Release info

The Promised Land 1975 UNCUT BDRip x264-SPRiNTER
A Commentary by hamlethamletian

Tags

bdrip
bdr
x264
BDR
Published on: 2022-03-23
Downloads: 60
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

«نکته‌ي ضروري اينکه در اکثر ديالوگ‌هاي اين فيلم، از کتاب «سرزمين موعود .اثر «ولاديسلاو رِيمونت» ترجمه‌ي دکتر «روشن وزيري» بهره برده شده است

«« سـرزمـيــنِ مـوعـــود »»

: بر اساسِ رُماني از «ولاديسلاو رِيمونت»

!مراقب باش

!نه، نه، نه، نه - !«کارول» -

!«کارول»! «کارول» - !نه! بي‌خيال! مراقب باش -

!منو بگير! منو بگير

!احتياط کُن !«موريتس»! «موريتس»

.اوه «موريتس»، «موريتس»! سوار شو - .صبر کُن -

!يالا، سوار شو - !يه لحظه صبر کُن -

: فيلمي از «آندري وايدا»

!و حالا نوبتِ منه

!و حالا از اونطرف

!و حالا مستقيم تويِ کله

!عاليجناب کشيش، ورق که گندم‌کوب نيست اينطوري مي‌کوبي رويِ ميز - !گندم‌کوب يا غيرِ گندم‌کوب، من برنده‌ام، حضرتِ اشرف -

اين بي‌بي رو هم مي‌ذارم کنار، تا به‌موقعش !حسابِ شاه «زايوچکوفسکي» رو برسم

،اوه، يا حضرتِ عيسي! درباره‌يِ چي صحبت مي‌کُنيد عاليجناب روحاني؟

دوستِ نيکويِ من! اين طرزِ بازي‌کردن‌تون ... «من رو به اين تصور مي‌ندازه که شايد شما «زايوچکوفسکي

!از تبارِ اشرافيِ قوچ يا گوسفند هستيد !ياشيک»، آتش»

عاليجناب پدرِ روحاني، بايد خدا رو شکرگذار باشيد ،که مقامِ روحاني‌تون شما رو محافظت مي‌کُنه

وگرنه بهتون مي‌فهموندم که تبارِ من و !علامتِ نجابتِ خانوادگيِ من چيه

!بله، بهتون مي‌فهموندم

!بدجوري داري گيج‌ويج مي‌زني !مراقب باش

!اربابِ جوان تشريف آوردن - !اوه، «کاروله‌ک» اومده -

!دور بشيد !دور بشيد

!اوه، آروم بگيريد، سگ‌ها !آروم بگيريد

!ايشون از اون دستفروش‌هايِ يهودي نيستن‌ها - !روز بخير -

.بلکه آقايِ «موريتس» هستن، يکي از دوستانِ «کارولِ» ما - .خدا به همراهت باشه، فرزند -

.پسرِ عزيزم، خيلي محبت کردي که اومدي .دلم برات تنگ شده بود

.من هم همينطور - .روز بخير آقا. از زيارت‌تون خوشوقتم -

.دل‌مون برات تنگ شده بود - .لطف داريد، پدرِ روحاني -

.خوش‌آمديد، خوش‌آمديد - حالت چطوره، «کاروله‌ک»؟ -

سفرتون چطور بود؟

.بگيريد بشينيد - .خيلي وقته که نديديمت -

ديگه واست خودت !مردي شدي

!«آنکا»

.زايوچکوفسکي» آماده‌ست»

،خُب، به‌زودي خواهيد ديد، پدرِ روحاني !که قراره چه بازي‌اي بشه

... اگه گشنيز نداريد، پدرِ روحاني - .معذرت مي‌خوام -

!حسابي به زحمت خواهيد افتاد - .«روز بخير، دوشيزه «آنکا -

«خواه برنجيد يا نه، وقتي آقايِ «بائوم ... گشنيزهاش رو نشون ميده

من تک‌خال‌مو رو مي‌کُنم و اونوقت حتي !نخواهيد فهميد از کجا خوردينش

!زنده‌باد کارخانه‌دارها !زنده‌باد کارخانه‌دارها

!اوه، عزيزم !اوه، عزيزم

«« سـرزمـيــنِ مـوعـــود »»

.نظرِ من اينه - .نمي‌تونم باهات موافقت کُنم -

!«موريتس»

خُب چي شد؟ - !کارول»، ما يه کارخونه تأسيس مي‌کُنيم» -

،من هيچي ندارم، تو هيچي نداري .و «موريتس» هم هيچي نداره

... ولي همه‌مون با همديگه، درست اونقدري داريم - ... درست به اندازه‌اي که -

!بتونيم يه کارخونه تأسيس کُنيم

.بله - !بله، پس تأسيسش مي‌کُنيم -

.بايد تاريخِ امروز رو يادداشت کُنيم - ... ماکس»، در ضمن، تويِ پرانتز بنويس» -

که چه‌کسي اول از همه .به بقيه نارو خواهد زد

!«تو، تو، تو، «بورويتسکي .تو نجيب‌زاده‌اي. يک «فون» هستي

مي‌دوني «ماکس»، اون رويِ کارتِ ويزيتش ... آرمِ نجابتِ خانوادگي داره

.و با وجودِ اين، از همه‌يِ ما بيشتر بچه‌يِ «لودز»ـه و راه‌و‌رسمِ اون شهر رو بلده - مگه تو اينطور نيستي؟ -

.من لزومي نمي‌بينم درباره‌يِ اين چيزها حرف‌بزنم !فقط مي‌خوام پول دربيارم. همين

«خدا به پنبه‌هايِ «لودز !رحم کُنه

حرف‌زدن، هنرِ شما لهستاني‌ها .و اين آلماني‌هاست

.بياييد بريم .رؤيايِ اون ميليون‌ها پول رو مي‌بينم

!بيا، جهودک! بيا

نه، نه! ولي من واقعاً .به ارواح باور دارم، پدرِ روحاني

،يک بار، از خواب که بيدار شدم و در رو باز کردم ... ديدم که يک روح وسطِ راهرو ايستاده

دستش رو به طرفم دراز کرد !"و گفت : "بيا

.لابد توهم بوده - !نه، نه، نه -

،من همينجا به دنيا اومدم ... همينجا گله‌و‌غاز چروندم

و اولين ترکه‌ها رو هم .همينجا خوردم

.با توجه به ظاهرِ فعلي‌تون، باورکردنش مشکله - ... کشيش «شيمون» در اين مورد -

.کُلي قصه داره

خيلي گرونه! «براومان» هفت کوپک و نيم .ارزون‌تر حساب مي‌کُنه

!دزدِ دغلباز .عوضش از وزن کم مي‌گذاره

چه‌کسي مي‌تونه تضمين کُنه که شما هم همين کار رو نمي‌کُنيد؟

باشه، قبول مي‌کُنم. ولي به همون قيمتِ .براومان» معامله مي‌کُنيم»

خُب، فردا به دفترمون بيا .تا در موردِ جزئيات صحبت‌کُنيم

!عجب «ناپلئون»ـيه - .خُب، من ديگه بايد برم -

.«خداحافظ، خداحافظ، «زايوچکوفسکي - .من هم ميام، پدرِ روحاني، من هم ميام -

.خداحافظ، خداحافظ - .دستِ خداوند به‌همراه‌تون باشه -

.ديگه داره دير ميشه - !«يالا، «والوژ -

!بجنب، بجنب! سريع باش - .پدرِ روحاني، دفعه‌يِ بعد هم تشريف بياريد -

!بخور «ويلچِک»، بخور

،خودم به «لودز» خواهم اومد، کارخانه‌ات رو تبرک مي‌کُنم ،بعد هم خودم عقدتون مي‌کُنم

و ضمناً اجازه نميدم کسي غير از خودم .بچه‌هاتون رو غسلِ‌تعميد بده

!اوه، ببينيد «آنکا» چطور از خجالت سُرخ شده! داره فرار مي‌کُنه - !خداحافظ! موفق باشيد -

حال‌تون چطوره، قربان؟ - .انگار همه خيلي‌خوب شما رو مي‌شناسن -

.تمامِ دهکده به آقايِ «ويلچِک» افتخار مي‌کُنه - ... تنها چيزي که از اين عشق‌و‌محبت‌شون عايدم شد -

!کثيف‌شدنِ دستکش‌هامه - !«ماکس» -

.خداحافظ

مطمئن باش بعداً برمي‌گرده !و دستکش‌ها رو با خودش مي‌بره

نمي‌دونستم نامزدت اينجا .منزلِ شما زندگي مي‌کُنه

از وقتي والدينش فوت‌کردن و من برايِ تحصيل .به «ريگا» رفتم، اون اينجاست

.پدرت آدمِ فوق‌العاده‌ايه - !بله، اشرافيتِ موميايي‌شده‌يِ لهستاني -

.اوه، من که اينطور فکر نمي‌کُنم - !لطف داري -

اينجا پيشِ ما، حوصله‌تون که زياد سر نرفته؟ - .خانم، اختيار داريد -

اين چه حرفيه؟

،اتفاقاً زندگي‌تون به‌نظرم خيلي جالب مياد. فکر نمي‌کردم هنوز جايي ... زندگي‌اي به اين آرامي و سادگي و به يک معنا پُرمحتوا

.وجود داشته باشه

،«مي‌دونيد، دوشيزه «آنکا ... معلوم شد تا پيش از اومدنم به اينجا

،لهستاني‌ها رو درست نمي‌شناختم .و همينطور «کارول» رو

فکر مي‌کُنيد اتفاقِ بدي برايِ «کارول» افتاده؟

نه، مگه متوجه چيزي شديد؟ - .به‌نظرم مي‌رسه که ناراحته -

.کارول»، من جلوت رو نمي‌گيرم»

ولي در هر حال، چهار قرن رسم‌و‌سنتِ .خانواده‌مون رو همواره بخاطر داشته باش

بايد هميشه مطابق با اين رسم‌و‌سنت .عمل کُني

پدر، سنت‌هايِ اشرافي چه کمکي به من در فروشِ چلوار مي‌کُنند؟

اجدادِ والامقامِ من کجا هستند موقعيکه درگيرِ احداثِ کارخونه‌ام و در به در دنبالِ اعتبار مي‌دوم؟

.وام و اعتبار رو يهودي‌ها به من ميدن، نه شواليه‌ها ... بشرِ امروزي اگه نخواد رعيت و اجيرِ کسي باشه

،چاره‌اي نداره جز اينکه خودش رو از قيد و بندها آزاد کُنه .از قيدِ گذشته‌ها و سنت‌ها و هر نوع تعصب خلاص کُنه

،اينها اراده رو سست مي‌کُنند، آدم رو در مقابله با حريف تضعيف مي‌کُنند ... اون هم حريفي که هيچ محظورِ اخلاقي نمي‌شناسه

چون هيچگونه رسم‌و‌سنتي نداره؛ ... حريفي که اتفاقاً به اين دليل وحشتناکه

چون خودش، گذشته، حال و .آينده‌يِ خودشه

.نه، بيا در موردش صحبتي نکُنيم .شب بخير

،هيچ بدي بر تو واقع نخواهد شد و بلايي نزدِ خيمه‌ات نخواهد رسيد ... زيرا که فرشتگانِ خود را درباره‌يِ تو امر خواهد فرمود

تا در تماميِ راه‌هايت تو را حفظ نمايند؛ ... تو را بر دستانِ خويش برخواهند داشت

مبادا که پايِ خود را .به سنگ بزني

،اي پدرِ ما که در آسماني

،مقدس باد نامِ تو

،ملکوتِ تو بيايد ... اراده‌يِ تو چنانکه در آسمان است

،بر زمين نيز کرده شود

نانِ کفافِ امروزمان را به ما عطا فرما، و گناهانِ ما را ببخشاي .چنان‌که ما نيز آنانکه بر ما گناه کردند را مي‌بخشائيم

.بيا «مندل»، اين هم يک روبل .يک روبلِ کامل

،«و اما تو، «آبراهام .فقط 75 کوپک گيرت مياد

!چون بهش دل ندادي

!فقط وانمود مي‌کردي که داري دعا مي‌خوني قصدِ فريب‌دادنِ من رو داشتي، اينطور نيست؟

و خداوند رو هم همينطور؟

،چهل و يک، چهل و دو، چهل و سه، چهل و چهار، چهل و پنج .چهل و شش، چهل و هفت، چهل و هشت، چهل و نُه، پنجاه

،پنجاه و پنج، پنجاه و شش ... پنجاه و هفت، پنجاه و هشت

!لعنتي ... شصت، شصت و يک، شصت و دو

،نود و يک، دو، سه، چهار، پنج، شش !هفت، هشت، نُه، سيصد

،پنجاه و يک، پنجاه و دو، پنجاه و سه ... پنجاه و چهار، پنجاه و پنج، پنجاه و شش

،سيصد و بيست، بيست و يک ... بيست و دو، بيست و سه

،سيصد و شصت، شصت و يک، شصت و دو ... شصت و سه، شصت و چهار

چقدر شد؟ - !پانصد -

!ششصد و بيست و هشت - !خيلي عاليه -

!تمامش متعلق به ماست

!من هيچي ندارم !تو هم هيچي نداري

!خدايِ مهربان !مطلقاً هيچي

،من هم هيچي ندارم، و معنيش اينه که همه‌مون با همديگه ... درست اونقدري داريم

که بتونيم اينجا يه کارخونه‌يِ عظيم !تأسيس کُنيم

!يه لحظه صبر کُن خُب، نتيجه چي شد؟

،ما يه کارخونه تأسيس مي‌کُنيم !درست همينجا

!تأسيس مي‌کُنيم! تأسيس مي‌کُنيم - !تأسيس مي‌کُنيم -

!«ماکس»! «ماکس» !گاوت به‌همين‌زودي داره ماق مي‌کِشه

!کارول»، بلبلِ تو هم داره برات چهچهه مي‌زنه» - !الهي لال بشه -

!آه، اي سرزمينِ لهستانيان ... اگر فرزندانت همان سان

،که اينک مي‌ميرند از برايت آنان ... بپردازند به کارکردن و تلاشي بي‌پايان

اگر هر کدام، مُشتي خاک ... برگيرند از سرزمينِ پدري‌شان

آنگاه خواهند ساخت لهستان را ايشان .با دستانِ خودشان

!ساکت

!بياييد جلو

آقايِ «ويلچِک»، ميشه 10 روبل به من قرض بدين؟ ... شما که منو مي‌شناسين و مي‌دونين که من

.راشل واسرمان» خوش‌حساب هستم» .«به خدا فقيرم، آقايِ «ويلچِک

،اگه امروز پول تويِ بساطم نباشه چه‌جوري کاسبي کُنم؟

،بدونِ گرويي .قرض نميدم

!آقايِ «ويلچِک»، پول‌تو پس ميدم. به مقدسات قسم .ما نونِ شب نداريم

،بچه‌هايِ صغير دارم. شوهر و مادرم ... همه چشم به‌راه منن

که براشون .يه لقمه نون ببرم

.به من ربطي نداره .بذار سقط بشن

آقايِ «ويلچِک»، اين چه حرفيه؟ !حرفِ به اين زشتي

،«آقايِ «ويلچِک .لطفاً بهم قرض بدين

آخه مگه متوجه نيستين؟

.شما که مردِ خيرخواهي هستين - .گيتلا»، اين سکه‌يِ 10 کوپکي به‌درد نمي‌خوره. يکي ديگه بده» -

.مي‌دونم که شما آدمِ نيکوکاري هستين - .اين سکه به‌درد نمي‌خوره -

.ولي اين که 10 تاست - .گيتلا»، بايد يکي ديگه بدي» -

!بدونِ گرويي، هيچي نميدم - .به خدا نونِ خوردن نداريم -

... حتي مادرِ پيرم - ... خانمِ «واسرمان»، بهتره بري از دامادت -

.پول قرض کُني - !اسمِ اون بي‌همه‌چيزو جلوم نيار -

.شما که خودت خبر داري - .اشتاينووا»، 15 کوپک کم‌آوردي» -

بابتِ جهازِ دخترم 40 روبل پولِ نقد ... گذاشته بودم رويِ ميز

.گفتم 15 کوپک کم‌آوردي - !کم‌آوردم؟ غيرِممکنه -

.اشتاينووا»، معطلش نکُن. اين حرف‌هات تازگي نداره» .پولت هميشه کسري داره. تازه که با هم آشنا نشديم

،اصلاً خودت بشمارشون !«اشتاينووا»

!اون مرتيکه‌يِ بي‌سر‌و‌پا همه‌شو به باد داد آخه همچين سرمايه‌اي رو کجا خرج کرد؟

،«التماس‌تون مي‌کُنم، آقايِ «ويلچِک !مي‌دونم که بالاخره دل‌تون به رحم مياد

.بگير - .به خدا بچه‌هام هيچي واسه خوردن ندارن -

.خُب ديگه - !«آقايِ «ويلچِک -

،بدونِ گرويي !هيچي نميدم

چيه؟ - .يه گرويي دارم -

.برش مي‌دارم

!اوه، کارخونه‌يِ «گُلدبرگ» داره مي‌سوزه - !پست‌فطرت بالاخره کارخونه‌يِ خودشو به آتش کِشيد -

.من از يک ماه پيش مي‌دونستم .با اين وضعي که داشت حتماً بايد مي‌سوخت

.حتي تعجب مي‌کردم چرا اينقدر طولش ميده .به پولِ بيمه که سود تعلق نمي‌گيره

!همه‌چيز رو بشماريد - !سريع‌تر -

ماکس»، اين دعوا‌مرافعه‌هايِ تو با مردم» .عاقبتِ خوشي نداره

به تو چه مربوطه؟ - .با اين دعوا‌مرافعه‌هات کسب‌و‌کارمون رو خراب مي‌کُني -

!کِي؟ کجا؟ چطوري؟

همه‌جا در ملاءِ عام و بلندبلند ميگي که .اکثرِ کارخونه‌دارهايِ ما دزد و کلاهبردارند

!خوب کردم گفتم، و از اين به بعد هم ميگم - !ولي «ماکس»، خوب گوش‌کُن -

ما اومديم اينجا تا کسب‌و‌کار راه‌بندازيم .و حسابي پول دربياريم

!اصلاً تو آدمِ افراطي‌اي هستي

!«اوه، «موريتس»، «موريتس !تو يه جهودکِ پست‌فطرتي

و تو هم، يک آلمانيِ !احمق و احساساتي

داريد بيخودي سرِ يه مُشت حرف .دعوا مي‌کُنيد

.متأسفم که مجبورم برم کارخونه !«ولي «موريتس» حق داره، «ماکس

!بگيريد سمتِ سقف

چه شهرِ زيبايي! ولي آيا من مي‌تونم ازش پولي دربيارم؟

تمامِ اقلام رو !يادداشت کردم

کي مي‌خواد کار کُنه؟ - !من، ارباب! من، ارباب -

!اينقدر هُل ندين، بچه‌ها

!بس کُنين ديگه، يارو‌ها

The Promised Land (Ziemia obiecana) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Promised Land (Ziemia obiecana)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left