कभी ख़ुशी कभी ग़म
The first 200 lines.
چرا يه پدر هيچوقت نميتونه ...به پسرش بگه
که چقدر دوستش داره؟
هيچوقت قادر نيست اون رو در ..آغوش بگيره و بگه پسرم دوست دارم
...ولي مادر
مرتب تکرار ميکنه که دوستت دارم !چه اون گوش کنه چه نکنه
ولي معنيش اين نيست که يه پدر پسرش رو کمتر دوست داره
اينکه يه مادر چقدر پسرش رو دوست داره رو هيچکي نميتونه جوابي بهش بده
!حتي خود مادر
چون اين سوال جوابي نداره
اين فقط يه احساسـه
!احساس مادر
!راهول، پسرم، زندگيم
*گاهي خوشي گاهي غم*
به خاطر عشق بيپايان به پدرها و مادرها" "کارن جوهر
مسابقه بين وداستاک بين المللي و مانورهوسـه
بازي بسيار حساس و جذاب پنج دور و فقط يک توپ
نُه سال که تيم وداستاک قهرمان ميشه
آيا يک توپ ميتونه اين رکورد رو بشکنه؟
کاپيتان ويوک سينک تمام تلاشش رو ميکنه تا تيمش بازنده ميدان نباشه
فقط دو نفر ميتونن نتيجه بازي رو تعيين کنن
دانشجويان همگي هيجانزده هستن
شور و هيجان به اوج رسيده
مانورهوس به 5 دور و 1 توپ نياز داره روهان ميتونه اين کار رو بکنه؟
روهان، روهان، روهان
روهان، روهان
...شکستن رکورد نه ساله وداستاک رو
الان فقط روهان ميتونه عملي کنه
دوست داريم روهان که به نظر غيرممکن مياد-
هيچ چيز غيرممکن نيست، الان تعيين نتيجه کل بازي روي شونههاي روهانـه
مانورهوس اطمينان داره که روهان اين کار رو ميکنه
روهان، روهان، روهان
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: فاطمه - ويرايش: سميرا
اگه توي زندگي ميخواي کسي بشي ...يا به چيزي برسي
اگه ميخواي برنده باشي هميشه به نداي قلبت گوش بده
اگه از قلبت هبچ جوابي نگرفتي
چشمهات رو ببند و به مامان و بابا فکر کن
اونوقت از همه موانع عبور ميکني
و همه مشکلات آسون ميشن و پيروزي مال تو ميشه
!فقط تو
کـــاچــيــن
آره
مامان ، بابا من برنده شدم
من مرد مسابقه بودم
اينجوري بگم که بهترين بودم
بابا توي سي.ان.ان شما رو ديدم عالي بودين
حالا ميدونم که اين خوشتيپي رو از کجا آوردم
بگذريم من امتحانات پايان ترم رو تموم کردم
و براي ديوالي به خونه ميام نميتونم براي ديدنتون صبر کنم
با عشق فراوان روهان
قبل از خونه رفتن به هردوار ميرم تا 2نفر رو ببينم
...دوست دختراي مورد علاقهم رو
هاردوار؟ کدوم دوست دخترتهاردواره؟
مادربزرگ پدري و مادريم
فردا هشت صبح باشه-
دوباره عکس رو ديدي و گريه کردن شروع شد؟
من کجا گريه کردم؟
البته که گريه نميکني کجا گريه کردي؟
مثل اينکه الان بگيم تو خيلي جون هستي
دوباره اول صبح شروع نکن
چي شده لاجوجي؟
اين روزها خيلي به ياد راهول مياُفتم
منم هميشه به يادشام
...ولي توي چند روز گذشته
حس ميکنم خيلي بيقرار شدم
چرا؟
گوش کن ما ديگه عمرمون رو کرديم
درباره خودت حرف بزن من هنوز خيلي جا دارم
باشه ولي من خيلي زود از اين دنيا ميرم
چطور ميخوام با خدا روبهرو بشم؟
چطور بهش توضيح بدم نتونستم خانواده از هم پاشيدهم رو جمع کنم؟
نتونستم نوه بزرگم رو به خونه برگردونم
چطور با اون روبهرو بشم؟
خيلي نگران نباش
...خدا هيچوقت با تو ملاقات نميکنه چرا؟-
چون به ملاقات هيچکي توي جهنم نمياد
خدايا دوباره شوخيهاي تو شروع شد
...سلام خوشگلا
!روهان
مامان بزرگ پسرم-
چه خبر شده مامان بزرگ؟ خيلي سکسي به نظر مياي
ميدونم ، همه همين رو ميگن روهان-
مامان بزرگ
سلام زنده باشي پسرم-
خيلي لاغر شدي پسرم
همه که نميتونن مثل تو پهلون باشن
تو ساکت شو
چي شد مامان بزرگ؟ چي شد؟گريه ميکنه؟-
پس همه چي مرتبه اگه گريه نکنه جاي نگراني داره
ببينش روهان اوه تمومش کنيد -
گريه نکن لاجوجي ديگه گريه نکن
اين گريههاي تو براي روهان سوال ميشه
ما هم هيچ جوابي براي سوال اون نداريم
چکار کنم کوار؟ چکار کنم؟
روهان رو که ميبينم بيشتر به ياد راهول مياُفتم
به نظرت نبايد همه چي رو بهش بگيم؟
چطور بهش بگيم لاجوجي؟ ياش ما رو منع کرده
وقتي که راهول خونه رو ترک کرد روهان حتي اونجا نبود
اون هيچي نميدونه
من فکر ميکنم که بايد همه چي رو بهش بگيم
ار کجا شروع کنيم؟ چي بهش بگيم؟
اون حتي اين رو نميدونه که راهول بچه واقعي ياش و ناندني نيست
اون رو به فرزندي گرفتن
راهول 2 روزش بود که ياش و ناندني اون رو به خونه آوردن
اون با قدمهاي کوچيکش توي قلب همه ما جا باز کرد
اون زندگي ناندني شد و روياي ياش واقعيت پيدا کرد
نُه سال بعد که تو ..به دنيا اومدي
حس کرديم که خانودهمون کامل شده
هنوزم يادم هست ..که جناب عابد گفت
تو براي متولد شدن با سرنوشت جنگيدي
و ميتوني قدرت ما باشي
...راهول اين رو ميدونست که اون؟
راهول 8 سالش بود که موضوع رو فهميد
...همون موقع ياش تصميم گرفت
اين موضوع ديگه هيچوقت توي خونه عنوان نشه
هرگز هيچوقت
راهول پسر ما و پسر بزرگ خونهست
و اين حقيقت رو هيچکي نميتونه تغيير بده
ولي اين واقعيت دوباره بيان شد ناگهاني
و اون آخرين ديوالي بود که راهول کنار ما بود
آخرين ديوالي
"تو مادر من و پدر مني"
"تو مادر من و پدر مني"
"بهترين دوست من و قهرمان هميشگي مني"
دي.جي اوه خدايا!روهان خيلي چاق شدي-
ديگه هيچ لباسي اندازهت نيست
دي.جي چيه؟ بگو دايه جان
"گاهي خوشي گاهي غم"
ما هرگز از همه جا نخواهيم شد" "چه در خوشي چه در غم
"در هر نفسم تو رو حس ميکنم"
"زندگي من زيرسايه تو جاريست"
"در هر نفسم تو رو حس ميکنم"
"زندگي من زيرسايه تو جاريست"
"تا زماني که زندهام عبادت ميکنم"
اينها همه از لطف توست" "گاهي خوشي گاهي غم
ما هرگز از همه جا نخواهيم شد" "چه در خوشي چه در غم
"در هر نفسم تو رو حس ميکنم"
"زندگي من زيرسايه تو جاريست"
"تا زماني که زندهام عبادت ميکنم"
اينها همه از لطف توست" "گاهي خوشي گاهي غم
ما هرگز از همه جا نخواهيم شد" "چه در خوشي چه در غم
"صبح و شب با عشق در مقابل تو شمع روشن ميکنيم"
"به هر چيزي که نگاه ميکنيم تو رو در اون ميبينيم"
"صبح و شب با عشق در مقابل تو شمع روشن ميکنيم"
"به هر چيزي که نگاه ميکنيم تو رو در اون ميبينيم"
"بر لبهاي ما تنها ذکر نام توست"
"بر لبهاي ما تنها ذکر نام توست"
"بذار قلب ما از عشق تو سرشار بشه"
اينها همه از لطف توست" "گاهي خوشي گاهي غم
ما هرگز از همه جا نخواهيم شد" "چه در خوشي چه در غم
مامان چطور هميشه قبل از رسيدنم اومدنم رو متوجه ميشي؟
"گاهي خوشي گاهي غم"
ما هرگز از همه جا نخواهيم شد" "چه در خوشي چه در غم
اوه نه، نه بيا اينجا
اوه خدايا چقدر حس خوبي دارم برگشتم خونه
عاليه
يه چيزي رو بگو راهول ...ايميل، نامه، فکس
همه رو برات فرستادم ولي به هيچ کدوم جواب ندادي، خيلي بيادبي
ننا ام.بي.اي گرفتن خيلي کار سختيـه
مشغول گرفتن ام.بي.اي بودي يا چيزهاي ديگه؟
!يکي ديگه
خب راستش يکي نبود خودت که بهتر من رو ميشناسي
آره تو هوسبازي آره هوسبازم-
بگو راهول تو چي فکر ميکني؟-
...من فکر ميکنم چي فکر ميکني؟-
...فکر ميکنم راهول چي فکر ميکني ننا؟-
فکر ميکنم که هيچکي به جزء من وقتش رو با تو هدر نميده راهول
در ضمن تو چه ميدوني با يه دختر بايد چکار کرد
اوه جدي؟با يه دختر بايد چکار کرد؟
...نکن، نکن، نکن راهول بهم بگو-
اصلاً به ياد من افتادي؟
راستش بگم يا دروغ؟ دروغ-
اگه بخوام دروغ بگم هيچوقت به يادت نيوفتادم
!چقدر بازمره من رو بيخيال تو بگو-
هنوز مثل قبلي يا تونستي يه ديوونه رو عاشق خودت کني؟
تو چي فکر ميکني؟ ...فکر ميکنم
چي فکر ميکني راهول؟
...فکر ميکنم چي فکر ميکني راهول؟-
فکر ميکنم زودتر از تو به اون در ميرسم
جدي؟ جدي-
شرط نبند
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
آره، آره نميخواي مدرسه بري؟
مرسي، بيا بخور امتيازها چطوره؟
صد و چهار تا توي شش دور، عالي نيست؟ خيلي عاليه رفيق، چند تا رفته؟-
آره، آره، آره
خدايا، داداش فکر ميکنم اين بار ديگه هند انگليس رو ميبره
تا لحظه آخر هر چيزي ممکنه اتفاق بياُفته
به هند هيچ اعتمادي نيست تو هيچوقت نميتوني مطمئن باشي روهان
بگير، ديرت نشه -رفت بيرون چه اهميتي داره؟-
انگليس سال 1947 از هند رفت
دي. جي اين پي. جي بود
...يا خدا ...اين پاست يا؟
دايه جان اين هنوز يادت نگرفته بند کفشش رو خودش ببنده؟
چه اشکالي داره؟هنوز بچهست بزرگ که بشه ياد ميگيره
تا شما بهش اجازه ندين چطور ميخواد ياد بگيره؟گامبو
براي چي از لندن برگشتي؟
اينجا چه خبره؟
مامان انقدر به روهان غذا دادين که کدو تنبل شده
آره، آره بخند ...هروقت که رفتم
مدرسه شبانه روزي مدام يادم مياُفتي هيچکي من رو دوست نداره
No comments yet. Be the first to leave one.