The first 200 lines.
این مرغِ تخمطلاست پسر
این آدما دارو رو یهجا، به پنجاه داروخونه میفروشن
نمیتونیم اونو توی کار سهیم نکنیم
کار مالِ اونه - این احمق میخواد -
با یه هفتتیر یه کامیون ضدگلوله رو از جاده خارج کنه؟
توی آخرین بارگیری میتونیم بزنیمش؟
نه، باید همینجا انجامش بدیم
شنیدم بعدازظهر سختی رو گذروندی
تو هم سلولیم رو عوض کردی، مگه نه؟
تو جاش رو با آلوارِز عوض کردی
اینو میبینی؟
...اسمورف، تنها دلیلی که هر روز
یه بادمجون زیر چشمت نمیکارن، منم
...اگه من دیگه نیام
تو همینجا میمیری
تو که خوب میپری، درسته؟
آره - یه کامیون گیر بیار -
و یه ماشین چهار چرخ برای امشب لازممون میشه
چیزی که زیاد جلبتوجه نکنه
هالهی جالبی داری
میگه تو به جای رهبری، پیروی میکنی
به جز سکس اون قدرتِ ویژهاته
تو وانت جات راحته؟
مشکلی نیست
فقط دهنت رو بسته نگه دار سوار شو و بزن به چاک
وقتی کارت تموم شد به بیل پیام بده، حله؟
بیاین انجامش بدیم
به نظرم این قضیهی شهادت یه مشت مزخرفاته
فردا تو دادگاه میبینمت
جنین کُدی؟
تبریک میگم. داری میری خونه
چیزایی که بهم گفتی رو به اینا هم بگو
قبل از اینکه دستگیر بشم
مردم دربارهی زنی حرف میزدن که
به یکی پول داده که به پسرش حمله کنه
تو خیابون بهش شلیک کرده
نگفت زنه واسه چی میخواسته پسرش رو بکشه؟
شنیدم ازش دزدی کرده
.:: ارائه شده توسط وب سایت رسانهی کوچک و تیم اوپوسساب ::.
کانال تلگرام تیم ترجمه رسانهی کوچک
:کانال تلگرام سریال
«قلمروی حیوانات»
اوضاع چطوره؟ - سلام -
اشکالی نداره عقب رو ببینم؟
حتماً
لعنتی، خدای من، چطوری کُل روز رو با اینا سَر میکنی؟
از نظر من بوی دستمزد میدن
«لطفاً با احتیاط حمل کنید»
همه چی ردیفه
میبندمش
ممنون
:مـتـرجـمـیـن
،داری حسابی خدماترسانی میکنی
مگه نه، کارآگاه؟
نه، فقط تو ویژهای
"همونی که قسر در رفت"
میتونستی جلو بشینی
نزدیکِ تو؟
نه، دستت دردنکنه
الکساندر روی باند مُستقره
نوامبر 1-0-0 آلفا براوو .در انبار بستهبندی
.درخواست حرکت
براوو 1-0-0، میتونید حرکت کنید
و هواپیما بلند شد
پوپ، روبراهی؟
هی! پوپ
پوپ، بزن بریم
توی آسمونن
هی، یه آهنگی چیزی بذار، مَرد
نه - بیخیال -
!نه - چرا؟ -
...چون که
چون که من گفتم
...یالا رفیق، مسخرهست، یه چیزی
دوباره اینکارو بکن تا دست لعنتیت رو بشکنم
میشنوی چی میگم؟ - هی مرد! دردم گرفت -
دوباره اینکارو بکن !تا دست لعنتیت رو بشکنم
پنج کیلومتر طی کردیم وقت حرکته
جِی
اوه، گندش بزنن
یه مشکلی داریم
چی؟
دید ندارم
تورو بالای من گذاشتن
لعنتی، اینجوری از محل پرتاب رَد میشیم
جی، تا محل پرتاب 16 دقیقه فاصلهست
همهچی امنه، بزن بریم
!دستات رو بگیر بالا
اسلحهات
کمربندت رو ببند، یالا، کمربندت
دستات رو بگیر بالا دستات رو بگیر بالا
خلبان - باشه -
هی، آروم باش مَرد
فاصلهمون تا پایین زیاده
خیلیخُب، حالا قراره به حرفای من گوش کنی، باشه؟
شیرجهی احمقانه نمیزنی و سعیام نکن هواپیما رو دور بدی، متوجهی؟
دنبال دردسر نیستم - آهان خوبه، منم همینطور -
خیلی خُب، حالا گوشیات رو بده بهم
یالا، مَرد
حالا... حالا کیفپولت
یالا، بده بیاد
عالیه
خیلی خُب
از آشناییت خوشبختم، نلسون
تو که دلت نمیخواد هیچ اتفاقی برای خانوادهی خوشگلت
پلاکِ 2345 «سایپرس کورت»، «واکو» توی تگزاس بیوفته، نه؟
خیلی خُب، گوش کن ببین چی میگم اینکارو باید انجام بدی
هواپیما رو تا فاصلهی ده هزار پایی پایین میاری، گرفتی چی گفتم؟
بعدشم به سمت مقصد اصلیات میری، باشه؟
مشکلی باهاش نداری؟
فهمیدم - خیلی خب، خوبه -
خُب، قراره چیکار کنی؟
با خانوادهام وقت بگذرونم
پس بازنشست میشی دیگه؟
از چی؟
من یه مادرم
مادرها تا وقتی نمُردن بازنشست نمیشن
فکرمیکنی پسرا از دیدنت خوشحال میشن؟
لیست ملاقاتیهات رو یه نگاهی انداختم
...و افراد زیادی رو ندیدم
منظورم بقیه بجز جی
و اونم بخاطر دلتنگیاش نمیومد
پسرات از املاکت برای
پولشویی استفاده میکنن
ازینکه مامانجونشون برمیگرده خونه و طلب سهم میکنه
زیاد خوشحال نمیشن
...تو تبدیل به یه ماموریتِ آسون شدی جنین
اونقدر آسون که پسرات بدون تو هم از پسش برمیان
اونا بزرگ شدن، رشد کردن
بهت نیازی ندارن
فکرنمیکنم حتی بخوانت
ممنون که رسوندیم، کارآگاه
مردم اینجا چه غلطی میکنن؟
خدای من
واقعاً؟
ازین گندکاریا میکنی، مَرد
تو الان اونو همونجا ولش کردی؟
!خاموشش کن
تو مگه «اسموکیبِر» هستی؟
میخوای آتیش راه بندازی؟
چه تحسینبرانگیز
خوشحال شدی؟
آره
مَرد خیلی بامزهست، نگرانی جایی آتیش نگیره
یادته یدونه توی کاروان روشن کردی؟
...اوه، خیلی چیزارو یادمه
خیلی چیزا رو
اوه، خدایا، مثلاً چی؟
مثل اون دفعه که منو انداختی توی کُمد
و رفتی دنبال کُصبازی و منم سه روز اون تو موندم
چرا اونکارو با یه بچه کردی؟
باشه، اول از همه بگم که همچین چیزی اصلاً اتفاق نیوفتاده
...یک روز و نیم بود
من بچه بودم، میخواستی چیکار کنم؟
من بچه بودم
تو... بزرگسال بودی تو... بیستوپنج سالت بود
آره، خُب از لحاظ فنی مغز مردها تا
سن 26 سالگی به سن بلوغ نمیرسه، باشه؟
پس ما جفتمون بچه بودیم
باشه
وای خدایا، تو مثل... تو مثلِ یه فیل میمونی
نمیتونی چیزی رو فراموش کنی
سعی داشتم سرصحبت رو باز کنم، رفیق
...سعی داشتم، میدونی رودربایستیهارو از بین ببرم
همین که دهنمو صاف کردین کافیتون نبود
انگار شماها توی کاری که براتون ردیف کردم، همهکارهاین؟
حالام میخوای تکتک خاطراتِ مزخرفِ گذشتهمون
رو بکشی وسط؟
باید میذاشتم سه هفته توی اون کُمد میموندی
هنوزم یه عوضی هستی
خیلی آدمِ رو مخی ـه
ردیفی مَرد؟
چیزی داری؟ اکسیای چیزی داری بدی؟
نه، شرمنده
چقدر باید اینجا بشینیم؟
حدود پنج دقیقه
از محل پرتاب رد شدیم
پس باید یه مسافتی رو طی کنیم
به سمت غرب برو و تا وقتی که من چترم رو ول نکردم، توام نکن
اوه، لعنتی
تو خوبی؟ - گندش بزنن -
تو خوبی؟ - آره، آره -
کمکم کن بلند بشم
اوه، لعنتی
نزدیک بود بخورم به سنگها، مَرد
کدوم گوری هستیم؟
این خوب نیست، مَرد این خوب نیست
پرش خیلی زمان بُرد
هفتادوهفت کیلومتر از محل پرتاب فاصله داریم
گندش بزنن از اون سمتِ کوه کوفتی سر درآوردیم
ببین مرد، فکر کردم گفتی حواست هست
به پوپ زنگ بزن
آنتن نداره - گندش بزنن -
میتونه با جی.پی.اس ردمون رو بگیره، مرد - همه چی رو به راهه هیچم رو به راه نیست -
خلبانها که به محل فرود بعدی برسن
به پلیس خبر میدن
و بهشون میگن کجا پریدیم
باید همین حالا خاکش کنیم
اگه کسی با این وضع ببینمون !کارمون تمومه
بیخیال، تا حالا باید میرسیدن
No comments yet. Be the first to leave one.