Perry Mason

Perry Mason

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Perry Mason 2020 S01E07 1080p WEB H264-BTX
Perry Mason 2020 S01E07 720p WEB H264-BTX
Perry Mason 2020 S01E07 WEB H264-BTX
Perry Mason 2020 S01E07 720p REPACK WEB H264-BTX
Perry Mason 2020 S01E07 REPACK WEB H264-BTX
Perry Mason 2020 S01E07 Chapter Seven 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Perry Mason 2020 S01E07 Chapter Seven 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Perry Mason 2020 S01E07 Chapter Seven 1080p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Perry Mason 2020 S01E07 Chapter Seven 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Perry Mason 2020 S01E07 Chapter Seven 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by _SinCities_
▓░╠⫸ علی اکبر دوست دار و سینا صداقت ⣿ FilmoGen.Org ⫷

Tags

web
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
webrip
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
Published on: 2020-08-11
Downloads: 26
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫- من نکُشتمش ‫- نظم رو رعایت کنید!

‫امیدت رو از دست نده

‫خیالی نیست

‫همینکه خواهر آلیس چارلی رو زنده کنه،

‫آقای بارنز از اتهامات صرف‌نظر می‌کنه

‫« آنچه در پری میسن گذشت... »

‫پلیس‌ها عملاً روی پرونده تحقیق نکردن

‫افسر دریک

‫بهت کمک می‌کنم

‫این کار اصلاً قانونی نیست

‫مدارکت به طور قانونی به دست نیومدن

‫یه نفر گانن رو به قتل رسونده!

‫و تو هم به اندازۀ اون برای ‫لاپوشونیِ این قضیه مصمّمی!

‫دیگه کی می‌تونه واسه این کار متهمت کنه؟

‫- واقعاً می‌خوای بدونی؟ ‫- نه. می‌خوام بمیره

‫- نوشته اریک کیو سایدل؟ ‫- اونه

‫- آقای سایدل ‫- جی.اچ کیه؟

‫آقای میسن، این چه ربطی به ‫دفاع از امیلی دادسن داره؟

‫جی.اچ رو توی یه جایی ‫به اسم جیرارد پیدا کردم،

‫هرمن بگرلی هم رئیسشـه

‫۱۰ روز تا عید پاک

‫باید فرار کنیم!

‫کلیسا مال منه!

‫یادت میاد این رو گفتی؟

‫اخیراً چیزهای زیادی ‫داره یادم میاد، مامان

‫آفتاب چشم‌هاتو می‌سوزونه ها!

‫- آلیس! ‫- آلیس...

‫آلیس!

‫لعنت بهت. دخترک لجباز...

‫مشکل چیه؟

‫باکش خالی شده

‫کجا می‌رفتی؟

‫شهر بعدی

‫- راش اسپرینگز؟ ‫- آره اگه اسمش اینه

‫- پس اهل این دور و برا نیستی ‫- اهل ساسکاتونـم

‫- کجاست؟ ‫- کانادا

‫پس از خونه خیلی دوری

‫بله. همینطوره

‫می‌تونم کارت رو راه بندازم. ‫همیشه یه گالن اضافی همراهمه

‫نمی‌خوام به دردسر بندازمت، رفیق

‫اگر نمی‌خواستم کمک کنم که نمی‌زدم کنار

‫خب... ممنون

‫کمک توی مسیسحت کار پسندیده‌ایه

‫- اون دخترته؟ ‫- بله، آقا

‫- توی آسمون دنبال چی می‌گرده؟ ‫- اُه

‫آلیس. بیا اینجا

‫بعضاً بی‌حوصله میشه

‫سرزنشش نمی‌کنم

‫سرِ سوزنی هم ملامتش نمی‌کنم

‫خب...

‫این تا راش اسپرینگز می‌رسوندتون

‫اونجا پمپ بنزین هست؟

‫شاید یه پمپ باشه

‫در همین حد

‫ولی لتن شهر درست و حسابی‌ایه

‫چقدر با اینجا فاصله داره؟

‫بیشتر از یه گالن

‫دروغی ندارم که بگم، آقا

‫ما هیچی نداریم

‫نه بنزین، نه غذا، نه پولی که ‫باهاش بنزین و غذا بگیریم

‫خب...

‫مطمئناً از هیچ کمکی دریغ نمی‌کنم

‫و در ازاش هم چیز زیادی نمی‌خوام

‫آلیس. آلیس

‫خداوند این انسان خوب رو ‫برای نجات ما فرستاده

‫برو ازش تشکر کن

‫سلام، خانم جوان

‫چه خانم زیبایی

‫و خداوند از ما محافظت نماید...

‫و خداوند از ما محافظت نماید...

‫و مددرسان ما باشد تا در زندگی...

‫و مددرسان ما باشد تا در زندگی...

‫سپاسگزاری و محبت را ‫سرلوحۀ کار خود قرار دهیم

‫آمین

‫آمین

‫چیزی ذهنت رو مشغول کرده، دختر؟

‫فقط تو این فکرم که ‫خداوند چه برنامه‌ای برای آینده داره

‫خب، خیلی زود به جوابش می‌رسیم، مگه نه؟

‫- می‌تونم غذا بخورم؟ ‫- اوهوم

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و سینا صداقت » .: Ali99 & SinCities :.

‫به نفعته عقب نیفتی

‫اینجا اگه ۳ قدم هم ‫راهت رو گُم کنی،

‫با صورت پهن میشی کفِ یه چاله

‫به خیالت می‌خوام بهت شلیک کنم؟

‫همچین فکری به ذهنم رسیده بود

‫یه گله گرگ صحرایی اینجاست

‫یه سگ حرف‌گوش‌کن و ‫۱۰ تا از مرغ‌هامو خوردن

‫هر جنبنده‌ای رو که دیدی...

‫اینجا قرار بود دهکدۀ بازی‌های المپیک بشه

‫این خراب‌شدۀ دورافتاده

‫فکر کی بود؟

‫هرمن بگرلی و اریک سایدل

‫تمام این زمین‌ها رو خریدن. ‫با یه شرکت صوری

‫خدمات سان‌روت

‫خودشون رو متقاعد کردن ‫که قراره پول پارو کنن

‫حالا نگاهش کن

‫چطور نصیب تو شد؟

‫تو چطور آدمی هستی، آقای میسن؟

‫راستش، آه در بساط ندارم

‫من یه دزد دروغگوی دائم‌الخمر بودم

‫خب، آقای هیکس، ‫منم دست کمی ازت نداشتم

‫الان چی؟

‫بذار بگم می‌خوام گذشته‌م رو جبران کنم

‫خواهر آلیس زندگی من رو تغییر داد

‫من یک کلمه هم علیه‌ش حرف نمی‌زنم

‫- ولی؟ ‫- دفتر حسابی که آوردی

‫خبر داری چی توشه؟

‫خب، می‌دونم جرج گانن اعداد ‫و ارقامش رو دستکاری می‌کرده

‫و به‌نظرم سایدل بهش ‫چراغ سبز نشون داده بوده

‫ولی اگه می‌دونی می‌خواستن چه کار کنن،

‫لطفاً بهم بگو

‫چون گفتنت کمک شایانی به رستگاریِ

‫ما دو نفر گناهکارِ سابق می‌کنه

‫چیکار می‌کنی، آقای هیکس؟

‫چیزی رو که اومدی دنبالش نشونت میدم

‫فکرشم نمی‌کردم یه شب با هم تنها بشیم

‫حتماً امشب شانسم زده

‫نینا خانم، فقط کافی بود ازم بخوای

‫بدون لباس‌پلیس هم خوش‌تیپی

‫خودت هم حسابی خوش‌تیپ شدی

‫نگاهش کن، عین آب خوردن دروغ میگه

‫این روزها بهتری؟

‫هنوز مشکل گوارشیم حل نشده

‫چه بد که اونقدر روبراه نشدی که بتونی

‫اون پرونده رو از توی کشوی میزت برداری

‫ممنون که آوردیش

‫محض اینکه روشن بشیم،

‫شوهر پیر خرپولِ سفیدپوستم توی مرکزشهر ‫برای خوشحالی من هر کاری می‌کنه

‫ولی از فردا باز ممه رو لولو می‌بره

‫بله، خانم. متوجهم، ‫نینا خانم. متوجهم

‫حالا دنبال کی هستی؟

‫- یه آدم نشان‌دارِ فاسد ‫- یه پلیس دیگه؟

‫عزیزم، مگه تو یه پلیس سیاه‌پوست نیستی؟

‫گمونم وقتشه یکیـشو انتخاب کنم

‫برو پلیس فاسدت رو بگیر

‫تا شاید بعداً، یه قرار واقعی با هم بذاریم

‫نینا خانم، من متأهلم. خودتم می‌دونی

‫منم هستم، عزیزم

‫ولی به جایی برنمی‌خوره که ‫هر از گاهی بیخیال قید و بندها بشی

‫فعلاً

‫- خداحافظ، عزیزم ‫- خداحافظ، نینا خانم

‫« دادسن - فقط در دسترس بخش داخلی »

‫«پروردگارا، خداوندا، چرا مرا واگذاشتی؟» ‫(انجیل متی ۲۷:۴۵)

‫«پروردگارا، خداوندا، چرا مرا واگذاشتی؟»

‫«آیا میخ‌هایی که یوزباشی

‫در کف دست‌های خون‌آلود و...

‫پاهای تاول‌زده‌اش فرو می‌کرد... ‫(اشاره به تصلیب مسیح)

‫سزای اعمالش، یعنی شفابخشیدن بیماران

‫- و زنده‌کردن مُردگان بود...» ‫- چی کردن، خواهر؟

‫پُرکردن صندوق اعانه با یه دغلبازی بی‌سابقه؟

‫- آهای! ‫- از سر راه برید کنار

‫- چیکار می‌کنین؟ ‫- برو کنار. یالا

‫نباید بیاید اینجا

‫خب، شنوندگان عزیز،

‫گویا فریسیان ما رو توی

‫استودیوی کی.آر.اِیِ خودمون گیر آوردن

‫کشیش براون، انجیلت رو اشتباه خوندی

‫این خداوند بود که ‫نزول‌خواران رو قبول نکرد،

‫نه نرول‌خواران خداوند رو

‫- اگر می‌خوای بشینی... ‫- خواهر، یکی اومده ببیندت

‫درهای کلیسا همیشه‌

‫- بر روی همه بازه ‫- مطمئناً این مَرد رو راه میدی

‫به‌زحمت خودش رو رسونده اینجا

‫رابرت رو یادته، خواهر، مگه نه؟

‫چند هفته پیش شفاش دادی

‫برادران و خواهران، برنامۀ ‫ساعتِ نورانی قدرت الهی

‫چند دقیقه‌ای...

‫- دستت رو از من بکِش! ‫- رابرت،

‫چرا بلند نمیشی از خواهر ‫بابت این معجزه تشکر کنی؟

‫نمی‌تونم

‫فقط چند ساعت شفا پیدا کردم

‫فرداش باز اُفتادم رو ویلچر

‫چطور توجیه‌ش می‌کنی، خواهر؟

‫اون...

‫چرا معجزه‌ت نگرفت؟

‫دوام نیاورد...

‫چون ایمان نداشت

‫بله؟

‫بعید می‌دونم مخاطب‌ها ‫صدات رو بشنون

‫چون ایمان نداشت

‫چون ایمان نداشت!

‫بدون ایمان ممکن نیست ‫بتوان خدا را خشنود ساخت، ‫(برگرفته از عبرانیان ۱۱:۶)

‫زیرا هر که به او نزدیک می‌شود، ‫باید ایمان داشته باشد

‫رابرت، چرا ایمان نداشتی؟

‫من و تو اونجا ایستاده بودیم، همگی دیدیم...

‫خداوند همراهته!

‫می‌تونستی بهم خبر بدی

‫دادستان رو شاید،

‫ولی من رو نباید اینجوری غافلگیر کنی

‫من بیشتر از تو چیزی نمی‌دونم

‫- دیگه چی می‌خوای؟ ‫- فقط می‌خوام بدونم چه نقشه‌ای تو سرته

‫«نیامده‌ام تا صلح بیاورم، آماده‌ام تا شمشیر بیاورم!» ‫(انجیل متّی باب ۱۰، آیۀ ۳۴)

‫با کمک هیکس پایِ سایدل ‫رو به پرونده باز می‌کنم،

‫و بگرلی رو وادار می‌کنم بگه ‫سایدل اونو وارد معاملۀ المپیک کرده،

‫و بحث رو می‌کشونم سمت ۱۰۰ هزار دلار بدهی

‫یعنی بیخیال این شدی که بارنز ‫به مستخدم زندان پول داد تا

‫شهادت دروغ بده؟

‫نه، بارنز می‌خواد دُم به این تله‌ش بدم

‫ولی نه، اونقدر می‌زنم تو تخمش ‫تا جیغش در بیاد

‫- یا پیغمبر ‫- چیه، بهت برخورد؟

More Farsi Persian subtitles for Perry Mason

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left