The first 193 lines.
ژنرال و بانو خوابیدن؟
چرا هیچ خبری نیست؟
! امکان نداره
پس، به نظرت دارن چیکار میکنن؟
...اونها
شما بچه ها چی میفهمین؟
یعنی همون کارهای تو کتاب ها رو میکنن؟
چه کتابی؟
. ازدواج که کردی میفهمی
خاله چینگ چیو، بهم بگو! چه جور کتابی؟
! بهمون بگو
...این...این
. دو قلب یکی میشن . عشق از طلا محکمتره
میفهمین؟
ژنرال؟
بانو
نباید تو اتاقتون باشین؟
نکنه ژنرال ردتون کرد؟
! از اون عوضی حرف نزن! برو کنار
! چو شیو مینگ! همونجا وایسا
منظورت از این چیه؟
. تو تک تک جملاتش مشخصه
چو شیو مینگ، معلومه که دوستم داری ! اما نمیخوای قبول کنی
تا کی میخوای مخفیش کنی؟
! نگاهم کن
! گفتم نگاهم کن! نگاهم کن
این رو بدون
! کل صورتت داد میزنه که دوستم داری
. همسرم، اشتباه میکنی_ در مورد چی اشتباه میکنم؟_
جدی داری طلاقم میدی؟
درسته
. حرفم هیچوقت دو تا نمیشه
! خیلی خب! یک دلیل بهم بده
. انسان های بزرگ، آرزوهای والا دارن
در ضمن همونطور که خودت گفتی ...مسئولیت بزرگی روی شونه های منه
پس واسه عشق و عاشقی وقت نداری، آره؟
پس دیشب تو اتاق مطالعه جزو احساسات شخصیت حساب نمیشه، آره؟
. دیشب، خودت پیش قدم شدی
. تو جلوم رو نگرفتی
یعنی من تنهایی خواستم؟
. از امروز، همیشه تو اردوگاه میمونم
. چنین اتفاقاتی دیگه نمیافتن
کدوم انتخاب بین وظیفه و ! عشق؟بهونه ی مسخره نیار
من، شن جین، طبق خواسته ی ! جنابعالی طلاق نمیگیرم
. حالا که طلاق گرفتیم، زود برو
! برگرد به اردوگاهی که عاشقشی
! کجا موندنم به تو ربطی نداره
! همه ی اینها رو ببر
! همشون رو بریز دور
بانو، ژنرال به اردوگاه برگشت. خبر داشتین؟
! اسم اردوگاه و ژنرال رو نیار
. دیروز ، همه چیز خوب بود
، چطور بعد از یک شب خوابیدن اینطوری دشمن شدین؟
. از دشمنی بدتره
! اون ژنرال میخواد بانوت رو طلاق بده
بانو، اونوقت یک زن رونده شده میشین؟
. من به خاطر یک کلام حرف اون طلاق نمیگیرم
. امپراطور من رو به ازدواجش درآورده
، فکر کرده بره تو اردوگاه قایم بشه ! من بیخیال قضیه میشم
. تو عمارت ژنرال منتظر میمونم ! بالاخره که برمیگرده
اگه برنگرده چی؟
. اونوقت من به اردوگاه میرم
! باید بفهمم چرا میخواد ازم طلاق بگیره
اگه به اردوگاه راهتون نده چی؟
. به نکته ی خوبی اشاره کردی، رو رو
. باید راه دیگه ای واسه ورود پیدا کنم
. ژنرال، سربازان جدید رسیدن
! تو در صف سوم
...دارم صدات میکنم. حالیت نمیشه
! تو
تو چرا اینجایی؟
در جواب ژنرال باید بگم . که من، سرباز جدیدتونم
! مزخرف نگو
من طبق اعلامیه ی نیروگیری ارتش . ژنرال ، نام نویسی کردم و سرباز شدم
نیرویی که من میخوام مردانین ! که از خونه ها و کشورمون حفاظت کنن
! درسته
من هم میخوام از ژنرال آموزش ببینم تا بفهمم داشتن !آرزوهای والا و مسئولیت سنگین یعنی چی
. انسان های بزرگ، آرزوهای والا دارن
در ضمن همونطور که خودت گفتی ...مسئولیت بزرگی روی شونه های منه
در ضمن، در اعلامیه تعیین نشده بود ! که سربازان جدید باید مرد باشن
زن و مردش چه فرقی داره؟
. حرف شما هیچوقت دو تا نمیشه
جدی داری طلاقم میدی؟
. حرفم هیچوقت دو تا نمیشه
. بنده با معیارهای اعلام شده همخونی دارم
ژنرال، نکنه میخواین زیر حرفتون بزنین؟
باشه
. بحث کافیه
باید بدونی که باید آزمون بدی ! تا بتونی سرباز من بشی
! اطاعت میشه
میخواد کوهی از خنجر یا دریایی آتشین، دریاچه ی اژدها یا غار ببر باشه! هر چی هست بگین
! تو! بیا اینجا
! خودت رو میگم
! شروع کن
! بردی
! تو! بیا جلو
! تابلو الکی بود
کدوم رو میفرمایین، بانو؟_ ! همشون_
، اون کیسه شن به نظر خیلی سنگین میومد ! اما در واقع با پنبه پر شده بود
به نظرت همه احمقن؟
! تازه اون بالا
! هنوز حرکت نکرده بودم که افتادی
نمیشه لااقل بذاری دو تا حمله بکنم؟
بانو، من جلوی یک و نیم حرکتتون رو ! هم نمیتونم بگیرم ، چه برسه دو تا
اگه بهتون آسیبی بزنم، می تونم سرمو رو گردنم نگه دارم؟
. لطفا ازم بگذرین
درسته! چو شیو مینگ کجاست؟
! ژنرال
! چرت نگو! بگو ببینم
. تکرار نشه
! همه فهمیدین؟ تمرین کنین
!چشم_ !چشم_
خوبی؟
خوبی؟
! تو
! بله، تو! بیا اینجا
آروم
داشتم قشنگ تمرین میکردم. چیکار داری؟
. این شیء خیلی خطرناکه . میترسم به کسی صدمه بزنی
! همه دارن با همین تمرین میکنن چی میگی؟
...تو دختری! تو ز
چی؟
. تو سربازمی
. سرباز من باید به دستور من گوش بده
. باشه، باشه. مراقبم
. حرفت تموم شد؟ من میرم سر تمرینم
! وایسا
. همراهت تمرین میکنم
! باشه
. جالبه، ژنرال! همش ازش در میرین
! اینجوری کسی برنده نمیشه
! اگه ادامه بدی، دیگه کوتاه نمیام
! زودتر تمومش کن! به خودت آسیب میزنی
! مزخرف نگو! این رو داشته باش
. ژنرال، من بردم. ممنونم
! اوم.. مراقب باش ژنرال
! سرما نخوری
! چه باحال! ژنرال رو زد
. استعداد خوبیه
. جدی شگفت انگیزه
! چقدر جالب
. بیا ادامه بدیم. یالا
. انگار این ازدواج قراردادی خوب پیش رفته
امیدوارم که ژنرال بتونه . خوب از مرزها مراقبت کنه
اعلی حضرت، در این سفر . من یک سری...شایعه شنیدم
اوه؟
. بگو بشنویم
. انگار که ژنرال، در دربار جاسوسی داره
منبع این خبر کجاست؟
. من درباره ی جزئیات مطمئن نیستم
. در هر حال، ژنرال چو منبع اخبار خوبی داره . اون از تمام حرکاتتون آگاهه
. نذارین نامه ها به عمارت ژنرال برسن
. خوب دربارش تحقیق کنین
شیائو سو در شهره؟
هست. میخواین احضارش کنین؟
. بگو منتظر دستورم بمونه
اطاعت
. من از حضورتون مرخص میشم
. این از طرف ارباب لیوئه
. کارت خوب بود
! بادبادک دارم
! میوه قندی
! زالزالک قندی
..آرزو..آرزو
،اگر سوال داری که کی این اشتیاق تموم میشه
جواب اینه که کی همدیگه رو میبینیم؟
برادر، یک سوالی دارم. ارباب جین رو میشناسین؟
نمیشناسم
. خانم، یک سوالی دارم
ارباب جین رو میشناسین؟
. متاسفانه نمیشناسم
! اشکال نداره
! بیا اینور بازار! نگاه کن
! ارباب جوان، نگاه کنین
! چینی درجه یکه! یکی بخرین_ . یک سوالی دارم_
. لطفا بهم پول بدین
! ممنونم
! ارباب! ارباب! لطفا بهمون پول بدین
! بهمون پول بدین ، ارباب
! ارباب
! ممنون! ممنونم ارباب
همتون میخواین؟_ ! بله_
. خیلی خب، پس درباره ی کسی سوال دارم
ارباب، دنبال کی میگردین؟_ دنبال کی هستین؟_
قبلا، یکی تو این خیابون بود . که ارباب جین صداش میکردن
! اوه! ارباب جین! من میشناسم! میشناسم_ ! من میشناسم_
! زدن ژنرال حسابی تشنه ام کرده بود! ممنون
. بانو، ما هر روز با خطر حمله رو به روییم
. ممکنه که اینجا بمیریم
. سر ژنرال با امور نظامی شلوغه
مجبوره که ارتش رو مدیریت کنه . و مقابل قبیله ی شاهین بایسته
. اخیرا ذهنش بهم ریخته
. نگران امنیت شماست
No comments yet. Be the first to leave one.