Season 1

Release info

Ganbare! Nakamura-kun!! S01E05 WEB-DL DUAL 1080p x264
A Commentary by Ehsan_Cn
°°مترجم : احسان°° ○○@Ehsan_Cn○○

Tags

webdl
Published on: 2026-04-28
Downloads: 32
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 180 lines.

‫صبح بخیر.

‫گرمکنم رو جا گذاشتم.

‫بالاخره موفق شدم.

‫بعد از مدرسه با هیروسه تا خونه پیاده رفتم!

‫این چیزی کم از معجزه نداره!

‫حالا میمونه ناهار خوردن با هم...

‫گوش دادن به آهنگ‌ های مورد علاقه‌مون با هم...

‫اونا دور از دسترس به نظر میرسن.

‫ولی وایسا.

‫هیروسه واقعاً گفت که من معرکه‌م.

‫شاید الان دیگه خیلی ‫به دوست شدن نزدیک شده باشیم؟

‫دیگه همه‌ چی ردیفه!

‫صبح بخیر، آقایون.

‫- سلام. ‫- صبح بخیر.

‫- همگی چطورید؟ ‫- صبح بخیر.

‫خب، تا کجا پیش رفتی؟

‫این رو ببین.

‫چی؟ از کی تا حالا انقدر صمیمی شدن؟ ‫این دیگه از کجا اومد؟

‫صبحونه چی خوردی؟

‫ها؟ ماهی سرخ‌ کرده و برنج، ‫با تن‌ ماهی و مایونز.

‫اینکه همش شد ماهی.

‫آخه قراره پروتئینش بالا باشه.

‫- دارم سعی میکنم عضله بسازم. ‫- خیلی هم عالی.

°°مترجم : احسان°° ○○@Ehsan_Cn○○

‫ ‫

‫هی.

‫پس این یارو رئیسه؟

‫اوهوم.

‫پروتئین نداره؟

‫پاورچین، پاورچین...

‫جدی که نمیگی؟

‫نه؟

‫زل...

‫بیخیال، خواهش میکنم.

‫لعنت بهت، تاکوچی!

‫اینجا چه خبره؟

‫این چه مزخرفاتیه که مجبورم تماشا کنم؟

‫تاکوچی تقاص این کارش رو پس میده.

‫من همیشه توی دلم آرزو داشتم ‫اون کارها رو انجام بدم.

‫و اون داره همشون رو انجام میده!

‫آره، تقاصش رو پس میده!

‫حالا می‌بینی. ‫از زیرش در نمیری، تاکوچی.

‫وزنت چقدره؟

‫اوم، فکر کنم یه ذره بالای ۵۰ کیلو ام.

‫شرط می‌بندم بتونم بلندت کنم.

‫چی؟ یعنی، فکر کنم بشه...

‫فقط یه بار، باشه؟

‫چی؟ وایسا!

‫نکن!

‫دیدی؟ راحت بود.

‫- هی! بذارم زمین! ‫- انقدر دست‌ و پا نزن.

‫خیلی خنده‌ داره.

‫اصلاً دارن چیکار میکنن؟

‫کله‌ پوک!

‫برو اون‌ طرف این کار رو بکن!

‫بیا دیگه. باشه؟

‫چی؟ دوباره؟

‫او... اون دیگه چی بود؟

‫بگو، «آآآ».

‫اوه، ببخشید.

‫هی، حالت خوبه؟

‫اون کاملاً از قصد بود.

‫خب، تاکوچی؟ ‫بالاخره درس عبرت گرفتی؟

‫مطمئنم دیگه از هیروسه دوری میکنه...

‫اصلاً جلوش رو نگرفت.

‫این آهنگ خوب نیست؟

‫آره.

‫چی؟ چطور؟ چرا؟

‫یه لحظه. یعنی هیروسه همینطوری ‫میذاره دوست هاش اینطوری رفتار کنن؟

‫پس اگه من و هیروسه ‫در آینده با هم دوست بشیم...

‫حالا فهمیدم. ‫این یه فرصته.

‫اینجای آهنگ عالیه.

‫شماها با هم قرار میذارید؟

‫هی!

‫چی؟

‫آخه همش به هم چسبیدید.

‫مگه بهت نگفتم؟ ببین!

‫چرا دارن به من نگاه میکنن؟

‫یعنی ممکنه...؟

‫داره این کار رو میکنه ‫تا لج من رو در بیاره؟!

‫آهان، فهمیدم. داری سعی میکنی ‫توجه هامائوکا رو جلب کنی.

‫آره. این همش بخشی از نقشه‌مه.

‫بهش گفتم حتماً یه راه بهتری هم ‫برای این کار هست.

‫مگه بهت نگفتم؟

‫شنیدم یوکا-چان هیچی رو بیشتر از تماشای ‫لاس زدن پسرها با همدیگه دوست نداره.

‫آخه چیِ اون انقدر خاصه؟

‫به نظرت بامزه نیست؟

‫از لحاظ ظاهری که دقیقاً تیپ منه!

‫باورم نمیشه داری بهش کمک میکنی، هیروسه.

‫فکر نکنم این نقشه اصلاً جواب بده. ‫به هیچ وجه.

‫منم همینطور.

‫کاملاً جواب میده. ببین؟

‫دیدی؟ داره بهمون نگاه میکنه.

‫با این‌ همه لاسی که تو میزنی، ‫کیه که زل نزنه؟

‫این دو تا تازگی ها بدجوری به هم چسبیدن.

‫ولی انگار یه جای کار میلنگه.

‫اون... اونا حتماً خیلی با هم صمیمی‌ هستن.

‫با این حال، واقعاً لازمه همینطور ادامه بدیم؟

‫فقط یه ذره دیگه.

‫حداقل تا وقتی که باهام حرف بزنه.

‫خواهش میکنم.

‫چی؟ همچین چیزی محاله. ‫بیخیال بابا.

‫ای بابا، رفیق. ‫ضد حال نباش دیگه.

‫راستش، یه چیزی برام سؤال شده.

‫ها؟

‫حتی اگه یه جوری بتونی ‫نظر هامائوکا رو جلب کنی...

‫قرار نیست عاشقانه باشه، مگه نه؟

‫حق با توئه!

‫داشتم وقتم رو تلف میکردم!

‫منم میتونم همین رو بگم.

‫چرا فکر کردی اینطوری ازت خوشش میاد؟

‫این‌ همه بیخود زحمت کشیدم.

‫خب، خودت رو آماده کن، تاکوچی.

‫چی؟

‫اینطوری فایده نداره.

‫لعنتی، دیگه نمیتونم تحمل کنم.

‫ازش دور شو.

‫خیلی، خیلی عصبانی‌ ام.

‫خیلی، خیلی، خیلی عصبانی!

‫خیلی عصبانی‌ ام!

‫ای عوضی!

‫هی، اوم...

‫همیشه روت کراش داشتم!

‫لطفاً با من دوست شو!

‫اوم، باشه.

‫چی؟ واقعاً؟

‫باشه.

‫به شرطی که با پسرهای بیشتری تیک بزنی.

‫ایول!

‫تو با این مشکلی نداری؟

‫شنیدی چی گفت، هیروسه! ‫مشتاقم باهات کار کنم!

‫چی؟

‫صبح بخیر.

‫هیروسه و تاکوچی دست آخر با هم زوج نشدن، ‫ولی نباید گارد‌م رو پایین بیارم.

‫باید هر چه زودتر باهاش دوست بشم.

‫امروز یه چیزی متفاوت به نظر میرسه.

‫هی یامادا، موهات مشکی شده.

‫آره، رنگ موی یک روزه خریدم.

‫ماکو، با موی مشکی خیلی ‫شبیه آدم‌ های قدیم شدی.

‫بامزه شده.

‫برای همین از این موقع سال متنفرم.

‫آها راستی، هفته بررسی پوششه.

‫مشاورهای مدرسه واقعاً روش سخت گیرن.

‫اون روز سر باز بودن یه دکمه پیراهن ‫کلی داستان درست کردن.

‫لباس نامرتب نشونه‌ ذهن نامرتبه.

‫اگه دوباره این کار رو بکنی، ‫باید یک ماه دستشویی‌ ها رو تمیز کنی.

‫اگه مچت رو بگیرن کارت ساخته‌ست.

‫قوانین رو دور بزنی، ‫مجبوری کاری رو انجام بدی که همه ازش متنفرن...

‫مثل تمیز کردن توالت‌ ها یا راه آب‌ ها.

‫البته من زیاد توی دردسر نمیفتم، ‫چون معمولاً قوانین رو رعایت میکنم.

‫هیروسه هنوز نیومده؟

‫خیلی خب، ساکت باشید.

‫زنگ دیگه الان هاست که بخوره.

‫خب، واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم.

‫یه دنیا رنگ موی طبیعی.

‫هان؟

‫هیروسه و اوموری هنوز نیومدن؟

‫اوه، اونا گفتن یه جلسه‌ ای دارن و دیرتر میان.

‫ولی برای اون جلسه دیگه خیلی دیر نکردن؟

‫بهتون گفتم که، اینطوری نیست!

‫این رنگ موی طبیعی خودمه!

‫انقدر اصرار داری رنگ موت توی چشم باشه؟ ‫عجب جرأتی داری.

‫دارم حقیقت رو میگم.

‫آخ!

‫موی رنگ‌ شده رو همیشه میشه از روی ‫یکدست نبودن رنگش تشخیص داد.

‫شاید یه مدتی از وقتی رنگش کردی گذشته.

‫دارم حقیقت رو بهتون میگم.

‫میفهمم چرا جلوم رو گرفتید، ‫ولی این کار یکم زیاده‌ روی نیست؟

‫هیروسه-کون؟

‫حالا رنگ موهام یه ذره روشنه. ‫مگه چه اتفاق خاصی افتاده؟

‫اگه چیزی نمیگفتی، میذاشتم قسر در بری، ‫ولی انگار لازمه که یه درس درست‌ و حسابی بگیری.

‫به عنوان مشاور راهنما، بهت دستور میدم ‫تا فردا موهات رو مشکی کنی.

‫جدی میگید؟ ‫این رنگ طبیعی موهای خودمه.

‫اگه یه دانش‌ آموز خارجی هم بود، ‫مجبورش میکردید موهاش رو مشکی کنه؟

‫تو واقعاً نمیدونی کِی باید ‫حرف زدنت رو تموم کنی، مگه نه؟

‫یاماگیوا-سنسه، بفرمایید.

‫اون... اونا...

‫مـ... ماشین اصلاح؟

‫به خاطر نافرمانی از مشاور، ‫به کچل شدن محکومت میکنم.

More Farsi/persian subtitles for Go for It, Nakamura-kun!!

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left