The first 200 lines.
آنچه در لوسیفر گذشت...
نگران بودم که دیگه نمیبینمت
بیمارانی داشتم که صورت اصلیشون رو
نشون دادن ولی خیلی پیش نیومده که
واقعا شیطان باشن
- ردیفیم نه؟ - آره. خیلی ردیف
به عنوان دوست میتونیم سنگ صبور هم باشیم
حتی اگه قضیه یه نفر دیگه باشه
اون اینجا چیکار میکنه؟
شارلوت ریچاردز، وکیل مدافع
پیش خودم گفتم توی کار غرق بشم
به خاطر تو آدما دارن میمیرن
من از اونی که فکر میکنی قویترم
به نظر میرسه به این موجودات وابسته شدی
و من نمیتونم دلیلش رو بفهمم
ما نباید اینجا باشیم!
تنها جایی که احساس کردم منو میخوان و بهم احترام میذارن...
اینجا با بشره؟
اینجا خونهی منه!
باهاش کنار بیا، مادر!
مردمی قشنگ و خوشرو
ماشینهایی گرون
یه زندگی بینظیر برای دیدنِ لس آنجلس واقعی
در این تور هیجانآور آماده باشید
خب، ظاهراً گولم زدن
هر کسی که این بروشور رو درست کرده
باید توی جهنم به حسابش رسید
لازم نکرده شهرو نشونم بدی
البته که لازم کرده
هیجان انگیزه، برادر
الان که قراره لس آنجلس خونهمون بشه
شهر فرشتهها میتونه لیاقت اسمش رو داشته باشه
تو داری اینجا رو خونه میکنی
من و مامان یه راهی برای برگشتن به شهر نقرهای پیدا میکنیم
- حالا هر جور که شده - ولی چرا؟
اونم درحالی که اینجا کُلی حال میده؟
سمت راست...
مغازهی مشهور پوچ پاچ رو
میتونید ببینید، مغازهای که کیفهایی برای
سگهایی هم اندازهی کیفها میفروشه
تابلوئه
- با مغازهای که سگهایی - ببخشید، شرمنده
هم شکلِ کیف میفروشه اشتباهش نگیرید
شرمنده، عذر میخوام
- سمت چپ... - ببخشید، ببخشید
آره، ممنون
لطفاً برو اون گوشه بشین
صحیح. همهی چرت و پرتایی که خستهتون کرد رو فراموش کنید
به لس آنجلس خوش اومدین
شهر بازسازی، شهری که میتونید
هر کسی که بخواید باشید
یه این طرف رو نگاه کنید
صاحب اون خونهی بزرگی که اونجاست
با ده دلار و یه رویا به این شهر اومد
ظرف سه سال، صاحب بزرگترین کلوب سکس زیرزمینی کشور شد
لس آنجلس جاییه که هر کاری دلتون بخواد
میتونید انجام بدید. سمت راست رو ببنید
اون مرد کچل اسمش پیت خوابالو هستش سلام پیت
برامون دست تکون بده
همه برای پیت دست تکون بدن
اون بهترین مولی شهرو میفروشه
ولی ازش کوکائین نخرین
اونقدر توش جوش شیرین داره که میشه باهاش کیک پخت
الان که فکرشو میکنم ایدهی بدی هم نیست
سمت راست شما... کلوب شبانهی من یعنی لاکس رو میتونید ببینید
این شهر پر از موفقیته
من و برادرم جشنِ...
درکش نمیکنم
چرا آمندیل شهرو مثل من قبولش نمیکنه؟
خب مردم معمولا برای وفق دادنِ خودشون با تغییرات، زمان نیاز دارن
اونم که فقط چند ماهیه که اینجاست
و اگه چیزی که میگی درست باشه...
چی؟ اینکه خیلی بدبخت و بیجنبهست
و قشنگ میشه متوجهش شد؟
اینکه اون یه فرشتهی هبوط شدهست
آره، اینم هست
شاید این مسئله برای اون مهمتر از پیدا کردن یه خونه باشه
ولی ما اینجاییم که درمورد تو صحبت کنیم
چرا اخیراً تصمیم گرفتی که اینجا خونهت باشه؟
خب، اینو به خاطر این گفتم که با مادرم مشکل داشتم
نمیدونستم تا چه حد درسته تااینکه سر مادرم داد زدم
درسته، مادرت
که الههی واقعی تمام مخلوقاته
هنوز کاملاً این یکی رو درک نکردم
بله خب، بگذریم. اون و آمندیل میخوان
برگردن به شهر نقرهای ولی اونجا دیگه خونهی من نیست
هیچوقت هم نبود
جهنم هم همینطور
نه، نه، اونجا جایی بود که برای تنبیه شدن فرستاده شدم
اداره وسایل نقلیه موتوری. ولی جیغ و داد کمتری داره
پس منظورت اینه که اینجا اولین خونهاته؟
بله، به گمونم همینطوره
برای چی فکر میکنی که دلیلش همینه؟
نمیدونم دکتر، تو بگو
به نظر مردم به دو دلیل لس آنجلس رو خونهشون میدونن
یا از چیزی فرار میکنن
یا اینکه دنبال چیزی میگردن
خودت با کدوم دلیل اینجایی؟
من کسی نیستم که روانکاوی میشم، لوسیفر
پس از خودت بپرس...
به چه دلیل؟
فرار میکنی یا در پی چیزی هستی؟
لوسیفر؟ لوسیفر؟
از صندلی پاشو
بیخیال کاراگاه
قرنهاست که روی تخت پادشاهی ننشستم
خصوصیات شخصی زیادی اینجاست، نه؟
خصوصیات ترسناک
ولی به گمونم کمیت از کیفیت اولویت داره
زره شوالیههای قرون وسطایی اصیل در یه عمارت بل ایر؟
قطعاً خونهی این مرد قلعهاش بوده
ولی قلعه نتونست از دست مهاجمین اون رو در امان نگه داره
صحنهی جرم. یالا
وایسا ببینم
اون دین کوپر، سرمایهدار بزرگ املاک لس آنجلسه
آره صاحب کل بلوک
و بیشتر ساختمانهای بزرگ شهره
ازجمله کل بلوکی که لاکس توشه
مرد بدخلقی بود
باورت نمیشه چه معاملهای برای اجارهی لاکس کردم
کاملاً قانونیه
البته تا حدودی میشه گفت "از لحاظ اخلاقی مبهمه"
خب، این اخلاقاً مبهمش که بهش شهرت داشته
بالاخره گریبانگیر خودش شده
الا، علت مرگ چی بوده؟
خونریزی تا سر حد مرگ
از ریدگی شاهرگ
به وسیلهی این
مثل لیوان شامپاین
یکی بدجور عصبی شده
میدونی مثلا...
خون رو شامپاین در نظر بگیرین
وقتی در شامپاین رو باز میکنین، خون گردنش هم...
فهمیدیم
اثر انگشتی پیدا کردی؟
قاتل پاکش کرده
خیلی خب
شاید لیوان رو قبل از شکستنش
پاک نکرده باشه
الا، هیچکدوم این خرده شیشهها اونقدری بزرگ هستن که بشه اثرانگشت گرفت؟
شاید نباشن
ولی ساخت چسب یه دلیلی داشته، نه؟
میخوای همهی اون خرده شیشهها رو بچسبونی به هم؟
کاملا مطمئنم الان توی جهنم آدمایی هستن که
- مجبور شدن همین کارو بکنن - من از اون دست بچههایی
بودم که مرتب پازل درست میکرد
تحسین برانگیزه
چی شده؟
میزه. یه مشکلی توی لاکس پیش اومده
مشکل؟ چی؟ یکی از دخترای بریتنیت انگشتش رو کنده؟
داری میری؟
لوسیفر، کوپر یکی از منفورترین آدمای شهر بود
هزاران مظنون داریم که بررسیشون کنیم
اگه زود نرسم به لاکس
میز مسلماً خودش مشکل رو حل میکنه
- که معمولا با چاقو این کارو میکنه - ولی...
پس اگه نمیخوای برای یه بریتنی چهار انگشته
مقصر بشی، من برم
سلام؟
تعطیلیم
سلام، اینجا یه چند تا مشکل هست
مخصوصا این...
میز، یادت رفته این ماه به آقایون بازرس رشوه بدی؟
شما مالک اینجا هستین
بله، خودمم
و شما کی باشی که لم دادی انگار جای خودته؟
درواقع صاحب اینجام
لوسیفر مورنینگ استار
شما یه قربانی بودین
ReSync To BluRay BY : AMiR SPB AMiR SalehiPoor
تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط " امــــیر صالحـــــی پـــــور "
خیلی خب، دقیقاً منظورت رو از "تخلیه" بگو
و جوری بگو که انگار جونت بهش بستهست
باشه آقای مورنینگ استار، من اریک کوپر هستم
همهی املاک و داراییهای کوپر
از جمله لاکس به من به ارث رسیده
پسر دین کوپر
پدرت به تازگی به طرز فجیعی کشته شده
ولی تو چند ساعت بعد از مطلع شدن از مرگش
اومدی دارایی و املاکش رو جمع کنی
نمیدونم وحشت زده شدم یا تحت تأثیرقرار گرفتم
اتفاقی که برای پدرم افتاد مایهی تأسف بود
بله
ولی تجارت تجارته
خب، کاملا درسته
من و پدرت یه معاملهای کردیم تا اینجا زندگی کنم
مطمئنم من و تو هم میتونیم توافق کنیم
بگو ببینم اریک، چه خواستهای داری؟
امیدوارم گور به گور بشه
پیر مرد منفوری بود
خب، منم باهات همدردی میکنم
منم زیاد با پدرم برو بیا ندارم
درواقع به اینجا نقل مکان کردم تا ازش دور بشم
مطمئناً میتونی درک کنی
نه، اصلاً
و اجارهی شما رو دیدم
با ماتیک روی شرت یه رقاص لختی نوشته شده بود
از لحاظ قانونی اعتباری نداره
خب شاید بتونیم یکی جدیدش رو با خون بنویسیم
No comments yet. Be the first to leave one.