The first 200 lines.
"ریون"
"چوی هیون ووک"
"سول این آه"
"شین اون سو"
"قسمت سوم؛ سئول 1995"
"هندونه چشمک زن"
این یه عدد اول فیثاغورثیه، 1 داریم و 2
و جذر 5
یه 4 این سمت داریم این سمت هم 3 و 5 هستن آها همینه
این 2 ریشه دوم 10 ئه
دو ریشه دوم 10 ئه
دو ریشه دوم ده
پس هرچی که لازمه رو داریم
اونوقت چجوری میتونیم اینو بفهمیم؟
از نظریه فیثاغورث استفاده میکنیم
میتونیم از اون نظریه استفاده کنیم- آره-
انجامش دادم
خدایا، اون فسقلی
گل
هی
اگه میخوای زندگیت رو هدر بدی، از کلاس من برو بیرون
آقا
برای شما دوران افتخارتون کِی بود؟
وقتی توی آزمون معملی قبول شدین؟
وقتی که با همسرتون ازدواج کردین؟
...یا
وقتی پسرتون به دنیا اومد؟
بچه ندارم، و مطلقه هستم
این دیگه چه مزخرفیه؟
...دوران من
الانه
پس همین حالا از کلاسم برو بیرون- ببخشید
برو بیرون- نمیدونستم جدا شدین-
ببخشید- ای بچه پررو، همین الان گمشو-
...برو بیرون، ای- باشه-
خدایا از دست این پسر
اسمم هان یی چانه، الان 18 سالمه
و زندگیمم کاملا درخشانه
سریعتر پدال بزن
زودباش، بریم
بهار سال 1995 بود
شکی نبود که توی دوران جوانیم هستم
اون بهار بدون هیچ تلاشی، جوانیم به چشم میومد
با بچه هایی ملاقات کردم که زندگیم رو کاملا عوض کردن
"کتاب دست دوم، روز موعود"
مرسی
قربان، چاپ جدید "اسلم دانک" رو دارین؟
اون قفسه اونجارو چک کن
توپِ اژدها چی؟
قفسه بالای پله هارو چک کن
:ترجمه و زیرنویس ≡ Zamilton ، Nilou ، Satitra ، Rayfana ، Anedean ،Lufan ≡
اولین کسی که زندگیم رو کامل عوض کرد
"...دست چپم "
"فقط برای کمک کردن اونجاست"
کانگ بک هو، مظهرِ بیگناهی و انرژی مثبت
برادر کتب مصور همیشگیم
چوی سه گیونگ
ملکه من، منبع الهام من
...و
پس عضو بند شو
عاشق پسرهای عضو بندن
این چیه؟ چرا یهویی پیدات شد؟
این اونقدرا مهم نیست، بیاین ولش کنیم
هی، وایستا
چرا منو بیخیال میشی؟ چیکار میکنی؟
بیا اینجا عوضی
خدایا، اینو خیلی خوب باهات حساب میکنم
باید 23 دلار ازت بگیرم
ولی میتونی 20 دلار بخریش
اون نگاه چی میگه؟
باشه، صورت دوست داشتنی داری
...پس
معقول رفتار میکنم، 12 دلار بده
ممنون- ...برادرِ -
...دوست دخترِ دوست صمیمیم
به دبیرستان بکوانگ میره به خاطر این باهات خوب حساب میکنم
باشه
کرت کوبین
موسیقیدان بندِ افسانه ای آیدل خانوما
با اینکه زندگیش کوتاه بود، ولی خیلی درخشید
و یه حقیقتی رو بهم یاد داد
سه گیونگ- سه گیونگ-
سه گیونگه- چه خبره؟-
توی اون تیشرت عالیه- خدایا، خیلی خوشگله-
خدایا، چرا نیومده؟
تنها راهی که یه پسر فقیر مثل من که هیچی ارتباطاتی نداره
...بتونه دل یه دختر به خوشگلی اون رو به دست بیاره
فکر کنم تو هم از بندها خوشت میاد
باید بهم میگفتی
...راستش
منم تو یه گروه هستم
چوی سه گیونگ
میخوای بعدا بیای به کنسرتمون؟
مدرسه مون ماه دیگه جشنواره داره
یه اجرا فقط برای تو آماده میکنم
لطفا بیا و تماشام کن
واقعا بند داری؟
الان یکی میسازم- چی؟-
این تیشرت رو خریدم
یه پیک گیتار هم خریدم
حاضرم علاقه ام رو بهت نشون بدم
فقط کافیه بند بزنم میای، نه؟
چرا باید بیام؟
میخوام فقط به خاطر تو بند بزنم
و فقط هم واسه خاطر تو میخوام کنسرت بگیرم
درضمن، یه جا مخصوص تو هم هست
بهش جواب بده- بهش جواب بده-
چی؟- چه خبره؟-
سه گیونگ، فکرنمیکردم همچین دختر جسوری باشی
حتما- واقعا؟-
واقعا گفتی "حتما"؟
...ولی
شرط داره- بگو-
شرطتت چیه؟ فقط لب تر کن
ولی اول باید بهم قول بدی
اگه نتونی سر قولت بمونی
دیگه جلوی من پیدات نمیشه
باشه، ولی تو هم باید یه قولی بدی
اگه من سر قولم موندم
بهم یه فرصت بده که دوست پسرت بشم
احتمال اتفاق افتادنش تقریبا 0 ئه
دنیای احتمالات باور نکردنیه
بگو شرط هات چیه
اول، باید بند جدید باشه
...بهتره همین الان دست نگه داری
اگه تو فکر اینی به یه گروه که همین حالاشم موفقه ملحق بشی
دوم، باید از قبل بدونی یه ساز بزنی
باید اجرای تکی داشته باشی
سوم، آهنگ رو من انتخاب میکنم
اگه تو فکر اینی که یه آهنگ راحت انتخاب کنی
بهتره همین الان تسلیم بشی
نظرت؟ هنوزم پایه ای؟
معلومه، عنوانش چیه؟
عنوانش چیه؟- عنوانش چیه؟-
عنوانش چیه؟
عنوانش چیه؟- عنوانش چیه؟-
همینطور که هستی بیا" از نیروانا"
هی، واقعا میتونی انجامش بدی؟
دیوونه کننده بود- واقعا میتونی انجامش بدی؟-
ازش مطمئنی؟- چی؟-
شرط
اگه از پسش بربیاد چی؟
عمرا بتونه انجامش بده
چجوری میتونی انقدر مطمئن باشی؟
فقط با دیدن انگشتهاش میتونم بفهمم
دست کسی نبود که بلده ساز بزنه
پس چرا باهاش راه اومدی؟
اون پسر طفلک به خاطر هیچ و پوچ هیجانزده شده
برای بند داشتن، آدم لازم داره
و این آهنگ نیروانا هم اجراش راحت نیست
سرش با بند زدن و تمرین آهنگ گرم میشه
اینجوری یه مدت اذیتم نمیکنه
وقتی هم توی ماموریتش شکست بخوره
خجالت میکشه و پیداش نمیشه
ولی ممکنه یه چیزی رو نادیده گرفته باشی
چی؟
...یه پسر عاشق
ممکنه گاهی قدرت ماورایی داشته باشه
من 10 دلار شرط میبندم که موفق میشه
آجوشی، طرف کی هستی؟
میخوای چی بزنی؟- بند-
منظورت بندِ چسپ زخم که نیست، نه؟
شوخی بود؟- تو دیوونه ای نه؟-
بند که چیزی نیست یه شبه بری بزنی
ظاهرا، ممکنه
چجوری؟- بندِ بکوانگ-
منظورت بند مدرسه ست؟
اجرا توسط عقده های توجه
یه گروه خل و چل
هر دفعه که اجرا میکردن
هِی باهم رقابت میکردن تا بیشتر به چشم بیان
پس تنها عضو عاقلشون که گیتارسیتشون بود
به یه مدرسه دیگه انتقالی گرفت
آخر سر هم مجبور شدن و بند رو منحل کردن
همون بندِ بکوانگ؟- آره-
وقتی بهشون قول قرار با دخترهای دبیرستانی دادم، قبول کردن
دیوونه ای؟ آخه با اونا میخوای چه غلطی بکنی؟
هی، رفیق
اسمِ بند بکوانگ به خاطر گذشته خجالت آورشون
از قبل نابود شده و از بین رفته
...پس الان
"فریبندگی خاطرات عشق اول"
دیدی؟
من میشم عشق اول همه دخترها
مخصوصا سه گیونگ کاملا خاطراتش رو از دست میده
راستی
تو هم مدیر برنامه بندی
مبارکه- چی؟-
خدایا، نه، عمرا، نمیخوام- دوستم-
به فریبنده ها خوش اومدی
بهمون قول قرار با دخترهای رشته رقص رو دادی ها
اگه دخترهای رشته هنر رزمی رو بیاری میکشمت
چی؟ تمام زندگیت بهت دروغ گفتن؟
مطمئنم شنیدین
اتاق گرفتن توی مهمونخونه حلزون
سختتر از قبول شدن تو دانشگاهه
مادربزرگم اون مهمونخونه رو اداره میکنه
مگه مهمونخونه تمام مردونه نیست؟
هیچ دختر دانشگاهی نمیتونه توی اون مهمونخونه اقامت داشته باشه
...باید بدونین که
No comments yet. Be the first to leave one.