The Boat

The Boat (El barco)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

El Barco S02E14 La noche de Reyes 720p BluRay FLAC2 0 x264-SbR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 14 El.Barco زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-22
Downloads: 38
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قبلاً

سرطان داره سریع‌تر از چیزی که فکر می‌کردم پیشرفت می‌کنه.

ممکنه وارد مرحله جدیدی شده باشه.

تو به سالومه درباره آپارتمان‌های خیالی میگی

و می‌خوای بچه بیاری، ولی حتی نمی‌تونی بهش بگی مریضی.

یکی دیشب وارد کشتی شده بود.

اونا جولیان و بابل رو دزدیدن.

شاید به زودی یه چیزی برای جشن گرفتن داشته باشیم.

یه ملوان کوچولوی دیگه.

بذارید بریم بیرون. بذارید بریم بیرون. بذارید بریم بیرون!

دیروز من تو رو بوسیدم و حالا دارم به خودم شک می‌کنم.

من عاشق ویلما شدم.

متاسفم برای اونایی که باور دارید،

ولی از امروز کشیشی رو کنار میذارم.

هیچ‌کس منو جدی نمی‌گیره، پالومارس.

تو با یه دختری مثل من قرار میذاشتی؟

معلومه که آره.

من نمی‌خوام با پیتی این کارو کنم. اون منو انتخاب کرده.

ویلما، چیزایی هستن که نمی‌تونی انتخاب کنی.

چیزایی که بهشون فکر نمی‌کنی، فقط حسشون می‌کنی.

یالا بچه‌ها، واینستید. الان بهترین قسمتشه، درسته؟

بوسه آخر.

نه، درسته. شما قبلاً بوسیدید.

تو کلاس، درسته؟

میشه همزمان دو نفر رو دوست داشت؟

من بهت نیاز دارم که دوباره کشیش بشی.

بابل و عمو جولیان گم نشدن.

پس کجان؟ اونا رفتن سفر.

مثل آینوا و اولیسس؟

آره، عزیزم. بابا.

من دیگه نمی‌خوام رو کشتی باشم.

خسته شدم. میشه الان بریم؟

تا امروز صبح متوجه نشدم که تو مهم‌ترین آدم برای منی.

حالت خوبه؟ آره؟

ریکاردو. جولیا! نه، نه!

جولیا! حالت خوبه. حالت خوبه.

نگران نباش، عزیزم. تو خوبی.

بابل، اونا چه غلطی باهات کردن؟

پادشاهان دانای عزیز،

امسال یه اتفاقات بدی افتادن

و من خیلی خوشحال نیستم.

ولی سعی می‌کنم لبخند بزنم.

چون اگه لبخند نزنم، بابا ناراحت میشه.

بهت گفتم، با این حالتت نباید کارای فنی کنی.

بازم همین بساط. دکتر هی داره منو آزمایش می‌کنه.

آخرینش همین ده دقیقه پیش بود. من خوبم، لعنتی!

فقط اینکه منم مثل بقیه دارم یخ می‌زنم.

ببین، ۵ درجه سانتی‌گراد. حالا دیگه داری درباره آب و هوا حرف می‌زنی.

جولیان، تو مریضی حتی اگه الان بهتری.

باید دراز کشیده باشی و استراحت کنی.

ریکاردو.

جسارت نباشه،

ولی تو این بیماری رو می‌شناسی. زنت از همین بیماری مرد.

و تو می‌دونی که منم خیلی وقت تو رختخواب می‌گذرونم. مطمئناً.

چقدر وقت برام مونده؟ دو ماه دیگه قبل از اینکه دوباره مریض بشم؟

چون حتماً میشم، این مطمئنه.

مثل همه آدمایی که این چیز تو بدنشونه.

الان حالم خوبه. من خوبم.

از این وقت استفاده می‌کنم که برای سالومه و بچه یه آپارتمان بسازم.

اگه اون نخ رو پیدا کنم. مطمئنم اون زن برش داشته.

برای خورشت. فکر کنم تو آشپزخونه است.

امسال می‌خواستم یه خرس عروسکی دلقک بخوام،

یه عروسک که جیش می‌کنه، یه کلاه کاپیتانی،

یه کیف لوازم آرایش مثل کیف آینوآ.

کلمه "اسب آبی" با دوتا "پ" نوشته میشه؟

نمی‌دونم.

ولی اصلاً دلم نمی‌خواد چیزی بخوام.

چون مامان و آینوا اینجا نیستن.

و چراغ کریسمس یا زرق و برق هم نداریم.

اصلاً حس کریسمس نیست.

پس فکر نکنم شما بیاید.

اینا رو... تو کابینت دیدمشون.

نامه‌هایی برای پادشاهان دانا. دارید با هم می‌نویسید؟

ذغال گیرت میاد. صورتت خیلی سرده.

پر از چیزای مختلفه!

نخ کجاست؟

عزیزم، چیکار می‌کنی؟ چرا داری نامه‌تو پاره می‌کنی؟

نامه برای چی می‌خوام؟

که پادشاهان دانا برات کادو بیارن.

ولی اونا نمیان.

نمیان؟ چرا؟

چون شترها نمی‌تونن شنا کنن.

کی بهت گفته شترها نمی‌تونن شنا کنن؟

خانم مایکما بهمون گفته بود که شترها نمی‌تونن شنا کنن.

خانم مایکما؟ به من گوش کن.

شترهای پادشاهان دانا جادویی هستن، مثل خودشون.

وگرنه چطور فکر می‌کنی بچه‌های تنریف کادو می‌گیرن؟

یا از هر جزیره دیگه؟ آره.

من یه بار یه پسربچه اهل مینورکا رو دیدم.

و اون یه دوچرخه داشت

که از بالتازار گرفته بود.

آره، بابل راست میگه.

اگه می‌خوای کادو بگیری باید نامه رو بفرستی.

و چطور می‌تونم بفرستمش اگه صندوق پست نداریم؟

تو دریا آدما نامه رو توی بطری می‌فرستن.

آدما از زمان دزدان دریایی این کارو کردن.

ما تیکه‌ها رو به هم می‌چسبونیم و اونو با پست دریایی می‌فرستیم.

نگاه کن. بیا دنبال گوشه‌هاش بگردیم.

اینم یه گوشه. اول چهار تا گوشه.

می‌خوای بچسبونیش؟ البته، بگیر.

فکر کنم اندازه‌اش اشتباهه.

سلام، خوشگله.

سول! سول، ببین.

تمومش کردم.

خیلی خوشگلی! عالیه!

ای بابا، استلا! تو اولین گاو نر توی یه صحنه تولد مسیح زنده‌ای

که به جای بیضه‌هات، یه عالمه پستان‌های گنده داری!

همینه!

استلا، خیلی خوشگلی. خیلی جذابی!

پیتی، تو خیلی حال بهم زنی.

ناراحت نشو، استلا.

من اتفاقاً همینو ترجیح میدم. من یه جفت سینه رو به بیضه ترجیح میدم.

پیتی!

اگه لباس استلا به نظرت به اندازه کافی واقعی نیست،

چرا شاخ‌های کلفت‌تو بهش قرض نمیدی؟

همینه! آفرین!

بیخیال، پیتی. میدونی چیه، سول؟

توی روابط آزاد،

خیانت محسوب نمیشه. آره، درسته.

حتماً. البته.

تو رابطه آزاد داری؟

بله، یه رابطه آزاده.

ما میتونیم یه کم شیطنت کنیم.

میتونیم رابطه داشته باشیم، سر و گوش آب بدیم.

مثل کاری که من با استلا کردم.

آره!

تو یه عوضی‌ای. یا با دولسه، یا حتی با دکتر.

آره!

ولی شاید این برای مغز دهاتی تو خیلی پیچیده‌اس که بفهمی.

همینه که هست.

من ترجیح میدم یه مغز دهاتی داشته باشم، پیتی،

ببینید، دخترا،

تا یکی که نمیذاره ببینم رابطه‌ام مرده.

رابطه تو با ویلما تموم شده. تمام.

اگه مرده، چرا بهم نگفت؟

چرا با من بهم نزده؟

نمیدونم، پیتی. شاید احساس گناه میکنه.

دوستت داره، دلش برات میسوزه.

بعضی چیزا رو لازم نیست با صدای بلند بگی.

قبول کن. تو و ویلما دیگه با هم نیستید.

عزیزم، میتونم نامه‌ات رو بخونم تا ببینم چه کادوهایی میخوای؟

نه بابا، برای تو نیست. نمیتونی بخونیش.

آره، مثل وقتی که شمع‌های کیک تولدتو فوت میکنی.

اگه بگی چی آرزو کردی، برآورده نمیشه.

با سه پادشاه خردمند هم همینه.

درسته، معاون اول؟ آره، حتماً.

با تولدت، با فرشته دندون،

با سه پادشاه خردمند که دیگه بدتر. اگه بگی، حتماً خرابش میکنی.

یا شاید هم نه.

چی میشه اگه نامه اشتباه املایی داشته باشه؟

درست نیست براشون نامه‌ای با اشتباه املایی بفرستی.

فکر میکنن توی کشتی مدرسه نمیری و این درست نیست.

بابا، اشتباه املایی مهم نیستن.

بچه‌ها اشتباه املایی دارن،

ولی سه پادشاه خردمند اهمیت نمیدن.

من انقدر زیاد ندارم.

"اسب آبی" با دو تا "پ" نوشته میشه، درسته؟

تو یه اسب آبی خواستی؟ اسب آبی رو واسه چی میخوای؟

چون باهات میمونه.

وایسا! وایسا عزیزم.

من میندازمش. تو برو تو وگرنه اینجا سرما میخوری.

بعداً میندازمش تو دریا. یالا، برو تو!

نه بابا. نامه‌ منه و من میخوام پرتش کنم.

نه!

تو یه کله پوکی. تقصیر توئه که اون نامه رو انداخت.

حالا چطوری بفهمم...؟

چطوری بفهمم سه پادشاه خردمند نامه رو میگیرن یا نه؟

بابِل، تو میدونی والریا چی خواسته؟

نه.

چی شده عزیزم؟ چرا قیافه‌ات گرفته‌اس؟

چی شده؟

من به سه پادشاه خردمند یه نامه نوشتم.

عالیه! ...و انداختمش تو دریا.

هیچ درخت کریسمسی نیست که کادوها رو زیرش بذاریم،

و دنیا ناپدید شده،

پس فکر نمیکنم اونا بیان.

عشق من، شاهزاده کوچولوی من،

گوش کن سالومه چی میخواد بهت بگه.

حتی اگه دنیا ناپدید بشه،

حتی اگه خورشید و ماه غروب کنن،

و دیگه هیچ وقت برنگردن،

سه پادشاه خردمند جادویی هستن.

و اونا همیشه میان. همیشه، عزیزم.

فکر کنم این بار نمیان.

والریا در بطری‌شو اشتباه بست،

و داره غرق میشه.

سه پادشاه خردمند ۳۰ متر پایین‌تر پیداش نمیکنن.

والریا هیچ کادویی نمیگیره.

دیدی واسه چی میخواستم کادوها رو بدونم؟

اگه اتفاقی افتاد و نامه به دستشون نرسید.

باید واضح‌تر میگفتی، بابا. من از کنایه سر درنمیارم.

لنگر میندازم تا برم پایین دنبال بطری.

تازه فهمیدم!

چیزی رو که خواسته بودم، با صدای بلند گفتم.

خداحافظ، اسب آبی.

محکم‌تر، رامیرو.

الان میترکی!

نه، رامیرو، پیتی حق داره.

تا حالا یه گاو نر با سینه دیدی؟

نه، درسته؟ نه.

The Boat subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left