The first 200 lines.
به تندی آتیش
مثل نُدل جویدنی
بهشت خوردنی ها
بیا بخوریم فصل دوم خوشمزه ست
وای مسواک نزده بودم
اگه دهنم بو داده باشه چی؟
صبر کن.قد سانگ وو تقریبا اینقدره؟
وای چقدر زشت شده بودم
وای موی بینیم در اومده،اگه دیده باشه چی؟
اوه،نمیره تو
اَه،میسوزه
اگه دیده باشه چی؟
اَه،خیلی زشتم
سانگ وو هیونگ:فردا برای فوتبال میای که،درسته؟
فکر کردم میتونیم یه کم با هم بیرون بازی کنیم
اما بارون اومد آره
تو سوجی رو دوست داری؟
چی؟
راستش،وقتی کمپینگ رفته بودیم دیدم که میخواستی ببوسیش
آه سوجی...هنوز نمی دونم دوسش دارم یا نه
اما،اینکه تازگیا به چشم یه زن میبینمش،درسته
بخاطر همینم سعی کردم قبل از اینکه حسم عمیقتر بشه،تمومش کنم.نه،دارم تمومش می کنم
من سوجی رو دوست دارم
اولش،فقط میخواستم باهاش راحت تر شم
اما هرچی بیشتر میبینمش،می فهمم خیلی با هم جوریم
نمیخوام از دستش بدم
می دونم،نمیخواد نگران من باشی
نه،چون نگرانتم،اینو نمی گم
دارم بهت اخطار میدم
بعدشم،من تو رو هم دوست دارم عوضی
باید دوستیو که اینجا دارم از دست بدم؟
احمق،پسر بد
تسلیم شدی؟
هیونگ،می تونم برای بهتر شدن رابطه تون یه چیزیو بهت بگم؟
لطفا وقتی میرین سرقرار یه چیزی بخورین
فقط چون تو از غذا خوشت نمیاد،میخوای بک ده جی رو هم گشنگی بدی؟
من اینجوری کردم؟ آره
اصلا درک نداری
عوضی،چرا الان داری اینو بهم میگی؟
باید زودتر بهم میگفتی
تسلیم؟ آره
اَه،چه بارونی داره میاد
هی،گو ده یونگ صبح کجا رفته بودی؟
اوه،رفته بودی فوتبال بازی کنی؟
هی،پس صبحونه خوردی؟
نه،چون با سانگ وو بودی امکان نداره خورده باشی
هی،بیا بریم اون رستوران کتلت گوشت خوکی که تو وبلاگت آپ کرده بودی،صبحونه بخوریم
از دیروز تا حالا هوس کتلت گوشت خوک کردم
تو کی وبلاگ منو دیدی؟
ببخشید،نمی تونم بیام.قرار دارم باید زود آماده شم برم بیرون
بازم؟چرا اخیرا اینقدر سرت شلوغ شده؟
هی،تو داری یه چیزیو ازم قایم می کنی،درسته؟
همش بهم میگی سرم شلوغه و حرص منو در میاری
قبلا هم با اینکه سرت شلوغ بود،برای غذا خوردن وقت داشتی
...نکنه تو
دوست دختر گرفتی؟
چی؟
آره،گرفتم
چی؟! کِی؟کجا؟چطوری؟
خیلی وقتی نیست
امکان نداره.تو همیشه خونه هستی،بیرون هم با من غذا میخوری
یا سانگ وو رو می بینی.کِی وقت کردی دوست دختر بگیری؟
همونطور که خودت گفتی،چون زیاد باهم وقت میگذرونیم،دوست دخترم خوشش نمیاد
بخاطر همین،از این به بعد میخوام یکم ازت فاصله بگیرم.تو هم اگه میشه بهم زنگ نزن
وا،من کِی بهت زنگ زدم؟
دوست دخترتم خیلی مسخره ستا،من خودم دوست پسر دارم
هی،چطور دختریه؟خشگله؟
آره،به چشم من خشگله
من راجب سانگ وو همه چیو به تو گفتم،تو چطور تونستی در مورد دوست دخترت هیچی به من نَگی؟
مگه رابطه مون جوریه که اینجور چیزا رو به هم بگیم؟
خودت قبلا گفتی،که با هم صمیمی نیستیم
آره گفتم،خب
به هرحال تبریک میگم
نمی خوای بری کتلت گوشت خوک بخوری؟
بیخیال،دوست ندارم تنها برم
پس با جو سونگ برو نمی خوام
202
اه،واقعا که
هی،تمام شب همینجا خوابیدی؟حتی صبح که بارون میومد هم همینطور؟
آیگو،دیشب همه مشروبا رو خورد،بارون هم بهش خورده بزار ببینم
واای،داری میسوزی،هی بلند شو
گمشو،گو ده یونگ
هی،بلند شو،زود باش بلند شو
بیا بریم،بلند شو
هی "داگ"،چون بارون میومد رفتی این زیر؟
آیگو
اووف
هی،هی این چش شده؟
مریضه؟
دیشب با هم مشروب خوردیم،بعد رفتم موبایلمو که جا گذاشته بودم بگیرم،یادم رفت که بیرون مونده
چون دیشب بیرون خوابیده فکر کنم سرما خورده،میخوام ببرمش بیمارستان
آیگو،چه دنیایی شده،چه پسر بی مسئولی هستی
چطور تونستی بیرون ولش کنی؟
بعدشم،شبا هنوز سرده،تازه صبح هم بارون زد
...منم یادم رفت
یادت رفت؟باید چیزای دیگه رو یادت بره
اوه،هی
کجا داری میری؟
من بیمارستان نمیرم
هی،هی.چش شده؟چرا نمیخواد بره بیمارستان؟
نمی دونم.شاید از آزمایش دادن میترسه
آیگو
عین بچه های کوچیکه
آیگو،حرف مفت نزن برو داروخونه براش دارو بگیر
زود باش
سلام
اومدین؟
خانوم هونگ چی؟
نمی دونم
انگار دیر کرده
انگار همینطوره
ما زود اومدیم؟
فکر کنم ما به موقع اومدیم
اوه،ببخشید.باید دیوونه شده باشم
آه،اومدین؟
وای لباسام
دیر اومدم
امروز یه نگاهی به غذاهای مخصوص هر کشور،برای مراسم میندازیم
میخواین گزینه های نا مناسب رو حذف کنیم؟
حرف منو شنیدین؟
چی؟بله
خانوم هونگ؟
خانوم هونگ
اوه،ببخشید.یه لحظه حواسم پرت شد
انگار دیوونه شدم،گفتین چیکار کنیم؟
دیگه خیلی وقتی به مراسم نمونده
امیدوارم بتونین لیست مهمونایی که میان رو آماده کنین
پس،یه کم با هم در مورد گزینه های مناسب برای غذا صحبت کنیم؟
باید اینکارو کنیم؟
بیدار شدی؟
خیلی عرق کرده بودی،اگه اینکارو نمیکردم سرما خوردگیت بدتر میشد
مرسی
آیگو،واقعا که.هرچقدرم حالت بد باشه
چطور میتونی با من غیر رسمی حرف بزنی؟
دارین چیکار می کنین؟
تکون نخور.چون مریضی جون نداری
باید اینکارو کنم،تا تبت بیاد پایین
اگه لباساتو در بیاری خیلی بهتر میشه
من خوبم
سفارشتون برای لاته و آمریکانو آماده ست
بله،ممنون
سوجی بفرمایید.آمریکانو میخواستین درسته؟
بله،ممنون
خواهش می کنم
اوه،هروقت گرسنه بودین حتما به من بگین
راستی،از ده یونگ شنیدین؟
ببخشید؟
دوست دختر گرفته اوه
...فکر کردم
میدونستین؟
نه،نه نمی دونستم
معلومه،وقتی به من نگفته،امکان نداره به شما گفته باشه
اوه،یه چیزی اینجاست
سوجی،تو داشبورد دستمال کاغذی هست،میشه بهم بدین؟ آه،بله
کنجکاو نیستین؟یعنی کی میتونه باشه؟
اینجا کیو می تونه دیده باشه؟
بفرمایید
خب،بیاین یه روز همه مون بریم بیرون
اوه،نمیخوام.چیش خوبه که همو ببینیم؟
خوشتون نمیاد که ده یونگ دوست دختر گرفته؟
چی؟
نه،نه اینطوری نیست
ناراحتم که تو این مدت بهم نگفته که دوست دختر گرفته
بعدشم خیلی زشته که بهم میگه چون دوست دختر گرفته دیگه بهش زنگ نزنم
انگار واقعا عاشقش شده
پس تو هم واقعا عاشق شو
چی؟
ما هم میتونیم کاری کنیم که ده یونگ حسودیش بشه،بیا واقعا عاشق هم باشیم
چون میخواستم یه هدیه غافلگیر کننده بهت بدم،گفتم بهم دستمال بدی
چطور اینو ندیدی و فقط دستمال رو آوردی؟
بفرما
چیه؟
بازش کنین
وای خیلی خشگله
خدا رو شکر که خوشتون اومده
اما،هدیه برای چیه؟روز خاصی هم که نیست
مگه باید حتما روز خاصی باشه تا آدم به کسی که عاشقشه یه چیزی بده؟
کسی که عاشقشه
اوه،من برات میندازم
برام میندازین؟
بله
خودتون؟
...مجبور نیستین
هونگ این آه
هیونگ
ترسوندیم
از چی اینقدر ترسیدی؟من بیشتر ترسیدم
فکر کنم انرژیم کم شده
پس،باید انرژیتو تقویت کنی.مگه چیزی غیر از الکل هست که انرژیتو تقویت کنه؟
بیا بریم مشروب بخوریم
باشه،بیا بریم بخوریم تا بمیریم
چرا آه می کشی؟هفته پیش رفته بودی سئول،پس چرا اینقدر افسرده ای؟
چون خانواده ات رو دیدی،باید خوشحال باشی
هی،کسیکه خانواده داره،احساس تنهایی نمی کنه؟
تو احساس تنهایی نمی کنی؟نمیخوای ازدواج کنی؟
با این موقعیته من ازدواج کدومه؟
مگه موقعیته تو چشه؟
اینجوری نیست که قبلا ازدواج کرده باشی
اگه به همه چی گیر بدی،هیچ وقت نمی تونی ازدواج کنی
اگه پولو به احساست ارجعیت بدی،این عشقه؟
No comments yet. Be the first to leave one.