The first 200 lines.
!خواهر
!اُه
همه چیز مرتبه
...جیو
ازش محافظت کن
این دخترو میکشم !هر کاری میخوای بکن
...اینو بده به خواهر موتو
اینکارو میکنی؟
برای همین از من استفاده کردی تا مرگ آمامیا رو پنهان کنی
لطفأ منو فرمانده ي جوخه ي ضربت کنين
میکشمش
!مواظبِ خودت باش
چرا اينو ميگين؟
...اون نفرِ بعده
ميکشمش
SAT ايساکي موتوکو عضو گروهِ درسته؟
ميتونيم با هم حرف بزنيم؟
!رئیس
...کادوکورا
!نباید اینکارو بکنین
هنوز زخمهاتون خوب نشدن رئیس چطور تونستین خودتونُ از بیمارستان مرخص کنین؟
رئیس، شما اینا رو تمیز جمع کردین نه؟
اُه، نه من فقط چیزایی که انداخته بودم رو برداشتم
چطور ممکنه این همه آشغال جمع شده باشه وقتی فقط چیزی که انداخته بودین زمینُ برداشتین؟
این لباس
هاه؟ لباسم؟ شما اینو توی بیمارستان هم پوشیده بودین، نه؟
اینو بعد از اینکه از بیمارستان اومدین شستین، نه؟ بله، هیچ کدوم از لباسهام شسته نشده بودن
رئیس
!شما نباید تمیز کردن خونه و شستن لباس ها رو خودتون انجام بدین
چاره ی دیگه ای ندارم
اصلأ تو برای چی انقدر عصبانی ای؟
به خاطر اینکه از بیمارستان فرار کردین
من خوب شدم. اصلأ دیگه لازم نیست تمامِ روز دراز بکشم
مسئله این نیست !خیلی سر و صدا می کنی
شما زخمی شدین
زخم هاتون ممکنه بدتر بشه ...درباره ی اون
اگه نصفه شب از حال برین یا زخمتون خونریزی کنه
اونوقت چیکار میخواین بکنین!؟
اگه نمیتونین توی بیمارستان بمونین
من هر روز میام اینجا
...برای همین...من...من
کادوکورا، من نگرانیتُ درک میکنم
...رئیس
من خیلی زود برمیگردم سر کارم
هاه؟
بعد از ظهر باید یه بازجویی انجام بدم، پس دیگه میرم
اُه، هی. تاکوچی چطوره؟
هنوز هیچ حرفی نمیزنه
!به هر حال، لطفأ مراقب سلامتیتون باشین رئیس
فهمیدم خداحافظ
میتونیم با هم حرف بزنیم؟
هی هی، صبر کن. یه چیز مهم هست که باید در موردش باهات حرف بزنم
تو کی هستی؟
من کسی هستم که اینو نوشت
من کیهارا هستم. یه روزنامه نگار آزاد
!واوو
من احساساتتُ درک میکنم ولی !...استفاده از خشونت یکم
خیلی از خودت مطمئنی
با اینکه اینطور به نظر نمیرسه ولی وقتی مدرسه میرفتم عضو کلوب بوکس بودم
حرف زدن درباره ی نقطه ی قوتت
درست مثل اینه که نقطه ی ضعفتُ لو داده باشی
باشه پس، مراقب خودت باش
!هی. هی. صبر کن
!هی! صبر کن، من باید....! هی
چشمِ چپش آسیب دیده و استخوانِ بینیش شکسته گردنش هم پیچ خورده
یه جای گلوله روی کتفِ راستشه و رباطِ آرنجِ راستش پاره شده
هر جوری که بهش نگاه کنی، فوق العاده اس اووو، آره واقعأ
موتوکو اینکارو کرده؟ یه جورایی باورم نمیشه
کارش زیاده روی بوده
هوم؟
دیگه وقتشه که تاکوچی حرف بزنه
تا حالا که خیلی حرف نزده ولی
دارم سعی میکنم امروز به یه روش دیگه ازش بازجویی کنم
میخوای چیکار کنی؟ باید ببینم چی میشه
اون...عصبانیه؟
خیلی عجیبه که میساکی یه همچین قیافه ای به خودش بگیره
به خاطرِ جوِ بدِ اینجاس، نه؟
آه، شاید با یکی دعواش شده؟
!نوما
خیلی خب، بیا شروع کنیم
کسی که ازت خواست توی دزدیدنِ اون دختر بچه همکاری کنی
پسریه که بهش میگن جیو، درسته؟ درست میگم؟
تو قبلأ عضو نیروهای ضد شورش پلیس بودی
و هیچ مشکلی هم با گروهت نداشتی
و پول خوبی هم درمیاوردی ولی وقتی از ارتش بیرون اومدی
دیگه درآمدی نداشتی، درسته؟
تو، چرا قبول کردی توی این گروگانگیری شرکت کنی
و زندگیتُ خراب کنی؟
تو حتی یه افسرِ پلیسُ کشتی
پدر و مادرت
وقتی کلاس پنجم بودی از هم جدا شدن، درسته؟
مادرت سرپرستی تو رو به عهده گرفت و پدرت سرپرستیِ خواهرتُ
...امسال 26 ساله شد ناکامورا یوکی
ما یکم جست و جو کردیم تا یه عکس پیدا شد
خوشگله، نه؟ ....بسه دیگه
چند وقتِ پیش خواهرت تو محل کارش غش کرد
نتیجه ی آزمایشات نشون داد که خواهرت یه تومور تو سرش داره که بیرون آوردنش کار سختیه
برای همین، چون خرجِ عمل و هزینه های بیمارستان بیشتر از چند میلیون ین می شد
به خاطرِ خواهرت، از نیروی ضد شورش استعفا دادی
و تصمیم گرفتی برای جیو کار کنی درست میگم؟
ایساکی موتوکو بله؟
از امروز به بعد، تو فرمانده ی جوخه ی ضربت هستی
جای افرادِ دیگه رو هم اعضای جدید پر میکنن
شیرایشی، میکامی، چیبا شما سه نفر دستیار فرمانده هستین
کارتونُ درست انجام بدین لطفأ راهنماییمون کنین
!لطفأ راهنماییمون کنین
اینا وسایلِ آمامیاست میخوای چیزی نگه داری؟
با اینکه اینطور به نظر نمیاد ولی من یه مسیحی معتقدم
آمامیا مُرد چون میخواست از یکی دیگه محافظت کنه درسته؟
بله
باعثِ تأسفه
...شیرایشی
میخوای بری دوجو؟ چی؟
میخوایم تمرین کنیم. بریم
دارم میام
اینجا، این تیکه
مطمئنم که داره یه چیزی میگه
...ولی من چیزی نمیبینم
به نظر من تو هر دو ویدئو داره یه چیزُ تکرار میکنه
یعنی، یه جور پیغام قاتل؟
فکر نمیکنم هیچ معنایی داشته باشه
میشه این ویدئو رو بدیم بررسی کنن؟
بررسی کنن؟ پس باید بری به مرکز آنالیز
هی. کارت خوب بود
من اینجا مهمونم برای همین یادم رفته چجوری انجامش بدم
میتونی بهم یاد بدی چطوری تمرین کنم؟
نمیخوام
اُه. بذار یه امتحانی بکنم
من در موردت مقاله نوشتم
خبرنگارا تعقیبت نمیکنن؟
یه جورایی احساس مسئولیت می کنم اونی که داره منو تعقیب میکنه تویی
...اگه یه همچین حرفی بزنی، نمیتونم مخالفت کنم، درسته
نظرت چیه؟ خیلی خوش تیپم، نه؟
این لباسا اصلأ بهت نمیاد
همش به خوش اندام بودن بستگی داره
من که با تو سر قرار نمیرم هی، بیا یکم جدی حرف بزنیم
امکان نداره در موردِ آمامیاست
بالاخره توجهتُ جلب کردم نه؟
در مورد آمامیا چی میخوای بگی؟
...اون سه نفری که تو اون روز دستگیرشون کردی
فقط استخدام شده بودن تا اینکارو انجام بدن. میدونستی؟
استخدام شده بودن؟ بله
مغز متفکر ماجرا هنوز دستگیر نشده
و همین حالا داره با خیال راحت تو شابا قدم میزنه
این همون کسیه که نقشه ی دزدیدنِ توشی نوری رو کشید
...دزدیده شدن توشی نوری
"پلیسا بهش میگن "نقطه ی سیاه آپریل
با اینکه توشی نوری الان سالمه و جاشم امنه
ولی 50 میلیون ین دزدیده شد میدونستی مگه نه؟
نقطه ی سیاه. بله. در موردش شنیدم
گروگانگیر انگشتِ کوچیکِ توشی نوری رو قطع کرد
یکی از گروگانگیرهای ماجرای توشی نوری
همون مجرمیه که توی اگیکوپو دستگیر شد، اُکومورا کازونوری، میشناسیش؟
آره، میشناسمش. خودم دستگیرش کردم
اون اُکومورا که دستگیر شد، سه تا همکارِ دیگه هم داشت
و جسدهایی که توی یه خونه ی متروکه تو نریما پیدا شدن کی بودن؟
چیزی در موردش نمی دونم
به محض اینکه جسدشون پیدا شد
اکومورا توی بیمارستان به قتل رسید
واقعأ؟
کسی که احتمالأ
...همکارهای اکومورا تو دزدیدن توشی رو به قتل رسونده
ملیت، سن و نامش نامشخصه ولی بهش میگن جیو
جیو درسته
جیو اون روز تو صحنه ی درگیری هم حضور داشت
و با اینکه پلیس ساختمونُ کاملأ محاصره کرده بود
جیو تونست به راحتی از اونجا فرار کنه
حالا پلیس داره در به در دنبالش میگرده
تو اینا رو از کجا میدونی؟
به خاطر ارتباطات روزنامه نگاریه
پس، جیو و آمامیا به هم ربط دارن؟
بله
من برای آمامیا احترام زیادی قائلم اون تونست جون گروگان رو نجات بده
ولی واقعأ اون انقدر آدم ضعیفی بود که خیلی راحت با شلیکِ گلوله کشته بشه؟
قبل از اینکه تاکوچی به آمامیا شلیک کنه
آمامیا باید بدجوری زخمی شده باشه
این یعنی کسی اونجا بوده که آمامیا نمیتونسته جلوشُ بگیره
اون آدم جیوئه
نمیتونسته جلوشُ بگیره؟
حتی آمامیا هم نتونست
از دیدنت خوشحالم. من آزوما از دایره ی یکم جنایی هستم
تو کمکِ بزرگی برای همکارات تو صحنه ی جرم بودی، درسته؟
من 10 روز مرخصی بودم و استراحت میکردم ولی از امروز به بعد
من مسئولِ بازجویی از تو هستم امیدوارم باهام همکاری کنی
سؤالی نداری؟
خیلی خب، پس شروع میکنم
برای چی وارد این گروگانگیری شدی؟
تو معتاد نیستی و بدهی ای نداری با اینکه قمار میکنی و می نوشی
ولی تا حالا تو دردسر نیفتاده بودی
پس برای چی خودتُ قاطیِ این گروگانگیری کردی؟
..اینطوری که ما فهمیدیم خواهرت مریضه
اگه به خاطرِ هزینه های بیمارستان به پولِ زیادی احتیاج داشتی راههای زیاد دیگه ای داشتی که اون پولُ جور کنی
دلیلی وجود داشت که نتونستی مثل بقیه پول قرض بگیری؟ هاه؟
چه دلیلی؟ تاکوچی؟
چیه، چیز عجیبی گفتم؟
خودت میتونی اینو باور کنی؟
باور؟
برای اینکه بتونم پول بیمارستان خواهرمُ جور کنم
قبول کردم تو این گروگانگیری با جیو همکاری کنم
شماها میتونین یه همچین توضیحی رو قبول کنین؟
No comments yet. Be the first to leave one.