The first 200 lines.
خدمه پرواز
برای فرود آماده ایم؟
آخ آخ
نه نه نه هنوز خبری از سیگنال نیست
ادامه بدین
باید خیلی زود برسیم آلتوبار
زمان تقریبی ورودمون چیه؟
مان تقریبی ورود؟
بله قربان دو میلی ثانیه کاپیتان
فکر کنم... ببین
این یه سفینه فضایی تفریحی تراکلونیه
عجیبه
کپیش کن کپیش کن
بازم مینیاتور سفینه های کنفدراسیون رو ساختی؟
اممم،خب،بله قربان
بذار ببینم
الان کلکسیونمون تقریبا کامل شده
برای فرود امنه. پلتفورم 253b رو فرود بیارین
عالیجناب برای فرود آماده ایم
خوبه ادمیرال
چی شده؟
ببخشید ادمیرال، یه چیزی بهمون برخورد کرد
اونا
اون فضایی های سطح پایین کوچولوی سبز آزادهنده
وسط جشن توی آلتوبار
چه غلطی میکنن؟
نگو که یه نفر اینواها رو
دعوت کرده
کاپیتان خیلی مطمئن نیستم
ولی فکر کنم گفتن مسیر فرود امنه
خوبه. محکم باشید
بیاین بریم داخل
باید پاهام رو بکشین
محض رضای خدای
هفت میان کهکشانی دیواس، این دیگه چیه؟
هممم
بهم بگین عزیزای من
الان شماها نباید یه جای خیلی دور
و در حال انجام یه ماموریت خیلی مهم باشین؟
یه کم از برنامه ریزیمون جلو افتادیم
ولی نیازی نیست که
به خاطر ما الم شنگه راه بندازی
لطفا به حکمران هور و حکمران منیس خوشامد بگید
کسایی که توپ جشن صلح صد ساله ی ما رو شلیک میکنن
معذرت میخوام
من همیشه توی جشن صلح صدساله گریه میکنم
الو؟
چی؟ داری باهام شوخی میکنی؟
منظورت چیه کار نمیکنه، عزیزم؟
دیروز باید آماده میشد
تا سه و نیم ثانیه دیگه میام اونجا
من من من چرا من؟
این خدمه ی مریحی تفاوت بین
یه جشن ایالتی و پیک نیک باربیکیو رو نمیدونن
و شماها حشره های ژله ای، باهام میاین
اگه بذارم شما اینواس ها یه لحظه هم وارد بشین
جشن داغون میشه
وای!
رباتهای قهرمان؟ فوق العادس
بهشون دست نزنین
اونا تنها رباتای باقی موندن
اونا واقعین؟ واقعی عزیزم؟
اینها تنها رباتهایی هستن
که از جنگ بزرگ باقی موندن
این درخواست ویژه حکمران هور بود
که اینا رو اینجا بذاریم تا همه ببیننشون
هنوزم کار میکنم؟ قابل استفادن؟
راستشو بگو، چرا برات مهمه؟
معلومه که کار نمیکنن
انرژی ندارن
غیرقابل استفادن. نابودن. خرابن
این یعنی فقط واسه دکور اینجان
قربان، آتیش بازی حاضره
ولی مثل اینکه یه اشتباهی
واسه کنترل به وجود اومده
وای خدا، این خیلی با درجه من متفاوته
به نظرن من شبیه یه برقکارم؟
زود. زود. درستش کن
من من من چرا من؟
همممم
آروم باشید رفقا. محکمه
انگشت کدوم بیگانه کوچولویی قراره دکمه رو فشار بده؟
ولی ایستادن کتار توپ ها
وقتی آتیش بازی شروع میشه ممکنه خطرناک باشه
خطرناکه؟
چیزی که برای تو خطرناکه اینه که
وقتی سخنرانی حکمران تموم شد
من توی این آسمون کوچولو
هیچ آتش بازی و جرقه ای نبینم
شنیدی چی گفتم؟ چطور جرات میکنی...
وای
هی یه کم زود شروع نکردن؟
فاجعه
این تنها چیزیه که از پس اینواس ها برمیاد
رعیت های اصلاح ناپذیر
رهبران سیارات
برای جشن میان اینجا
نمیتونیم اونا رو توی خطر بندازیم
ولی عالیجناب، ما میخوایم توی مهمونی بمونیم
این هفت موجود بی مغز
باید ثبل از اینکه تمام جشن رو خراب کنن
از پایتخت سیاره خارج بشن
ولی قربان
باید درک کنین
این جشن...
شماها یه تهدید هستین
این اتفاقی نیست که دلمون بخواد رخ بده
کنفدراسیون میان سیاره ای
هیچ نیازی به اینواس ها نداره
متاسفم ولی ما ازتون میخوایم
برین بیرون!
درک کنین... بیرون!
آآآآ
گورتون رو گم کنین
اگه از نظرتون اشکالی نداره
متاسفم
بیخودی احساساتی شدیم
بخاطر هیچ و پوچ بهترین یونیفرمم رو پوشیدم
چی با خودشون فکر میکردن که خیال میکردن ما اشتباه نمیکنیم؟
تبریک میگم به همه
همتون کارتونو عالی انجام دادین
مطمئنم هیئت ژوری علمی
یه نگاهی میندازن
و با من موافقت میکنن که شما شایستگی جایزه نفر اول رو دارین
بیاین. بریم
اگه میخوایم به رصدخانه برسیم
بهتره همین الان راه بیوفتیم
گریگوری
گریگوریو
گریگوریو
زودباش فیبی. وقتشه سوار اتوبوس شیم
برادرمو دیدین؟
خوشبختانه، نه
هممم
گریگوریو،بدون ما میرن
مهم نیست
بدون تلسکوپ
رفتن به رصدخانه به چه دردمون میخوره؟
آه اوه، البته
رصدخانه ها معمولا تلسکوپ ندارن
ها؟
مثل مال ما نیستن ایناهاش
ها!
شانسمونو از دست دادیم
دیگه سروقت نمیرسیم اونجا
آروم باش. شبیه شلدون رفتار نکن
تکون بخور میتسو
روح زانزا رو پرتاب کن. زودباش
دارم سعی میکنم ولی این وسیله احمقانه نمیخواد...
زودباش میتسو هنین الان انجامش بده
لعنتی. باطریم تموم شد
باید دوباره شارژش کنم. فعلا بچه ها
گریگوریو فکر نمیکنم این کار خنده دار باشه
کجایی؟
هی؟
آخرین آزمایشمون روی این دستگاه یه شکست کامل بود
آره، قبل از این بود که یه کم تغیرش بدم
الان حاضره این صندلی...
این از کجا میاد؟
از روی دوچرخه تانک برداشتمش
اصلا نمیخواستش
اون تیکه آشغال رو توی گاراژ من جا گذاشت
هیچوقت هم نیومد پسش بگیره
واو
گریگوری
گریگوری
شنیدی؟
گریگوری دیوونه شدی؟
صندلی دوچرخمو پس بده
گریگوری
گریگوری
Hasta la vista, Tanque.
بیخیال
با برادرای جاستین عکس گرفتی؟
هیچکس بهشون نزدیک نیست
جذاه
واسه همینه که دوربینمو جا گذاشتم
اگه آنلاین پستش کنم
ممکنه فکر کنی فتوشاپه
ماری آن، دیوونه شدی؟
بردن این دوربین به سفر؟
ممکنه اون عکس رو از دست بدی
گریگوریو
آه
آی
رفقا، دارم بهتون میگم. حقیقت اون بیرونه
آره،درست توی ویکیپدیا
بیخیال بانانا
بیگانه های رزول؟
ولی اونا نزدیکن و همیشه ما رو میپان
ها؟ مممم
بریم. اتوبوسو از دست میدیم
این مامور مولدری که اینجاس میتونه با بشقاب پرندش بیاد
آه! آه!
کار نمیکنه. صبر کن، باید گرم بشه
فقط صبر کن
ها؟ ها؟
آه!
یه روزی... یه روزی بهتون نشون میدم که اونا بین ما هستن
و اونا چندین سال نوری از شما کله بزی ها باهوش ترن
No comments yet. Be the first to leave one.