The first 200 lines.
- من نکُشتمش - نظم رو رعایت کنید!
امیدت رو از دست نده
خیالی نیست
همینکه خواهر آلیس چارلی رو زنده کنه،
آقای بارنز از اتهامات صرفنظر میکنه
« آنچه در پری میسن گذشت... »
پلیسها عملاً روی پرونده تحقیق نکردن
افسر دریک
بهت کمک میکنم
این کار اصلاً قانونی نیست
مدارکت به طور قانونی به دست نیومدن
یه نفر گانن رو به قتل رسونده!
و تو هم به اندازۀ اون برای لاپوشونیِ این قضیه مصمّمی!
دیگه کی میتونه واسه این کار متهمت کنه؟
- واقعاً میخوای بدونی؟ - نه. میخوام بمیره
- نوشته اریک کیو سایدل؟ - اونه
- آقای سایدل - جی.اچ کیه؟
آقای میسن، این چه ربطی به دفاع از امیلی دادسن داره؟
جی.اچ رو توی یه جایی به اسم جیرارد پیدا کردم،
هرمن بگرلی هم رئیسشـه
۱۰ روز تا عید پاک
باید فرار کنیم!
کلیسا مال منه!
یادت میاد این رو گفتی؟
اخیراً چیزهای زیادی داره یادم میاد، مامان
آفتاب چشمهاتو میسوزونه ها!
- آلیس! - آلیس...
آلیس!
لعنت بهت. دخترک لجباز...
مشکل چیه؟
باکش خالی شده
کجا میرفتی؟
شهر بعدی
- راش اسپرینگز؟ - آره اگه اسمش اینه
- پس اهل این دور و برا نیستی - اهل ساسکاتونـم
- کجاست؟ - کانادا
پس از خونه خیلی دوری
بله. همینطوره
میتونم کارت رو راه بندازم. همیشه یه گالن اضافی همراهمه
نمیخوام به دردسر بندازمت، رفیق
اگر نمیخواستم کمک کنم که نمیزدم کنار
خب... ممنون
کمک توی مسیسحت کار پسندیدهایه
- اون دخترته؟ - بله، آقا
- توی آسمون دنبال چی میگرده؟ - اُه
آلیس. بیا اینجا
بعضاً بیحوصله میشه
سرزنشش نمیکنم
سرِ سوزنی هم ملامتش نمیکنم
خب...
این تا راش اسپرینگز میرسوندتون
اونجا پمپ بنزین هست؟
شاید یه پمپ باشه
در همین حد
ولی لتن شهر درست و حسابیایه
چقدر با اینجا فاصله داره؟
بیشتر از یه گالن
دروغی ندارم که بگم، آقا
ما هیچی نداریم
نه بنزین، نه غذا، نه پولی که باهاش بنزین و غذا بگیریم
خب...
مطمئناً از هیچ کمکی دریغ نمیکنم
و در ازاش هم چیز زیادی نمیخوام
آلیس. آلیس
خداوند این انسان خوب رو برای نجات ما فرستاده
برو ازش تشکر کن
سلام، خانم جوان
چه خانم زیبایی
و خداوند از ما محافظت نماید...
و خداوند از ما محافظت نماید...
و مددرسان ما باشد تا در زندگی...
و مددرسان ما باشد تا در زندگی...
سپاسگزاری و محبت را سرلوحۀ کار خود قرار دهیم
آمین
آمین
چیزی ذهنت رو مشغول کرده، دختر؟
فقط تو این فکرم که خداوند چه برنامهای برای آینده داره
خب، خیلی زود به جوابش میرسیم، مگه نه؟
- میتونم غذا بخورم؟ - اوهوم
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و سینا صداقت » .: Ali99 & SinCities :.
به نفعته عقب نیفتی
اینجا اگه ۳ قدم هم راهت رو گُم کنی،
با صورت پهن میشی کفِ یه چاله
به خیالت میخوام بهت شلیک کنم؟
همچین فکری به ذهنم رسیده بود
یه گله گرگ صحرایی اینجاست
یه سگ حرفگوشکن و ۱۰ تا از مرغهامو خوردن
هر جنبندهای رو که دیدی...
اینجا قرار بود دهکدۀ بازیهای المپیک بشه
این خرابشدۀ دورافتاده
فکر کی بود؟
هرمن بگرلی و اریک سایدل
تمام این زمینها رو خریدن. با یه شرکت صوری
خدمات سانروت
خودشون رو متقاعد کردن که قراره پول پارو کنن
حالا نگاهش کن
چطور نصیب تو شد؟
تو چطور آدمی هستی، آقای میسن؟
راستش، آه در بساط ندارم
من یه دزد دروغگوی دائمالخمر بودم
خب، آقای هیکس، منم دست کمی ازت نداشتم
الان چی؟
بذار بگم میخوام گذشتهم رو جبران کنم
خواهر آلیس زندگی من رو تغییر داد
من یک کلمه هم علیهش حرف نمیزنم
- ولی؟ - دفتر حسابی که آوردی
خبر داری چی توشه؟
خب، میدونم جرج گانن اعداد و ارقامش رو دستکاری میکرده
و بهنظرم سایدل بهش چراغ سبز نشون داده بوده
ولی اگه میدونی میخواستن چه کار کنن،
لطفاً بهم بگو
چون گفتنت کمک شایانی به رستگاریِ
ما دو نفر گناهکارِ سابق میکنه
چیکار میکنی، آقای هیکس؟
چیزی رو که اومدی دنبالش نشونت میدم
فکرشم نمیکردم یه شب با هم تنها بشیم
حتماً امشب شانسم زده
نینا خانم، فقط کافی بود ازم بخوای
بدون لباسپلیس هم خوشتیپی
خودت هم حسابی خوشتیپ شدی
نگاهش کن، عین آب خوردن دروغ میگه
این روزها بهتری؟
هنوز مشکل گوارشیم حل نشده
چه بد که اونقدر روبراه نشدی که بتونی
اون پرونده رو از توی کشوی میزت برداری
ممنون که آوردیش
محض اینکه روشن بشیم،
شوهر پیر خرپولِ سفیدپوستم توی مرکزشهر برای خوشحالی من هر کاری میکنه
ولی از فردا باز ممه رو لولو میبره
بله، خانم. متوجهم، نینا خانم. متوجهم
حالا دنبال کی هستی؟
- یه آدم نشاندارِ فاسد - یه پلیس دیگه؟
عزیزم، مگه تو یه پلیس سیاهپوست نیستی؟
گمونم وقتشه یکیـشو انتخاب کنم
برو پلیس فاسدت رو بگیر
تا شاید بعداً، یه قرار واقعی با هم بذاریم
نینا خانم، من متأهلم. خودتم میدونی
منم هستم، عزیزم
ولی به جایی برنمیخوره که هر از گاهی بیخیال قید و بندها بشی
فعلاً
- خداحافظ، عزیزم - خداحافظ، نینا خانم
« دادسن - فقط در دسترس بخش داخلی »
«پروردگارا، خداوندا، چرا مرا واگذاشتی؟» (انجیل متی ۲۷:۴۵)
«پروردگارا، خداوندا، چرا مرا واگذاشتی؟»
«آیا میخهایی که یوزباشی
در کف دستهای خونآلود و...
پاهای تاولزدهاش فرو میکرد... (اشاره به تصلیب مسیح)
سزای اعمالش، یعنی شفابخشیدن بیماران
- و زندهکردن مُردگان بود...» - چی کردن، خواهر؟
پُرکردن صندوق اعانه با یه دغلبازی بیسابقه؟
- آهای! - از سر راه برید کنار
- چیکار میکنین؟ - برو کنار. یالا
نباید بیاید اینجا
خب، شنوندگان عزیز،
گویا فریسیان ما رو توی
استودیوی کی.آر.اِیِ خودمون گیر آوردن
کشیش براون، انجیلت رو اشتباه خوندی
این خداوند بود که نزولخواران رو قبول نکرد،
نه نرولخواران خداوند رو
- اگر میخوای بشینی... - خواهر، یکی اومده ببیندت
درهای کلیسا همیشه
- بر روی همه بازه - مطمئناً این مَرد رو راه میدی
بهزحمت خودش رو رسونده اینجا
رابرت رو یادته، خواهر، مگه نه؟
چند هفته پیش شفاش دادی
برادران و خواهران، برنامۀ ساعتِ نورانی قدرت الهی
چند دقیقهای...
- دستت رو از من بکِش! - رابرت،
چرا بلند نمیشی از خواهر بابت این معجزه تشکر کنی؟
نمیتونم
فقط چند ساعت شفا پیدا کردم
فرداش باز اُفتادم رو ویلچر
چطور توجیهش میکنی، خواهر؟
اون...
چرا معجزهت نگرفت؟
دوام نیاورد...
چون ایمان نداشت
بله؟
بعید میدونم مخاطبها صدات رو بشنون
چون ایمان نداشت
چون ایمان نداشت!
بدون ایمان ممکن نیست بتوان خدا را خشنود ساخت، (برگرفته از عبرانیان ۱۱:۶)
زیرا هر که به او نزدیک میشود، باید ایمان داشته باشد
رابرت، چرا ایمان نداشتی؟
من و تو اونجا ایستاده بودیم، همگی دیدیم...
خداوند همراهته!
میتونستی بهم خبر بدی
دادستان رو شاید،
ولی من رو نباید اینجوری غافلگیر کنی
من بیشتر از تو چیزی نمیدونم
- دیگه چی میخوای؟ - فقط میخوام بدونم چه نقشهای تو سرته
«نیامدهام تا صلح بیاورم، آمادهام تا شمشیر بیاورم!» (انجیل متّی باب ۱۰، آیۀ ۳۴)
با کمک هیکس پایِ سایدل رو به پرونده باز میکنم،
و بگرلی رو وادار میکنم بگه سایدل اونو وارد معاملۀ المپیک کرده،
و بحث رو میکشونم سمت ۱۰۰ هزار دلار بدهی
یعنی بیخیال این شدی که بارنز به مستخدم زندان پول داد تا
شهادت دروغ بده؟
نه، بارنز میخواد دُم به این تلهش بدم
ولی نه، اونقدر میزنم تو تخمش تا جیغش در بیاد
- یا پیغمبر - چیه، بهت برخورد؟
No comments yet. Be the first to leave one.