مدرکی برای بیگناهیت رو کردی
برای قضیه الیزابت مارشال
حیف که خیلی دیر به دستمون رسید
مگه اینا محرمانه نیست؟
اگه هنوز تینا رو دوست داری
شاید بهتر باشه باهاش صادق باشی
تو نمیفهمی
باشه
مامان؟ وقت زیادی ندارم
باید آماده شم، باید لباسم رو عوض کنم
ولی باورت نمیشه واقعاً چه اتفاقی افتاده
پس زود رفتی سراغ جشن گرفتن
پس فقط تو بودی و دام؟
فقط ما دوتا
یه کم ویسکی خوردیم و ورقبازی کردیم
کریبیج. اون منو برد
ممنون بابت وقتتون آقای ریچاردز
اگه سوال دیگهای داشتیم
و اون تمام مدت پیش شما بود، درسته؟
اصلاً جایی نرفت؟
کجا میخواست بره؟
قربان
خوب داری پیش میری
بله؟
داری نقش یه دوستدختر خوب رو بازی میکنی
ازش محافظت میکنی و این بازی رو ادامه میدی
چی؟ میدونم که پیش تو بوده
کی؟
روث، سریع بهمون احتیاج دارن
No comments yet. Be the first to leave one.