The first 140 lines.
Escanor Sama از دوست عزیزم .برای کمکهاش تو این قسمت ممنونم
...این وعده غذایی
آبه؟
چی داری میگی؟
.ماتهس
.ولی فرقش چیه
...میدونی
.میخوام جادوی خودم رو به تو منتقل کنم
چی؟
بهم جادو یاد میدی؟
.آره
ولی چرا؟
میدونی که، آهی در بساط ندارم؟
.پول نمیخوام
...من فقط
.من فقط یه شاگرد میخوام
ولی خب، اگه بتونم جادو یاد بگیرم !هر کاری میکنم
!لطفاً یادم بده، استاد
.پس از فردا تمرین رو شروع میکنیم
.عه، باشه
.بیا قضیه جادو رو بین خودمون نگهداریم
باید عین راز مخفی نگهشدارم؟
...اگه مردم بفهمن که میتونی از جادو استفاده کنی
...بعضی از درباری ها و مردم میگن تویی که باید حکمران بعدی باشی
.برای اینکه درمورد جانشین اختلاف نظر پیش میاد
من؟ حکمران بعدی بشم؟
.ولی من که هشتمین پسرم
...ول
.جادوگران بیشتر از اونی که فکر میکنی قدرت دارن
.میتونی تو یه چشم به هم زدن جانشین برحق حکمران بشی
من؟ واقعاً؟
.ولی، مشاجره ی وراثتی برای یه بچهای مثل تو خطرناکه
.فعلاً، فکر میکنم بهتره کسی خبردار نشه
چیه؟ دیگه نون نمیدم بهت، باشه؟
.که اینطور
میتونم حکمران بشم، ها؟
.خیلی بیمزهس
.بیا با انطباق ظرفیت شروع کنیم
قسمت 2
!مشاجرهی وراثتی؟ شوخی میکنی
انطباق ظرفیت چیه؟
...یه نوع تمرین که فرد میتونه ظرفیت ماناش رو با
.مال یکی که بیشتره هم اندازه کنه
منظورت اینه که ظرفیت مال من به اندازهی مال تو میشه؟
.آره
.دستات رو اینطور نگهدار
.دستای سردی داری
.گوش کن، ول
مانا رو تصور کن که تو بدن هر دومون از .طریق این مدار که تشکیل دادیم جریان داره
...جریان مانا
...جریان مانا
...جریان مانا
...این
مانای توئه؟
.دربارهی تو حق با من بود
.حداکثر ظرفیت مانای هر شخصی موقع تولد مشخص میشه
.از اون بیشتر هم نمیشه
برای همینم فکر کردم شاید ...نتونی به ظرفیت من برسی
...ولی باهاش تطبیق پیدا کردی .و حتی بیشتر هم شد
.حالا حالاها مونده تا به حداکثر ظرفیت مانات برسیم
پدر، اتفاقی افتاده؟
...میدونی،مطمئنم
.گویبلورین اینجا بود
کی جابجاش کرده؟
یعنی وندلین بوده؟
امیدوار بوده که استعدادی برای جادو داره؟
...احتمالا از خودش مایوس شده
.و زده زیر گریه
.این طلسم جادویی عالیه
باورم نمیشه فقط تو چند روز .جادوی پیشرفته یاد گرفتی
.همهش به لطف توئه
...اگه تنهایی تمرین میکردم
نمی دونم الان اصلاً میتونستم .از جادو استفاده کنم یا نه
...میگم
اون سبد چیه؟
.اوه، این سبزیجات کوهستانه
به خانوادهت گفتی میری بیرون غذا پیدا کنی، مگه نه؟
.این همه شک ها رو بر طرف می کنه
!ببین، آمالیه سان
.امشب سبزیجات زیادی برای سوپ داریم
!ظاهرا ول سرش درد می کنه برای سبزی چینی تو دل کوه
...هوی
اینارو از کجا گیر آوردی؟
میدونم اینا فقط اون طرف رودخونه رشد میکنه .هیچ پلـی هم به اونطرفش نیست
تو فقط پنج سالته چطوری تونستی ازش رد بشی؟
از جادوی پرواز استفاده کردی؟
!معلومه نه
...یه لحظه فکرشو بکن
...جادو... مطمئناً نمیتونه
.گوش کن
.جادوی ردیابی از مشتقات جادوی باد پیشرفتهس
.لرزش هارو در تار و هوای اطرافت حس کن
!یکی پیدا کردم
!برو
!زدمش
چی رو زدی؟
!پرنده کبابی خیلی خوشمزهس
پرندهی هوروهورو ها؟
اون چیه؟
آه، این واسابیه .اون روزی تو دل جنگل یافتمش
دوست داری یکم امتحان کنی، استاد؟
!خوشمزهس
.اگه تو میگی، حتماً خوشمزهس
اینطوری استفاده میشه؟
!آره، عالیه
ول، میتونم یه چیزی بگم؟
.آ - آره بگین
.زیاد نرو تو دل جنگل
چرا؟
جنگل طلسم شده .خونهی کلی هیولاست
هیولا؟
.جونورای وحشیای که آدما براشون هیچن
.نزدیک بود زندگیم رو برای واسابی ازدست بدم
میشه یکم دیگه بخورم؟
...اما از اون طرف، جنگل طلسم شده
.خونهی خوراکیها و گیاههای داروییایه که جایی پیدا نمیشن
خیلی از مردم هنوزم دنبال اونان .که سریع پولدار بشن
و؟
.البته که دیگه هیچوقت برنمیگردن
.حس میکنم داداش کورت اخیراً چشمش دنبالمه
.ممکنه فهمیده باشه جادو داری
.میترسه حق جانشینیش رو ازدست بده
بازم این؟
.نمیدونم چه فکری راجع به حکمران شدن بکنم
نمیخوای حکمران باشی؟
...بهش فکر کردم
اما حتما باید آزار دهنده باشه. مخصوصا اگه برای .برادر کورت دردسر ساز باشه
حکمران شدن آزار دهندهس، ها؟
آخه، اینطوری نیست که .من هرکاری که بخوام انجام بدم
پس ماجراجویی چطوره؟
.بنظرم سازگاری پذیریت تو رو گزینه خوبی برای ماجراجو شدن می کنه
منم قبلاً ماجراجو بودم .پس میتونی حرفمو باور کنی
بودی؟
.هرچی که میخوای برای لذت بردن از این دنیای بزرگ رو داری
ماجراجو، ها؟
...لطفاً، هنوز نه .وقت بیشتری میخوام
.کهاینطور
.پس میخوای ماجراجو بشی، وندلین
عه؟
پس میخوای بری آکادمی ماجراجویان؟
No comments yet. Be the first to leave one.