The first 200 lines.
.آنچه گذشت
.مادري پسرش را نجات داد
حقيقتش اينجا تو آمريكا ... قبل از ازدواج مجدد
.بايد طلاق بگيريم- .همه رو از يك كنار براش توضيح ميدم-
پدرت بهم گفت عروسي رو لغو كردي
.شروري پا به ويستيريا لين گذاشته بود
سوزان حالش چطوره؟- .هنوز هيچكس چيزي به ما نگفته-
.حادثه دوباره تكرار شد
.باورم نميشه كه مرده- ... من واقعاً نميشناختمش
.اما فكر كنم يك جورايي با هم مرتبطيم- .از اون خوشت ميومد-
و وحشت آغاز شد- ... اگر چه ضارب جولي هنوز اون بيرونه-
.ظاهراً يك ديوونه ي فراري هست
...آغاز نمايش
فكر نميكني من يك كم خارج از حد و اندازه هاي تو باشم؟
...براي قاتل
چكار داري ميكني؟
.تا دوباره ضربه اي وارد كند
.اين خانه اي در شهر فيريو است
درونِ اين خانه هيولايي زندگي ميكنه .كه زنانِ جوان رو بقتل ميرسونه
شايد بپرسيد چگونه به يك هيولا تبديل شده؟
.و قطعاً سئوالِ خيلي خوبيه
.اسكاچم تموم شده
.برم بيرون برات ميخرم
تو اتاقت هيچي نداري؟
.نه اونجا،نه بيرون اتاقم
.ميدونم تو مشروبها رو دزديدي
.مامان ديوونه بازي در نيار .من كه اصلاً مشروب نميخورم
.البته كه نميخوري
ميرم به خانم اسكاوو كمك كنم .ماشينش رو درست كنه
ميتوني يك مدت كمي صبر كني خيلي خوب؟
.اسمش "ادي" بود
...همه تصور ميكردند اون بي آزاره
تا روزي كه مادرش واردِ اتاقش شد
اون فقط دنبالِ يك بطري ويسكي بود
.اما بجاي اون حقيقت رو كشف كرد
...بزودي در شهر همه سئوال ميكردند
چطور ممكنه يك چنين هيولايي بوجود بياد؟
...متاسفانه،پاسخ
.خشنود كننده نيست
خريد بهترين فيلمها و سريالهاي روز دنيا .::: SantaFilm ™ :::.
.با ادي دوشنبه آشنا شدم
.تازه چهار سالش شده بود
اگر با هوش باشي همين الان ... بلند ميشي ميدوي
صبر نكني تا هم سن من بشي .كه خيلي ديره
!نميتونم هيچ كاري بكنم ... در اين لحظه هر كاري رو قبول ميكنم
.ظرف شستن،تميز كردن پيشخوان- !تو تسليم شدي-
دارم بهتريني كه ميتونم انجام ميدم- پس چه قضيه اي در جريانه؟-
ميدوني چيه؟به اين آشغال !احتياجي ندارم ،كار من تمومه
!عزيزم،گفتم كه متاسفم
خيلي ديره،باربارا .ديگه نميتونم تحمل كنم
اما تو نميتوني همينطور بگذاري بري !ما يك بچه داريم
نه،تو يك بچه داري .من هيچ وقت نميخواستمش
!من هيچكدوم از اينها رو هرگز نميخواستم
!ببخشيد اين بچه ي شماست؟
به شما چه؟
خوب،مطمئنم نميخوايد جلوي اون .اينجوري با هم صحبت كنيد
.من داشتم ميرفتم
!هنك،اينكار رو نكن
.من رو اينجا تنها نگذار
.نميخوام تنها باشم
.ادي،بيا اينجا
.بيا اينجا،بايد آماده بشم برم سر كار
.اوه،شما
سلام،فقط ميخواستم يك بررسي كنم ... ببينم شماها داريد چكار ميكنيد
همچنين يك چيزي هم براتون .درست كردم
.. شوخي ميكني
خوب،چيز بخصوصي نيست .فقط ماكاروني با پنيره
زودباش،اجازه بده براتون .گرمش كنم
.نميدونم
بعدش ميتونيم حرف بزنيم
و اگر بخواي از شوهرت ... شكايت بكني
.قول ميدم،ازش دفاع نكنم
.پس دم درب نايست
.بيا داخل
.پسر بچه ي دلپذيري هست
.درست شبيه پدرش
.كه مايه ي تاسف هست
.شايد "هنك" تجديد نظر كنه
.نه،اين مرتبه قضيه جدي هست
و منم تنها با بزرگ كردنِ .يك بچه ي چهار ساله
شخص ديگه اي نيست كمكت كنه؟
خانواده اي،مادرت؟
.اوه،مادرم
.خدا نكنه
دوستان چي؟
ميدوني،من يك گروه عالي از دوستان .تو ويستيريا لين دارم
ما تو انواع مشكلات به هم ديگه .كمك كرديم
خوب،من هيچ وقت از اون زنهايي نبودم .كه دوست دختر داشته باشم
.و حالا 35 ساله شدم اونهم با يك بچه
فكر نكنم ديگه واقعاً دلم بخواد .دوست پسري هم داشته باشم
.اوه،غير منطقي نباش
زناني در شرايط تو هم عاشق .پيدا ميكنند
.فقط لازمه دنبالش باشي
.خوب،بگمونم- .من ديگه بايد برم-
اگر دوست داري،هفته ي ديگه .هم ميتونم بيام بديدنت
نه،مجبور نيستي اينكار رو بكني .ما حالمون خوبه
.ادي،با مري آليس خداحافظي كن
.خداحافظ
.مراقب خودت باش،ادي
.اوه،خيلي زيباست
...اونهم يك روز يك قلبي رو ميشكنه
.درست مثل پدرش
.سلام،ادي
من رو يادت مياد؟برات .يكچيزي آوردم
.من نبايد درب رو باز كنم
خوب،به مامانت بگو من اومدم .اون ميتونه درب رو باز كنه
.اون نيست
.اوه،خوب به پرستار بچه بگو
تو كه پرستار داري،مگه نه؟
ادي،دقيقاً مامانت كجاست؟
!اوه،خداي من تو اينجا چكار ميكني؟
.ببين،اين دوست من مري آليس هست
.خوب،از ديدنت خوشوقتم،مري
.اسمم "ران" هست ميتونم برات يك نوشيدني بخرم؟
.ممنون،اما نميخوام اين مدت اينجا باشم
.بلند شو،تو داري ميري
نميتونه هنوز بره،نه .پارتي تازه شروع شده
شما گفتي اسمت " ران" بود؟
.آره... - خفه شو،ران- .ادي تو اتومبيل من هست
ادي؟اتفاقي افتاده؟ صدمه اي كه نديده،ديده؟
.نه،اون خوبه،بدون تشكر از تو- ادي كيه؟-
يك بچه ي 4 ساله است كه خانم بدونِ .مراقب تو منزل تركش كرده
تو يك بچه داري؟
ميدوني،شايد بخواي دفعه ي بعد ... از همون اول بگي
قبل از اينكه من بهترين .نوشيدني رو بگيرم
.عزيزم
نميخواي شماره تلفنم رو بگيري؟
.حالا ببين چكار كردي
نزديكِ با اداره ي خدمات اجتماعي .تماس بگيرم
اگر لحن حرف زدنت رو تغيير ندي ... راه بياُفت بريم
تو يك پسر كوچولو براي مراقبت داري
.ميدونم بايد خونه ميموندم
اما قبل از اينكه پرستار بچه بگه نمياد .لباس پوشيده بودم
و واقعاً به يك دو ساعتي براي خودم .احتياج داشتم
.اون چهار سالشه باربارا اگر بيمار ميشد چي؟
اگر به خودش صدمه ميزد چي؟
.ميدونم ،ميدونم .واقعاً كار احمقانه اي بود
تو بايد بهم قول بدي كه دوباره هرگز .اين چنين كاري نخواهي كرد
.دوباره نخواهم كرد،قسم ميخورم
...فقط
چي؟
.من واقعاً به يك مرد احتياج دارم
اوه،خداي من،من بايد .يك ساعت پيش خونه ميبودم
.نگرانِ ما نباش .ما فعلاً كه خوبيم
ميخوام كه تو خوشحال باشي .باربارا،واقعاً ميخوام
...فقط
...معنيِ مادر بودن اينه كه
هميشه نيازهاي بچه رو ارجح به .نيازهاي خودت بدوني
.حق با توئه
.اين دقيقاً معنيِ مادر بودن هست
...عزيزم
.بيا اينجا
.ادي
.مقصر تو نيستي كه زندگيم رو خراب كردي
گابريل ادي رو در سه شنبه اي ... ديده بود
.كه به اين محله نقل مكان كرده بود
.كارلوس،بي حوصله ام
نه،نميتونم برم ناخن هام رو درست كنم !چون منتظر كارگرهايِ اثاث كِشي هستم
درضمن،شك دارم اين شهر اصلاً .سالن زيبايي داشته باشه
اما مردم رنجش آوري داره
كه با يك سبد خوشامد گويي ... ميان به خونه
و يك همچين چيزي ميگن " به اندازه ي كافي گرمتون هست"
نه،نه،نه،نه،تو به يك جلسه ي .ديگه نميري
ميدوني كه،چون من فقط بخاطر كار تو ... به اينجا اومدم معنيش اين نيست
اوه،البته،امشب در اينباره ... بحث خواهيم كرد
و اون براي تو به اندازه ي كافي .داغ خواهد بود
بنظر فقط من و تو ايم شانل "مارك مشهور لباس"
اوه! خدا! تو ديگه كي هستي؟
.ادي- چطوري اومدي داخل؟-
.من از پنجره شما چطور اومديد داخل؟
.با كليدم،من مالك اينجام
خوب،من از وقتي قبليها رفتن .اينجا بازي ميكردم
ميتونم هنوز هم بازي كنم؟
!نه! برو بيرون. برو ،برو خونه تون
خبر دارين كه شما واقعاً زيبا هستيد؟
.خيلي خوب،شايد يك كم خشن بودم
قضيه ي تو چيه؟چكار ميكني؟- .من يك بچه ام-
درسته،پس چرا مدرسه نيستي؟- .تابستونه-
اوه،درسته،خوب من واقعاً كاري .به كار مسائل بچه ها نداشتم
خوب،كجا زندگي ميكني؟
.دو تا خيابون اونطرف تر
خونه اي كه درخت داره
خوب،تو كاميون اثاث كشي يك عالمه .جعبه هست كه مجبورم بازشون كنم
.بهتره از اينجا بري
يا ميتونم بمونم و تو باز كردنشون .به شما كمك كنم
.دنبالم بيا
.يك نقطه رو از قلم انداختي
.ببخشيد
عذر خواهي نكن .كار رو خوب انجام دادي
شايد دفعه ي بعد آماده باشي .مدل فرانسوي كار كني
نبايد درب رو باز كنم؟
.نه،هيس،صدات رو بيار پايين
اين ممكنه يكي از اون زنهاي ... خانه دار با يكي ديگه از اون كيكهاي
."خوش آمديد به محله باشه "
منظورم،واقعاً،بنظر مياد من كيك خور بام؟
.چند تا از همسايه ها مهربان هستند
اون خانم مو قرمز كه آبنباتِ .هالووين رو خودش درست ميكنه
منظورت،هموني كه پدر و مادرها اسمش رو گذاشتن بدنبالِ پنير؟
نه،متشكرم،من روبات هام رو يك كم .بيشتر از زندگي طبيعي دوست دارم
هر چند به اندازه ي اون بلونده كه هميشه .سر بچه هاش فرياد ميزنه بد نيست
No comments yet. Be the first to leave one.